نهضت عظیم عاشورا نه تنها یک حرکت اصلاحی و سیاسی، بلکه مدرسهای بزرگ برای آموزش مفاهیم دینی، اخلاقی و انسانی به شمار میرود. مکتب حسینی، مکتب آگاهی، بصیرت، مسئولیتپذیری و دفاع از ارزشهای الهی است و یکی از مهمترین ابعاد آن تبلیغ دین به شیوهای عمیق، اثرگذار و ماندگار است. امام حسین(ع) در شرایطی قیام کرد که جامعه اسلامی دچار انحرافهای فکری، اخلاقی و سیاسی شده بود و ارزشهای اصیل اسلامی در معرض فراموشی و نابودی قرار داشت. در چنین فضایی، آن حضرت با بهرهگیری از روشهای مختلف تبلیغی از جمله سخنرانی، گفتوگو، روشنگری، امر به معروف و نهی از منکر و در نهایت فداکاری و شهادت، پیام حقیقی اسلام را به گوش جهانیان رساند.
امروزه جوامع اسلامی بیش از هر زمان دیگری نیازمند شناخت شیوههای مؤثر تبلیغ دین هستند و این در حالیست که بسیاری از اندیشمندان بر این باورند که عاشورا بزرگترین رسانه تبلیغی اسلام و امام حسین(ع) موفقترین مبلغ دین از طریق عمل و فداکاری بوده است.
در این راستا خبرگزاری ایکنا همزمان با ماه محرم و برپایی مجالس عزاداری سید و سالار شهیدان و رونق گرفتن منابر، در قالب سلسله درس گفتارهای «تبلیغ دین در مکتب حسین(ع)» پای سخنان حجتالاسلام والمسلمین محسن دریابیگی، مؤلف و پژوهشگر حوزه دین نشسته است تا به بررسی شاخصههای منبر تراز اسلامی که تأثیرگذار و هدایتگر است، بپردازد. در بخش دهم این درس گفتارها به موضوع «کرامت انسانی» پرداخته شده است که در ادامه با هم میبینیم و میخوانیم.
سلسله گفتارهایی در رابطه با بهرهگیری از ظرفیت حرکت حسینی در راستای تبلیغ دینی مطرح شد؛ اینکه چگونه میتوان این حرکت و این سرمایه را برای ارائه معارف دینی به کار گرفت. وقتی انسان نگاه میکند، میبیند حضرت حسین(ع) با رفتار خود چنان انعکاسی در عالم ایجاد کردهاند که دین را زنده کرده و به آن حیات بخشیدهاند؛ موضوعی که جای تأمل فراوان دارد.
یکی از مواردی که بهواقع در حرکت حسینی بسیار مهم است، توجه به کرامت انسانی است. حضرت هیچگاه به جای دیگران فکر نکردهاند و هیچگاه از موضع بالا با دیگران برخورد نکردهاند. افراد را در مسیر دیدهاند و همواره دیگران را مورد توجه قرار دادهاند. امام(ع) همواره خود را تنزل میدهد؛ همانگونه که قرآن تنزل پیدا میکند، در ردیف مخاطب قرار میگیرد تا دست او را بگیرد و به بالا ببرد. اما قرار نیست به جای او بالا برود؛ او باید با پای خود این راه را طی کند.
خداوند متعال مرحوم میرزا اسماعیل دولابی را رحمت کند. ایشان در رابطه با طواف و اینکه انسان باید خود با پای خویش طواف کند، فرموده بودند که اگر انسان در ازدحام حرکت کند و مسیر را طی نماید، باید بازگردد و با پای خود این راه را بپیماید. دین یک راه است و مذهب نیز راهی است که باید طی شود. کسی به جای انسان نمیتواند این مسیر را بپیماید.
امام حسین(ع) در ارائه معارف دینی به جای دیگران فکر نکردهاند؛ بلکه آنان را شکوفا کردهاند و در ساحتی قرار دادهاند که فکرشان بالنده شود. جملهای بسیار زیبا که شاید در مقتل خوارزمی آمده باشد، از شب عاشورا نقل شده است. حضرت حسین(ع) فرمودند: «اگر آن نقطهای که من در آن هستم، شما نیز در آن قرار بگیرید، خواهید یافت که بهترین چیز در راه خدا، دادن جان است». حضرت نمیفرمایند چون من میگویم، بپذیرید؛ بلکه میفرمایند شما باید به این آستانه فهم راه پیدا کنید و در موضعی که من نشستهام، قرار بگیرید. امام(ع) که اشرف اولاد آدم است، از بالا برخورد نمیکند؛ زیرا میداند که فهم، زاییده یک انکشاف است. باید یقظهای رخ دهد تا فهم بیدار شود. با مخاطب پا به پا میآید تا او نیز این نکته را دریابد.
مبلغ دینی نیز باید چنین باشد. او باید کار را به ساحتی برساند که مستمع و مخاطب هر جایگاهی که دارد، به نقطهای برسد که بتوان به او گفت: «از اینجا نظاره کن، آنگاه آنچه را من یافتهام، تو نیز خواهی یافت». اینگونه ارائه معارف دینی توأم با حفظ کرامت است. قرار نیست من به جای تو فکر کنم و قرار نیست من به جای تو راه بروم.
اباعبدالله الحسین(ع) اینگونه با همگان برخورد کردهاند. به همه میدان و فرصت دادهاند تا خود را پیدا کنند. شکوفا شدن زهیر و حر بسیار دیدنی است؛ شاید حتی بیش از اصحابی که از قبل در کنار حضرت بودند. ایشان غریبهها را آشنا کردند. آن غریبهها با پای خود آمدند، نه با تحمیل؛ بلکه همه فشارها آنان را به سوی دیگری میبرد. اما امام حسین(ع) چنان جاذبهای دارد و چنان فضای جذب و انتظار ایجاد میکند که هیچ کشش دیگری نمیتواند افرادی چون زهیر را به سوی خود جلب کند.
همه چیز را در راه محبت او میدهند و خود را تسلیم میکنند، بیآنکه هیچگونه غل و زنجیری در میان باشد؛ جز زنجیر محبت.
انشاءالله گوینده دینی نیز این حقیقت را دریابد که آنچه مستمعان را به سوی آسمان رهنمون میکند، صرفا حرف و سخن نیست. سخن بسیار است؛ اما مستمع باید دریابد که آن سخن، سخن آشنا، سخن خود او و گمشده اوست. آنگاه جان خود را نیز در این راه میدهد، اما از این حقیقت دست نمیشوید.
خداوند ما را به برکت حضرت حسین(ع) با بلندای معارف دینی آشنا کند؛ کسی که پیش از همه این مسیر را پیمود. تمام جان خود را داد، اهل و عیال خود را تقدیم کرد، اما دست از دوست نکشید. بر پیکر همه عزیزان خویش در مسیر محبت دوست ایستاد؛ زیرا مشیت حق بر این قرار گرفته بود که جان در راه دوست عطا شود. انشاءالله همه ما این مسیر را به خوبی بپیماییم و بتوانیم دستی را در دست اباعبدالله الحسین(ع) قرار دهیم و دوستی آشنا برای امام حسین(ع) بسازیم که این بهترین سرمایه عمر انسان است. آشنا کردن کسی با ولی خدا و پیوند دادن دست ناآشنایی با آشنای فطرت، بزرگترین سرمایه است. انشاءالله ما نیز از آنها باشیم.
انتهای پیام