
به قلم حجتالاسلام محمدرضا بیگی خمینی، پژوهشگر قرآن و حدیث
«پیش بروید تا وارث شما شوم»؛ مقصود حضرت عباس(ع) چه بود؟
شخص بصیر میداند که اتهام ارثخواهی حضرت عباس(ع) تا چه حد دور از واقع است و این اشکال ناشی از عدم فهم از عبارت حضرت(ع) در زمان و مکان سال ۶۱ هجری قمری، سرچشمه میگیرد.
البته ممکن است مقصود صرفاً «بقای پس از شما» باشد نه ارث فقهی؛ اما ظاهر لفظ «أرثكم» حقیقتاً به ارث منتقل میشود.
نقلها در گفتگوی حضرت عباس(ع) با برادران متفاوت است. یکی از نقلها این است که به گفته ابن اثیر در کتاب الکامل فی التاریخ، حضرت عباس(ع) به برادران خویش فرمودند: «تقدّموا حتّی أرثکم»؛ یعنی «پیش از من به میدان بروید تا من وارث شما باشم».
این گزارش را نخستینبار ابن جریر طبری در تاریخ خود نقل کرده است؛ اما نکته قابل توجه آن است که طبری این مطلب را به صورت قطعی گزارش نمیکند، بلکه آن را با تعبیر «زَعَموا» میآورد: «قال: و زَعَموا أن العباس بن علي قال لإخوته من أمه: عبد الله، و جعفر و عثمان: يا بني أمي، تقدّموا حتى أرثكم، فإنه لا ولد لكم ففعلوا فقتلوا»؛ راوی میگوید: نقل کردهاند که حضرت عباس(ع) به برادرانش عبدالله، جعفر و عثمان فرمود: ای برادران مادری من! شما پیش از من به میدان بروید تا میراثتان به من برسد؛ زیرا فرزندی ندارید. آنان نیز فرمان او را پذیرفتند، به میدان رفتند و شهید شدند.»[تاریخ الطبری، ج۴، ص۳۴۲]
واژه «زَعَموا» در اصطلاح مورخان عرب، غالباً دلالت بر نقل ادعایی یا گزارشی دارد که راوی نسبت به آن جزم و اطمینان کامل ابراز نمیکند گرچه این واژه همیشه به معنای تضعیف نیست.
پس از او، ابن اثیر در الکامل فی التاریخ همین گزارش را در کتاب خود آورده، اما تعبیر «زَعَموا» را حذف کرده و متن را به صورت مستقیم چنین نقل نموده است: «وقال العباس بن علي لإخوته من أمّه عبد الله وجعفر وعثمان: تقدّموا حتى أرثكم فإنّه لا ولد لكم»؛ حضرت عباس(ع) به برادرانش عبدالله، جعفر و عثمان ـ که همگی فرزندان امالبنین(س) بودند ـ فرمود: شما پیش از من به میدان نبرد بروید تا میراثتان به من منتقل شود؛ زیرا هیچیک از شما فرزندی ندارید.».[الکامل فی التاریخ، ج۴، ص۷۶]
بدین ترتیب، تفاوت اساسی میان دو نقل آن است که طبری خبر را با صیغهای حاکی از عدم قطعیت و به صورت «زَعَموا» گزارش میکند، در حالی که ابن اثیر همان مضمون را بدون این قید آورده و از این جهت، ظاهر نقل او از نقل طبری جزمیتر به نظر میرسد.
ابوالفرج اصفهانی هم نوشته: إن العباس بن علي قدم اخاه جعفرا بين يديه لانه لم يكن له ولد ليحوز ولد العباس بن علي ميراثه فشد عليه هانئ ابن ثبيت الذي قتل أخاه فقتله.
