کد خبر: 4360259
تاریخ انتشار : ۰۷ تير ۱۴۰۵ - ۰۸:۴۴
درس‌های اجتماعی جامعه کوفی/ 1

عواملی که کوفیان را از امام حسین(ع) جدا کرد

حجت‌الاسلام والمسلمین علی الوندی با اشاره به عوامل سیاسی، اجتماعی و سیاست‌های اموی در جدایی کوفیان از امام حسین(ع) گفت: شکافی که میان امام حسین(ع) و مردم کوفه رخ داد، حاصل تلاقی سه دسته عامل اصلی بود؛ تغییر ماهیت حکومت و فاصله گرفتن از ارزش‌های اسلامی، ویژگی‌های خاص بافت اجتماعی کوفه و سیاست‌های سرکوبگرانه حکومت اموی.

مردم کوفهماجرای کربلا و جدایی مردم کوفه از امام حسین(ع)، یکی از غم‌انگیزترین و در عین حال پرآموزه‌ترین رخدادهای تاریخ اسلام است. برای درک این جدایی، باید به عوامل سیاسی، اجتماعی و روانی متعددی توجه کرد که در کنار هم، این تراژدی را رقم زدند. حال اینکه چرا این اتفاق رخ داد و دلیل جدایی چه بود موضوعی است که خبرنگار ایکنا از همدان برای پاسخ به آن با حجت‌الاسلام والمسلمین علی الوندی عضو هسته علمی مؤسسه کلامی احیای همدان گفت‌وگویی کرده است که مشروح آن را در زیر می‌خوانیم: 

ایکنا _ ریشه‌های جدایی مردم کوفه از امام حسین(ع) را در چه عواملی باید جست‌وجو کرد؟

برای پاسخ به این پرسش، باید ریشه‌های این شکاف را نه در یک علت واحد، بلکه در شبکه‌ای از عوامل تاریخی، اجتماعی و سیاسی جست‌وجو کرد که طی سال‌ها شکل گرفته بود. شکافی که میان امام حسین(ع) و مردم کوفه رخ داد، حاصل تلاقی سه دسته عامل اصلی بود؛ تغییر ماهیت حکومت و فاصله گرفتن از ارزش‌های اسلامی، ویژگی‌های خاص بافت اجتماعی کوفه و سیاست‌های سرکوبگرانه حکومت اموی.

نخستین و بنیادی‌ترین عامل، تغییر ماهیت رهبری در جهان اسلام بود. آنچه در حدود 50 سال پس از رحلت پیامبر(ص) رخ داد، تبدیل تدریجی امامت به سلطنت و پادشاهی بود. رهبری که باید بر پایه عدالت، ارتباط قلبی و ایمانی با مردم و حرکت به سمت کمال باشد، جای خود را به حکومتی مبتنی بر زور، فریب و ثروت‌اندوزی داد. 

امام حسین(ع) خود در نامه‌ای به برادرشان، محمد حنفیه، فلسفه قیام خود را این‌گونه تبیین فرمودند که اوضاع امت پیامبر را دگرگون و رو به انحراف دیده‌اند و برای مبارزه با این وضع برخاسته‌اند. این تغییر ماهیت، باعث شد تا جامعه به تدریج از کارویژه اصلی رهبری دینی و الهی دور شود و مفاهیمی مانند عدالت و کرامت انسانی جای خود را به منافع مادی و قدرت‌طلبی بدهد.

ایکنا _ درباره ویژگی‌های اجتماعی و جغرافیایی شهر کوفه که یکی از عوامل تنها گذاشتن امام حسین(ع) از سوی مردمانش بود توضیح بفرمایید؟

ویژگی‌های اجتماعی و بافت جمعیتی کوفه نیز عاملی دیگر بود. کوفه از بدو تأسیس، یک شهر معمولی نبود، بلکه یک پادگان نظامی بود که در سال 17 هجری برای مدیریت جنگ‌های فتوحات در شمال شرق ساخته شد. این ویژگی، بافت جمعیتی خاصی را شکل داد که در ایجاد شکاف با رهبری اصیل نقش داشت. ترکیب ناهمگون قبیله‌ای و عقیدتی یکی از شاخص‌های این شهر بود.

