
به گزارش ایکنا، انجمن آثار و مفاخر فرهنگی در راستای تکریم و معرفی اندیشمندان و مفاخر برجسته تمدن اسلامی - ایرانی، آیین بزرگداشت «ملاصدرا»، را عصر امروز 2 خردادماه با محوریت «بازخوانی حکمت صدرایی در جهان امروز» برگزار کرد. این نشست علمی با حضور جمعی از برجستهترین استادان و صاحبنظران فلسفه و حکمت اسلامی از جمله آیتالله سیدمصطفی محقق داماد، غلامرضا اعوانی، منوچهر صدوقیسها، قاسم پورحسن و محمود شالویی به صورت مجازی انجام شد.
آیتالله سیدمصطفی محقق داماد، عضو پیوسته فرهنگستان علوم، در بخش محوری این نشست به تبیین دقیق حیات علمی ملاصدرا پرداخت و اظهار کرد: صدرالدین محمد بن ابراهیم شیرازی که در میان عامه به ملاصدرا شهره است، در دوران حیات خود نزد اهل دانش با القابی نظیر صدرالحکما و صدرالمتألهین شناخته میشد. وی که در سال ۹۷۹ قمری در شیراز متولد شد، پس از بهرهمندی از علوم عقلی نزد میرداماد و علوم نقلی نزد شیخ بهایی، مسیر پرفراز و نشیب علم و عرفان را پیمود.

وی افزود: ملاصدرا پس از بازگشت به شیراز، در پی برخوردهای نامناسب برخی مدعیان علم، راهی روستای کهک در حوالی قم شد. این دوران انزوا، فرصتی برای مجاهدت، تزکیه و تصفیه نفس فراهم آورد تا او از طریق تحمل مشقت و تلاش بیوقفه، دریچهای به عالم قدس بگشاید و میان حقایق حاصل از استدلال برهانی و حقایق حاصل از مکاشفات قلبی، وحدت ایجاد کند.
رئیس گروه مطالعات اسلامی فرهنگستان علوم در ادامه به دوران تدریس و شاگردپروری ملاصدرا اشاره کرد و گفت: این حکیم برجسته بخش قابلتوجهی از زندگی خود را در قم و مدتی را در مدرسه خان شیراز صرف آموزش کرد. تربیت شاگردان ممتازی چون فیض کاشانی، عبدالرزاق لاهیجی، سرمد کاشانی، ملا علیرضا بن محمد آقاجانی و دیگر حکیمان نامدار، محصول همین دوران پربار است.
محقق داماد با اشاره به اینکه ملاصدرا ساختار نوین فلسفی خود را تحت عنوان «حکمت متعالیه» بر پایه توفیق و هماهنگی میان «عقل»، «کشف» و «دین» بنیان نهاده گفت: او در آثار خود، از جمله در کتاب «اسرار الآیات»، بر این نکته تصریح دارد که حقایق دینی و معارف الهی را نه تنها از طریق برهان، بلکه با عینالیقین و شهود باطنی دریافته و به آن ایمان آورده است.
این استاد فلسفه با تأکید بر اهمیت کتاب «الحکمه المتعالیه فی الاسفار العقلیه الاربعه» بهعنوان اثر مادر در منظومه فکری صدرالمتألهین، خطای برخی خاورشناسان در تفسیر واژه «اسفار» را تصحیح کرد و گفت: برخلاف تصور برخی که اسفار را جمع سِفر (به معنای کتاب) دانستهاند، خود مؤلف در مقدمه کتاب به صراحت بیان میدارد که این اثر بر پایه چهار سفر سلوک عارفان ترتیب یافته است: ۱. سفر از خلق به حق؛ ۲. سفر از حق به حق در حق؛ ۳. سفر از حق به سوی خلق (همراه با حق)؛ ۴. سفر همراه با حق در خلق. ملاصدرا با استناد به این چهار مرحله از سیر و سلوک سالکان، توانست حکمتی نو در جهان اسلام بنا نهد که امروز نیز همچنان راهگشای پرسشهای فلسفی است.