حضرت عباس(ع) برادرش جعفر را پیش از خود به نبرد فرستاد؛ چون جعفر فرزندی نداشت و بدین وسیله میراث او به خاندان عباس(ع) منتقل میشد. در این هنگام هانی بن ثبیت، که پیشتر یکی از برادران او را کشته بود، به جعفر یورش برد و وی را به شهادت رساند.[مقاتلالطالبین، ص۵۴]
برخی از پژوهشگران و صاحبنظران، در فهم عبارت منسوب به حضرت عباس(ع) ــ «تقدّموا حتى أرثكم» ــ دچار اشکال شده و کوشیدهاند آن را به گونهای دیگر تفسیر یا تصحیح کنند. آنان بر این باورند که ظاهر این عبارت با شرایط و فضای حاکم بر صحنه عاشورا سازگار نیست. به اعتقاد ایشان، چگونه ممکن است حضرت اباالفضل العباس(ع) در آن لحظات سرنوشتساز، هنگامی که مرگ را در برابر دیدگان خویش مشاهده میکرد و شهادت اصحاب و جمعی از بنیهاشم را به چشم دیده بود و در حالی که تنهایی و غربت برادرش حضرت سیدالشهداء(علیهالسلام) هر لحظه آشکارتر میشد و ندای استغاثه آن امام مظلوم بیپاسخ میماند و از سوی دیگر صدای «العطش» کودکان از خیمهها به گوش میرسید، سخنی بر زبان آورد که در ظاهر با مسئله ارث و میراث ارتباط دارد.
این گروه افزون بر این اشکال ذوقی و محتوایی، اشکال فقهی نیز مطرح کردهاند. به گفته آنان، برادران حضرت عباس(ع) از مادری واحد، یعنی حضرت امالبنین(س)، متولد شده بودند و براساس احکام ارث در فقه امامیه، با وجود مادر، نوبت به ارث بردن برادر نمیرسد. ازاینرو، عبارت «حتى أرثكم» را از جهت فقهی نیز محل تأمل دانستهاند و گفتهاند چگونه میتوان تصور کرد که حضرت عباس(ع) که در خانه صاحب دین بزرگ شده بی خبر از این موضوع نبوده است و گفتهاند مانع دیگری که از ارث بری فرزند عباس(ع) وجود دارد – حتّی اگر قائل به وفات امالبنین(س) در آن هنگام شویم - وجود برادران و خواهران پدری حضرت عباس(ع) همچو «عمر اطراف، عبیدالله نهشلیه، حضرت سیّدالشهداء(ع)، زینب کبری(س)، ام کلثوم(س)، رقیه» و دیگر اولاد امیرالمومنین(ع) که در قید حیات بودند، می باشد که با وجود آنان ارث تنها مختص حضرت عباس(ع) نمیشد و حال آنکه بنابر گزارشهای مشهور تاریخی، حضرت امالبنین(س) پس از واقعه کربلا در قید حیات بوده و در سوگ فرزندان خود مرثیه سروده است.
همچنین گفتهاند بعید به نظر میرسد مورخانی چون ابن جریر طبری و ابن اثیر از چنین نکتهای غفلت کرده باشند.
بر پایه همین ملاحظات، برخی از مخالفان این قرائت مدعی شدهاند که عبارت مزبور در گذر زمان دچار تحریف شده و اصل آن «حتى اثاركم» بوده است؛ یعنی «پیش بروید تا انتقام شما را بگیرم». به اعتقاد آنان، چون برادران حضرت عباس(علیهالسلام) فرزندی نداشتند که پس از شهادتشان خونخواه آنان باشد، آن حضرت(ع) خود را متعهد به خونخواهی و انتقام از دشمنان معرفی کرده است.
گروهی دیگر نیز احتمال تصحیف را مطرح کرده و گفتهاند واژه «أرثكم» در اصل «أريكم» بوده است؛ یعنی در نقطهگذاری کلمه اشتباه رخ داده و نسخهنویسان در انتقال متن دچار خطا شدهاند. براساس این قرائت، معنای عبارت چنین خواهد بود که حضرت عباس(علیهالسلام) به برادران خود فرمود: «پیش روی من حرکت کنید و به میدان بروید تا شما را در این حال مشاهده کنم». این تفسیر را نیز با برخی تعابیر عاطفی نقلشده در منابع تاریخی مقایسه کردهاند؛ از جمله آنچه درباره حضرت علیاکبر(ع) نقل شده که امام حسین(ع) خواستار مشاهده فرزند خویش پیش از عزیمت او به میدان بوده است.
