به گزارش ایکنا از قم، زهرا فخر روحانی، پژوهشگر حوزه زنان و استاد جامعهالزهرا(س) در سلسله نشستهای مهدویت درخصوص جایگاه زنان در تداوم جریان ولایت تا عصر ظهور که امروز 23 خردادماه به همت جهاددانشگاهی واحد قم برگزار شد، اظهار کرد: نخستین التزام عملی که در مورد بانوان در زمینه ولایت و همراهی با اهل بیت(ع) مشاهده میکنیم، زمانی است که در عید غدیر پیامبر اکرم(ص) فرمودند: «بانوان نیز بایستند و بیعت کنند.»
وی ادامه داد: بعد از واقعه غدیر شخصیتهایی را مشاهده میکنیم که در مسائل بصیرتی اعلام موضع میکنند از جمله زمانی که مردم به منزل حضرت فاطمه(س) برای بیعت گرفتن با امیرالمومنین(ع) هجوم میآورند، کنیزی با نام فضه که در منزل ایشان است و قدرت منطق و استدلال دارد، میگوید: «زمانیکه به درب منزل حضرت زهرا(س) هجوم آوردند ابتدا من شروع به احتجاج کردم.» خلیفه دوم ماجرا را برای معاویه مینویسد و میگوید: «به این کنیز گفتیم تو اگر همچنان حرف بزنی، ما وارد منزل میشویم و امیرالمؤمنین(ع) را با خود میبریم یا حتی خانه را به آتش میکشیم.»
پژوهشگر حوزه زنان با بیان اینکه ام سلمه راوی خطبه غدیریه یکی از همسران پیامبر اکرم(ص) است که تا بعد از شهادت امام حسین(ع) زنده بود و مجلس ترحیم امام را در مدینه برگزار کرد، افزود: با وجود اینکه امسلمه در مدینه زندگی میکرد و واقعه عاشورا در کربلا اتفاق افتاد اما هنگام شهادت امام حسین(ع) صدای شیون امسلمه بلند شد. از او علت را میپرسند که میگوید: «الان امام حسین(ع) را در کربلا شهید کردند.» اطرافیان گمان کردند که دچار آسیب مغزی شده است اما امسلمه میگوید: «من از پیامبر اکرم(ص) نشانهای داشتم.» اینها نشانه قدرت عظیم این بانو است. این بانو پس از غصب ولایت، در مسجد برای دفاع از حضرت فاطمه(س) سخنرانی کرد و علاوه بر روایت حدیث غدیر، تعداد ۳۷۸ حدیث نیز از پیامبر اکرم(ص) نقل کرده است.
فخر روحانی بیان کرد: عمر بن ابی سلمه فرزند امسلمه در جنگها امیرالمؤمنین(ع) را همراهی میکرد. دره دختر امسلمه از بانوان فقیه دوران خود بود و دختر دیگرش زینب از امیرالمؤمنین(ع) در مقابل دشمنانش دفاع میکرد. دارمیه حجونیه یکی از بانوان بزرگ در قرن اول هجری قمری از قبیله بنی کنانه بود که معاویه هنگام حج او را صدا زد و با لحنی حقارتآمیز احوالش را پرسید و گفت: «تو را اینجا فراخواندم تا ببینم چرا علی را دوست داری؟» این بانو پاسخ داد: «اگر به من امان دهی میگویم.» معاویه به او امان داد. دارمیه گفت: «علی را به خاطر عدالتی که در حق رعیت روا میدارد دوست دارم و تو را دشمن میبینم چون در امری که امیرالمؤمنین از تو برتر بود، با او جنگیدی و چیزی طلب کردی که در آن حقی نداشتی. امیرالمؤمنین را دوست دارم چون رسول خدا عقد ولایت با او بسته است و دوستدار مساکین و اهل علم بود اما تو را دشمن میدانم چون خون مردم را به ناحق میریزی و با جور و ستم قضاوت و از روی هوا و هوس حاکمیت میکنی.» معاویه برای تحقیر این بانو گفت: «تو علی را دیدهای؟» دارمیه پاسخ داد: «به خدا علی را دیدهام. سلطنتی که تو را فریفته، او را فریب نداده و نعمتی که تو را مشغول کرده، او را مشغول نکرده است. به خدا قسم سخن علی انسان را از تاریکی و ظلمت خارج میکرد و به نور علم، روشنی و جلا میداد.» معاویه دستور داد برای ساکت کردن این بانو هر چه نیاز دارد به او بدهند. دارمیه گفت: «به خدا قسم اگر علی بود، الان چیزی نمیداد.» یعنی امیرالمؤمنین(ع) از بیتالمال حق السکوت به کسی نمیداد.
