کد خبر: 4354219
تاریخ انتشار : ۱۳ خرداد ۱۴۰۵ - ۰۹:۱۲
حجت‌الاسلام سیدعلی‌اکبر نوری تبیین کرد

روایت یک حقیقت تابنده؛ از غربت غدیر تا عزت مهدویت

مهدویت استمرار غدیر است، حقیقتی تابنده که در ابتدای امر به سبب گرد و غبار باقیمانده از جاهلیت در دل و چشم مردم کم‌فروغ شد، اما در آخرالزمان پس از آنکه پیشانی همه ملت‌ها و صاحبان ادیان به سنگ نظم ظالمانه بین‌المللی بخورد، غبارها فرو می‌نشیند. در آن هنگام دوران غربت مولا علی(ع) جای خود را به دوره عزت و اقبال ولایت علوی و مهدوی می‌دهد.

حجت الاسلام سیدعلی‌اکبر نوریعید سعید غدیر خم صرفاً یک جشن ساده و یک شادمانی زودگذر در تقویم اسلامی نیست، بلکه بلندترین قله معنویت سیاسی در تاریخ اسلام و برجسته‌ترین تجلی پیوند نبوت با امامت و ولایت به شمار می‌آید. غدیر، روز کامل شدن دین، اتمام نعمت و برگزیده شدن مولای متقیان علی بن ابی‌طالب(ع) به فرمان مستقیم پروردگار جهانیان است. در این روز بود که پیامبر اکرم(ص) پس از دریافت آیه شریفه «بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ» در منطقه غدیر خم توقف و با زبانی گویا و صریح جانشینی و ولایت امیرالمؤمنین(ع) را بر همه امت اعلام کردند و فرمود: «مَنْ کُنْتُ مَوْلَاهُ فَعَلِیٌّ مَوْلَاهُ». 

اما آنچه این واقعه را از سایر رویدادهای تاریخی جدا می‌سازد و به آن ابعاد شگرف جاودانه می‌بخشد، دو ویژگی بی‌نظیر است. نخست تواتر قطعی این حدیث است که به احصای علامه امینی(ره) در کتاب گران‌سنگ الغدیر با گزارش 110 صحابی، شرح و بسط 360 دانشمند در کتاب‌های معتبر و تألیف 26 کتاب مستقل در آن هیچ ذره فضایی برای خدشه در سند این روایت باقی نمی‌گذارد و به همین دلیل دانشمندان اهل سنت عموماً به جای بحث از سند، در معنای کلمه مولا مناقشه کرده‌اند. دوم، این حقیقت که مهدویت استمرار و امتداد همان غدیر است و یک حقیقت تابنده، هرچند در ابتدای امر به سبب گرد و غبار باقیمانده از دوران جاهلیت در دل و چشم مردم کم‌فروغ شد، اما در آخرالزمان پس از آنکه پیشانی همه ملت‌ها و صاحبان ادیان و مذاهب به سنگ نظم ظالمانه بین‌المللی بخورد، غبارها فرو می‌نشیند و همه در می‌یابند که «بَقِیَّة اللَّهِ خَیْرٌ لَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ». 

از این رو، دوران غربت مولا علی(ع) جای خود را به دوره عزت و اقبال ولایت علوی و مهدوی خواهد داد. در این میان، آنچه جوان امروزی را به وظیفه تاریخی خود فرا می‌خواند، درک این واقعیت است که گذشته آیینه آینده است و تاریخ انباشته از ظلم و تجاوز و بی‌عدالتی و بردگی بشریت، از یک سو و تصور مدینه فاضله حکومت عدل و امنیت و آرامش و حق‌خواهی و وحدت از سوی دیگر دو کرانه یک پل هستند که امثال امیرالمؤمنین(ع) و حضرت مهدی(عج) آن پل را ساخته‌اند. پس جوانان امروز و همه مسلمانان آگاه باید با تکیه بر درس غدیر از دنیاگرایی خواص و تحلیل نادرست عامه بپرهیزند و خود را به آن صراط مستقیم رسانده و بر کشتی نجات ولایت سوار شوند و در این ایام مبارک عهد و میثاق خود را با غدیر و مهدویت نسل به نسل و سینه به سینه از سر بگیرند.

