کد خبر: 4355657
تاریخ انتشار : ۱۱ خرداد ۱۴۰۵ - ۲۲:۴۰
حجت‌الاسلام سروش بیان کرد

تقدس‌سازی و تحجر؛ دو تهدید جدی برای نظام از منظر امام خمینی(ره)

یک استاد حوزه علمیه گفت: امام راحل با قداست‌بخشی افراطی به ساختارهای حکومتی و سلب حق نقد و مطالبه‌گری مخالف بودند، نسبت به جریان‌های متحجر و بی‌اعتنا به تحولات اجتماعی هشدار می‌دادند و بر ضرورت توجه به عدالت، رفاه مردم و اقتضائات «تمدن جدید» تأکید داشتند.

تقدس‌سازی و تحجر، دو تهدید جدی برای نظام از منظر امام خمینی(ره)به گزارش ایکنا از قم، حجت‌الاسلام والمسلمین هادی سروش، استاد حوزه علمیه، در نشست تبیینی اندیشه‌های امام خمینی(ره) با عنوان «تحجر و تقدس در نظام فکری و رفتاری امام خمینی(ره)» که امروز ۱۱ خردادماه، در سالن جلسات مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(ره) برگزار شد، اظهار کرد: نظام اسلامی از دو سو در معرض تهدید و آسیب قرار دارد؛ نخست آنکه برای حاکمیت و نظام چنان قداست‌سازی شود که هرگونه نقد، بررسی و گفت‌وگو درباره آن ممنوع و ناممکن تلقی شود.

وی گفت: اگر مجموعه نظام به گونه‌ای تقدس‌بخشی شود که برای آن حریم غیر قابل ورود تعریف کنند و هیچ‌کس حق نقد و ارزیابی آن را نداشته باشد، با یک آسیب جدی مواجه خواهیم شد. در مقابل، خطر دیگری نیز وجود دارد و آن این است که برخی چنین القا کنند که ساختار موجود به هیچ‌وجه قابلیت تغییر و اصلاح ندارد و در هیچ‌یک از سطوح و ارکان آن امکان تحول وجود ندارد.

این استاد حوزه علمیه افزود: از منظر امام خمینی(ره)، هر دو رویکرد خطرناک است؛ رویکرد نخست به «تقدس‌سازی» و رویکرد دوم به «تحجر» می‌انجامد. امام راحل در مجموعه بیانات و آثار خود بارها نسبت به این دو آفت هشدار داده‌اند و آن‌ها را از مهم‌ترین تهدیدهای پیش روی نظام اسلامی دانسته‌اند.

اختصاص تقدس حقیقی در اندیشه اسلامی به ذات الهی

وی در ادامه با اشاره به مفهوم تقدس اظهار کرد: در ادبیات رایج، تعابیری همچون «نظام مقدس» یا «نهاد مقدس» به کار می‌رود، اما لازم است درباره درستی و جایگاه این واژه تأمل شود. تقدس در لغت به معنای پاکی، بی‌عیب بودن و شایستگی مطلق برای احترام است و این معنا، در اعتقاد اسلامی، اختصاص به ذات اقدس الهی دارد.

سروش با استناد به کلام امیرالمؤمنین(ع) خطاب به مالک اشتر گفت: حضرت علی(ع) هشدار می‌دهند که هیچ‌کس نباید خود را در عظمت، جلال و جبروت هم‌ردیف خداوند قرار دهد. این آموزه نشان می‌دهد که حریم قدس الهی، حریمی اختصاصی و غیر قابل تعدی است.

وی افزود: آیات قرآن کریم نیز با حساسیت فراوان از این حوزه پاسداری کرده‌اند. از جمله در آیه «فَلا تَجعَلوا لِلّهِ أَنداداً» تأکید شده است که هیچ مشابه و همتایی برای خداوند قرار داده نشود؛ نه در عظمت، نه در تدبیر و نه در دیگر شئون ربوبی.

