به گزارش ایکنا، در این روزهای تلخ و سنگینی که تقویم تاریخ معاصر ایران زیر بار فقدان جانسوز و شهادت رهبر انقلاب اسلامی با اندوهی عمیق ورق میخورد، بغضی تاریخی گلوی جامعه را میفشارد. شهادت ایشان، تنها از دست دادن یک رهبر سیاسی یا یک سکاندار اجرایی نبود؛ بلکه فقدان یک حکیم، یک متفکر جامعالاطراف و یک نظریهپرداز تمدنساز بود که هندسه معرفتی و هویتی انقلاب اسلامی را در میانه طوفان سهمگین تهاجمات فکری جهان معاصر پاسداری میکرد.
اکنون که دست جامعه از حضور فیزیکی، رهنمودهای مستقیم و کلام گرم این رهبر فرزانه کوتاه شده است، رسالتی بسیار سنگینتر از همیشه بر دوش رسانه احساس میشود؛ رسالت بازخوانی دقیق میراث فکری ایشان، تا مبادا این گوهر ناب در غبار گذر زمان دچار تحریف یا فراموشی شود، امروز بیش از هر زمان دیگری احساس میشود. در همین راستا و با هدف واکاوی و بررسی این منظومه فکری، ایکنا در سلسله گزارشهایی به بازخوانی اندیشههای این رهبر شهید میپردازد. آنچه در ادامه میخوانید، روایتی تحلیلی و مستند از دیدگاههای رهبر شهید درباره «مداحی» است؛ روایتی که در آن، جایجای متن با کلمات، ادبیات اختصاصی و بیانات مستقیم ایشان، همچون ستارگانی راهنما، چراغانی شده است تا صدای رسای ایشان در متن تاریخ زنده بماند.
در میان مؤلفههایی که هویت فرهنگی و معنوی جامعه اسلامی را شکل میدهند، کمتر پدیدهای را میتوان همسنگ مجالس اهلبیت(ع) و بهویژه هنر «مداحی» از حیث اثرگذاری اجتماعی، قدرت جریانسازی و توان بسیج افکار عمومی دانست. در منظومه فکری رهبر شهید، مداحی صرفاً یک سنت احساسی یا آیینی نبود، بلکه رسانهای اثرگذار، هنری چندلایه و یکی از مهمترین اجزای قدرت نرم جامعه اسلامی به شمار میرفت. در روزگاری که رسانههای جهانی و نظامات فرهنگی غربی برای تأثیرگذاری بر ذهن و احساس ملتها از همه ظرفیتهای خود بهره میگیرند، رهبر شهید با تبیین جایگاه مداحی بهعنوان ابزاری برای هویتسازی و بصیرتافزایی، نگاههای تقلیلگرایانه به این هنر قدسی را به چالش کشیدند. به اعتقاد ایشان، مداحی میراث تاریخی شیعه است که در طول زمان به یک «هنر ترکیبی» تبدیل شده است؛ هنری که از عناصر مختلفی همچون صدای خوش، شعر فاخر، آهنگ مناسب و مهمتر از همه، محتوای غنی تشکیل میشود.
مداحی، امروز، یک هنر ترکیبی است
یکی از کلیدیترین مفاهیمی که در افکار عمومی غالباً به داشتن یک صدای خوش تقلیل یافته، نفسِ هنر مداحی است؛ اما رهبر شهید با نگاهی تبیینی و زیباییشناختی، ریشههای تاریخی و هنری این مقوله را موشکافی کرده و به جامعه یادآور شدند که این پدیده، مجموعهای از هنرهای متعالی است.
ایشان در تبیین این حقیقت میفرمایند: «مداحی میراث ما است، میراث شیعه است. بله، معلوم نیست که کُمیت و دعبل و سید حمیری مثلا با آهنگ میخواندند [یا نه]، اما شعر میگفتند، شعر میخواندند، معارف اهلبیت را منتشر میکردند. شما آمدهاید این را تبدیل کردهاید به یک هنر مرکب. مداحی، امروز، یک هنر ترکیبی است. «هنر است» یعنی زیبایی است؛ هنر، زیبایی است دیگر؛ هم زیبایی است، هم زیباسازی است. شما چند هنر را با هم جمع کردهاید که مجموع اینها میشود مداحی. صدای خوش؛ این اول. بعد، شعر خوب، از لحاظ شعری؛ این دو. بعد، آهنگ خوب؛ این سه… بعد، مضمون خوب، محتوای خوب؛ چون شعر خوب یک مسئله است، محتوای خوب یک مسئله دیگر است».
