کد خبر: 4355026
تاریخ انتشار : ۰۹ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۰:۴۶

خانه دوباره خانه می‌شود

میان شیشه‌های نویی که جای پنجره‌های شکسته را گرفته‌اند و دیوارهایی که هنوز رد زخم جنگ را بر خود دارند، چیزی در حال بازسازی است. اینجا کارگران آرام‌آرام در حال بازگرداندن آرامشی هستند که در یک شب پرالتهاب از خانه‌ها رخت بست. در کوچه‌هایی که روزی صدای انفجار و اضطراب پیچیده بود، حالا زندگی آجر به آجر و پنجره به پنجره در حال بازگشت است تا خانه‌ها دوباره خانه شوند.

خانه دوباره خانه می‌شود

به گزارش ایکنا از البرز، ساعت از نیمه‌شب گذشته و خیابان در سکوتی سنگین فرو رفته بود؛ همان سکوتی که معمولاً پیش از یک حادثه بزرگ از راه می‌رسد. چند ثانیه بعد صدایی مهیب سکوت را درهم شکست. پنجره‌ها لرزیدند. دیوارها تکان خوردند. کودکان از خواب پریدند و مادران هراسان فرزندانشان را در آغوش گرفتند.

صبح که شد تصویر شهر دیگر شبیه قبل نبود. در گوشه و کنار استان البرز، شیشه‌های خردشده روی زمین برق می‌زدند. قاب پنجره‌ها از جا کنده شده بود. در برخی نقاط سقف‌ها آسیب دیده و در جایی دیگر بعضی خانه‌ها دیگر شباهتی به مأمن امن روزهای گذشته نداشت.

جنگ حتی اگر کیلومترها دورتر از زندگی روزمره مردم آغاز شود، سرانجام راه خود را به خانه‌ها باز می‌کند. گاهی از میان پنجره‌ای شکسته، گاهی از میان دیواری ترک‌خورده و گاهی از میان ترسی که تا مدت‌ها در ذهن کودکان باقی می‌ماند.

امروز اما پس از آن روزهای تلخ، در بسیاری از همان کوچه‌ها صدای دیگری به گوش می‌رسد؛ صدای چکش کارگران و مردمی که تصمیم گرفته‌اند زندگی را دوباره از نو بسازند.

دخترم هنوز با صدای بسته شدن در از خواب می‌پرد

کوچه آرام است. ساختمانی سه طبقه در انتهای خیابان جا خوش کرده است. پنجره‌های نوساز از دور برق می‌زنند، اما صاحب خانه می‌گوید هیچ‌کدام از این شیشه‌ها شبیه شیشه‌های قبلی نیستند.

مریم احمدی، معلم دبستان و مادر دو فرزند است. وقتی از آن شب حرف می‌زند، هنوز صدایش می‌لرزد. او می گوید: «اول فکر کردم زلزله آمده. همه چیز تکان خورد. قبل از اینکه بفهمیم چه اتفاقی افتاده، صدای خرد شدن شیشه‌ها بلند شد. شیشه اتاق بچه‌ها روی تختشان ریخت. هنوز هم وقتی یادش می‌افتم استرس می‌گیرم».

به پنجره اتاق دخترش نگاه کرد و افزود: «آن شب دخترم تا صبح نخوابید. هر چند دقیقه یک بار می‌پرسید مامان دوباره اتفاق می‌افتد؟ من خودم جواب را نمی‌دانستم. فقط بغلش می‌کردم.»

مریم می‌گوید خسارت مالی هرچقدر هم زیاد باشد، قابل جبران است، اما ترس بچه‌ها چیزی نیست که با پول برطرف شود. «چند هفته بعد از حادثه دخترم با کوچک‌ترین صدا از خواب می‌پرید. حتی از صدای بسته شدن در خانه هم می‌ترسد.»

در ادامه از روزهای پس از حادثه یاد می‌کند؛ روزهایی که نیروهای ارزیاب و گروه‌های جهادی برای بازدید آمدند. «راستش آن روزها احساس می‌کردیم فراموش نشده‌ایم. آدم وقتی در بحران قرار می‌گیرد، فقط پول نمی‌خواهد. می‌خواهد بداند کسی صدایش را می‌شنود. وقتی دیدیم گروه‌های مختلف آمده‌اند، کمی آرام شدیم.»