این استاد حوزه ادامه داد: حتی اگر برخی از عالمان دینی، با وجود بهره‌مندی از علوم اسلامی، این معارف را وسیله‌ای برای گرایش به جبت و طاغوت قرار دهند، قرآن کریم با شدیدترین لحن با آنان برخورد می‌کند، زیرا اساس و مبنای عالم دینی، تواضع، فروتنی و بندگی خداوند است، نه بهره‌گیری ابزاری از دین برای اهداف غیرالهی.

وی تصریح کرد: قرآن کریم نسبت به ساحت قدس الهی و دین خداوند غیرتی ویژه دارد و هرگونه بازی گرفتن دین و تبدیل آن به ابزار را نکوهش می‌کند. از این رو، مفهوم تقدس باید با دقت و حساسیت مورد استفاده قرار گیرد.

سروش در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به دیدگاه‌های شهید مرتضی مطهری، بیان کرد: در میان شاگردان امام خمینی(ره)، شهید مطهری بیش از دیگران به مسئله تحجر و مبارزه با آن پرداخته و در این زمینه گام‌های جدی، ریشه‌ای و مؤثری برداشته است.

وی افزود: هرچند تلاش‌های همه شاگردان امام(ره) درخور احترام است، اما جایگاه و نقش شهید مطهری در مواجهه با پدیده تحجر، جایگاهی ممتاز و متفاوت به شمار می‌رود. ایشان در آثار متعدد خود به موضوع تقدس و تحجر پرداخته و ابعاد مختلف آن را مورد واکاوی قرار داده است.

استاد حوزه علمیه با اشاره به بخشی از یادداشت‌های شهید مطهری، اظهار کرد: به اعتقاد من، ادبیات تبلیغی و انقلابی نیز باید متناسب با نیازها و اقتضائات روز بازآفرینی شود. بیش از چهار دهه از پیروزی انقلاب اسلامی گذشته و طبیعی است که ادبیات دهه‌های نخست انقلاب، دیگر به همان شکل گذشته برای نسل‌های جدید کارآمد و اثرگذار نباشد.

وی گفت: شهید مطهری در جلد هفدهم یادداشت‌های خود تصریح می‌کند که واژه «مقدس» در ابتدا ویژه ذات ربوبی بوده، اما بعدها مشرکان آن را درباره بت‌ها به کار بردند و سپس این مفهوم به دیگر حوزه‌ها نیز سرایت کرد.

سروش افزود: به گفته شهید مطهری، در کلمات ائمه اطهار(ع) نیز این واژه تنها درباره «قدوس مطلق» یعنی ذات باری‌تعالی به کار رفته است؛ نکته‌ای که نشان می‌دهد باید در کاربرد این واژه و نسبت دادن آن به امور مختلف، دقت و تأمل بیشتری داشت.

نگاه عرفانی امام خمینی(ره) به مفهوم قدس و تقدس

سروش در ادامه با اشاره به دیدگاه شهید مطهری درباره مفهوم تقدس، اظهار کرد: شهید مطهری معتقد است واژه «قدوس» و «مقدس» در اصل ویژه ذات اقدس الهی بوده و بعدها در فرهنگ مشرکان برای بت‌ها نیز به کار گرفته شده است. در لسان ائمه اطهار(ع) نیز این واژه عمدتاً درباره «قدوس مطلق» یعنی خداوند متعال استعمال شده است.

وی افزود: البته مشتقات این واژه در روایات دیده می‌شود؛ از جمله روایت معروفی که در نهج‌البلاغه نیز آمده و امیرالمؤمنین(ع) از پیامبر اکرم(ص) نقل می‌کنند که فرمودند: «هیچ امتی به پاکی و قداست نمی‌رسد مگر آنکه ضعیف بتواند بدون دشواری حق خود را از قوی بگیرد.» این موارد ناظر به مشتقات واژه قدس است، اما بحث شهید مطهری درباره خود اصطلاح «مقدس» و جایگاه اختصاصی آن است.

