کد خبر: 4357004
تاریخ انتشار : ۲۱ خرداد ۱۴۰۵ - ۰۱:۳۲

خانواده ایرانی و بازتولید فرهنگ ایستادگی در بحران‌ها

عضو هیئت علمی دانشگاه ادیان و مذاهب گفت: خانواده ایرانی در بزنگاه‌های بحران نشان داده است که فراتر از یک نهاد خصوصی، کانون شکل‌گیری همدلی، امنیت روانی و فرهنگ ایستادگی است. تجربه پشتیبانی مردمی نیز نشان داد هنگامی که اعضای خانواده در کنار هم نقش‌آفرینی می‌کنند، این نهاد به پایه‌ای برای تاب‌آوری اجتماعی و انتقال ارزش‌های مقاومت به نسل‌های بعد تبدیل می‌شود.

خانوادهبیستم خردادماه به نام روز خانواده و تکریم بازنشستگان نامگذاری شده است، این روز فرصتی ارزشمند است تا بار دیگر به جایگاه خانواده به‌عنوان بنیادی‌ترین نهاد اجتماعی و یکی از مهم‌ترین سرمایه‌های فرهنگی، تربیتی و هویتی جامعه توجه کنیم. خانواده، تنها یک واحد عاطفی و زیستی نیست؛ بلکه کانون شکل‌گیری شخصیت، مسئولیت‌پذیری، امید، اعتماد، همدلی و تاب‌آوری اجتماعی است. در روز‌هایی که جامعه با شرایط دشوار، بحران‌ها و آزمون‌های بزرگ روبه‌رو می‌شود، این خانواده است که می‌تواند نخستین پناهگاه آرامش، نخستین مدرسه مقاومت و نخستین پایگاه پشتیبانی و همبستگی باشد.  

تجربه بیش از یکصد روز پشتیبانی مردمی نشان داد که در دل هر حرکت اجتماعی پایدار، خانواده‌هایی ایستاده‌اند که با انسجام عاطفی، اعتماد متقابل، مشارکت هوشمندانه نقش‌ها، مدیریت بحران و تعلق‌خاطر به منافع جمعی، توانسته‌اند از سطح یک نهاد خصوصی فراتر بروند و به عنصری فعال در تقویت سرمایه اجتماعی و امنیت روانی جامعه تبدیل شوند. از این منظر، می‌توان خانواده مقاوم را نه فقط یک مفهوم اخلاقی یا تربیتی، بلکه واحد حداقلی تاب‌آوری اجتماعی دانست؛ واحدی که در آن آرامش، مسئولیت، امید و مشارکت بازتولید می‌شود.

در این میان، نقش زنان و مادران به‌عنوان محور عاطفی، تربیتی و فرهنگی خانواده، نقشی برجسته و تعیین‌کننده است. زنان در شرایط بحران، هم در خانه حافظ آرامش و اطمینان هستند، هم در جامعه پشتیبان مادی و معنوی حرکت‌های مردمی و هم در فضای رسانه‌ای و مجازی روایت‌گر حقیقت، امیدآفرینی و مقابله‌کننده با جنگ روانی هستند. آنها با انتقال تجربه‌ها، روایت‌ها و الگو‌های رفتاری به نسل‌های بعد، می‌توانند سرمایه‌های تاریخی و هویتی یک ملت را به حافظه‌ای زنده و کنش‌گر تبدیل کنند.

از سوی دیگر، تکریم بازنشستگان در کنار روز خانواده، یادآور این حقیقت است که بخش مهمی از سرمایه اجتماعی امروز، حاصل سال‌ها تلاش، تجربه، ایثار و مسئولیت‌پذیری نسلی است که ستون‌های خانواده و جامعه را استوار نگاه داشته‌اند. بازنشستگان، حاملان تجربه، حافظان روایت‌های تاریخی و مشاوران ارزشمند نسل‌های جدیدند و حضور آنها در خانواده می‌تواند به تقویت پیوند نسلی، انتقال فرهنگ پایداری و افزایش خرد جمعی کمک کند.

در گفت‌و‌گو یا سمیه عرب‌خراسانی، عضو هیئت علمی دانشگاه ادیان و مذاهب و مدیر گروه حقوق زن در اسلام تلاش داریم با نگاهی تحلیلی، نقش خانواده مقاوم، زنان، مادران و نسل‌های باتجربه را در شکل‌دهی به تاب‌آوری اجتماعی، حفظ امنیت روانی جامعه، بازتولید سرمایه اجتماعی و پشتیبانی مردمی در شرایط بحران بررسی کنیم و به این پرسش پاسخ دهیم که چگونه می‌توان تجربه‌های ارزشمند گذشته را به الگویی ماندگار برای آینده تبدیل کرد.

