کد خبر: 4366694
تاریخ انتشار : ۰۶ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۲:۱۱
یادداشت

روستاهایی که می‌توانند جهان را به البرز بیاورند

روستا دیگر حاشیه شهر نیست؛ بخشی از آینده جهان است. جایی که میراث، طبیعت، غذا و دانش بومی هنوز در متن زندگی جریان دارد و حالا می‌تواند به زبان جهانی روایت شود. ابتکار تازه فائو برای به‌ رسمیت‌ شناختن روستاها، فرصتی است تا البرز را نه از قاب گردشگری، که از دریچه میراث زنده و ظرفیت‌های جهانی‌اش دوباره ببینیم.

روستاهایی که می‌توانند جهان را به البرز بیاورند
یک روز باید از خودمان بپرسیم چرا برای دیدن اصالت راهی هزاران کیلومتر آن‌سوتر می‌شویم، اما گاهی درست در چند کیلومتری شهر، از کنار روستاهایی عبور می‌کنیم که بخشی از همان چیزی را در خود نگه داشته‌اند که جهان امروز برای یافتنش هزینه می‌کند: طبیعتی که هنوز کاملا رام نشده، غذایی که از کارخانه نیامده، دانشی که در کتاب‌ها ثبت نشده و فرهنگی که هنوز به موزه منتقل نشده است.
 
روستا، در تعریف امروز جهان، دیگر نقطه‌ای دورافتاده در حاشیه شهر نیست. روستا می‌تواند یک راه‌حل باشد؛ برای حفظ تنوع زیستی، برای امنیت غذایی، برای گردشگری پایدار، برای اقتصاد محلی و حتی برای بازگشت انسان به رابطه‌ای متعادل‌تر با طبیعت.
 
شاید از همین منظر باشد که سازمان خواربار و کشاورزی ملل متحد (فائو) در سال ۲۰۲۵ ابتکار به ‌رسمیت‌ شناختن روستاها را راه‌اندازی کرد؛ ابتکاری که قرار است روستاهایی را که در حفاظت از میراث طبیعی و تنوع زیستی، پاسداشت فرهنگ غذایی، توسعه گردشگری کشاورزی و استفاده از علم و فناوری در توسعه روستایی پیشرو هستند، در یک شبکه جهانی معرفی کند. این طرح در قالب شبکه موزه و شبکه غذا و کشاورزی فائو، موسوم به MuNe، شکل گرفته است اما شاید مهم‌تر از خود این ابتکار، تغییری باشد که در نگاه ما به روستا ایجاد می‌کند.
 
فائو در این طرح، روستاها را به خاطر شبیه‌بودن به یک الگوی از پیش‌ ساخته تحسین نمی‌کند؛ برعکس، بر ویژگی‌های منحصر به‌فرد هر جامعه روستایی تأکید دارد. در این نگاه، روستا زمانی ارزشمند است که بتواند میان میراث و نوآوری، سنت و فناوری، طبیعت و معیشت و گذشته و آینده پل بزند. این ابتکار اساسا مسابقه‌ای برای رتبه‌بندی روستاها نیست؛ تلاشی است برای دیده‌شدن تجربه‌هایی که ممکن است در مقیاس محلی شکل گرفته باشند، اما برای جهان حرفی برای گفتن داشته باشند و درست همین‌جا، نام البرز به میان می‌آید.
 
استان البرز را اغلب با شهر و صنعت و مهاجرت می‌شناسیم؛ با کرج، اتوبان، کارخانه و تراکم. اما البرز دیگر، البرزی که در شیب‌های کوهستانی و میان روستاها نفس می‌کشد، داستان دیگری دارد. اینجا طبیعت و فرهنگ هنوز در بسیاری از نقاط از یکدیگر جدا نشده‌اند. چشمه، باغ، مرتع، دامداری، محصول محلی، معماری بومی، مسیرهای کوهستانی، غذا، صنایع‌دستی و روایت‌های شفاهی، هرکدام بخشی از حافظه یک سرزمین‌اند. مسئله این است که آیا ما این حافظه را فقط برای خودمان نگه می‌داریم یا می‌توانیم آن را به یک زبان جهانی ترجمه کنیم؟ پاسخ، لزوما در ساختن مجموعه‌های بزرگ گردشگری یا افزودن سازه‌های تازه به روستا نیست. گاهی درست برعکس است. شاید نخستین گام برای جهانی‌شدن روستا، دست‌زدن کمتر به آن باشد.
 