ایکنا در رابطه با بررسی مقوله حکمرانی در مسئله غدیر و درس‌های غدیر برای جامعه امروز به گفت‌وگو با حجت‌الاسلام سیدعلی‌اکبر نوری، نهج‌البلاغه‌پژوه و استاد جامعة‌الزهرا(س) قم پرداخته است که مشروح آن را در ادامه می‌خوانیم.

ایکنا ـ‌ چرا با وجود نزول آیه «اَکمَلتُ لَکُم دینَکُم» در غدیر، هنوز برخی مسلمانان مفهوم «مولا» را محدود به دوستی می‌دانند؟

خوشبینانه‌ترین پاسخ یعنی آن پاسخی که از روی خوش‌گمانی و حسن ظن به نیت صحابه و تابعین صادر می‌شود و پاسخی که نهایت خوش‌بینی را در قبال عملکرد گذشتگان نشان می‌دهد، این است که چنین مقرر می‌دارد که آنان به گذشتگان خود اعتماد کردند؛ بدین معنا که مسلمانان نخستین به صحابه و پیشینیان خویش که پیش از آنان در اسلام سبقت داشتند، اعتماد کامل ورزیدند و در درون خود چنین می‌اندیشند و بر این باور بودند که همین که مسلمانان صدر اسلام یعنی مؤمنان عصر نبوی و سال‌های بلافاصله پس از رحلت پیامبر(ص) از حدیث غدیر و نیز از آن دسته از آیات قرآن کریم که با این رویداد ارتباط دارند، معنای ولایت و سرپرستی برداشت نکرده‌اند، فهم و تفسیری دال بر رهبری و زعامت و سرپرستی سیاسی استنباط نکرده‌اند و به همین دلیل و به خاطر همین عدم برداشت به سرپرستی و ولایت دیگران سرسپرده و گردن نهادن به رهبری اشخاصی غیر از علی بن ابی‌طالب(ع) را پذیرفتند. این سرسپردگی و تسلیم در برابر دیگران گواه و نشانه‌ آن است که مولا به معنای دوستی یا نصرت است. طبق این تفکر واژه‌ «مولا» در بیان رسول خدا(ص)‌ صرفاً بر دوستی یا یاری دلالت داشته است، نه بر سرپرستی و ولایت. 

اما دیدگاه واقع‌گرایانه یعنی دیدگاهی که مبتنی بر واقعیت تاریخی و قرائن موجود است این‌گونه نشان می‌دهد که بسیاری از صحابه و حاضرین در غدیر مقصود واقعی رسول خدا(ص) از کلمه مولا را دانستند و بر آن اساس به امام علی(ع) تبریک گفتند و بر پایه همین فهم درست به حضور امیرالمؤمنین علی(ع) شادباش و انتصاب او را به امامت و ولایت تبریک گفتند و بر همین معنا بود که حسان بن ثابت انصاری، آن شاعر بلندآوازه‌ زمان پیامبر خاتم(ص) در حضور مبارک رسول خدا(ص) قصیده‌ای سرود و آن را با صدای بلند برای همگان خواند که حاکی از ولایت و سرپرستی علی(ع) بود، اما برخی از مردم یا خواص از روی طمع در منافع مادی و زودگذر این جهان، عالماً و عامداً آن را نادیده و ناشنیده گرفتند و با وجود آگاهی کامل از حقیقت، از روی عمد و قصد آن شعر و نیز آن معنا و حقیقت را نادیده انگاشتند و خود را به نشنیدن زدند و این تجاهل و این نوع نادیده گرفتن و ناشنیده گرفتن از سوی کسانی که حقیقت را می‌دانستند و آگاه بودند، به دلیل ملاحظاتی از جنس دین و مذهب، سیاست و قدرت، مناسبات اجتماعی و نیز منافع اقتصادی طی قرن‌های متمادی تداوم پیدا کرد و همچنان نیز ادامه یافت.