مریم به قاب عکس خانوادگی روی دیوار اشاره کرد و افزود: «می‌دانید خانه چیست؟ خانه خاطره است. امنیت است. وقتی آسیب می‌بیند انگار بخشی از روح آدم آسیب می‌بیند. حالا پنجره‌ها عوض شده‌اند، اما هنوز داریم تلاش می‌کنیم آرامش گذشته را به خانه برگردانیم.»

20 سال کار کردم تا این خانه را بسازم

در فردیس ماجرا شکل دیگری دارد. بعضی خانه‌ها آن‌قدر آسیب دیده‌اند که باید از نو ساخته شوند. رضا کریمی، کارگر بازنشسته ۵۸ ساله، کنار زمینی ایستاده که روزگاری خانه‌اش بود. دستش را روی دیوار نیمه‌کاره ساختمان جدید می‌کشد و می‌گوید: «20 سال کار کردم. شیفت اضافه رفتم. در گرما و سرما کار کردم تا توانستم این خانه را بسازم. وقتی خراب شد احساس کردم بخشی از عمرم زیر آوار ماند.»

او می‌گوید روزهای اول حتی نمی‌توانست به آوارها نگاه کند. «همسرم گریه می‌کرد. بچه‌ها سعی می‌کردند روحیه بدهند، اما خودشان ناراحت بودند. به نقطه‌ای اشاره می‌کند و ادامه می‌دهد: آنجا اتاق دخترم بود. آن طرف آشپزخانه. هر گوشه‌اش یک خاطره داشت.»

چشمانش خیس می‌شود، اما لبخند می‌زند و ادامه می‌دهد: «بعد کم‌کم کار بازسازی شروع شد. گروه‌های جهادی و مسئولان آمدند. فهمیدیم قرار نیست تنها بمانیم.»

رضا می‌گوید مهم‌ترین چیزی که در این مدت دیده همبستگی مردم بوده است. «یک روز چند جوان آمدند و بدون اینکه ما را بشناسند، ساعت‌ها کار کردند. یکی غذا آورد. یکی وسایل ضروری آورد. آن روز فهمیدم هنوز انسانیت زنده است.»

او اکنون چشم‌انتظار تکمیل خانه جدیدش است. «من دوباره خانه می‌سازم. شاید سخت باشد، اما می‌سازم. ما نسل سختی‌ها هستیم. از نو شروع کردن را بلدیم.»

اما پشت این روایت‌های انسانی، ابعاد گسترده‌ای از عملیات بازسازی قرار دارد. براساس آمار رسمی، در جریان جنگ تحمیلی سوم، ۳۱ نقطه از استان البرز دچار آسیب شد. آسیب‌هایی که از شکستگی شیشه‌ها و تخریب‌های جزئی تا تخریب کامل واحدهای مسکونی را دربرمی‌گرفت.

در چنین شرایطی بنیاد مسکن انقلاب اسلامی مسئولیت بازسازی حدود سه هزار و ۷۰۰ واحد را برعهده گرفت؛ مأموریتی که نیازمند بسیج امکانات، نیروی انسانی و هماهنگی میان دستگاه‌های مختلف بود.

علی دیوسالار، مدیرکل بنیاد مسکن استان البرز وقتی درباره روند بازسازی صحبت می‌کند، بیش از هر چیز بر یک نکته تأکید دارد: زمان.

وی که معتقد است در بحران‌ها، سرعت عمل اهمیت حیاتی دارد، می‌گوید: از نخستین روزهای وقوع حادثه، تیم‌های ارزیابی در مناطق آسیب‌دیده مستقر شدند. تلاش ما این بود که مردم احساس نکنند تنها مانده‌اند. به همین دلیل فرآیند شناسایی خسارت‌ها و آغاز عملیات اجرایی در کوتاه‌ترین زمان ممکن انجام شد.

به گفته مدیرکل بنیاد مسکن استان البرز، بخش عمده واحدهایی که دچار خسارت‌های جزئی شده بودند اکنون تعمیر شده‌اند و حدود ۸۹ درصد واحدهای تحت پوشش بنیاد مسکن به صاحبانشان تحویل داده شده‌اند.

