در هیاهوی جهان معاصر، نهضت حسینی، فراتر از یک رویداد صرفاً تاریخی، اقیانوسی عمیق از درسهای راهبردی برای زیستمؤمنانه و کنشگری اجتماعی است. این اقیانوس، بارها و بارها در طول تاریخ مورد تفاسیر و بازخوانیهای گوناگون قرار گرفته است؛ اما آیا توانستهایم لایههای عمیقتر آن را، آنگونه که شایسته است، شکافته و عصاره آن را برای چالشهای امروزمان استخراج کنیم؟
خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) با درک این ضرورت، سلسله مطالب تحلیلی خود با عنوان درسهایی از کربلا را تقدیم مخاطبان میکند. این مجموعه، تلاشی است برای ارائه نگاهی نو به ۱۰ واقعه و شخصیت کلیدی در مسیر نهضت عاشورا؛ رویکردی که در آن، ضمن وفاداری به اصالت منابع دست اول تاریخی مانند تاریخ طبری، الإرشاد، اللهوف و دیگر مقتلهای معتبر، به تحلیل کنشها، انتخابها و درسهای راهبردی برای مخاطب امروز پرداخته میشود.
از «وفاداری عقیلی» در بحبوحه بیاعتمادی، تا «استراتژی رسواسازی یزید» توسط امام حسین(ع) از «تابآوری اخلاقی حضرت رقیه(س)» در برابر خشونت ساختاری، تا «تحول هویت حر بن یزید ریاحی» و از «بلوغ معرفتی قاسم بن الحسن(ع)» تا «اخلاق مسئولیت عباس بن علی(ع)» و «الگوسازی نسل جوان توسط علیاکبر(ع)» و در نهایت، «بصیرت حسینی» در روز تاسوعا و «پیروزی خون بر شمشیر» در روز عاشورا؛ هر مطلب، فصل تازهای از حکمت عاشورایی را میگشاید.
امروز در نهمین روز از ماه محرمالحرام که بهنام حضرت ابوالفضل العباس(ع) نامگذاری شده، در مطلبی که متن آن را در زیر میخوانید به تحلیل شخصیت ایشان و رابطه آن با جامعه امروزی میپردازیم.
در ساحت کربلا، شخصیت حضرت عباس بن علی(ع) فراتر از یک قهرمان نظامی، تجسم وفاداری آگاهانه و اخلاق مسئولیت است. در دورانی که منفعتطلبی و معاملهگری سیاسی، بنیان بسیاری از کنشهای اجتماعی را تشکیل میداد، عباس(ع) الگویی است که نشان میدهد چگونه میتوان در میان بحرانیترین شرایط، به جای مصلحتاندیشی، بر مدار وفای به عهد ایستاد.
بحران تعهد در دنیای مدرن
یکی از آسیبهای جدی جوامع مدرن، فرسایش تعهد پایدار است. در فضای فردگرایانه، تعهدات اخلاقی و اجتماعی غالباً تا زمانی اعتبار دارند که منافع فردی را به خطر نیندازند. اما عباس(ع) نقطه مقابل این رویکرد است. او در کربلا، در موقعیتی است که دشمن، بالاترین تضمینهای امنیتی و دنیوی را به او پیشنهاد میدهد (اماننامه شمر)، اما او با درکی عمیق از معنای وفاداری، همه را نفی میکند. این نفی، نه از سر لجاجت، بلکه ناشی از یک عقلانیت متعالی است که نسبت او را با امام زمانش بازتعریف میکند.
وفاداری حضرت عباس(ع) به امام حسین(ع) یک پیوند سنتی صرف (برادری) نیست؛ بلکه یک انتخاب آگاهانه است. شیخ مفید در الإرشاد روایت میکند که وقتی عباس(ع) اماننامه را رد کرد، این پاسخ نه تنها اعلام موضع در برابر دشمن، که اعلام هویت خود بود (مفید، ۱۴۱۳ق، ج۲، ص۸۹).