ایکنا ـ به باور شما مهمترین دستاورد عملی واقعه غدیر برای جامعه امروز شیعه چیست؟

مهمترین درسی که مسلمانان باید از میان همه آموزه‌ها و رخدادهای ژرف حدیث غدیر که در حجة‌الوداع و زیر آفتاب سوزان غدیر خم بر زبان مبارک پیامبر اکرم(ص) جاری شد و به امر پروردگار مقام ولایت را برای همیشه در تاریخ اسلام تبیین کرد، فراگرفته و بر آن تأکید ورزند، آن است که آنان با نگاهی عمیق به سرنوشت پیشینیان و درنگ در پیامدهای شوم رویگردانی از فرمان الهی از سرانجام خروج از صراط مستقیم ولایت که همان راه راست و بی‌انحرافی است که خداوند برای بندگانش ترسیم کرده و در روز غدیر امیرالمؤمنین علی(ع) را به عنوان نشانگر آن راه نصب فرمود و همچنین، از راهی که پیامبر اسلام(ص) به فرمان پروردگار و نه از روی هوای نفس در پیش روی امت گشوده و هیچ راه موازی و جایگزینی برای آن متصور نیست، به درستی و با تمام وجود عبرت بگیرند. 

این عبرت‌آموزی باید به گونه‌ای باشد که نه در گفتار بلکه در همه شئون فردی و اجتماعی ایشان از سیاست و اقتصاد گرفته تا فرهنگ و تربیت تجلی یابد. سپس، پس از آن عبرت، به همان صراط مستقیم که همان ولایت و تبعیت از امام و رهبری معصوم و جانشین برحق پیامبر(ص) است، عملاً و نه از روی تقلید کورکورانه، بلکه با بصیرت و آگاهی کامل اقتدا نمایند و هیچ راه دیگری را در برابر آن نپذیرند. آن صراط مستقیم که در عصر حاضر، با توجه به شرایط پیچیده جهانی، حضور نظام‌های استکباری و هجمه‌های فرهنگی و اقتصادی دشمنان، چیزی جز راه و روش جمهوری اسلامی ایران نیست؛ جمهوری اسلامی که نظامی برخاسته از متن غدیر و آرمان‌های عاشورایی است و با رهبری فقیه عادل و قانون اساسی متکی به قرآن و سنت کوشیده است همان مسیر ولایت را در قالبی نوین و متناسب با زمانه پیاده کند. 

این راه و روش جمهوری اسلامی ایران دقیقاً عبارت است از سه اصل اساسی و جدایی‌ناپذیر. نخست، قطع امید از بیگانگان یعنی باور قلبی و عملی به این حقیقت که هیچ قدرت غیر مسلمان چه شرق و چه غرب چه در گذشته و چه در آینده نمی‌تواند سعادت و نجات مسلمانان را تضمین کند و هرگونه تکیه بر آنان جز شکست و وابستگی ثمری نخواهد داشت. دوم، اعتماد به مسلمانان یعنی باور به توانایی‌ها، ظرفیت‌ها، دانش و اتحاد امت اسلامی و تکیه بر نیروهای مخلص و انقلابی درون جهان اسلام به عنوان تنها پشتوانه راستین و سوم، توکل بر خداوند بزرگ یعنی اتکای حقیقی بر قدرت لایزال الهی در کنار تمام تدابیر عقلایی و تلاش‌های مجاهدانه که سرچشمه پیروزی در همه میدان‌های سخت و نرم است.