جمعیت کوفه آمیزه‌ای از قبایل مختلف عرب (یمانی و عدنانی) و غیرعرب‌ها (موالی ایرانی و رومی) بود. این تنوع، ریشه‌های وفاداری را از یک وفاداری دینی محض، به وفاداری‌های قبیله‌ای و منفعتی تبدیل کرده بود. درواقع، همه مردم کوفه یکدست نبودند و نباید به‌عنوان یک کل واحد داوری شوند. از ۶۰ هزار جنگجوی حاضر در کوفه، تنها حدود ۱۲ تا ۱۸ هزار نفر با فرستاده امام حسین(ع)، مسلم بن عقیل بیعت کردند و بقیه یا بی‌طرف یا مخالف بودند. این آمار نشان می‌دهد که شکاف از درون جامعه کوفه نیز ریشه داشت، جایی که شیعیان و علویان بخش مهمی اما نه اکثریت جامعه را تشکیل می‌دادند.

روحیه نظامی‌گری و دنیاطلبی نیز فاکتور دیگر این شهر است. زندگی در یک پادگان نظامی و دسترسی به غنایم، خصلت‌هایی مانند غرور، عصیان، و اولویت دادن به منافع مادی را در مردم کوفه پرورش داد. براساس تحلیل‌های جامعه‌شناختی، رفاه‌طلبی صرف و تلاش برای زندگی بهتر، مردم را از آرمان‌های والای دینی دور کرد. 

آنان بیش از آنکه به‌دنبال حق و حقیقت باشند، به‌دنبال حفظ جایگاه و مال خود بودند. همین روحیه بود که باعث شد با وعده‌هایی مانند حکومت ری به عمر سعد، بتوان او و هزاران نفر دیگر را در برابر فرزند پیامبر(ص) صف‌آرایی کرد.

ایکنا _ نقش حکومت اموی در جداسازی مردم کوفه از امام حسین(ع) چه بود؟

عامل سوم که شکاف را به نقطه اوج رساند، سیاست‌های هوشمندانه و در عین حال وحشیانه حکومت اموی بود که در دو سطح طراحی شده بود، اولین مورد ایجاد رعب و وحشت یا جنگ سخت بود.

ورود عبیدالله بن زیاد به کوفه، نقطه عطفی در شکل‌گیری شکاف نهایی بود. او با به‌کارگیری سیاستی پلیسی و اختناق‌آمیز، اعلام کرد که هرکس با مسلم بن عقیل بیعت کرده باشد، خونش هدر و اموالش مصادره خواهد شد. این تهدید آشکار، بسیاری از بیعت‌کنندگان ضعیف‌الایمان را به عقب‌نشینی واداشت و عملاً اعتماد میان امام و جامعه را با چاقوی تهدید برید.

جداسازی فرهنگی از امام؛ یا جنگ نرم، نیز عامل دیگر بود. پیش از تهدید نظامی، امویان یک جنگ نرم و فرهنگی گسترده را طراحی کرده بودند. استراتژی آن‌ها این بود که مردم را از امام معصوم خود جدا کنند تا نه بصیرت دینی داشته باشند و نه ارتباطی قلبی با ایشان. نشانه این سیاست، حکایتی است که آیت‌الله علامه طباطبایی نقل کرده‌اند؛ ایشان در کتاب ۳۰ جلدی وسائل‌الشیعه می‌فرماید: «تنها پنج حدیث از امام حسین(ع) نقل شده است.» این نشان می‌دهد که حکومت وقت، آن‌قدر امام را در انزوا قرار داده بود که حتی مردم برای مسائل فقهی و اعتقادی خود نیز به ایشان مراجعه نمی‌کردند. این انزوای فرهنگی، مانعی بزرگ برای ایجاد اعتماد و شناخت متقابل ایجاد کرد.

بنابراین شکاف میان امام حسین(ع) و مردم کوفه، یک شبه رخ نداد. این شکاف برآمده از تغییر ماهیت حکومت اسلامی به سلطنت، بافت جمعیتی نظامی‌زده و منفعت‌طلب کوفه، و سیاست هماهنگ اموی‌ها در ایجاد ترس و قطع ارتباط فرهنگی با امام بود.

به تعبیر عمیق‌تر، واقعه کربلا نشان داد که وقتی ارزش‌های دینی جای خود را به دنیاطلبی دهد و دستگاه حاکم بتواند با استفاده از تهدید و تطمیع، جامعه را از رهبری الهی جدا کند، نه تنها اعتماد از بین می‌رود، بلکه بخش بزرگی از جامعه ممکن است در صف مقابل حق قرار گیرد. این درس بزرگ تاریخی، هنوز هم برای هر جامعه‌ای که خواهان پیوندی استوار میان رهبری و مردم است، هشداردهنده و آموزنده است.

انتهای پیام
خبرنگار:
عاطفه ابرار پیراسته
دبیر:
اکرم یوسفی پارسا
captcha