در ماه محرم، شایسته است نگاهی دوباره به یکی از خلأهای مهم در مجالس دینی بیندازیم؛ جایگاه کودکان. این یادداشت چهارمین بخش از مجموعه یادداشتهایی است که به بررسی مفهوم، اهداف و شیوههای عملی «هیئت کودک» میپردازد. در این مسیر میکوشیم تا با مرور تجربیات زیسته و نگاه کارشناسان، زمینههای عملی برای حضور معنادار کودکان در هیئتها را بررسی کنیم.
پس از آشنایی با مأموریت و اهداف هیئت کودک، این پرسش مطرح میشود که برای رسیدن به این اهداف، از چه قواعد و اصولی باید پیروی کرد؟ آیا هر فضایی با هر برنامهای میتواند عنوان «هیئت کودک» را یدک بکشد؟ چهارمین شماره از مجموعه «گام اول در راه حسین(ع)» به مرور مهمترین قواعدی میپردازد که یک هیئت کودک موفق برای طراحی، اجرا و تعامل با مخاطب خود باید رعایت کند.
یک هیئت کودک اثرگذار، بدون طرح و برنامه بنیادین امکانپذیر نیست. از طراحی و تدوین محتوا گرفته تا بازطراحی برنامههای موجود، تنظیم فهرست برنامه از لحظه ورود تا خروج کودکان و در نهایت ارزیابی و بازخوردگیری، همه اجزای یک برنامه جامع را تشکیل میدهند. در ادامه به مهمترین این قواعد اشاره میشود.
جامعیت: در هیئت کودک باید همه ابعاد شوقانگیز مورد توجه قرار گیرد. این ابعاد شامل بازی، تغذیه، امنیت، بهداشت، هیجان، شادی و نشاط، و ارتباط با والدین میشود.
زمینهسازی مناسب: در هیئت کودک چیزی به کودکان تحمیل نمیشود. به جای آموزش مستقیم، محیطی غنی و مساعد ایجاد میشود تا کودک با همان میل فطری خود در آن رشد کند. درست مانند باغبانی که نهال را با ملایمت پرورش میدهد، نه با زور و اجبار.
رشد مستمر کیفیت: کیفیت محتوای هیئت کودک از نظر بصری(تصویرسازی، گرافیک محیطی، دکور) و محتوایی(شعر، داستان) باید همواره در حال ارتقا باشد. هرچه کیفیت بالاتر رود، استقبال مخاطبان نیز بیشتر خواهد شد.
تکرار به جای تنوع: برخلاف تصور رایج که تنوع را کلید جذابیت میداند، در هیئت کودک قاعده اصلی «تکرار» است. تکرار مناسب و بههنگام مناسک و برنامهها، به مراتب تأثیرگذارتر از تغییر مداوم آنهاست، به ویژه برای کودکان زیر دبستان و اوایل دبستان.
ارائه غیرمستقیم به جای آموزش صریح: دوره پیش از دبستان، دوره «تمهید و آمادگی» است نه دوره آموزش رسمی. در این سنین، شخصیت کودک در حال شکلگیری است و باید نسبت به زندگی، آدمها، دین و کشورش حس خوبی پیدا کند. این حس خوب، زمینهساز شکلگیری حس ثبات، امنیت و عزت نفس در آینده خواهد بود.
تعامل با خانواده: مادر در هفت سال اول، محور تربیت کودک است. در هیئت کودک، مادران در جریان تمام اتفاقاتی که رخ میدهد قرار میگیرند تا بتوانند آن را در خانه تکرار کنند. همچنین بخشی از برنامهها به صورت مشترک مادر و کودک طراحی میشود و حتی دورههای آموزشی ویژه والدین نیز در نظر گرفته میشود.
بازخورد و اثرسنجی: رفتار کودکان در جلسات ابتدایی رصد و ثبت و سپس در بازههای سه ماهه مجدداً این کار انجام میشود. در نهایت والدین دعوت میشوند و رشد کودک به آنها گزارش داده میشود.
کودک در مرحله سیادت(تا حدود هفت سالگی) ویژگیهای خاصی دارد که شناخت آنها برای هر مربی ضروری است:
از جهت بینشی: کودک در این سن، موقعیت دقیق و روابط محسوسات را درک نمیکند، قابلیت ذهنی برای ادراک امور نامحسوس را ندارد، خوب و بد واقعی را تمیز نمیدهد و به تدریج از ادراک حسی به تخیل و نمادگذاری میرسد.