در این چارچوب فکری، قالب هنر باید در خدمت محتوای غنی باشد. ایشان با تأکید بر اینکه محتوا نباید فدای زیبایی ظاهری شعر شود، مثال دقیقی را مطرح میکنند: «ممکن است یک شعری خیلی خوب باشد، اما محتوای آنچنان برجستهای نداشته باشد یا محتوای درستی نداشته باشد؛ یعنی در محتوا اشکال باشد. ما در شعرهای بسیار خوبمان از اینجور شعرها داریم که شعر خوب است، اما محتوا بیاشکال نیست. من یک شعری را از صائب یادداشت کرده بودم که بخوانم؛ میگوید: نسازد لنترانی چون کلیم از طور مأیوسم / نمکپرورده عشقم زبان ناز میدانم. وقتی که به حضرت موسی فرمودند «لَن تَرانی»، خب دیگر رها کرد؛ این میگوید من مأیوس نمیشوم. قشنگ بود، ولی غلط بود؛ یعنی خدای متعال، ذات اقدس الهی (جلجلاله)، ناز کرده گفته «لَن تَرانی»! نه، «لَن تَرانی»، «لَن تَرانی» است دیگر؛ در کلام خدا مبالغه وجود ندارد. خب شعر به این قشنگی است، اما مضمون، مضمون نادرست».

مداحی جملهجملهاش میتواند مغذی باشد
در ادبیات رایج برخی مجالس، گاهی هدف صرفاً ایجاد شور و هیجان مقطعی است. اما در نگاه رهبر شهید، مداحی یک کلاس درس و یک فرآیند انتقال معرفت است. فرآیند ستایشگری از دید ایشان، فرآیند فعلیت بخشیدن به خرد و اندیشه مخاطب است. ایشان این ظرفیت عظیم را چنین توصیف میکنند: «مداحی جملهجملهاش، کلمهکلمهاش میتواند مغذی باشد؛ میتواند مستمع را رشد بدهد». ایشان با تاکید بر لزوم ارتقای سطح فکری مخاطب ادامه میدهد: «وقتیکه شما شعر میخوانید یا دم میدهید تا در نوحهخوانی سینه بزنند، چیزی بگویید که آنکس که سینه میزند، بر معرفتش بیفزاید، یک چیز جدیدی بفهمد».
رهبر شهید در نقد شیوههای تهی از معنا که صرفاً بر تکرار کلمات استوارند، صراحتاً میفرمایند: «چقدر خوب است که در این نوحهخوانیها مضامین اسلامی، مضامین انقلابی، مضامین قرآنی گنجانده بشود؛ یک وقت هست که سینه میزنند و صد بار با تعبیرات مختلف مثلا میگویند «حسین وای»، خب این یک کاری است اما هیچ فایدهای ندارد و هیچ چیزی از «حسین وای» انسان نمیفهمد و یاد نمیگیرد».
ایشان همچنین بهانه استفاده از اشعار ضعیف به دلیل عدم فهم مخاطب را رد کرده و میگویند: «یک وقت یکی از برادران مداح میگفت ما اگر از شعرهای خوب و شعرای بزرگ شعری انتخاب کنیم، مردم نمیفهمند؛ بنابراین مجبوریم از این شعرها استفاده کنیم. این طوری نیست؛ من این را قبول ندارم. وقتی با زبان شعر با مردم حرف بزنید، هرچه شعر پیچیده هم باشد، وقتی مداح با هنر مداحی خود توانست این را کلمهکلمه به مردم القاء و مخاطبه کند، در دل مردم اثر میگذارد… شعر را از لحاظ هنری، سطح خوب انتخاب کنید؛ چون اثرگذار است».