ایکنا ـ براساس تجربه بیش از یکصد روز پشتیبانی مردمی، یک «خانواده مقاوم» چه ویژگی‌های ساختاری و رفتاری دارد؟ آیا می‌توان گفت چنین خانواده‌ای «واحد حداقلی تاب‌آوری اجتماعی» است؟

خانواده سلول بنیادی جامعه است. آنچه در سطح عمومی جامعه بازتولید و منتشر می‌شود در یک فرایند دو طرفه و متقابل مورد پذیرش و اقبال خانواده قرار می‌گیرد. در اینجا، منظور از خانواده اعضای خانواده است. زنان و مردانی که تحت عنوان زن و شوهر و پدر و مادر عمل می‌کنند. در دنیای امروز این مفهوم از خانواده نمایانگر تأثیرگذاری نوعی خرد و انتخاب است که از جانب اعضای خانواده به عنوان اعضای جامعه دیده می‌شود. اگر یک زن یا شوهر بتواند همسر خود را نسبت به موضوعی قانع کند و والدین بتوانند ارزش‌هایی را به فرزندان خود آموزش بدهند یا در مورد آنها با فرزندان نوجوان‌شان گفت‌و‌گو کنند، ارزش‌های اصلی جامعه در سطح وسیعی بازتولید و منتشر می‌شود.

البته این، ظرفیتی است که می‌تواند مورد استفاده هر دوی ارزش‌ها و ضد ارزش‌ها قرار بگیرد و این هوشمندی نظام و حاکمیت است که خانواده را از آن خود کند یا آن را به سمت ضد ارزش‌ها سوق بدهد. مسئله‌ای که در دی ماه ۱۴۰۴ دیده شد که بخشی از خانواده‌های ایرانی به جهت تأثیر رسانه‌های بین‌المللی اعضای خانواده خود را در آن کودتا یا شبه کودتا از دست دادند. بر این اساس با گذر و عبور از شعارها، خانواده‌ها بنیان ثبات اجتماعی هستند و اگر جامعه و حاکمیتی انتظار ثبات دارد، لازم است اقل تاب‌آوری اجتماعی را در خانواده در نظر داشته و آن را تقویت کنند.

ایکنا ـ خانواده مقاوم فراتر از کارکرد درونی خود، چه کارکرد‌های اجتماعی می‌تواند داشته باشد؟ به عبارت دیگر، این خانواده چگونه می‌تواند به عنوان الگوی تربیتی برای خانواده‌های دیگر، بازتولیدکننده سرمایه اجتماعی و اعتماد عمومی و بازوی خودجوش پشتیبانی در بحران‌های ملی عمل کند؟

نگاه اندام‌وار به جامعه اگرچه نگاهی قدیمی محسوب می‌شود، اما در حال بازیابی و البته به صورت اصلاح شده است. عملکرد اعضای خانواده می‌تواند بسرعت به الگو و نمونه‌ای برای دیگر خانواده تبدیل شود. در این نگاه خانواده‌ها همچون سلول‌های عصبی رفتار می‌کنند که با یکدیگر سیناپس و اتصال عصبی پیدا می‌کنند و یک واکنش یکپارچه را ایجاد می‌کنند. مانند حالات هیجانی که بدن را در وضعیت قدرت و واکنش فعال قرار می‌دهد.

خانواده نیز در وضعیت‌های بحرانی یا شرایطی که خارج از وضعیت معمول است به مانند بدن عمل می‌کند. از آنجا که خانواده‌ها در این وضعیت بدنبال امنیت و همراهی هستند تا از احساس تنهایی در آمده و همدلی اجتماعی را بدست بیاورند، عملکرد خانواده‌های دیگر می‌تواند مدلی برای عموم جامعه بوده و یکدستی حداکثری ایجاد کند. رسانه‌های جمعی می‌تواند در این حوزه مفید باشد و پیش از آنکه ترس یا سردرگمی جامعه را فرا بگیرد، ظرفیت بازتولیدی خانواده را از آن خود کرده و ان را به نحو صحیح و در راستای تاب‌آوری اجتماعی مدیریت کند.