استاد حوزه علمیه ادامه داد: ممکن است برخی با این دیدگاه موافق نباشند، اما آنچه بنده نقل می‌کنم، نظر شهید مطهری است. ایشان معتقدند این واژه در معنای حقیقی خود به ساحت الهی اختصاص دارد و باید در کاربرد آن نسبت به سایر امور با احتیاط و دقت برخورد کرد.

وی سپس با طرح این پرسش که اندیشه امام خمینی(ره) درباره تقدس چیست، گفت: برای فهم دیدگاه امام باید به دو بُعد مهم شخصیت ایشان یعنی عرفان و فقه توجه کرد. امام خمینی(ره) هم عارف بودند و هم فقیه و بدون در نظر گرفتن این دو ساحت، نمی‌توان دستگاه فکری ایشان را به درستی بازخوانی کرد.

سروش با اشاره به کتاب «تعلیقات بر فصوص‌الحکم» امام خمینی(ره) اظهار کرد: امام در مباحث عرفانی خود بر این باورند که در عالم تنها یک حقیقت اصیل وجود دارد و همه هستی در برابر آن حقیقت، مرتبه‌ای نازل‌تر و جلوه‌ای از آن به شمار می‌رود. از منظر ایشان، تمامی عوالم، اسماء و صفات الهی و حتی مراتب عالی وجود، در برابر حقیقت مطلق الهی، «رقیقه» و پرتوی از آن حقیقت هستند.

وی افزود: امام خمینی(ره) تصریح می‌کنند که حتی پیامبران الهی نیز به کنه آن حقیقت دست نمی‌یابند. از این رو، در نظام عرفانی ایشان، تقدس حقیقی و ذاتی تنها از آنِ خداوند متعال است و هر تقدسی در غیر او، اگر پذیرفته شود، به صورت اعتباری و در نسبت با آن حقیقت معنا پیدا می‌کند.

این استاد حوزه ادامه داد: امام در آثار عرفانی خود جایگاه قدس الهی را چنان متعالی ترسیم می‌کنند که میان ذات باری‌تعالی و سایر موجودات، که همگی جلوه و سایه وجود او هستند، هیچ‌گونه سنخیت و مشابهتی قابل تصور نیست. بنابراین نسبت دادن تقدس ذاتی و مطلق به هر امر دیگری با این مبانی عرفانی سازگار نخواهد بود.

وی با استناد به کتاب «البیع» امام خمینی(ره) گفت: امام در مباحث فقهی خود نیز حکومت اسلامی را ابزاری برای اجرای قانون الهی و گسترش عدالت معرفی می‌کنند. ایشان تصریح دارند که حکومت اسلامی برای بسط عدالت الهی در میان مردم شکل گرفته است و اگر این هدف محقق نشود، دیگر نمی‌توان آن را حکومت اسلامی به معنای واقعی کلمه دانست.

نقدپذیری حکومت در منظومه فکری امام خمینی(ره)

سروش افزود: وقتی از مباحث عرفانی و فقهی به عرصه سیاست می‌رسیم نیز همین نگاه در سخنان امام مشاهده می‌شود. ایشان در سال‌های ابتدایی دهه ۶۰ با صراحت از رنج و خستگی خود در برابر مشکلات و گلایه‌های مردم سخن می‌گویند و تأکید می‌کنند که مشاهده گریه‌ها، درخواست‌ها و مطالبات مردم برای ایشان سخت و آزاردهنده است.

وی تصریح کرد: چنین سخنانی نشان می‌دهد که امام خمینی(ره) هرگز نگاه تقدس‌بخش و غیر قابل نقد به حکومت نداشته‌اند. ایشان در فرازی دیگر از صحیفه امام تأکید می‌کنند که هر فرد از افراد ملت حق دارد زمامدار مسلمین را مورد سؤال، استیضاح و انتقاد قرار دهد و مسئولان نیز موظف‌اند پاسخ قانع‌کننده ارائه کنند.

