
به گزارش ایکنا از خوزستان، متن زیر روایت روز دوم ماه محرم و ورود امام حسین(ع)، خانواده و یاران به سرزمین کربلا براساس کتاب مقتل امام حسین(ع) براساس متون کهن نوشته مرضیه محمدزاده است که تقدیم مخاطبان میشود.
«امام حسین(ع) در روز پنجشنبه دوم ماه محرمالحرام سال ۶۱ هجری وارد کربلا شد.
از روزی که کاروان امام در این سرزمین فرود آمد کربلا در تاریخ اسلام و تشیع شهرت فراوانی یافت به طوری که میتوان گفت پس از مکه و مدینه هیچ شهری از چنان شهرتی برخوردار نگردیده است.
سرزمینی که عظیمترین حماسه خدایی در آن اتفاق افتاد و امواجش سراسر تاریخ و پهنه جهان را درنوردید. خاک آن بوی خون میدهد و تربت مقدس آن الهامبخش است و در فضیلت آن روایات بسیار نقل شده است.
کربلا تنها در برگیرنده مزار حسین(ع) نیست، آنجا سرزمین تلاشهای حق و باطل و جای نبرد عدالت با ستم است. خوابگاه آزادمردانی است که مرگ را بر ننگ ترجیح دادند و کشته شدن با افتخار را از زیستن در کنار ستمکاران بهتر دانستند.
کاروان امام به ناچار و برخلاف میل و اراده خود بلکه در مقابل نیروی سرنیزه و به حکم اجبار در کربلا فرود آمد.
آنگاه امام برای اصحابش سخنرانی کرد و پس از حمد و ثنای الهی فرمود: وضعیت همین است که میبینید. اوضاع زمانه دگرگون شده، زشتیها آشکار و نیکیها و فضیلتها رخت بربسته است. از فضایل جز نمی که مانند قطرات آب به جدار ظرف مینشیند چیزی باقی نمانده است. زندگی مردم ذلتبار و ننگین شده است زیرا که به حق عمل نمیکنند و از باطل رویگردان نیستند شایسته است در چنین روزگار ننگینی انسان با ایمان به دیدار پروردگارش بشتابد. در این زمانه مرگ را غیر از نیکبختی و زندگی با ستمگران را به جز دلتنگی و ملالت نمیدانم. مردم بنده دنیایند و دین بازیچهای بر زبانشان است. از دین تا آنجا دفاع میکنند که زندگی و رفاه آنان آسیب نبیند اما چون سختی فرا رسد و مورد آزمایش قرار گیرند دینداران بسیار اندک خواهند بود. میبینید که کار ما به کجا کشیده است دنیا از ما روی گردانده خوبیهای آن به ما پشت کرده و همچنان دورتر میشود. دوره زندگانی به آخر رسیده و از آن جز جرعهای بر جای نمانده است آن هم سراسر پستی و خواری.
زهیر بن قین برخاست و گفت: ای پسر رسول خدا سخنانت را شنیدیم. ما نسبت به مقام شما چنانیم که اگر دنیا همواره برایمان باقی باشد قیام و کشته شدن در رکاب شما را برتر از آن میدانیم.
به دنبال او نافع بن هلال گفت: به خدا سوگند از ملاقات با پروردگارمان ناخشنود نیستیم ما با نیت پاک و بینش خود ایستادهایم. دوستان تو را دوست میداریم و دشمنانت را دشمن.
بریر گفت: ای پسر رسول خدا، خداوند بر ما منت نهاده است که بتوانیم پیش چشم تو جنگ کنیم و کشته شویم و امیدواریم بند بندمان در راه تو از هم بگسلد و چه سعادتی است که جد تو در قیامت شفیع ما خواهد بود.
آنگاه امام خاندان و اصحاب خود را دعا کرد که بارالها ما افراد خاندان پیامبر تو هستیم از سرزمین خود دور مانده و از حرم جدمان رانده شدهایم بنی امیه بر ما ستم روا داشتند. بار پروردگارا حق ما را از آنان بگیر و ما را بر ستمکاران پیروز فرما.
حر بن یزید ریاحی برای عبیدالله بن زیاد نامهای نوشت که حسین بن علی و خانواده و یاران او در کربلا فرود آمدند.
عبیدالله نامهای برای امام نوشت که از ورودت به سرزمین کربلا آگاه شدم. فرمانروای جامعه اسلامی یزید بن معاویه به من دستور داده که سر بر بستر نگذارم و طعام لذیذ نخورم مگر آنکه به فرمان او درآیی و حکومتش را بپذیری وگرنه تو را به قتل برسانم.
امام چون نامه را خواند فرمود: ملتی که خرسندی مخلوق را بر خشم خالق ترجیح دهد هرگز روی رستگاری نمیبینند. آنگاه امام دستور فرمود که خیمهها را نصب کنند و فرمود به نظر میآید این منزل غیر از منازل قبلی باشد...»
انتهای پیام