محمود شالویی در تبیین جایگاهِ ممتازِ صدرالمتألهین شیرازی، ملاصدرا را مصلح بزرگ اندیشه دانست که توانست میان جریانهای متضاد کلامی، عرفانی و فلسفی، وحدتی کمالبخش ایجاد کند.

رئیس انجمن آثار و مفاخر فرهنگی، در سخنانی با اشاره به جایگاه یگانه صدرالمتألهین در تمدن اسلامی اظهار کرد: پیش از ظهور ملاصدرا، جریانهای فکری متعددی در جهان اسلام حضور داشتند که اغلب در تقابل با یکدیگر بودند؛ از نزاع کلامی جبریون (اشاعره) و اختیاریون (معتزله) گرفته تا جریانهای فلسفی مشاء و اشراق و عرفان نظری محیالدین ابنعربی. صدرالمتألهین با دقتی مثالزدنی، تمامی این مکاتب را مورد نقد و بررسی قرار داد و هیچیک از این مکاتب را بهتنهایی جامع و کامل ندانست، اما در عین حال، فضایل هر یک را نادیده نگرفت. او با نبوغ خود، میان عقلانیت برهانی و ذوق عرفانی، وجه مصالحهای ایجاد کرد تا این اندیشهها در کنار یکدیگر، یکدیگر را تکامل بخشند.
وی تصریح کرد: نامگذاری فلسفه او به «حکمت متعالیه» از آنروست که او عصاره مکاتب گوناگون را گرد آورد و به یک وحدت وجودی رسید. همانطور که خود ایشان در «اسفار» بیان میکند، تضادها در نظام هستی، به معنای تقابل ویرانگر نیست؛ بلکه عاملی برای تکامل است؛ بهگونهای که دو موضوع متفاوت، بهجای تخریب یکدیگر، همدیگر را به کمال میرسانند.
رئیس انجمن آثار و مفاخر فرهنگی با اشاره به استمرار این جریان فکری توسط بزرگانی چون حاج ملاهادی سبزواری و علامه طباطبایی، تأکید کرد: امروز جهان، بهویژه جوامع اسلامی، به شدت نیازمند چنین الگوی وحدتبخشی است. در دنیایی که با چالشهای فکری و مکاتبِ ماتریالیستی روبهروست، بازخوانیِ اندیشههای ملاصدرا میتواند پاسخهای معرفتی درخوری برای شناخت حقایق عالمِ هستی ارائه دهد.
شالویی در پایان اظهار کرد: هویت انسان با معرفت گره خورده است. پرداختن به شخصیت و اندیشه ملاصدرا، راهکاری است تا زندگی بشر در جهان کنونی از «معنا» تهی نشود. این حکمت، سرشار از شهدِ زیباییها و شیرینیهایی است که میتواند انسان را از آفتهای پوچی و شهوترانی رهانیده و به کمالِ حقیقی راهنمایی کند.
غلامرضا اعوانی رئیس سابق مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران در سخنانی با اشاره به جایگاه حکمت در فرهنگ ایران، اظهار کرد: عظمت ایران در حکمت است؛ شما در سایر کشورهای اسلامی با جریانی از حکمت که در فرهنگِ ایرانی وجود دارد مواجه نمیشوید. برعکس گرایشهای ضدعقلی که در سایر فرهنگها فراوان است، در ایران یک جریان مستمر حکمی، چه قبل و چه بعد از اسلام، وجود داشته است.

اعوانی با بیان اینکه دین اسلام اصل همه ادیان را «حکمت» میداند، افزود: قرآن کریم مسلمانان را به جستوجوی حکمت در همه فرهنگها تشویق کرده است. در این نگاه، میان حکمت و فلسفه تفاوتی نیست و هر دو در پی حقیقتاند. در عالم اسلام، چهار مکتب مشاء، اشراق، مکتب ابن عربی و حکمت متعالیه داریم که علیرغم اشتراک در هدف، تنها در روش با هم تفاوت دارند.