استاد حوزه علمیه ابراز کرد: اگر برای یک نظام سیاسی، قداستی ذاتی، مطلق و تغییرناپذیر قائل باشیم، جمع میان این تلقی و چنین بیاناتی از امام خمینی(ره) دشوار خواهد بود. بنابراین حتی اگر از بحث‌های نظری درباره واژه «مقدس» عبور کنیم و آن را برای یک نهاد حکومتی به کار ببریم، ناگزیر باید به لوازم آن نیز پایبند باشیم و اجازه نقد، ارزیابی و اصلاح را سلب نکنیم.

تحجر از نگاه امام؛ از خوارج تا جمود فکری

وی ادامه داد: آفت دیگر از نگاه امام خمینی(ره)، تحجر است. ایشان در موارد مختلف از «مقدس‌مآبان بی‌شعور»، «مقدس‌نماها» و «متحجران» یاد کرده‌اند و نسبت به آثار زیان‌بار این جریان هشدار داده‌اند.

سروش با بیان اینکه میان تقدس‌گرایی و تحجر نوعی هم‌پوشانی وجود دارد، گفت: ممکن است فردی در ظاهر بسیار اهل عبادت و تقدس باشد، اما در عین حال گرفتار تحجر نیز شده باشد. این دو مفهوم در برخی موارد بر یکدیگر منطبق می‌شوند و نمی‌توان هر انسان متدینی را لزوماً از خطر تحجر مصون دانست.

وی افزود: قرآن کریم نمونه‌هایی از این روحیه را در میان مخالفان پیامبران معرفی کرده و در تاریخ اسلام نیز جریان خوارج بارزترین نمونه آن به شمار می‌رود. امام باقر(ع) درباره خوارج می‌فرمایند که آنان از سر جهل در برابر امیرالمؤمنین(ع) ایستادند؛ جهل و جمودی که پیش از آنکه به جامعه آسیب بزند، خود آنان را گرفتار کرد.

این استاد حوزه ادامه داد: تاریخ خوارج نشان می‌دهد که عبادت فراوان، روزه‌داری مستمر و شب‌زنده‌داری لزوماً مانع از گرفتار شدن در دام تحجر نمی‌شود. چه‌بسا افرادی که ظاهری بسیار متشرع و مقدس دارند، اما به دلیل جمود فکری و ناتوانی در فهم حقیقت دین، در مسیر انحراف قرار می‌گیرند.

مواجهه عملی امام خمینی(ره) با جریان تحجر

وی گفت: در مطالعات مربوط به تحجر، معمولاً سه ویژگی برای متحجران برشمرده می‌شود؛ نخست تعصب، دوم ستیزه‌جویی و میل به برخوردهای حذفی و سوم توجه افراطی به ظواهر دین همراه با غفلت از محتوا و روح آموزه‌های دینی.

سروش افزود: به نظر می‌رسد در روزگار ما دو ویژگی دیگر نیز به این فهرست افزوده شده است؛ نخست قدرت‌طلبی و دوم بی‌اعتنایی به واقعیت‌های اجتماعی. از این رو می‌توان گفت که تحجر در شکل‌های جدید خود، علاوه بر جمود فکری، با میل به قدرت و نادیده گرفتن واقعیات جامعه نیز همراه شده است؛ همان جریانی که امام خمینی(ره) بارها نسبت به آن هشدار داده و پرونده آن را همچنان در حوزه‌های علمیه گشوده دانسته‌اند.

سروش با اشاره به تحولات جریان تحجر در دوران معاصر اظهار کرد: اگر امروز به جریان‌های متحجر نگاه کنیم، درمی‌یابیم که افزون بر ویژگی‌های سنتی همچون تعصب، جمود فکری و ظاهرگرایی، ویژگی‌های تازه‌ای نیز به آن افزوده شده است. بخشی از این جریان با قدرت سیاسی آشتی کرده و در پی کسب و حفظ قدرت است و در عین حال، حاضر به پذیرش واقعیت‌های اجتماعی نیست.

وی افزود: البته در میان این افراد، برخی از سر حسن نیت عمل می‌کنند و برخی نیز فاقد چنین انگیزه‌ای هستند، اما در هر صورت نتیجه یکسان است. شهید مطهری در توصیف این جریان می‌گوید گروهی که با روح اسلام آشنا نیستند، اما به اسلام علاقه دارند، به جای فهم حقیقت دین به پوسته آن چسبیده‌اند.