در مرثیهخوانی باید به صدق واقعه پایبند بود
یکی از آسیبهای جدی در عرصه مرثیه، فدا کردن حقیقت فدای اشک گرفتن است. رهبر شهید با تبیین مرزهای هنری و شرعی این موضوع، تأکید میکنند که هنرمندی در مداحی، در نحوه بیان است، نه در جعل تاریخ. ایشان در عباراتی دقیق میفرمایند: «البته ما در باب مرثیهخوانی حرفهای زیادی داریم… در مرثیهخوانی بایستی به صدق واقعه پایبند بود. درست است که شما میخواهید مستمع خودتان را بگریانید، اما این گریاندن را به وسیله هنرنمایی در کیفیت بیان واقعه تامین کنید، نه در ذکر واقعهای که اصل ندارد. ما در گذشتهها سراغ داشتیم… که بعضیها فیالمجلس یک چیزی را جعل میکردند؛ نکتهای همان جا به ذهنش میآمد، میدید خوب است، موقعیت خوب است، همان جا میگفت و از مردم اشک میگرفت! این درست نیست. اشک گرفتن از مردم که هدف نیست؛ هدف، آمیختن این دل اشکآلود - که اشک را به چشم میرساند و چشم را اشکبار میکند - به معارف زلال است؛ البته با هنرنمایی».
ایشان برای ملموس شدن این شیوه هنرمندانه، به یک الگوی تاریخی اشاره میکنند: «ما در مشهد یک منبری معروفی داشتیم - خدا او را رحمت کند - مال پنجاه سال قبل است؛ مرحوم رکنالواعظین. او منبر میرفت و مردم پای منبر روضهخوانی او مثل ابر بهار گریه میکردند؛ در حالی که خودش هم بارها میگفت من اسم نیزه و خنجر نمیآورم. واقعاً هم نمیآورد… حادثه را آنچنان هنرمندانه تصویر میکرد که مجلس را منقلب میساخت؛ بدون اینکه بگوید «کشتند»، بدون اینکه بگوید «تیر زدند»… میتوان با شیوههای هنرمندانه، روضهخوانی خوب کرد و گریاند».
قدرت نرم از قدرت سخت نافذتر و مؤثرتر است
تعابیر راهبردی که رهبر شهید برای پدیده مداحی و هیئت به کار میبرند، نشاندهنده جایگاه این عنصر در آرایش جنگ شناختی معاصر است. در این نبرد، هیئتها و مجالس مداحی، قرارگاههای تولید قدرت نرم هستند. ایشان در توصیف این جایگاه رفیع میفرمایند: «هنر مداحی و موجودیتی به نام «هیئت»… جزو مهمترین بخشهای قدرت نرم جامعه اسلامی است. قدرت نرم از قدرت سخت نافذتر و مؤثرتر است. علت چیست که قدرتمندان عالم مثل آمریکا، بمب اتم دارند… درعینحال مهمترین سرمایهگذاریها را برای هنر و سینما و هالیوود و تبلیغات و امثال اینها میکنند؟ چرا؟ چون سینما قدرت نرم است… قدرت سخت اثر آنی دارد، بعد، از بین میرود… اما قدرت نرم یعنی یک گروه بهظاهر در اقلیت اما دارای نفوذ معنوی، میتوانند دنیا را به خودشان متوجه کنند».
در این راستا، خروجی مجالس مداحی باید انسانهایی باشند که گره از کار جامعه باز کنند. ایشان میفرمایند: «وقتیکه در یک جماعتی 10 هزار جوان یا پنج هزار جوان جمع شدند و دلشان را دادند به شما، شما میتوانید با یک اجرای عالی، هنرمندانه و پرمغز، اینها را تبدیل کنید به انسانهای کارآمدی که با عزم جزم بروند دنبال کار، میتوانید هم تبدیل کنید به آدمهای بیخیال، بیفکر، ناامید و از لحاظ معنوی تهیدست؛ این کار را هم میشود کرد. شما از این فرصت استفاده کنید و آن شق اول را انتخاب کنید».

