برای نخستین بار در 200 سال اخیر تاریخ ایران، با اجرای «عملیات نصر»، جنگی با اراده ایران آغاز و با اراده ایران به پایان رسید؛ این واقعه، نقطه پایانی بر قرنها سیاست واکنشی و آغازی بر عصر کنشگری راهبردی ایران در محیط پیرامونی است.
حجتالاسلام والمسلمین محمدباقر مشکاتی پژوهشگر دینی و فعال رسانهای طی یادداشتی که در اختیار ایکنای قم قرار داد، نوشت: تجمعات خیابانی در میانه دفاع مقدس سوم، برای دفاع از میهن و ارزشهای دینی و تمدنی، حماسه خیابان را رقم زده است. این حضور مردمی که به بیش از 100 روز رسیده، صرفاً یک واکنش احساسی نیست؛ بلکه تجلی اراده ملت است که امنیت و آرامش پایدار خود را در ایستادگی هوشمندانه و فعالسازی ظرفیتهای درونی میجوید. امروز حماسه خیابان، صورت اجتماعی حقیقتی است که در میدان نبرد به بازدارندگی و در عرصه تمدنی، به ساختن آیندهای مقتدر میانجامد.
نقطه عطف این مسیر، در صدمین روز جنگ تحمیلی سوم و در پی تجاوز دشمن صهیونی به جنوب لبنان و نقض فاحش آتشبس رقم خورد؛ آنجا که برای نخستین بار در 200 سال اخیر تاریخ ایران، با اجرای «عملیات نصر»، جنگی با اراده ایران آغاز و با اراده ایران به پایان رسید.
این دستاورد بزرگ، بیش از آنکه یک پیروزی نظامی صرف باشد، برکت حماسه حضور و پشتوانه مردمی میدان است که وحدت ساحات مختلف مقاومت اسلامی منطقه را تثبیت کرد. این واقعه، نقطه پایانی بر قرنها سیاست واکنشی و آغازی بر عصر کنشگری راهبردی ایران در محیط پیرامونی است.
تاریخ 200 سال اخیر ایران، مشحون از تجربههای تلخ ناشی از تجاوزات بیگانگان و تن دادن به ارادههای تحمیلی است. اما در معادله جدیدی که با «عملیات نصر» گشوده شد، ایران نه تنها تهدید خود علیه رژیم صهیونیستی را در کوتاهترین زمان ممکن عملیاتی کرد، بلکه با فراتر رفتن از الگوی سنتی «یک در برابر یک»، به واکنشهای دشمن پاسخ مجدد و کوبندهتر داد. این تحول تاریخی، مرهون سه عامل پیوسته است:
۱- وحدت ساحات مقاومت: حضور حماسی مردم در خیابان، انرژی بازدارندهای را به میدان نبرد تزریق کرد که در آن، یمن و لبنان نیز در یک هندسه مشترک، دست به عمل زدند. بستن بابالمندب و شلیکهای هماهنگ، پیام شکست استراتژی تجزیهطلبانه دشمن در جبهههای مقاومت بود.
۲- عقلانیت توقف مشروط: ایران با تکیه بر قدرت بازدارندگی خود، در اوج اقتدار، برای توقف آتش توافق کرد؛ اما این نه یک عقبنشینی، که یک توقف مشروط با محوریت امنیت ضاحیه و جنوب لبنان است. درواقع، معادله جدیدی تعریف شد که طبق آن، هرگونه جنایت دوباره، پاسخهای سهمگینتری را بهدنبال خواهد داشت.
۳- اعتماد بهنفس ملی: عملیات نصر نشان داد که وقتی اراده ملت (خیابان) و اراده میدان (نیروهای مسلح و مقاومت) در یک راستا قرار گیرند، موازنه قدرت به نفع ایران تغییر میکند. دشمنی که تا دیروز بهدنبال تحمیل اراده خود بود، امروز برای توقف آتش از مسیرهای دیپلماتیک درخواست میدهد؛ این یعنی گذار از امنیت عاریتی به امنیت زاییده از اراده ملی.
