محرم، تنها موسم سوگواری برای بزرگترین حماسه تاریخ اسلام نیست، بلکه فرصتی برای بازخوانی پیوند عمیق نهضت عاشورا با آینده امت اسلامی و تحقق وعده الهی برپایی حکومت عدل جهانی است. در اندیشه شیعه، عاشورا حادثهای محدود به گذشته نیست؛ جریانی تمدنساز است که امتداد آن در فرهنگ انتظار، عدالتخواهی و زمینهسازی برای ظهور حضرت ولیعصر(عج) معنا مییابد و از همین رو، شعار «یا لثارات الحسین» نیز مفهومی فراتر از خونخواهی صرف پیدا میکند.
محرم امسال ضرورت تبیین گفتمان مقاومت و انتظار را برجسته ساخته است، بررسی نسبت میان نهضت حسینی، فرهنگ مهدویت و مسئولیت جامعه منتظر اهمیتی دوچندان یافته است. خبرنگار ایکنا از همدان برای واکاوی این موضوع، با حجتالاسلام والمسلمین اصغر قاضیخانی، پژوهشگر حوزه مهدویت گفتوگویی کرده و به تبیین ابعاد تمدنی شعار «یا لثارات الحسین»، نسبت آن با عدالت جهانی و نقش محرم در تربیت انسانهای منتظر و زمینهساز ظهور پرداخته است، که مشروح آن را در زیر میخوانیم:
مجازات آن است که مجرم به سزای عمل خود برسد. قاضی حکم میدهد، مجرم کیفر میبیند و عدالت تا حدی برقرار میشود. اما انتقام در معنای عمیق تاریخی آن صرفاً مجازات یک فرد نیست؛ انتقام یعنی از بین بردن شرایطی که آن جنایت را پدید آورده است. اگر قاتل مجازات شود؛ اما اندیشهای که قاتل را ساخته باقی بماند اگر شمر کشته شود؛ اما جامعه همچنان دنیا پرست باشد و اگر ابن زیاد از میان برود؛ اما خواص جامعه همچنان خریدنی باشند، هنوز انتقام کامل تحقق پیدا نکرده است.
به همین دلیل است که عاشورا را نمیتوان تنها با حذف چند چهره جنایتکار جبران کرد. عاشورا محصول یک بیماری اجتماعی بود؛ بیماری که حق را میشناخت؛ اما هزینه حق را نمیپرداخت امام را میشناخت؛ اما پشت سر او نمیایستاد. از این منظر افرادی مانند مختار توانستند مجازات را محقق کنند، اما انتقام حقیقی هنوز باقی مانده است و آن انتقام حقیقی ذیل لوای یالثارات الحسین یاران امام زمان(عج) و در قالب گفتمانی تمدنی و عدالتخواهانه و تشکیل جامعه عدل جهانی محقق خواهد شد.
برای فهم انتقام حقیقی، کافی است یک سؤال بپرسیم اگر همه قاتلان کربلا کشته شدند چرا باز هم اهل بیت به حکومت نرسیدند؟ چرا امام سجاد(ع) همچنان در غربت زندگی کرد؟ چرا امام باقر و امام صادق علیهمالسلام نتوانستند حکومت اسلامی را در اختیار بگیرند؟ چرا هنوز حکومت جهانی امام زمان(عج) تشکیل نشده است؟
پاسخ روشن است؛ زیرا مشکل اصلی فقط وجود چند جنایت کار نبود مشکل آن بود که جامعهای شکل نگرفته بود که بتواند پشت سر امام بایستد در تاریخ اسلام بارها دیدهایم که مردم اهل بیت را دوست داشتند اما برای تحقق حکومت آنان هزینه نمیدادند. محبت، بود اما همراهی نبود. اشک بوداما اقدام نبود، ارادت بود اما نصرت نبود.
به همین دلیل شاید بتوان گفت انتقام حقیقی عاشورا نه در کشته شدن شمر و عمر سعد بلکه در فراهم شدن شرایطی است که ولی خدا بتواند جامعه را بر اساس دین اداره کند.
فقهای شیعه از این حقیقت با تعبیر «بسط بد ولی» یاد کردهاند؛ یعنی فراهم شدن قدرت و امکان اجرای احکام الهی توسط ولى خدا. مشکل بزرگ پس از عاشورا آن بـود کـه امـام وجـود داشت اما بسط بد نداشت. در نتیجه اگرچه مجازات برخی جنایت کاران انجام شد اما بیماری اصلی جامعه همچنان باقی ماند از این رو میتوان گفت انتقام کامل عاشورا زمانی محقق میشود که جامعهای ساخته شود که دیگر حسین زمان خود را تنها نگذارد و زمینه حاکمیت حق را فراهم سازد.
بزرگترین انتقام از دشمن ساختن جامعهای است که دیگر فریب دشمن را نخورد. تاریخ پر است از سرگذشت ملتهایی که در میدان جنگ پیروز شدند، اما در میدان پس از جنگ شکست خوردند. سختترین مرحله بعد از بحران آغاز میشود. معمولاً همه نگاهها به روزهای بحران دوخته میشود به روزهای جنگ و درگیری و مقاومت، در روزهای خطر مردم متحد میشوند و اختلافها کمرنگ میشود و همه یک هدف مشترک پیدا میکنند. اما وقتی بحران پایان مییابد، آرام آرام زندگی عادی بازمیگردد و در همین نقطه است که خطر جدید آغاز میشود و مهمترین آزمون پس از پایان بحران آغاز میشود.