برخی هم گفتهاند احتمال دارد در متن عربی «أَرثُکم» (ارث برم) با «أرزء بکم» (به مصیبت شما دچار شوم) اشتباه شده باشد.[النقد النزیه، ج۱، ص۹۹]
برخی هم گفتهاند احتمال دارد در متن عربی «أَرثُکم» (ارث برم) با «أُرثیکم» (به سوگ و مرثیه شما نشینم) اشتباه شده باشد.[سخن شیخ آقا بزرگ تهرانی مؤلّف الذریعة الی تصانیف الشیعة]
با این حال، این احتمالات هرچند از جهت معناشناختی قابل طرحاند اما شواهد نسخهشناختی کافی برای ترجیح آنها بر ضبط مشهور در اختیار نداریم.
بنابراین صرف استبعاد ذوقی یا طرح برخی احتمالات، برای کنار گذاشتن قرائت مشهور و مورد اتفاق برخی منابع تاریخی کافی نخواهد بود.
در تحلیل عبارت «تقدّموا حتّى أرثكم» باید به ساختار خانوادگی فرزندان امیرالمؤمنین(ع) و جایگاه برخی از آنان در حوادث پس از آن حضرت توجه کرد.
پس از واقعه کربلا ظاهراً از میان فرزندان حضرت علی(ع)، تنها محمّد بن حنفیه و _بنابر برخی نقلها_ عمرالاطرف در قید حیات بودهاند.
برخی گزارشهای تاریخی نشان میدهد که عمرالاطرف در مسئله صدقات امیرالمؤمنین(ع) برای خود حقی مستقل قائل بوده و همین امر منشأ اختلاف او با امام سجاد(ع) شده است.
این در حالی است که تصریح شده بود که تولیت صدقات و موقوفات نخست بر عهده امام حسن و امام حسین(علیهماالسلام) و پس از آن دو بر عهده فرزندان ایشان خواهد بود.
احتمال میرود وی برخلاف برادرانش مسیر کنارهگیری را انتخاب کرد و بعد از واقعه کربلا پیدا شد؛ زمانی که درصدد مطالبه حقوق و امتیازاتی برآمد که تصور میکرد از پدر و برادرانش به او منتقل شده است.
پس از شهادت امام حسین(ع)، در حالی که به امیرالمؤمنین(ع) انتساب داشت، با جامهای رنگین از خانه بیرون آمد و بر درب منزل خویش نشست و گفت: أنا الغلام الحازم ولو أخرج معهم لذهبت في المعركة وقتلت؛ جوان زیرکی بودم؛ اگر همراه آنان میرفتم، وارد میدان نبرد میشدم و کشته میشدم.[سرّالسلسلة العلویّة، ص۹۶ و عمدةالطالب، ص۳۶۲]
او نه تنها در واقعه كربلا حضور نیافت بلکه امام حسین(ع) را به بیعت با یزید فراخواند و كسانی كه او را در ردیف شهیدان كربلا عنوان كردهاند اشتباه نمودهاند.
ابن عنبة می نویسد: و لايصح رواية من روى ان عمر حضر كربلاء؛ گزارشی که مدعی حضور عمر الأطرف در واقعه کربلا است، درست و قابل پذیرش نیست.[عمدةالطالب، ص۳۶۲]
مشهور بین مورخان آن است كه عمرالاطرف بعد از امام حسین(ع) زنده بود و حتی با امام سجاد(ع) در امر عهدهداری صدقات(اموال و اشیائی كه امیرالمؤمنین(ع) وقف عموم نموده بودند) منازعه نمود.
وی با نزاع خویش مدعی بود که چون فرزند مستقیم امیرالمؤمنین علی(ع) است، نسبت به امام سجاد(ع) که نوه آن حضرت به شمار میآید، برای اداره صدقات و موقوفات اولویت دارد و حتی برای تثبیت این ادعا به خلفای جور مانند عبدالملک بن مروان نیز متوسل شد. همان گونه كه با حسن مثنی نیز در این باره به جدال برخواست و نزد حجاج بن یوسف ثقفی حاكم كوفه و عراق شكایت برد، اما عبدالملك او را از این شكایت و منازعه به شدت طرد نمود.[بحارالأنوار، ج۹، درباب اولاد حضرت علی(ع) _ عمدةالطالب، در ذکر حسن مثنّی]
با توجه به این پیشینه، عبارت منقول از حضرت عباس(ع) میتواند معنایی روشنتر بیابد؛ آنجا که خطاب به برادران مادری خویش فرمود: «يا بني أمي، تقدّموا حتّى أرثكم فإنّه لا ولد لكم». به نظر میرسد این تعبیر را نمیتوان صرفاً یک جمله عاطفی دانست.