عملیات نصر و وقایع صدروزگی جنگ تحمیلی سوم، فراتر از یک درگیری نظامی، ظهور یک جغرافیای واحد اراده بود. دشمن با استراتژی تجزیهطلبانه در پی گسست زنجیره مقاومت بود، اما حماسه خیابان و میدان عملیات نیروهای مسلح، این راهبرد را در نطفه خفه کرد. این پیوستگی، تجلی همان راهبرد بلندمدتی است که رهبر شهید انقلاب در ۱۳ مهر ۱۴۰۳ تبیین کردند: «ما باید کمربند دفاع را، کمربند استقلالطلبی را، کمربند عزت را، از افغانستان تا یمن از ایران تا غزه و لبنان و در همه کشورهای اسلامی و ملتهای اسلامی محکم ببندیم.» این فرمان امام شهید، اکنون نه یک آرمان دوردست، بلکه دستورکار عملیاتی جنگ ارادههاست؛ جنگی که در آن، هر نقطه از محور مقاومت، بازوی استراتژیک نقطه دیگر است.
حماسه خیابان، تنها یک ابزار فشار اجتماعی نیست، بلکه زیرساخت یک حرکت عمومی تمدنآفرین است. این حرکت، ظرفیت آن را دارد که با تبدیل تهدیدهای جنگ تحمیلی سوم به فرصتهای بازدارنده، جامعه را از وضعیت انفعال تاریخی خارج کرده و به جایگاه معمار نظم منطقهای برساند.
فراتر از ابعاد میدانی، تثبیت وحدت ساحات مقاومت اسلامی منطقه در عملیات نصر، معنای راهبردی عمیقتری دارد. این وحدت، ضمن ارتقای جایگاه جمهوری اسلامی بهعنوان یک ابرقدرت کنشگر در مقیاس جهانی، درواقع گامی بلند و اساسی در بسترسازی برای احیای تمدن نوین اسلامی است. ما امروز در حال ساخت تمدنی هستیم که ریشه در ایمان مردمی و بال در اقتدار راهبردی دارد، تمدنی که در آن، مرزهای جغرافیایی با پیوندهای عقیدتی و ارادههای جمعی، حصاری نفوذناپذیر در برابر هرگونه تجاوز استکباری ایجاد کرده است.
وقتی جنگی با اراده ما آغاز و با اراده ما به پایان میرسد، به این معناست که ما از ایستگاه بحران عبور کرده و در مسیر تثبیت هژمونی برخاسته از مکتب مقاومت قرار گرفتهایم. این اراده واحد، رمز عبور از فشارهای بیرونی و ضامن بقای امنیت پایدار برای فردای ایران است. حماسه خیابان طلایهدار این تمدن است، تمدنی که نه تنها قدرت سخت، بلکه قدرت نرم عقیدتی را بهعنوان پیشران نظم جدید جهانی بهکار گرفته است. امروز، ایران ما نه فقط در جغرافیا و میدان نبرد، که در اراده برای تمدنسازی نیز در قامت یک ابرقدرت ظاهر شده است که با الهامبخشی به ملتهای آزاده، مسیر نهایی رهایی و نیل به تمدن مهدوی را هموار میکند.
در نهایت، آنچه جنگ تحمیلی سوم را از تمام رخدادهای 200 سال اخیر متمایز میکند، نه فقط کیفیت نظامی پاسخها، بلکه تغییر پارادایم در اراده ملی است. ما در این 100 روز آموختیم که امنیت پایدار، کالایی نیست که از خارج وارد شود، بلکه محصول همافزایی خیابان و میدان است. عملیات نصر، تنها یک کنش دفاعی نبود؛ بلکه نمادی از گذار ایران از یک قدرت منطقهای به یک ابرقدرت تمدنساز بود که قواعد بازی را در سطح جهانی بازتعریف کرد. آنچه امام خامنهای شهید، بهمثابه راهبرد و فرمان کلان ترسیم کرده بودند، در نخستین آزمون جدی میانه «جنگ تحمیلی سوم» بهدست رهبر سوم انقلاب اسلامی به عرصه عمل درآمد و نشان داد که پیوند «اراده ملت» و «اقتدار میدان» میتواند عرصه مقاومت را در جهان تشیع به واقعیت تاریخی بدل کند.
امروز حماسه خیابان نه تنها پشتیبان میدان، بلکه بستر شکلگیری تمدن نوین اسلامی است. این حرکت عمومی، با پیوند دادن ساحات مقاومت و تثبیت موازنه قدرت به نفع مستضعفان، راه را برای نظم جدیدی هموار کرده که در آن، اراده ملتها بر اراده سلطهگران پیشی میگیرد. ما اکنون در نقطهای ایستادهایم که جنگهای تحمیلی، نه مایه انفعال، که موتور پیشران تمدنسازی ماست. ایران امروز، با تکیه بر این اتحاد مقدس و این اراده شکستناپذیر، در مسیر تمدن مهدوی، گامهای نهایی را با اقتدار برمیدارد.
انتهای پیام