روستا؛ موزه‌ای که هنوز زنده است

 
یکی از خطاهای رایج در مواجهه با میراث روستایی این است که تصور کنیم برای حفظ آن باید آن را به چیزی شبیه موزه تبدیل کنیم. اما روستا پیش از آنکه موزه باشد، یک زندگی جاری است. دانش کشاورز درباره خاک و فصل، تجربه دامدار درباره مرتع، شناخت زن روستایی از گیاهان و خوراک‌های محلی، شیوه نگهداری مواد غذایی، روش‌های سنتی تولید لبنیات، تقسیم آب، معماری متناسب با اقلیم و حتی نام‌هایی که مردم برای کوه‌ها، چشمه‌ها و زمین‌ها انتخاب کرده‌اند، همه بخشی از میراث ناملموس‌اند. این‌ها اگر فقط در پرونده‌ها ثبت شوند، حفظ نشده‌اند، چراکه باید در زندگی ادامه پیدا کنند. از این منظر، روستاهای البرز ظرفیت آن را دارند که در دسته روستاهای طبیعی و فرهنگ‌های غذایی سنتی فائو قرار گیرند؛ نه فقط به واسطه داشتن چشم‌اندازهای زیبا، بلکه به‌دلیل دانش بومی و رابطه تاریخی جامعه محلی با طبیعت و غذا. فائو نیز در تعریف این دو محور، دقیقا بر حفاظت از میراث طبیعی و تنوع زیستی و نیز حفظ سنت‌ها و نظام‌های دانشی غذایی تأکید دارد.
 
اما یک خطر جدی در کمین روستاهای البرز است؛ تبدیل‌شدن گردشگری به مترادف مصرف روستا. اگر گردشگر بیاید، عکس بگیرد، زباله بگذارد و برود و سهم جامعه محلی از این رفت‌وآمد فقط افزایش قیمت زمین و فشار بر منابع آب باشد، نمی‌توان آن را توسعه گردشگری نامید. گردشگری روستایی زمانی معنا پیدا می‌کند که گردشگر به جای تماشای روستا، آن را تجربه کند.
 
تجربه یک صبح در باغ، شناخت شیوه تولید یک محصول، خوردن غذای محلی، شنیدن داستان یک خانواده، پیاده‌روی در مسیرهای طبیعی، آشنایی با صنایع‌ دستی و حتی فهمیدن اینکه آب یک روستا چگونه مدیریت می‌شود، می‌تواند گردشگری را از یک مصرف تصویری به یک تجربه فرهنگی تبدیل کند. اینجاست که مفهوم گردشگری کشاورزی اهمیت پیدا می‌کند؛ یکی از چهار محور اصلی ابتکار فائو که کشاورزی و غذا را به فعالیت‌های فرهنگی، آموزشی و گردشگری پیوند می‌دهد.
 
البرز از این نظر یک مزیت مهم دارد: فاصله کوتاه میان شهر و روستا. اما همین مزیت اگر مدیریت نشود، می‌تواند به تهدید تبدیل شود. نزدیکی به تهران و کرج یعنی بازار بالقوه بزرگ؛ اما هم‌زمان یعنی فشار بیشتر بر طبیعت، آب، زمین و هویت روستایی. پس سؤال اصلی نباید این باشد که چگونه گردشگر بیشتری بیاوریم؛ سؤال درست این است چگونه گردشگری بیاوریم که روستا را بهتر از قبل ترک کند؟
 

جهانی‌شدن بدون شبیه‌شدن

 
در عصر شبکه‌های اجتماعی، جهانی‌شدن گاهی به معنای شبیه‌شدن همه‌چیز به همه‌چیز است. خانه‌ها شبیه هم می‌شوند، غذاها برای ذائقه مشترک تغییر می‌کنند، روستاها دکور می‌شوند و تجربه‌های بومی در قالبی یکسان به گردشگر عرضه می‌شوند اما جهان امروز از همین یکسان‌شدن خسته است. گردشگر امروز، بیش از آنکه به دنبال یک جای زیبا باشد، به دنبال یک تجربه اصیل است. چیزی که نتواند آن را در هر جای دیگری پیدا کند بنابراین روستای البرزی برای جهانی‌شدن نباید خود را شبیه یک روستای اروپایی، آسیایی یا حتی یک مقصد گردشگری مشهور ایرانی کند. مزیت آن درست در خودش بودن است. جهانی‌شدن روستا یعنی جهانی‌کردن روایت آن، نه تغییر دادن هویت آن. این تفاوتی ظریف اما سرنوشت‌ساز است.
 

فناوری دشمن سنت نیست

 
در نگاه اول شاید فناوری و روستای سنتی دو مفهوم متضاد به نظر برسند. اما تجربه‌های اخیر فائو نشان می‌دهد که فناوری می‌تواند در خدمت حفظ هویت محلی قرار گیرد. نمونه‌هایی که در چارچوب برنامه‌های روستایی فائو معرفی شده‌اند، از حسگرهای خاک و آب تا خدمات دیجیتال و ابزارهای هوشمند برای کشاورزی را دربر می‌گیرند. در برخی روستاهای گرجستان، برای نمونه، فناوری‌های پایش خاک و آب و هشدارهای اقلیمی به کشاورزان کمک کرده‌اند منابع را بهتر مدیریت کنند و تاب‌آوری خود را در برابر تغییرات اقلیمی افزایش دهند. برای البرز نیز فناوری می‌تواند از همین جنس باشد: اطلس دیجیتال مسیرهای طبیعت‌گردی، ثبت و مستندسازی میراث ناملموس، نقشه محصولات بومی، روایت‌های صوتی سالمندان روستا، معرفی تولیدکنندگان محلی، سامانه‌های مدیریت گردشگری و حتی استفاده از داده‌های اقلیمی برای کشاورزی. در این مدل، تلفن همراه قرار نیست جای روایت پیرمرد روستا را بگیرد؛ قرار است روایت او را به گوش کسی در آن سوی جهان برساند.
 