وی ابراز کرد: حسنیه، کنیز امام صادق(ع) و امام کاظم(ع) بود. صاحبی که بعد از امام کاظم(ع) داشت، ورشکست شد. حسنیه از صاحبش خواست که او را در بازار به قیمت بالا برای فروش بگذارد و اگر علت قیمت بالا را سؤال کردند، بگوید که کنیز من اهل استدلال است و پاسخ همه علما را میتواند بدهد. دربار هارون، حسنیه را نزد او آوردند و حسنیه به تمام سؤالات علما به دلیل ۱۰ سال کسب فیض از محضر امام کاظم(ع) پاسخ داد. گفته شده به دلیل قدرت استدلال بالای این بانو، حدود ۴۰۰ نفر به تشیع علوی روی آوردند و هارون بعد از این جلسه مزاحمتی برای سادات ایجاد نکرد.
پژوهشگر حوزه زنان ادامه داد: زمانی که از نقش بانوان در مسئله مهدویت سخن میگویند، حدیثی در ذهنها جاری میشود که وقتی امام زمان(عج) ظهور میکند، ۳۱۳ یار دارد و ۳۰ نفر از آنان را بانوان تشکیل میدهند. برخی نیز میگویند ۵۰ نفر از آنان بانوان هستند؛ رجعتکنندگان کسانی هستند که پس از مرگ، شایستگی همراهی امام زمان(عج) را دارند. دو نوع رجعت داریم که یکی رجعت ائمه(ع) و دیگری رجعت مردم است. در میان رجعت مردم نیز یک نوع رجعت مردمانی است که بسیار خوب بودند و شایستگی همراهی امام زمان(عج) را دارند و نوع دیگر افرادی هستند که انسانهای بدی بودند و بازمیگردند تا به سزای عمل خود برسند.
وی افزود: مفضل بن امر یکی از اصحاب امام صادق(ع) از امام سؤال میکند: «لحظه ظهور امام زمان(عج) چه اتفاقی میافتد؟» امام صادق(ع) در پاسخ، حدیثی بیان میکند که ۱۳ صفحه از کتاب بحارالانوار را به خود اختصاص داده است. همچنین امام صادق(ع) میفرماید: «همراه با امام زمان(عج) ۱۳ خانم حضور دارند.» مفضل پرسید: «این خانمها چه کاری میتوانند انجام دهند؟» امام پاسخ داد: «همانگونه که بانوانی در جنگ احد شرکت و مجروحان را مداوا کردند، احتمالاً کار آنها در زمان ظهور نیز همینگونه باشد.» امام در مورد نام آنها چنین میفرماید: «قنواء دختر رشید هجری، ام ایمن، حبابه والبیه، سمیه، زبیده ام خالد احمسیه، ام سعید حنفیه، صیانه ماشطه، ام خالد جهنّیه.» این بانوان در دورههای قبلی بودهاند.
این استاد حوزه علمیه گفت: ام ایمن یکی از بانوان برجسته که پیامبر اکرم(ص) در مورد ایشان فرمودند: «بعد از مادرم در حق من مادری کرده است.» وی کنیز آمنه مادر پیامبر اکرم(ص) بود. این بانو بعد از رحلت پیامبر اکرم(ص) به نفع امیرالمؤمنین(ع) و حضرت فاطمه(س) در مسئله فدک شهادت داد؛ صیانه،آرایشگر دختر فرعون و پدر وی از دوستان حضرت خضر(ع) بود؛ صیانه در حال شانه زدن موهای دختر فرعون بود که شانه از دستش بر زمین افتاد. وقتی برای برداشتن شانه خم شد، سبحان الله گفت. دختر فرعون علت گفتن این کلمه را از او پرسید. صیانه تقیه نکرد و گفت: «این پروردگار من و تو و همه ماست.»
