سخن در مورد نقش اهل شام در فاجعه کربلا است که از آن به شام شوم و شوم شام یاد میکنیم. بعد از حضور کاروان اسرای کربلا در شام و تاثیر فوقالعاده حضرت زینب(س) با آن سخنرانی تاریخی، یزید تلاش کرد تا خودش را از عواقب آن جنایت بزرگ برهاند و نجات دهد. این در حالی است که خود یزید نامه به والی مدینه نوشت و به او تأکید کرد که یا باید از حسین بیعت بگیری و اگر او بیعت نکرد سر از تنش جدا کن.
بعد از حضور حضرت سیدالشهدا(ع) در مکه هم که چهار ماه طول کشید حوادث مهمی به وقوع پیوست و عمر سعد دستور داد حسین بن علی را بکشید گرچه کنار دیوار کعبه باشد. امام حسین(ع) به سمت کربلا در روز ترویه حرکت کردند و فرمودند من هرقدر از مکه فاصله داشته باشم برای من خوشتر از آن است که خونم در این مکان مقدس ریخته شود.
بنابر برخی شواهد تاریخی روز شهادت حضرت مسلم عدهای از شام به کوفه آمدند که برخی تا 10 هزار نفر را هم ذکر کردهاند. با توجه به زمینهای که در عراق بود حکومت ظالمانه بنیامیه به فکر افتاد و در این فاصله نعمان بن بشیر عزل و عبدالله بن زیاد حاکم بصره و کوفه شد و نفوذیهای بنیامیه هم در شهر کوفه بودند. این ماجراها برای قبل از شهادت امام حسین(ع) است.
چون جنایت بسیار عظیم بود و چون کاروان امام(ع) تاثیر فوقالعادهای در فاصله حاثه کربلا و قبل از اربعین داشتند این جریان کوشید که دامن خود را اگر بتواند از این فاجعه پاک کند اما موفق نشد. پیروان بنیامیه در طول تاریخ این خط را دنبال کردند و میبینیم که عدهای از سلفیها هم برای این مسئله کوشیدند.
در کتب تاریخی دو نقل وجود دارد؛ اول نقلی که طبری آورده است و نقل دیگر را مسعودی و مضمون هر دو یکی است؛ آوردهاند کسانی که حسین بن علی(ع) را به شهادت رساندند از اهل کوفه بودند و هیچ یک از شامیها، از اهل شام در کربلا حضور نداشتند؛ این سخن را در حالی بیان میکنند که این کوفیانی هم که به کربلا آمدند عمدتا از پیروان بنیامیه بودند به دلیل اینکه خود امام حسین(ع) در سخنرانیشان در کربلا فرمودند: ویلکم یا شیعه آل ابی سفیان ان لم یکن لکم دین کنتم لاتخافون المعاد و کونوا احرارا فی دنیاکم؛ وای بر شما ای پیروان ابوسفیان! اگر دین ندارید و از معاد و قیامت نمیترسید دست کم آزاده باشید؛ بنابراین امام حسین(ع) خطاب به لشکریانی که از کوفه آمدند آنان را به پیروان ابو سفیان نام نهادند گرچه در کوفه بودند زیرا کوفه شهر عجیب و غریبی بود و خوارج و پیروان بنیامیه و برخی شیعیان هم حضور دارند.
حضور 10هزار شامی در روز شهادت حضرت مسلم(ع)
روز شهادت حضرت مسلم کسانی از شام آمدند که آمار تا ده هزار نفر هم بیان شده است؛ اینها حدود 20 روز قبل از شهادت ایشان به سمت شام حرکت کردند. عدهای هم مستقیما از شام آمدند و در کربلا دست به جنایت زدند. البته ممکن است کسی شواهد تاریخی طلب کند که تاریخ موارد عدیدهای در این زمینه بیان کرده است.
