
به قلم سیدجواد میری؛ جامعهشناس و عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم و مطالعات فرهنگی
هر جنگی یک بعدی دارد و این مرحله بعد از جنگ زمانی است که اهل فکر و نظر باید مبتنی بر بینش و آگاهی و فرونسیس «نقشه راهی» پیش پای جامعه ترسیم کنند.
اما این نقشه باید آنقدر شمولیت داشته باشد تا بتواند چتری گسترده بر روی تمامی داشتههای جامعه بگسترد و زیر آن چتر بزرگ همه آحاد جامعه از تمامی سلائق جمع شوند و برای هدف مشترک که همان ساختن جامعهایی مبتنی بر عدالت و قسط و آزادی و آگاهی باشد.
این مهم زمانی ممکن و میسور است که حاکمانی قدرت را به دست گیرند که حکمشان مبتنی بر حِکمتشان باشد و این حکمت است که الفت در دلهای آدمیان ایجاد میکند و صفوف وحدتآفرین بین اقشار مختلف جامعه خلق میکند و این میشود «ریشههای قدرت» در جامعه معقول.
شاید ما در حال نزدیک شدن به آن نقطه «بعد از جنگ» هستیم ولی برای رسیدن به نقطه تعادل در جامعه نیازمند ادراک نوینی از «خویشتن جمعی» خود به مثابه یک جامعه هستیم.
باید ایران را جهانی ببینیم و جهان را ایرانی ببینیم و دیالکتیک بین این دو ساحت را در تمامی سطوح فلسفه سیاسی خویش وارد کنیم و مبتنی بر آن جان و جهان خویش را بازسازی کنیم.
شاید امروز هنگامه پرسیدن سوالات سخت از خود است که چرا در این جنگ افتادیم و چگونه میتوان دستاوردهای این جنگ را تبدیل به قدرتی فراگیر در تمامی عرصهها نمود که مبتنی بر آن در قرن پیش روی گرفتار امیال و هوسهای دیگران در بستر سیاست آشوبناک «دیکتاتوری سیارهای» نشد.
در این زمینه بیشتر بخوانید: متخصصان علوم انسانی درک خود را از جهان، منطقه و جایگاه ایران بازنگری کنند
انتهای پیام