اگر قرار باشد از ظرفیت روستاهای البرز برای حضور در شبکه جهانی فائو سخن بگوییم، روستاهایی مانند لیلستان را نباید فقط با فهرستی از جاذبه‌ها معرفی کرد. باید پرسید: چه چیزی در اینجا وجود دارد که اگر فردا از میان برود، چیزی از حافظه البرز برای همیشه از دست خواهد رفت؟ این سؤال، آغاز جدی هر پرونده میراثی است. ممکن است پاسخ، یک محصول باشد؛ ممکن است یک شیوه کشاورزی، یک غذای محلی، یک روایت، یک مسیر، یک معماری، یک رابطه اجتماعی یا حتی نوعی از زیستن باشد. کار اصلی نهادهای متولی نیز از همین‌جا آغاز می‌شود؛ شناسایی این عناصر، مستندسازی علمی، مشارکت‌دادن جامعه محلی، فراهم‌کردن امکان درآمدزایی پایدار و سپس معرفی حرفه‌ای آن‌ها به جهان.
 
این همان مسیری است که ابتکار فائو اکنون در مرحله دوم خود نیز بر آن تأکید کرده است: عبور از شناخت به سمت اثرگذاری عملی و ایجاد فرصت برای همکاری و تبادل تجربه میان جوامع روستایی. درواقع، فائو اکنون به روستاها نمی‌گوید شما ارزشمندید؛ مسئله این است که این ارزش چگونه می‌تواند به دانش، همکاری، معیشت و آینده تبدیل شود و این همان پرسشی است که البرز نیز باید از خودش بپرسد.
 
شاید بزرگ‌ترین خطای تاریخی ما در سیاست‌گذاری، دیدن روستا به‌عنوان حاشیه شهر بوده است؛ جایی برای تولید مواد غذایی، مقصدی برای آخر هفته یا محدوده‌ای برای توسعه ساخت‌وساز اما روستا می‌تواند مرکز باشد: مرکز تنوع زیستی، مرکز فرهنگ غذایی، مرکز تجربه زیسته، مرکز دانش بومی و مرکز تاب‌آوری.
 
در جهانی که تغییرات اقلیمی، بحران آب، ناامنی غذایی و گسترش شهرنشینی آینده انسان را با پرسش‌های تازه‌ای روبه‌رو کرده است، دانشی که روستا قرن‌ها در سکوت تولید کرده، می‌تواند دیگر یک سنت قدیمی» نباشد بلکه بخشی از پاسخ آینده باشد. از همین‌رو، فرصت حضور روستاهای البرز در شبکه‌های جهانی مانند FAO MuNe را نباید یک عنوان تشریفاتی دید. مهم‌تر از گواهی و معرفی بین‌المللی، فرصتی است که چنین رویدادی برای بازنگری در سیاست‌های روستایی، مستندسازی میراث، تقویت اقتصاد محلی و ایجاد پیوند میان نسل جوان و سرزمین مادری ایجاد می‌کند اینجا باید جمله آخر را نه درباره فائو، بلکه درباره خودمان بگوییم: روستاهای البرز برای جهانی‌شدن لازم نیست شبیه جهان شوند. لازم نیست خانه‌هایشان را عوض کنند، غذاهایشان را مطابق ذائقه بازار جهانی تغییر دهند یا طبیعتشان را به صحنه‌ای برای مصرف گردشگر تبدیل کنند. آنچه لازم است، چیزی دشوارتر است؛ اینکه خودشان را دوباره بشناسند، آنچه را دارند مستند کنند، به جوانانشان فرصت ماندن بدهند، طبیعتشان را حفظ و روایت خود را با زبان امروز به جهان عرضه کنند.
 
جهان امروز بیش از هر زمان دیگری تشنه چیزهایی است که هنوز اصیل مانده‌اند. شاید روزی گردشگری از آن سوی جهان به البرز بیاید، نه برای اینکه در یک روستای ایرانی چیزی شبیه خانه خودش ببیند؛ بلکه برای دیدن چیزی که در هیچ جای دیگری وجود ندارد و دقیقا از همان روز است که جهانی‌شدن روستا آغاز می‌شود.
 
طاهره شاهی، دبیر حوزه پژوهش اداره‌کل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی البرز
انتهای پیام
دبیر:
الناز دادمهر
captcha