مرحوم شیخ فضل علی قزوینی که متوفای 1367 قمری است در کتاب الامام الحسین و اصحابه یاد کرده است اگر کسی منکر حضور اهل شام در کربلا شود علم و سواد تاریخی ندارد. ابن شهرآشوب در کتاب مناقب، جلد چهارم صفحه 109 آورده است که و بعث ابن زیاد، شمربن ذی الجوشن فی اربعه الاف من اهل شام؛ یعنی ابن زیاد شمر را به فرماندهی چهارهزار نفر به کربلا فرستاد؛ هیچ بعدی هم ندارد که این چهار هزار نفر از مجموعه ده هزار نفری باشند که در برخی متون آمده است که از شام به کوفه رفته بودند. مناقب ابن شهرآشوب که کتاب معتبری هم هست این مسئله را تایید کرده است.
نقل دیگر روایتی است که ابن سعد در طبقات خود آورده است؛ متاسفانه طبقاتی که چاپ شد قسمی که مربوط به امام حسن(ع) و امام حسین(ع) است ناقص است و خدا رحمت کند مرحوم حاج آقا عزیز طباطبایی آن را به چاپ رساند؛ در طبقات ابن سعد در صفحه 73 جریانی نقل کرده است که یکنفر از اهل شام خطاب به علی اکبر(ع) کرد و به اعتبار اینکه مادر حضرت علی اکبر(ع) خویشی با او داشت قصد داشت که حضرت علی اکبر(ع) را از لشکر امام حسین(ع) جدا کند و با برخورد شدید آن حضرت مواجه شد شبیه همان برخوردی که قمربنی هاشم با شمر کرد.
شاهد دیگر نقلی است که ابن عبد ربه در عقدالفرید در صفحه 165 آورده است در مورد شهادت قاسم بن الحسن که دارد: و رأی من اهل شام عبدالله ابن الحسن بن علی ...؛ کسی از اهل شام عبدالله بن الحسن را دید که او از زیباترین مردمان بود و گفت من این نوجوان را میکشم یعنی گوینده این سخن ناروا مردی از اهل شام بوده است.
مورد دیگر را ابن اعثم کوفی در مورد شهادت حضرت علی اکبر(ع) نقل کرده و آورده است که علی اکبر(ع) چنان شجاعانه و جوانمردانه جنگید که اهل شام از تعداد کشتههایشان به فریاد در آمدند. این را ابن اعثم در فتوح در جلد 5 آورده است. مورد دیگر هم در مورد حضرت قاسم(ع) در عقد الفرید صفحه 98 در جلد چهارم آورده است که وقتی حضرت قاسم(ع) صدا زد امام حسین(ع) به سمت قاتل او رفت و دست او را برید و شامیان آن قاتل را نجات دادند.
نقلی از امام سجاد(ع) در مورد اهل شام
مورد دیگر هم نقلی است که از امام زین العابدین(ع) داریم که ابن قتیبه دینوری در عیون الاخبار در صفحه 106 آورده است. امام سجاد(ع) نقل فرمودند که در روز عاشورا مرا نزد عمربن سعد آوردند و او وقتی وضعیت مرا از جهت بیماری دید مرا رها کرد؛ دارد شخصی از اهل شام آمد و مرا برداشت زیرا نمیتوانستم حرکت کنم. این هم باز مؤید حضور اهل شام در کربلا است.
مورد بعدی نقلی است که شیخ صدوق در امالی در صفحه 138 در مورد لحظه شهادت امام حسین(ع) آورده است؛ مینویسد دشمن خدا سنان بن انس و شمر به همراه عدهای از اهل شام مقابل سر امام حسین(ع) قرار گرفتند و برخی به برخی دیگر گفتند که چرا نگاه میکنید؟ سر را از بدن جدا کنید. این هم مؤید حضور شامیان در کربلاست.
خلاصه اینکه این شواهد و ادله به خصوص نقل ابن شهرآشوب که شمر بن ذی الجوشن به دستور ابن زیاد به فرماندهی چهار هزار نفر از اهل شام گماشته شد و اینها به سمت کربلا آمدند لذا این قطعه مهم تاریخی نباید مورد غفلت قرار بگیرد که برخی سوء استفاده کنند و منکر حضور شامیان در کربلا شوند و بخواهند حاثه کربلا را متوجه خود کوفیان و به خصوص شیعیان بکنند.
انتهای پیام