ایکنا ـ کدام سند تاریخی یا حدیثی درباره غدیر را از همه محکم‌تر و قانع‌کننده‌تر می‌دانید؟

همین حقیقت که حدیث غدیر به درجه تواتر رسیده باشد، یعنی در طول تاریخ اسلام با انبوهی از اسناد و طرق گوناگون نقل شده باشد که هیچ تردیدی در صدور آن از پیامبر اکرم(ص) باقی نمی‌ماند و همچنین بنا بر احصا و شمارش دقیق علامه جلیل‌القدر امینی(ره)‌ در کتاب ارزشمند و ماندگار الغدیر که یکی از مهمترین آثار در حوزه امامت و حدیث غدیر به شمار می‌رود، تعداد 110 راوی از صحابه بزرگوار پیامبر اسلام(ص) آن حدیث را با سندهای متعدد روایت کرده باشند و افزون بر آن 360 دانشمند از علمای بزرگ اسلام در کتاب‌های معتبر خود به شرح و بسط و استناد این حدیث پرداخته باشند و نیز 26 کتاب مستقل و مجزا تنها و فقط به موضوع حدیث غدیر اختصاص یافته و در آن‌ها تمامی زوایای سندی و متنی این روایت عظیم مورد بررسی قرار گرفته باشد، این مجموعه عظیم از شواهد و قرائن دیگر هیچ جای کوچکی برای بحث و مناقشه و تردید در سند این حدیث باقی نمی‌گذارد و هر انسان منصفی را به این نتیجه رهنمون می‌سازد که سند حدیث غدیر نه تنها ضعیف نیست، بلکه از قوی‌ترین اسناد در کل روایات اسلامی است. 

روشن است که هیچ دانشمند و حدیث‌شناسی خواه از فرقه‌های شیعه یا اهل سنت درباره سند حدیثی که به اثبات متواتر بودن آن رسیده باشد، هیچ‌گاه وقت و انرژی خود را صرف نمی‌کند و چنین کاری نه از نظر منطق حدیث‌شناسی درست است و نه فایده علمی و عملی دارد. به همین دلیل و علت روشن است که دانشمندان اهل سنت عموماً و نوعاً(نه همگی بلکه غالب ایشان) به جای درگیری با سند حدیث غدیر که به دلیل تواتر آن کاملاً غیرقابل خدشه و نقد است، در معنای کلمه محوری و کلیدی «مولا» که در متن این حدیث شریف آمده، مناقشه و بحث و گفتگو کرده‌اند، زیرا بحث و مناقشه درباره سند این حدیث به دلیل تواتر آن هیچ زمینه و بستر علمی و منطقی ندارد و هرگونه اظهار نظر در آن تنها از روی ناآگاهی یا تعصب ممکن است صورت گیرد.

ایکنا ـ آیا می توان غدیر را صرفاً یک انتصاب الهی دانست یا یک الگوی همیشگی برای جانشینی در رهبری دینی؟

الهی بودن انتصاب مولا امیرالمؤمنین(ع) و از سوی دیگر تراز و الگو بودن آن حضرت برای حاکم اسلامی هرگز با یکدیگر مانعة‌الجمع نیستند و هیچ تناقض و تضادی میان آن‌ها وجود ندارد. در عین حالی که ما مسلمانان یقین کامل و تردیدناپذیر داریم به اینکه انتصاب مولا و سرور ما امیرالمؤمنین(ع) به مقام ولایت و امامت و خلافت بلافصل پس از پیامبر(ص) از جانب خدای متعال بوده و هیچ نقش و دخلی برای مردم یا هر نهاد دیگری در این انتصاب الهی وجود ندارد، با وجود این یقین راسخ، باز هم آن حضرت به عنوان یک تراز و میزان دقیق و یک الگوی کامل و بی‌نقص برای حاکم اسلامی در همه اعصار شناخته می‌شود و جایگاه ایشان تنها مقام انتصاب الهی نیست، بلکه اسوه و مبنای عملی حکومت داری نیز خواهد بود. لذا این مطلب درست است حتی اگر از روی علم و بصیرت یقین داشته باشیم که هرگز و در هیچ زمان و مکان دیگری هیچ حاکم و فرد دیگری نمی‌تواند به این حد و اندازه از جامعیت‌ها یعنی گردآوری همه فضایل و کمالات انسانی و دینی و به این میزان از صلاحیت‌ها یعنی شایستگی‌های همه جانبه در عرصه‌های قضاوت، شجاعت، علم، زهد، عدالت و مدیریت برای حکومت اسلامی دست یابد و به پایه و مرتبه امیرالمؤمنین(ع) برسد. 