خطر فراموشی و خطر عادت کردن و خطر بازگشت به همان نقطهای که جامعه را گرفتار کرده بود. به فرموده رهبر شهیدمان عاشورا، فقط یک واقعه تاریخی کهن نیست، بلکه «یک فرهنگ، یک جریان مستمر و یک سرمشق دائمی برای امت اسلام است» یک «جریان» جاری و بهمثابه یک «کارخانه انسانسازی» در طول تاریخ است. در این مکتب، معیارهای تقرب الهی صرفاً بر مدار سن و سال نمیچرخد، بلکه «بصیرت نافذ»، «غیرت جوشان»، «عمل بههنگام» و «جانفشانی بیدریغ برای حق» است که هویت انسان را میسازد.
در نهضت عاشورا مهمترین و سرنوشتسازترین نقشها را نیروهای جوان برعهده داشتند؛ امام رضا(ع) به ریان بن شبیب فرمودند: «ای پسر شبیب! هجده نفر از ما بنیهاشم در کربلا شهید شدند که در روی زمین نظیر نداشتند». این هجده نفر به جز فرمانده و پیشوای عالیقدر خود امام حسین(ع) که پنجاه و هفت ساله بود، همه جوان بودند؛ سایر جانبازان کربلا نیز اکثراً نسل جوان بودند.
جوانان کربلا از جمله حضرت ابوالفضل العباس(ع)، حضرت علیاکبر(ع) و حضرت قاسم بن الحسن(ع)، عبدالله بن علی و عثمان بن علی(ع)، جعفر بن عقیل، عمرو بن جُناده انصاری، وهب بن عبدالله کلبی و دیگران نمادهای بارز بلوغ ایمانی و اوج کمال معنوی هستند. آنها در اوج شور جوانی، در دل طوفان حوادث به اوج شعور الهی رسیدند. از این رو برای جوان امروز، کربلا نه یک داستان، که یک «آزمایشگاه عملی» برای سنجش شاخصهای یک جوان باایمان و برخوردار از روحیۀ انقلابی است.
زیرا امام حسین(ع) با اعتماد به جوانان در میدان نبرد با دشمنان، به تاریخ نشان داد که موتور پیشران هر نهضت حقطلبانه و تحولآفرین، «نیروی پرتوان و بیبدیل جوانی» است. این اعتماد بیدلیل نبود، چراکه جوانان به واسطه «طهارت فطری» و پاکی سرشتی که هنوز آلودگی دنیا بر آن غلبه نکرده، ظرفیت بالایی برای پذیرش حق، وفاداری و جانفشانی در راه خدا دارند. همین ویژگیهای برجسته بود که باعث شد جوانان کربلا، از پیشگامان «عبور از تعلقات دنیوی» باشند و درس فداکاری را در بالاترین سطح به بشریت آموختند.
کربلا، در حقیقت، میدانی است که در آن، «شورِ جوانی» با «شعور حسینی» درهم میآمیزد و انسانها را برای ساختن «فردایی بهتر» و تحقق آرمانهای بزرگ جبهه انقلاب درپرتو انتظار فعال، آماده و مجهز میسازد.
«هُوَ الَّذِی أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدی وَ دِینِ الْحَقِّ لِیُظْهِرَهُ عَلَی الدِّینِ کُلِّهِ وَ لَوْ کَرِهَ الْمُشْرِکُونَ اوست خدایی که رسول خود را به هدایت و دین حق فرستاد تا آن را بر همه ادیان عالم تسلط و برتری دهد هر چند مشرکان ناراضی و مخالف باشند.» (توبه / 33) از جمله مهمترین وعدههای الهی گسترش فرهنگ اسلام در سراسر جهان است، حتی اگر جبهه باطل با تمام قوایش مانع آن شود.
در ماههای اخیر شاهد تحقق تدریجی این سنت الهی هستیم. از مهمترین دستاوردهای جنگ تحمیلی سوم گسترش فرهنگ مقاومت و ظلمستیزی در سراسر جهان است. با وجود آنکه ابررسانههای جهان از نظر سختافزاری و نرمافزاری در اختیار یهودیان است و ایشان بیشترین تلاشها را برای تطهیر چهره دژخیم رژیم انجام دادند، هر روز که میگذرد ادبیات ظلمستیزی و تنفر از صهیونیسم افزایش مییابد. میلیاردها دلار هزینه و سالها تلاش برای آنکه گروههای مقاومت را تروریسم معرفی کنند، در چند هفته بر باد رفت و افکار عمومی هیچگاه جهان به موقعیت قبل بازنخواهد گشت. آزادهترین مردم جهان حتی غیرمسلمانان نیز طرفدار جبهه مقاومت به رهبری جمهوری اسلامی شدهاند.
از جمله اتفاقات قبل از ظهور پرشدن جهان از ظلم و ستم است. «کما ملئت ظلماً و جوراً» لیکن مهمتر از ترویج ظلم در عالم واقع، ادراک ظلم بودن ظلم در افکار و اذهان عمومی است. با بیشتر شدن ادراک ظلم، اضطرار به منجی افزایش یافته و اذهان و قلوب به سمت منجی گرایش مییابند. پس از حمله حماس به رژیم، رفته رفته نقاب مظلومیت از چهره منحوس رژیم افتاده و جنایات وی بیشتر آشکار شد. در جنگ دوازده روزه و جنگ رمضان نیز حوادثی چون حمله به مدرسه میناب، ظالم بودن رژیم را نمایانتر ساخته و مراتب بیشتری از ادراک ظلم محقق شده است.
انتهای پیام