این استاد فلسفه، صدرالمتألهین را «کمال دوره حکمت در اسلام و ایران» دانست و تصریح کرد: او با طرح نظریاتی چون اصالت وجود و حرکت جوهری، برای نخستینبار مسائلی را مطرح کرد که در تاریخ فلسفه سابقه نداشته است. ملاصدرا تمام تاریخ فلسفه را در کف دست داشت و با دسترسی به منابع دستاول بهویژه نسخههای خطی احیا شده در دوره صفویه توانست دانشی جامع فراهم کند.
اعوانی با اشاره به مفهوم «حکمت متعالیه» گفت: ملاصدرا حکمت را دارای مراتب تشکیکی میداند که از حکمت بحثی آغاز شده و به حکمت ذوقی و در نهایت حکمت قرآنی میرسد. او نظریه «تعالی» (تشبّه به خداوند) را که از افلاطون آغاز و توسط سهروردی وارد فلسفه اسلامی شده بود، به کمال رساند.
وی در پایان تأکید کرد: بزرگترین دستاورد صدرالمتألهین، اثبات پیوند وثیق میان حکمت رسمی (افلاطون، ارسطو و ابنسینا) با حکمت قرآنی است. برخلاف دیدگاه تفکیکیها که میان این دو جدایی قائلاند، ملاصدرا نشان داد که مبادی حکمت برهانی و عرفانی، با مبادی قرآنی ارتباطی عمیق و اشتراک معنوی دارند. ملاصدرا راهی را گشود که برای فهم حکمت دینی باید از حکمت رسمی استفاده کرد.
منوچهر صدوقیسها استاد و پژوهشگر حکمت و عرفان اسلامی در ادامه به ناگفتههای تاریخی در احوال صدرالمتألهین شیرازی و بر ضرورت بازنگری در تاریخ رحلت و همچنین دفاع از ساحت علمی و اخلاقی این فیلسوف بزرگ تأکید کرد.
صدوقیسها با تأکید بر اینکه برخی از اساتید ملاصدرا در منابع موجود مغفول ماندهاند، به دوران حضور ملاصدرا در کاشان اشاره کرد و گفت: صدرالمتألهین در دوران تحصیلات اولیه در کاشان همراه با پدرش، شاهمرتضی، بوده است؛ شخصی که خود از حکمای برجسته و عرفای زمانه بود. ملاصدرا و پدر فیض کاشانی، هر دو داماد استاد خود (شاهمرتضی) بوده و با مکتب جمالالدین محمود و طریقت حکمای دشتکی و محقق دوانی را داشته است.

این پژوهشگر فلسفه با نقد تاریخنگاریهای رایج که وفات ملاصدرا را سال ۱۰۵۰ قمری میدانند، اظهار کرد: بنا بر مستندات موجود در «جنگ علمالهدی» (فرزند فیض کاشانی)، تاریخ صحیح رحلت صدرالمتألهین، سال ۱۰۴۵ قمری است. ملاصدرا در مسیر سفر حج و در شهر بصره از دنیا رفته و پیکر وی بعدها برای تدفین به نجف اشرف منتقل شده است که این تفاوتِ ۵ ساله، نکتهای کلیدی است که باید در تمامی زندگینامههای صدرالمتألهین تصحیح شود.
صدوقیسها در بخش پایانی سخنان خود به نقد رایجی پاسخ داد که چرا ملاصدرا مطالب حکمای پیشین مانند فخر رازی را بدون ذکر منبع نقل میکند بیان کرد: این نقد که ملاصدرا مطالب را به نام خود نقل میکند، مطلبی است که باید «حمل بر صحت» شود. او نیازی به این کار ندارد و اساساً ساحت او از اینگونه اعمال مبرّاست.
این محقق با ذکر تجربه خود در تصحیح «رساله المسائل القدسیه» توضیح داد: هنگام تصحیح دیدم عبارات بسیار آشناست، اما منبع آن را نمییافتم. در نهایت متوجه شدم این مطالب، عین عبارات کتاب «مشاعر» است که ملاصدرا سالها قبل نوشته بود. ملاصدرا دارای حافظهای فوقالعاده و تصویری بوده است، هر چه را میدیده، در ذهنش نقش میبسته است. هنگام نگارش، به دلیل غرق شدن در حقایق فلسفی و تلاطم دریای ذهن، مطالب (چه از خود و چه از دیگران) بدون ارجاع مستقیم به قلم آورده و ایشان دیگر عنایتی به این نداشته که این مطلب متعلق به چه کسی است. آنچه برخی به عنوان «سرقت علمی» تفسیر کردهاند، در واقع نتیجه حافظه بینظیر و انغماس عمیق آن حکیم در معارف عالیه بوده است.