با وجود چنین یقینی به عدم دستیابی هیچ کس به آن قله، باز هم آن حضرت یک قله بسیار بلند و مرتفع است و یک افق بسیار دور دست به شمار می‌آید که هر حاکم و هر جامعه دینی می‌تواند به آن قله بنگرد و به سوی آن افق حرکت کند. همین نگاه مستمر به آن قله والا و همین حرکت پیوسته و رو به جلو به سوی آن افق نورانی است که جهت گیری‌های درست سیاسی را به جوامع دینی ارائه می‌کند و مسیر صحیح عمل سیاسی و حکمرانی را در هر عصر و نسلی به آنان نشان می‌دهد. بدین ترتیب، هیچ منافاتی میان الهی بودن انتصاب آن حضرت و الگو بودن ایشان برای دیگران وجود ندارد، بلکه این دو ویژگی در کنار یکدیگر نظام کاملی از ولایت و رهبری را ترسیم می‌کنند.

ایکنا ـ‌ با وجود نقل گسترده حدیث غدیر توسط صحابه، چرا این واقعه پس از رحلت پیامبر(ص) به حاشیه رانده شد؟

این حقیقت تلخ و عبرت‌آموز که امیرالمؤمنین(ع) و اصل ولایت الهی در همان عهد نخست یعنی درست پس از رحلت پیامبر اکرم(ص) و در همان سال‌های آغازین شکل‌گیری خلافت به حاشیه رانده شده و از متن جامعه اسلامی به کناری طرد شد، ریشه در دو علت داشت. آن دلیل دوگانه عبارت است از همان دو عاملی که موجب شد آن حضرت از جایگاه راستین خود کنار گذاشته شود. نخست، دنیاگرایی خواص یعنی افرادی از میان اصحاب و نزدیکان پیامبر(ص) که به دلیل دلبستگی به مقام و ثروت و ریاست دنیوی آگاهانه یا ناآگاهانه از مسیر حق منحرف شدند و با مقدم ساختن منافع مادی بر اصول الهی سد راه ولایت شدند. دوم، تحلیل صحیح نداشتن عامه مردم یعنی اکثر مسلمانان عادی که اگرچه در دل پاک و صادق بودند، اما توانایی تحلیل درست رویدادها و تشخیص حق از باطل را در آن فضای پرالتهاب و غبارآلود سیاسی و اجتماعی نداشتند و به همین دلیل نتوانستند در برابر موج‌آفرینی خواص دنیاگرا، از مرزهای ولایت دفاع کنند. 

این دو عامل یعنی دنیاگرایی خواص و ناتوانی عامه در تحلیل صحیح از وقایع دقیقاً به همان دلیل و به همان نحو که در عهد نخست و روزهای اول پس از رحلت نبی اکرم(ص)، مولای متقیان(ع) را به حاشیه راند و حکومت حق ایشان را از مسیر اصلی خود منحرف ساخت، در طول تاریخ نیز بارها تکرار شده و هر بار که جامعه اسلامی از صراط مستقیم ولایت فاصله گرفته است، ردپای همین دو عامل دیده می‌شود یعنی از یک سو خواصی که دنیا را بر آخرت ترجیح می‌دهند و از سوی دیگر مردمی که ابزار و روش درست تحلیل وقایع را در اختیار ندارند. بنابراین، اگر امروز نیز خواهان آن هستیم که همان سرنوشت تلخ عهد نخست برای جامعه اسلامی تکرار نشود، چاره‌ای جز مبارزه با دنیاگرایی در میان خواص و آموزش تحلیل صحیح رویدادها به عامه مردم نداریم.