از جهت گرایشی: کودک خودمحور است، به نتایج ملموس و در دسترس گرایش دارد، احساس وابستگی و نیاز به آرامش و امنیت دارد و در عین حال کنجکاو، استقلالطلب و تشخصخواه است.
از جهت رفتاری: دقت و تمرکز کودک کم و سطحی است، هم تقلید میکند، هم نافرمانی نشان میدهد، خودنمایی و لجاجت دارد، و فعالیتهایش به تدریج از حالت بازتابی به بازیهای آگاهانه تبدیل میشود.
براساس این ویژگیها، قواعد زیر برای مخاطبشناسی در هیئت کودک تدوین شده است:
در نظر گرفتن زبان کودک: مهمترین اصل این است که زبان کودک را بشناسیم. زبان کودک زیر هفت سال، زبان بازی، تحرک، نشاط، قصه، نمایش و کاردستی است، نه سخنرانی و آموزش مستقیم. کودکان از طریق کلمات به تنهایی نمیتوانند مفاهیم را دریافت کنند و مدت تمرکزشان کوتاه است.
در نظر گرفتن آزادی کودک: کودکان رفتار آزادانه را دوست دارند. در هفت سال اول، کودک نباید احساس اجبار و زور را تجربه کند. در هیئت کودک، برخلاف مهدکودکهای سنتی، کودکان از حق انتخاب برخوردارند و مربیان فقط پیشنهاداتی را ارائه میکنند.
در نظر گرفتن حس استقلال و مالکیت: این سن، اوج استقلالطلبی و مالکیت است. هیئت کودک باید این حس را محترم بشمارد و به کودکان اجازه دهد تا خودشان تصمیم بگیرند.
در نظر گرفتن انعطافپذیری کودک: شخصیت کودک در این سن، انعطافپذیر، خودانگیخته و تجربهپذیر است. برنامهها باید در میانه طیف انعطاف قرار گیرند، نه خشک و انعطافناپذیر و نه افراطاً رها.
در نظر گرفتن تفاوتهای جنسیتی: دختران عموماً با فعالیتهای هنری(کاردستی، عروسکسازی، خیاطی، نقاشی) و پسران با فعالیتهای حرکتی و بازیهای نمایشی مأنوس هستند. طراحی برنامهها باید این تفاوتها را در نظر بگیرد.
در نظر گرفتن دایره توانمندی و شناخت کودک: تمام برنامهریزیها باید متناسب با توانمندیهای مهارتی و دایره شناخت کودکان باشد. مثلاً آیا کودک در این سن میتواند با قیچی کار کند؟ کار با نمد چطور؟ اینها باید لحاظ شود.
در نظر گرفتن امنیت جسمی و روانی: مشکلات روحی و اخلاقی کودک با بازیآموزی و کارهای گروهی رفع میشود و تلاش میشود استرس جدایی از مادر رخ ندهد. درواقع کودکان در کنار مادر باشند، به ویژه آنهایی که دلبستگی شدیدی دارند.
فضاسازی: فضای هیئت کودک باید کودکپسند باشد و رشد و فعالیت کودک را بهبود ببخشد. اولویت اول برای مکان، مسجد یا حسینیه است. نکته مهمتر این است که کودک پیش از ورود بداند به چه فضایی میآید و به محض ورود احساس کند وارد هیئت شده است، نه یک مهدکودک معمولی.
مربی: مربی هیئت کودک باید آموزشدیده، صبور، باانگیزه، مهربان و شبیه مادر رفتار کند. او باید پوشش مناسب و هماهنگ با ایام عزا و شادی داشته باشد و بتواند نقش همبازی را برای کودک ایفا کند. برقراری ارتباط عاطفی با کودک و پاسخگویی به نیازهای او از مهمترین وظایف مربی است.
مکان مناسب: مکان هیئت کودک باید استانداردهای حضور کودک را داشته باشد؛ ایمنی، وسعت فضا، تهویه، نورپردازی مناسب، دوری از صدای بلند هیئت اصلی، نزدیکی به مادران و دسترسی به آب و سرویس بهداشتی.
پذیرایی: پذیرایی در هیئت کودک یک فعالیت اصلی است، نه حاشیهای. خستگی، تشنگی و گرسنگی کیفیت یادگیری کودکان را شدیداً تحت تأثیر قرار میدهد؛ بنابراین پذیرایی در چند نوبت انجام و حتماً از مواد سالم و با کیفیت استفاده میشود. همچنین میتوان پذیرایی را با بازی تلفیق کرد تا خاطرهای لذتبخش برای کودک رقم بخورد.
انتهای پیام