استاد حوزه علمیه ادامه داد: شهید مطهری در مواضع مختلف از متحجران با تعابیری چون «فکر زندانی» و حتی «بزرگ‌ترین بیماران بشر» یاد می‌کند و بر آسیب‌های فکری و اجتماعی این جریان تأکید دارد.

وی با اشاره به سیره عملی امام خمینی(ره) در مواجهه با تحجر گفت: امام تنها در مقام نظریه‌پردازی با تحجر مقابله نکردند، بلکه در عرصه عمل نیز هزینه این مبارزه را پرداختند. ایشان تدریس فلسفه و عرفان را در حوزه علمیه آغاز کردند و به دلیل همین رویکرد، با مخالفت‌ها و فشارهای فراوانی روبه‌رو شدند.

سروش افزود: امام خود نقل می‌کردند که در مقطعی، تنها به دلیل تدریس فلسفه، ظرف آبی را که فرزند خردسالشان از آن نوشیده بود آب کشیدند. این نمونه‌ها نشان می‌دهد که امام خمینی(ره) شخصاً در میدان مبارزه با تحجر حضور داشتند و هزینه‌های آن را نیز پرداختند.

وی تصریح کرد: اندیشه امام خمینی(ره) دارای یک نظام فکری منسجم است و در این منظومه فکری، مردم جایگاهی روشن و غیرقابل انکار دارند. هیچ‌کس نمی‌تواند نقش محوری مردم را در اندیشه سیاسی و اجتماعی امام نادیده بگیرد.

این استاد حوزه با انتقاد از برخی نگاه‌های زهدگرایانه و نسخه‌پیچی برای مردم، اظهار کرد: گاهی در برخی تریبون‌ها و رسانه‌ها توصیه‌هایی مطرح می‌شود که نتیجه آن تحمیل سختی‌های اقتصادی و معیشتی به مردم است، در حالی که امام خمینی(ره) نگاه دیگری داشتند.

وی افزود: امام به صراحت تأکید می‌کنند: «همه اقشار در جمهوری اسلامی باید در رفاه باشند». این نگاه، دقیقاً در نقطه مقابل قرائت‌های متحجرانه‌ای قرار دارد که تلاش می‌کنند فقر و محرومیت را به عنوان یک فضیلت اجتماعی معرفی کنند.

رفاه عمومی؛ یکی از اصول مغفول در قرائت‌های متحجرانه

سروش ادامه داد: دلیل تأکید امام بر باز بودن پرونده متحجران نیز همین است؛ زیرا این جریان در مقاطع مختلف با توسعه، رفاه عمومی و بهبود کیفیت زندگی مردم مخالفت کرده و حتی نسبت به برخی شخصیت‌ها و مدیرانی که در مسیر توسعه کشور گام برداشته‌اند، اتهامات و هجمه‌های گسترده‌ای را سامان داده است.

وی با اشاره به نامه تاریخی امام خمینی(ره) در ماجرای شطرنج، گفت: به باور من، یکی از مهم‌ترین اسناد برای شناخت نسبت امام با تحجر، همین نامه است. امام در پاسخ به یکی از شاگردان خود، نکته‌ای را مطرح می‌کنند که باید با دقت مورد توجه قرار گیرد و آن تأکید بر «تمدن جدید» است.

تأکید امام خمینی بر شناخت تمدن جدید توسط مجتهدان

استاد حوزه علمیه افزود: امام خمینی(ره) در آن نامه تصریح می‌کنند که مجتهدان باید تمدن جدید را بشناسند و تحولات آن را در اجتهاد و فهم مسائل روز مورد توجه قرار دهند. این نکته در اواخر دهه ۶۰ مطرح شده و نشان‌دهنده نگاه آینده‌نگر امام به تحولات جهان معاصر است.