ایکنا ـ به نظر شما ارتباط میان ولایت امیرالمؤمنین(ع) در غدیر و مهدویت و امام زمان(عج) در چیست؟

مهدویت یعنی باور به ظهور مصلح جهانی و حضرت مهدی(عج) از خاندان پیامبر(ص) نه یک آموزه جدا و مستقل از سایر ارکان اسلامی، بلکه حقیقتی است که استمرار و ادامه غدیر به شمار می‌آید، زیرا همان نوری که در روز غدیر خم بر امامت امیرالمؤمنین علی(ع) تابید، در عصر غیبت بر امامت حضرت مهدی(عج) نیز می‌تابد و این دو ولایت از یک چشمه جوشان الهی سرچشمه می‌گیرند. مهدویت استمرار غدیر است، آن هم از نوع استمراری که نه قطع و نه تغییر، بلکه روندی مستمر از یک حقیقت واحد در طول تاریخ اسلام است. این حقیقت یک حقیقت تابنده و درخشان است، مانند خورشیدی که نور ذاتی خود را هیچ گاه از دست نمی‌دهد، اما در ابتدای امر یعنی در نخستین گام‌های تاریخ اسلام پس از رحلت پیامبر(ص) گرد و غبار باقیمانده از دوران جاهلیت، آن روزگار کهن که مردم به بت‌پرستی و جهل و تعصب عادت کرده بودند، این حقیقت تابنده را در دل و چشم مردم کم‌فروغ کرد و مانع از آن شد که درخشش اصلی خود را نشان دهد، به گونه‌ای که بسیاری از مردم نتوانستند عمق این حقیقت را در همان سال‌های نخست درک کنند. 

اما سرانجام در آخرالزمان یعنی دورانی که به پایان تاریخ نزدیک می‌شویم و فتنه‌ها و ظلم‌ها به اوج خود می‌رسد، بعد از آنکه پیشانی همه ملت‌ها و صاحبان ادیان و مذاهب گوناگون خواه مسلمان و خواه پیرو آیین‌های دیگر به سنگ سخت و آزارنده نظم ظالمانه بین‌المللی که بر پایه استکبار و تبعیض و سلطه قدرت‌های بزرگ شکل گرفته است، به درد و رنج بخورد و این برخورد سنگین آنان را به ستوه آورد، آن هنگام غبارهای جهل و غفلت و تعصب فرو می‌نشیند و پرده‌ها از برابر دیدگان برداشته می‌شود. در آن هنگامه سرنوشت‌ساز همه مردم از هر نژاد و آیینی که باشند، می‌فهمند و با تمام وجود درک می‌کنند که تنها راه نجات از این گرداب ظلم و فساد تکیه بر منتخب الهی است، نه بر هیچ قدرت بشری و نظام زمینی. همان گونه که قرآن کریم می‌فرماید: بقیة‌الله خیر لکم إن کنتم مؤمنین؛ آنچه خدا برای بندگانش باقی می‌گذارد از خیر و برکت و رهبری الهی برای شما بهتر است اگر ایمان دارید». 

و در این هنگام دوران غربت و مظلومیت مولا علی(ع) که در قرن‌های نخست از حق خود محروم و به کناری رانده شد، جای خود را به دوره عزت و شکوه و اقبال عمومی نسبت به ولایت علوی و مهدوی می‌دهد، به گونه‌ای که همان ولایتی که روزگاری در خانه‌ها پنهان بود، بر بلندای تاریخ می‌ایستد و امت اسلامی با شوق و آگاهی کامل از آن استقبال می‌کند. بدین ترتیب، غربت به عزت بدل می‌شود و حسرت به اقبال مبدل می‌گردد و این وعده قطعی الهی است که در پرتو مهدویت استمرار حقیقی غدیر به منصه ظهور خواهد رسید.