اما اشکال فقهی یادشده _ براساس احکام ارث در فقه امامیه، با وجود مادر، نوبت به ارث بردن برادر نمیرسد و اگر حتی قائل به وفات امالبنین(س) در آن هنگام شویم، با وجود اولاد امیرالمومنین(ع) که در قید حیات بودند، ارث تنها مختص حضرت عباس(ع) نمیشد _ به تنهایی برای رد ظاهر روایت کافی نیست. درست است که براساس فقه امامیه، با وجود مادر، برادر در طبقه ارث قرار نمیگیرد و ازاینرو ظاهر عبارت «حتّى أرثكم» در نگاه نخست محلّ پرسش به نظر میرسد.
از سوی دیگر، نظام قضایی و حقوقی حاکم در عصر اموی براساس فقه اهل بیت(علیهم السلام) اداره نمیشد و قضاوتها مطابق مبانی فقهی رایج نزد قضات حکومت اموی انجام میگرفت. ازاینرو صرف اینکه مفاد یک عبارت با قواعد مشهور فقه امامیه سازگار نباشد، برای نفی صدور آن یا حمل آن بر تصحیف و تحریف کافی نخواهد بود.
افزون بر این، عبارت «حتّى أرثكم» اصل انتقال میراث پس از فوت را مفروض گرفته است.
بر همین اساس، حتی اگر درباره کیفیت تقسیم ترکه، سهم سایر ورثه، یا نحوه اجرای احکام ارث در آن عصر احتمالات مختلفی وجود داشته باشد، این احتمالات به خودی خود موجب کنار گذاشتن ظاهر لفظ «أرثكم» نمیشود. ازاینرو اشکال فقهی مزبور، در بهترین حالت، پرسشی درباره چگونگی تحقق ارث است، نه دلیلی بر بطلان اصل روایت یا ضرورت تصحیف آن به الفاظی مانند «أثاركم» یا «أريكم».
احتمال میرود گزارشهایی که درباره عمرالاطرف در منابعی همچون «مقاتلالطالبیین» نقل شده، میتواند مؤید آن باشد که طرح مسائل حقوقی و مالی در میان بازماندگان بنیهاشم امری شناختهشده بوده است و البته این گزارشها نیز به تنهایی اثباتکننده مراد حضرت عباس(ع) نیست، بلکه صرفاً نشان میدهد که برخی مورخان متقدم، عبارت را بر معنای حقیقی ارث حمل کردهاند.
البته باید توجه داشت که مجموعه این گزارشها به تنهایی دلیل قطعی بر مراد حضرت عباس(ع) از عبارت «تقدّموا حتّى أرثكم» نیست؛ با این حال، این شواهد میتوانند بهعنوان قرائنی مؤید در فهم فضای حقوقی فرزندان امیرالمؤمنین(ع) و تبیین امکان اراده معنای ظاهری «أرثكم» مورد توجه قرار گیرند.
از این رو، اگر مجموعه شواهد تاریخی را مشاهده کنیم بیش از آنکه مراد قطعی حضرت عباس(ع) را اثبات کند، نشان میدهد که حمل لفظ «أرثكم» بر معنای حقیقی ارث، از نظر تاریخی ناممکن یا مستبعد نبوده است؛ بنابراین اشکال فقهی بنابر فقه امامیه به تنهایی نمیتواند مجوز عدول از ظاهر روایت و ادعای تصحیف آن باشد.
خلاصه اینکه حتّی أرثكم لزوماً تحریفشده نیست و می توان برای آن توجیهاتی ذکر کرد.
انتهای پیام