قاسم پورحسن استاد فلسفه دانشگاه علامه طباطبایی در ادامه با رویکردی انتقادی نسبت به تفکرِ غربی، اصالت وجود نزد صدرالمتألهین را پاسخی کارآمد برای عبور از بحران معنا و اصالت نام در جهان معاصر معرفی کرد.
وی با تبیین پیوند عمیق میان وضعیت کنونی بشر و فلسفه صدرالمتألهین، اظهار کرد: بحران معنا در عصر مدرن به یکی از چالشهای اصلی تبدیل شده است. برخلاف تصور رایج، ملاصدرا نه یک فیلسوف انتزاعی، بلکه متفکری است که نگاه هستیشناسانه او میتواند گرهگشای بحران فقدان معنا باشد.

پورحسن با استناد به آرای ادموند هوسرل، بیان کرد: هوسرل معتقد است علم مدرن به دلیل ریاضیسازی و تکنیکیشدن، از جهان زیسته و معنای انسانی فاصله گرفته و در دو سطح دچار بحران شده است: نخست در روش و دوم در بنیانهای معرفتی. نتیجه این وضعیت، پدید آمدن «بحران معنا» و «تهیسازی» است که نیچه نیز به آن اشاره دارد.
این استاد فلسفه با ابداع اصطلاح «اصالتِ نام» برای وضعیت مدرن، تصریح کرد: بشر امروز، هویت خود را به جای پیوند با حقیقت هستی، به برچسبها و نامها گره زده است؛ برچسبهایی مانند تعداد لایک، برند لباس، مدرک تحصیلی یا طبقه اجتماعی که همگی نسبی، ناپایدار و بیمعنا هستند. اینجاست که انسان در کلاف سردرگمی گرفتار شده و میپرسد آیا این زندگی، ارزش زیستن دارد؟
پورحسن با تأکید بر ضرورت بازخوانی بومی سنت فلسفی ایران، گفت: ملاصدرا به ما میآموزد که هویت، «وجود» است. هرگاه انسان علم بیاموزد، مرتبه وجودیاش تشدید میشود، نه اینکه تنها نامی بر او افزوده شود. نقطه طلایی پاسخ به بحران معنا همینجاست: معنا، امری بیرونی نیست؛ بلکه خود بیشتر و افزونتر شدن هستی انسان است.
وی افزود: اگر من هنر را نه برای «فروشِ تابلو»، بلکه برای «شدت و ضعفِ حضور در لحظه خلق» بخواهم، معنا با عمق وجودی من گره میخورد. بنابراین، معنای زندگی در ملاصدرا به «هویت»، «آگاهی» و «اراده» بازمیگردد.
وی با اشاره به بیپناهی انسان در برابر نظامهای قدرت گفت: در غرب، اخلاق و حتی حیات انسان تابعی از نظامهای قدرت شده است، اما در فلسفه ملاصدرا، به دلیل حرکت جوهری و سیر از نقص به کمال، انسان دارای «غایت» است. بازگشت به این سنت، بازگشت به هدف زندگی که همان قرب الهی و تشبه به خداوند است. انسانی که مقصد نهایی خود را گم نکرده باشد، دچار بحران بی معنایی نمیشود.
وی در پایان با معرفی کتاب «معرفتشناسی فلسفه تطبیقی»، از پژوهشگران دعوت کرد تا به جای تقلید از پاسخهای غربی، با بازخوانی انتقادی سنت خود و با بهرهگیری از پرسشهای مدرن، ظرفیتهای حکمت صدرایی را برای حل معضلات امروز بشر بهکار گیرند.
انتهای پیام