ایکنا ـ پیروزی در این رویارویی، یک سرمایه‌ تاریخی و هویتی بی‌بدیل شد. زنان به عنوان اصلی‌ترین مربیان و انتقال‌دهندگان فرهنگ ایستادگی، چگونه می‌توانند روایت این پیروزی را به گونه‌ای تبدیل به یک «الگوی رفتاری ماندگار» کنند که در مواجهه با هر تهدید آینده، به صورت خودجوش در جامعه فعال شود؟

از نظر من این ماجرا زن و مرد ندارد. مادر و پدر، هر دو در این روایت مؤثرند. دو گونه روایت مادرانه و پدرانه یک روایت چند جانبه برای فرزندان و نسل حاضر ایجاد خواهد کرد که به حقیقت ماجرا بیشتر نزدیک است. از این جهت انحصار این روایت در بخش زنانه و مادرانه نادرست است و لازم است به صورت صحیح آن به عنوان نقش والدین اشاره شود.

دو نگاه مکمل و گاه تصحیح کننده یکدیگر که می‌تواند فرزندان را نسبت به حنبه‌های مؤثر و نادیده مانده سوق دهد. مدل والدینی می‌تواند مدل پایداری در انتقال روایت والدینی علاوه بر مدلی برای فرزندان ایجاد می‌کند که بعد‌ها به عنوان والدین با فرزندان‌شان تکرار خواهند کرد.

ایکنا ـ در طول مدت پشتیبانی عمومی، جامعه در شرایطی جنگی قرار داشت. زنان با ایفای نقش همزمان در خانه، در جامعه و در فضای مجازی، چگونه موفق به حفظ و تقویت «امنیت روانی-اجتماعی» جامعه شدند؟ این تجربه چه درس‌های کلیدی برای طراحی نقش زنان در «مدیریت بحران‌های آینده» در اختیار ما می‌گذارد؟

در تجربه زیسته این ۱۰۰ روزه، همکاری زن‌ها و شوهران و پدران و مادران بیش از نقش مؤثر مادر به تنهایی دیده می‌شود. حضور خانوادگی در تجمعات نشانه بارز این ماجراست. زنان در تاریخ ایران و پس از انقلاب اسلامی در مجموعه شرایط جنگ و فراز و فرود‌های چهل و هفت سال اخیر و بویژه در دو جنگ اخیر مهارت‌های مدیریت بحران را به نحو نسلی آموخته، انتقال داده و تقویت کرده‌اند.

این شرایط در مورد شوهران و پدران هم هست. از جنگ ۱۲ روزه و حضور خانوادگی تا جنگ اخیر و حضور ۱۰۰ روزه خانواده به مشارکت هر دوی همسران و والدین خانواده را مدیریت کرده‌اند؛ که اتفاقاً مدل بسیار بهتری برای نسل حاضر است که همدلی همسران و در مجموع خانواده‌ها را افزایش داده و زن و شوهر و پدر و مادر را آماده مدیریت خود، فرزندان، خانواده و جامعه می‌کند. ظرفیت و توان زن و مرد تقویت‌کننده است و به صورت تصاعدی توان خانواده را افزایش خواهد داد. 

ایکنا ـ پشتیبانی گسترده مردم از نیرو‌های نظامی در میدان، نماد اتحاد ملی و عمق گفتمان مقاومت بود. به عنوان یک کارشناس، نقش محوری و سازماندهی زنان و خانواده در ایجاد و تداوم این پشتیبانی مردمی را چگونه تحلیل می‌کنید؟ آیا می‌توان گفت این نقش، تجلی عینی «پشتیبانی در خط مقدم جبهه مقاومت» توسط خانواده بود؟

واژه «خانواده»، واژه مناسب‌تری به جای نقش زنان است. خانواده در مجموعه زن و شوهر و فرزندان همگی در یک حرکت واحد از ایران و نیرو‌های نظامی حمایت کرده‌اند. ممکن است سهم اعضای خانواده متفاوت باشد، اما معدل آن حضور حداکثری خانوادگی در این حمایت باشد. در این میان استثنای قابل تحسین خانواده‌های نیرو‌های مسلح و مجموعه کارکنان دولت است که در شرایط جنگی - دفاعی جای خالی شوهران و پسران و پدران را پر می‌کنند. زنان این خانواده‌ها به اقتضا شرایط نقش محوری در حفظ و حراست از خانواده و حمایت از مردان شان دارند. البته که جامعه و دیگر خانواده‌ها نباید آنها را تنها بگذارند.

حمایت و همدلی زنان دیگر و دیگر مردان خانواده باید در حمایت و تقویت توان و روحیه این زنان نقش فعالی داشته باشند. در کنار این خانواده‌ها، دیگر خانواده‌ها در حضور و همدلی همسرانه و والدینی، نمایش متفاوتی از حضور خانوادگی ارائه کرده‌اند که بیش از آن که زنانه باشد، خانوادگی و به معنی کنار هم بودن هر دوی زن و مرد است.

انتهای پیام
خبرنگار:
سمیه قربانی
captcha