دیوسالار ادامه می‌دهد: بخش زیادی از آسیب‌ها به پنجره‌ها و شیشه‌های منازل وارد شده بود؛ موضوعی که باعث شد نیروهای اجرایی از همان روزهای نخست، تعمیر این واحدها را در اولویت قرار دهند تا مردم زودتر طعم آرامش دوباره را در خانه‌هایشان احساس کنند.

اما ماجرا به همین‌جا ختم نمی‌شود. بخش مهم‌تر مربوط به واحدهایی است که نیازمند بازسازی اساسی هستند.

دیوسالار با اشاره به آغاز عملیات اجرایی ۴۰۰ واحد در مناطقی مانند فردیس، محمدشهر، کوهسار، گلسار و چهارباغ می‌گوید: ما منتظر نماندیم تا همه فرآیندهای اداری تکمیل شود. بسیاری از اقدامات را پیش از تخصیص نهایی اعتبارات آغاز کردیم زیرا معتقد بودیم مردم نباید قربانی بروکراسی شوند.

وی از شناسایی ۸۸ واحد کاملا تخریب‌شده در استان خبر می‌دهد؛ واحدهایی که قرار است به‌صورت رایگان برای مالکانشان احداث شوند. «برای خانواده‌ای که خانه‌اش به‌طور کامل تخریب شده، مهم‌ترین دغدغه بازگشت به زندگی عادی است. ما تلاش کردیم این نگرانی را به حداقل برسانیم.»

دیوسالار بخش مهمی از موفقیت عملیات بازسازی را نتیجه حضور گروه‌های جهادی دانسته و می‌گوید: اگر همراهی نیروهای مردمی و جهادی نبود، قطعاً سرعت کار به این میزان نمی‌رسید. این نیروها از روزهای اول در کنار مردم بودند؛ از آواربرداری تا کمک‌های معیشتی و حتی مشارکت در برخی فعالیت‌های اجرایی.

به گفته وی، تجربه اخیر بار دیگر نشان داد که سرمایه اجتماعی در زمان بحران یکی از مهم‌ترین ظرفیت‌های کشور است.

مدیرکل بنیاد مسکن استان البرز توضیح می‌دهد: البته با وجود پیشرفت قابل توجه عملیات بازسازی، یک مسئله همچنان پابرجاست؛ تأمین و تخصیص اعتبارات. اگر منابع مالی پیش‌بینی‌شده سریع‌تر ابلاغ شود، روند بازسازی با شتاب بیشتری ادامه خواهد یافت.

وی از پیگیری برای تخصیص کمک‌های بلاعوض و همچنین هماهنگی با نظام مهندسی برای ارائه خدمات رایگان طراحی، صدور پروانه و نظارت ساختمانی خبر می‌دهد. «تلاش کرده‌ایم هزینه‌های مردم را تا حد امکان کاهش دهیم. حتی پیش از ابلاغ رسمی اعتبارات برخی پروانه‌های ساختمانی اخذ و عملیات اجرایی آغاز شده است.»

در پایان وقتی از کوچه‌های آسیب‌دیده رد می‌شویم هنوز نشانه‌هایی از آن روزهای تلخ دیده می‌شود، اما در کنار هر دیوار نیمه‌کاره، کارگری مشغول کار است. در کنار هر ساختمان در حال ساخت، خانواده‌ای ایستاده که آینده را تصور می‌کند. در کنار هر پنجره تازه نصب‌شده کودکی زندگی عادی را دوباره تجربه می‌کند.

شاید جنگ بتواند دیوارها را ترک بدهد، شیشه‌ها را بشکند و خانه‌ها را ویران کند، اما آنچه در البرز دیده می‌شود، روایت دیگری است. روایت مردمی که زیر بار حادثه خم شدند، اما نشکستند. روایت کارگر بازنشسته‌ای که دوباره از نو می‌سازد. روایت مادری که برای بازگرداندن آرامش به فرزندش می‌جنگد و روایت مدیران و نیروهای جهادی که تلاش می‌کنند فاصله میان ویرانی و امید را کوتاه‌تر کنند. بازسازی این خانه‌ها تمام نشده است، اما آنچه شکل گرفته فقط بازسازی ساختمان‌ها نیست. اینجا امید آجر به آجر در حال ساخته شدن است.

انتهای پیام
خبرنگار:
مریم اصغرپور
دبیر:
الناز دادمهر
captcha