ایکنا ـ اگر بخواهید پیام غدیر را به یک جوان امروزی بگویید، آن‌ پیام مهم و تاثیرگذار چیست؟

جوان امروزی یعنی نسلی که در پیچیده‌ترین دوره تاریخ بشری پا به عرصه وجود نهاده و با انبوهی از پیام‌ها و رویدادها روبه‌روست، نخستین و ضروری‌ترین وظیفه معرفتی خود را باید در این امر ببیند که تاریخ پر از ظلم و تجاوز و بی‌عدالتی و بردگی بشریت را با دیدی عمیق و عبرت‌آموز بنگرد، نه از روی کنجکاوی سطحی، بلکه با قصد درک ریشه‌های رنج و ستمی که همواره بر تارک زندگی جمعی انسان سایه افکنده است، تاریخی که صفحات آن آکنده از خون مظلومان، استثمار ضعیفان، تجاوز به سرزمین‌ها و به بردگی گرفته شدن انسان‌ها به دست انسان‌های دیگر است. این نگاه به گذشته از آن رو اهمیت دارد که گذشته آیینه آینده است و هر آنچه در دیروز رخ داده اگر به درستی تحلیل شود، فردا را نیز روشن خواهد ساخت. 

از سوی دیگر، جوان امروزی در عین حال که باید این تصویر تلخ از تاریخ را پیش چشم داشته باشد، باید مدینه فاضله را نیز تصور کند، مدینه فاضله‌ای که عبارت است از حکومت عدل و امنیت و آرامش و حق‌خواهی و وحدت و یکپارچگی جامعه بشری، شهری آرمانی که در آن نه ظلمی است، نه تبعیضی، نه تجاوزی و نه ترسی و هر انسانی بدون توجه به نژاد و دین و زبان، از حقوق مساوی برخوردار است. چنین مدینه فاضله‌ای آرزوی هر انسانی است و به ویژه آرزوی قلبی هر انسان آزاده‌ای است که طعم آزادی را چشیده یا در آرزوی چشیدن آن می‌سوزد. اما نکته اساسی اینجاست که میان این دو تصویر یعنی واقعیت تلخ تاریخ و آرمان شیرین مدینه فاضله فاصله‌ای عمیق و شکافی عظیم وجود دارد. آنچه این فاصله را پر می‌کند و انسان را از یک سوی این شکاف به سوی دیگر می‌رساند، وجود انسان‌های والایی همچون امام امیرالمؤمنین(ع) و حضرت مهدی(عج) است. این دو نور الهی در حقیقت آن پل مستحکمی هستند که انسان را از این واقعیت نفرت‌انگیز حاکم بر سیاست و اقتصاد که سرشار از ستم و دروغ و ثروت‌اندوزی بر پشت فقر دیگران است، به سوی آرزوی قلبی خودت یعنی همان مدینه فاضله که موعود همه ادیان و وعده حق تعالی است، رهنمون می‌شوند. 

بنابراین، وظیفه امروز جوانان این است که با تلاش و مجاهدت خود را به آن صراط مستقیم که ولایت علوی و مهدوی است رسانده و بر کشتی نجاتش سوار شوند، نه آن کشتی که از چوب و آهن ساخته شده باشد، بلکه کشتی هدایت و امامتی که در طوفان‌های فتنه و گمراهی، تنها وسیله نجات از غرق شدن در مرداب ظلم و بی‌هدفی است. سوار شدن بر این کشتی نجات مستلزم شناخت، باور، عمل صالح و پیوستن به قافله منتظران راستینی است که همواره چشمانشان به افق ظهور دوخته شده است.

انتهای پیام
خبرنگار:
مجتبی افشار
دبیر:
فاطمه بختیاری
captcha