در زمان جنگ مداحها نقشهای خیلی خوبی آفریدند
مجلس مداحی ایزوله از تحولات سیاسی و اجتماعی نیست. مداحی تراز در نگاه رهبر شهید، پیوند زدن عواطف مذهبی به نیازهای روز و بصیرتافزایی است. ایشان ضرورت این آگاهیبخشی را اینگونه تصویر میکنند: «یکی از ابزارهای بصیرتافزایی و تحکیم معارف انقلاب و اسلام که ما داریم و دیگران در دنیا معمولا ندارند، همین مداحی، روضهخوانی، منبر و مجالس مردمی است… امروز ملت ما بر اثر بصیرت است که توانسته است بایستد. ملت ما میداند علیه او چه توطئههایی هست… خب، یک برنامه مجلسی مداحی میتواند یک بخشی را به این اختصاص دهد. شعرش را پیدا کنید، جملاتش را انتخاب کنید».
این پیوند هنرمندانه میان مفاهیم عرشی و نیازهای فرشی، هنری است که در دوران دفاع مقدس نیز خود را نشان داد: «فرض کنیم در دوران جنگ تحمیلی که کشور نیاز داشت به یک حماسه پرشور عملی و جهاد در میدان… یک نفری برود در مجالس و محافل خود، شعر هم بخواند، خوب هم اجرا کند، منتها اشارهای به این نیاز وقت نکند؛ این ضایع کردن فرصت است. آن روز مداحها نقشهای خیلی خوبی آفریدند… ایشان در این شعرها و سرودها یک پیوند لطیف درست هنریای بین عرش و فرش میزند؛ از حریم ملکوت همین طور آرام و با شیوه هنری حرکت میکند، میآید در نیاز امروز، آنجا به این نیاز میرسد. ببینید، این ترکیب هنرمندانه است».
محیط مداحی یک محیط پاک و مطهر است
حفظ اصالت فرم و محتوا، دغدغه دیگر رهبر شهید درباره خروجی هنر مداحی است. ورود ملودیها و سبکهای سخیف وارداتی به عرصه مدح اهلبیت (علیهمالسلام)، خط قرمزی است که ایشان نسبت به آن هشدار میدهند.
ایشان در خصوص تقلیدهای نابجا میفرمایند: «در آهنگهایی که اسمش را آهنگ پاپ میگذارند، من مخالفتی با لهجههای خودمانی ندارم؛ اما چرا انسان تقلید کند؟ این همه مایه ابتکار در درون انسان وجود دارد؛ برود از فلان گوینده بیسروپای مثلا اسپانیایی یا آرژانتینی تقلید کند که مثلا چه بشود؟! آن هم در مفاهیم به این مهمی. آدم با یک چیز مهمل، مستمع را معطل کند؛ جوان را بیخود معطل و سرگرم کند؛ اینها درست نیست. مضامین باید همراه با فکر، همراه با عمق، همراه با معرفت و همراه با عاطفه باشد».

این پاسداری از اصالت هنر مداحی، نیازمند مراقبت از حریم مجالس است: «در محیطهای مراسم مذهبی، مراقب باشید هیچ کاری که از حدود ضوابط شرع ممکن است بیرون برود، رخ ندهد؛ این را مراقبت کنید. محیط مداحی و خوانندگی دینی، یک محیط پاک و مطهری است؛ نگذاریم آلودگیهایی که متاسفانه در دنیای هنر در بین مردمان بیقید و بیمبالات رواج پیدا کرده است، به محیط هنر اسلامی و مذهبی در محیطهای مذهبی رسوخ کند».
بازخوانی منظومه فکری رهبر شهید نشان میدهد که در گفتمان انقلاب اسلامی، «مداحی» تنها یک آیین سنتی سوگواری یا سرور نیست؛ بلکه یک رسانه فوقمدرن، یک کلاس درس سیار و یک جریان قدرتمند هویتساز است که با بهرهگیری از زیباترین عناصر هنری (شعر، صدا، لحن و محتوا)، مفاهیم عرشی را به نیازهای میدانی پیوند میزند. مداحی در این تراز، ستایشگری نیکی، جهاد و معنویت است و خروجی آن، جوانانی بصیر، امیدوار و کارآمد برای آینده کشور خواهد بود. پاسداشت این میراث عظیم شیعه، در گرو حفظ اصالت، تعمیق محتوا و پرهیز از آسیبهایی است که روح این قطعه مهم از پازل قدرت نرم نظام اسلامی را نشانه گرفتهاند.
انتهای پیام