فخرروحانی اضافه کرد: دختر فرعون پدرش را از سخنان صیانه مطلع کرد و فرعون از صیانه خواست تا از عقیده خود دست بردارد اما او قبول نکرد. به دستور فرعون مس مذابی را آماده کردند و باز خواستند که از اعتقاد خود دست بردارد. اما این بانو دست از اعتقادات خود برنداشت، بنابراین همه فرزندانش را در مس مذاب انداختند و نوبت به فرزند کوچکی رسید که در آغوش مادر بود. وقتی خواستند این فرزند را از آغوش مادر بگیرند و در مس مذاب بیندازند، مادر مقاومت کرد و مجبور شدند مادر را همراه فرزند کوچکش در مس مذاب بیندازند.
وی تصریح کرد: یکی دیگر از بانوان بزرگ صدر اسلام سمیه است. او نخستین بانویی است که بعد از ظهور اسلام به شهادت رسید. پیامبر اکرم(ص) ۱۳ سال در مکه حضور داشت اما دعوت ایشان به اسلام چندان با اقبال همراه نبود. زیرا ابوسفیان و سایر مشرکان اجازه فعالیت مسلمانان را نمیدادند و تصمیم به قتل اطرافیان پیامبر اکرم(ص) گرفتند. نخستین قربانیان مشرکان مکه، سمیه و یاسر نام داشتند. فرزندشان عمار که بعدها یکی از یاران بزرگ امیرالمؤمنین(ع) شد، به زبان، ابراز برائت از پیامبر(ص) کرد تا جان خود را نجات دهد اما از این کار خود ناراحت بود تا اینکه آیه ۱۰۶ سوره نحل نازل شد: «مَنْ كَفَرَ بِاللَّهِ مِنْ بَعْدِ إِيمَانِهِ إِلَّا مَنْ أُكْرِهَ وَقَلْبُهُ مُطْمَئِنٌّ بِالْإِيمَانِ هر كس پس از ايمان آوردن خود به خدا كفر ورزد [عذابى سخت خواهد داشت] مگر آن كس كه مجبور شده و[لى] قلبش به ايمان اطمينان دارد.» این آیه موجب جواز تقیه در اسلام شد.
استاد حوزه علمیه خواهران بیان کرد: ام عماره بانوی دیگری در صدر اسلام است که همراه با همسر و فرزندانش در جنگ احد شرکت کرد. ام عماره نقل میکند: «پسر من در این جنگ مجروح شد. من زخمش را بستم اما دیدم پسرم نیز مانند بقیه در حال فرار است. محکم دستش را کشیدم و گفتم از پیغمبر به چه کسی میخواهی پناه ببری و نگذاشتم فرار کند اما همان موقع یکی از دشمنان، پسرم را شهید کرد.» ام عماره بلافاصله شمشیر پسرش را برداشت و کنار پیامبر(ص) جنگید و از ایشان محافظت کرد. هدف نخست ام عماره از شرکت در جنگ آبرسانی و کمک به مجروحان بود اما وقتی دید یاران پیامبر(ص) فرار کردند، شمشیر برداشت و همراه پیامبر(ص) جنگید. پیامبر اکرم(ص) با مشاهده رشادت این بانو فرمود: «خدایا خانواده امعماره را در بهشت همنشین من قرار بده.» جنگ احد با پیروزی مسلمانان به پایان رسید. غروب آن روز پیامبر(ص) از مسلمانان خواست برای غزوه حمراءالاسد حضور یابند. امعماره نیز قصد شرکت داشت اما زخمهای بدن او چنان زیاد بود که نتوانست شرکت کند. غزوه حمراءالاسد نیز با پیروزی مسلمانان همراه بود. بعد از غزوه، پیامبر(ص) از برادر امعماره خواست تا از حال او باخبر شود.
وی اظهار کرد: آخرین جنگی که امعماره کنار پیامبر اکرم(ص) شرکت کرد، جنگ یمامه بود که مسیلمه کذاب ادعای خدایی کرده بود. امعماره در ورودی کاخ مسیلمه کذاب دید فرزندش حبیب به شهادت رسیده و بدنش را قطعه قطعه کردهاند. ام عمار میگوید: «وقتی جسد فرزندم را دیدم با خداوند عهد کردم که یا من زنده به مدینه بازنگردم یا خودم قاتل مسیلمه کذاب باشم. وارد دالان دوم قصر شدم که دیدم فرزندم عبدالله شمشیرش را از خون پاک میکند و فهمیدم مسیلمه را کشته است. همانجا سجده شکر به جا آوردم که مسیلمه به دست پسر من کشته شد.» این بانوی بزرگ دو سال بعد از شهادت امام حسین(ع)، در واقعه حره به شهادت رسید.
انتهای پیام