وی ادامه داد: امام(ره) در همان نامه به مسائلی همچون ترافیک، محیط زیست، ابزارهای نوین دفاعی و حتی برخی پدیده‌های اجتماعی جدید اشاره می‌کنند و نشان می‌دهند که فقه و اجتهاد نمی‌تواند نسبت به مسائل نوظهور بی‌تفاوت باشد.

سروش تصریح کرد: از منظر امام، هر جریانی که با تمدن جدید سر ناسازگاری داشته باشد و بخواهد درهای کشور را به روی دستاوردهای علمی، اجتماعی، رسانه‌ای و اقتصادی جهان ببندد، در معرض اتهام تحجر قرار می‌گیرد.

وی افزود: برخی تلاش می‌کنند هر پدیده جدیدی را با برچسب‌هایی همچون «کفریات» طرد کنند، در حالی که اگر به آثار امام مراجعه کنیم، درمی‌یابیم که نگاه ایشان به جهان و حتی به غیر مسلمانان، بسیار پیچیده‌تر و متفاوت‌تر از این برداشت‌های ساده‌انگارانه است.

این استاد حوزه با اشاره به دیدگاه امام خمینی(ره) درباره غیر مسلمانان، گفت: در برخی مباحث فقهی، از جمله در مکاسب محرمه، امام رویکردی ارائه می‌کنند که با بسیاری از برداشت‌های رایج فاصله دارد و نشان می‌دهد که ایشان در تحلیل وضعیت جوامع و انسان‌ها، نگاه عمیق‌تر و واقع‌بینانه‌تری داشته‌اند.

وی همچنین به بخشی از سخنان امام در صحیفه امام اشاره کرد و افزود: امام تصریح می‌کنند که هرگز نمی‌خواهیم ارزش‌های اسلامی را بر غرب تحمیل کنیم و اسلام نیز اساساً با تحمیل مخالف است. ایشان تأکید دارند که وظیفه ما ارائه اسلام است، نه تحمیل آن.

سروش بیان کرد: اگر این گزاره‌ها را در کنار برخی اظهارنظرهای تند و افراطی که این روزها مطرح می‌شود قرار دهیم، بهتر درمی‌یابیم که چرا امام خمینی(ره) بارها از باز بودن پرونده متحجران سخن گفته‌اند.

وی ادامه داد: گاه سخنانی مطرح می‌شود مبنی بر اینکه برای رسیدن به برخی اهداف، حتی کشته شدن نیمی از مردم جهان نیز اهمیتی ندارد؛ در حالی که امام خمینی(ره) تنها در چارچوب دفاع از کشور و مقابله با تجاوز دشمن از فداکاری و ایثار سخن گفته‌اند، نه برای تحقق اهدافی که مبنای روشنی در عصر غیبت ندارند.

استاد حوزه علمیه افزود: همچنین گاه دیدگاه‌هایی مطرح می‌شود که ولایت را بر عدالت مقدم می‌دانند، در حالی که امام خمینی(ره) در آثار فقهی خود تصریح می‌کنند که فلسفه تشکیل حکومت اسلامی، تحقق و گسترش عدالت در جامعه است.

وی گفت: از سوی دیگر، برخی از تمدن‌سازی سخن می‌گویند، اما تمدنی که هیچ نسبتی با دستاوردهای تمدن جدید نداشته باشد؛ در حالی که امام خمینی(ره) صراحتاً بر ضرورت شناخت و درک تمدن جدید تأکید کرده‌اند و آن را از وظایف عالمان دینی و مجتهدان دانسته‌اند.

سروش در پایان تأکید کرد: بازخوانی اندیشه امام خمینی(ره) نشان می‌دهد که ایشان هم با تقدس‌سازی افراطی و هم با تحجر و جمود فکری مخالف بودند و راه برون‌رفت از این آسیب‌ها را در اجتهاد پویا، توجه به نیازهای جامعه، پذیرش واقعیت‌های زمانه و حفظ جایگاه مردم در نظام اسلامی می‌دانستند.

انتهای پیام
خبرنگار:
هانیه محمدنژاد
دبیر:
مژگان فرهنگیان
captcha