در نگاه تحلیلگرایانه، او نشان داد که وفاداری، زمانی ارزش پیدا میکند که گزینههای جایگزین بسیار وسوسهانگیزی برای عدم وفاداری وجود داشته باشد. وفاداری در شرایط آسایش، آزمون دشواری نیست؛ آزمون اصلی در جایی است که هزینه این وفاداری، از دست دادن جان و امنیت است. عباس(ع) با رد اماننامه، امنیت شخصی را در برابر وفای به پیمان الهی فدا کرد.
مکس وبر در نظریات خود میان «اخلاق اعتقاد» و «اخلاق مسئولیت» تمایز قائل میشود. حضرت عباس(ع) در کربلا، هر دو را در هم میآمیزد. او به امام اعتقاد دارد (اخلاق اعتقاد) و در عین حال مسئولیت حفاظت از خیمهها و آبروی خاندان را بر عهده میگیرد (اخلاق مسئولیت).
زمانی که او برای آوردن آب به فرات میرود، در واقع در حال انجام یک ماموریت لجستیکی برای حفظ حیات همراهان است. اما او در کنار رودخانه، زمانی که دسترسی به آب برایش ممکن میشود، از نوشیدن آن امتناع میکند. این رفتار، فراتر از یک عمل فردی، نوعی مدیریت اخلاقی است. او با این کار، اقتدار روانی خود و همراهانش را بر نیازهای بیولوژیک تحمیل میکند. این مقاومت اخلاقی در برابر شرایط سخت، درسی برای رهبران و کنشگران اجتماعی است که در بحرانها، اولویتهای کلان را فدای راحتی خویش نکنند.
شکوه ادب درونی؛ عباس(ع) و مفهوم مقام
در منابع تاریخی مانند مقتل الحسین(ع) اثر خوارزمی، عباس(ع) به عنوان شخصیتی معرفی شده که با وجود تواناییهای فوقالعاده نظامی، همواره خود را در سایه امام میبیند (خوارزمی، ۱۴۱۸ق، ج۲، ص۳۰). این ادب معرفتی است؛ یعنی دانستن جایگاه خود در ساختار هستی.
او میداند که قدرت او، ابزاری برای حفظ حق است، نه عاملی برای خودنمایی. این همان چیزی است که دنیای مدرن بهشدت به آن نیاز دارد: قدرت مهار شده با اخلاق. کسانی که در جامعه قدرت دارند، اگر مانند حضرت عباس(ع) ادب برخورد با حق را نداشته باشند، قدرت آنها به ابزار استبداد تبدیل میشود. حضرت عباس(ع) به ما میآموزد که هرچه قدرت فرد بیشتر شود، تواضع در برابر حقیقت نیز باید عمیقتر شود.
استقامت تا لحظه نهایی
شهادت حضرت عباس(ع) اوج ایستادگی است. او تا آخرین لحظه، یعنی تا زمانی که دستانش قطع شد و دیگر امکان حمل علم (نماد هویت سپاه) را نداشت، از هدفش دست نکشید.
این آموزه، پاسخی به چالش خستگی در مسیر حق است. در کارهای طولانیمدت، اصلاحات اجتماعی یا مقاومتهای ارزشی، بسیاری پس از مدتی خسته میشوند و مسیر را رها میکنند. حضرت عباس(ع) نماد استمرار تا نقطه پایان است. او به ما میگوید که وظیفه، نه رسیدن به نتیجه ظاهری (مثلاً رساندن آب به خیمه که به دلایلی نشد)، بلکه تلاش حداکثری و صادقانه تا آخرین توان است.
کربلا، معیار سنجش وفاداری
عباس بن علی(ع) در فرهنگ شیعی، نه فقط به خاطر قدرت بدنی، بلکه به خاطر صلابت روحی ستایش میشود. او در روز نهم محرم، نماد کسی است که در شرایطی که آب بر او و یارانش بسته شده، ارادهاش را بر تشنگیاش غالب میکند.
انتهای پیام