به گزارش ایکنا، حجتالاسلام والمسلمین سیدحامد علیزاده موسوی؛ عضو هیئت علمی پژوهشکده فرهنگ و معارف قرآن 7 تیرماه در نشست علمی «نوآوری تفسیری سوره صف» از سلسله نشستهای مدرسه «نوآوریهای تفسیری قائد شهید(قدس الله نفسه الزكيه)»، که از سوی این پژوهشکده برگزار شد به ایراد سخن پرداخت. متن سخنان وی به شرح زیر است:
الگوی جهاد در اندیشه رهبر شهید، نظاموارهای دقیق برآمده از آموزههای سوره مبارکه صف است که نوآوریهای برجستهای را در تبیین جبهه حق ارائه میدهد. این سوره که در میانه چالشهای بزرگ جامعه اسلامی نازل شده، فراتر از مباحث فردی، بر هندسه حرکت جمعی و نظامسازی مجاهدانه تمرکز دارد؛ تا جایی که در نگاه قائد شهید، این سوره مانیفست تشکیلاتی جبهه حق است که مسیر حرکت را از نقطه ایمان آغاز کرده و به نصرت الهی پیوند میزند. در این الگو، مفهوم جهاد بازتعریفی دقیق یافته و از معنای محدود «قتال» (رویارویی نظامی) فراتر میرود؛ به گونهای که جهاد به معنای بهکارگیری نهایت توان و تلاش حداکثری در برابر دشمن با هدف رفع موانع در تمامی ابعاد مالی، ذهنی، زبانی، فرهنگی و نظامی تعریف میشود.
سوره صف با تسبیح آغاز میشود تا ریشه تمامی حرکتها را به توحید پیوند بزند و بلافاصله با نقد شکاف میان سخن و عمل، «صدق نظری و عملی» را به عنوان زیربنای اصلی جهاد معرفی میکند. در این نگاه، جهاد استمرار حرکت انبیاء الهی برای غلبه دین حق بر مکاتب بشری است که با تحقق سنت قطعی «نصرت الهی» و «فتح قریب» به کمال میرسد. مبانی هستیشناسی این الگو بر سه رکن استوار است: نخست، همسویی جهاد با تسبیح کائنات؛ دوم، باور به حتمیت پیروزی حق بر باطل به عنوان یک سنت الهی تخلفناپذیر که مشروط به تشکیل «صف واحد» است؛ و سوم، ربوبیت الهی که بر اساس آن، فدا کردن جان نه یک فقدان، بلکه تجارتی پرسود و بازگرداندن امانت به مالک اصلی است.
در لایه انسانشناسی این الگو، هویت واقعی انسان نه در ادعا، بلکه در عمل صادقانه و منسجم تجلی مییابد؛ به گونهای که «صدق» مرز ممیز میان مجاهد و غیرمجاهد شناخته میشود. نهایتِ این نگاه انسانشناختی، رسیدن به تراز «بنیان مرصوص» است؛ یعنی حضور در ساختاری محکم و منسجم که در آن منیتها ذوب شده و فرد در حقیقتِ جامعه ایمانی حل میگردد تا جبههای نفوذناپذیر در برابر دشمنان شکل بگیرد.
مبنای دیگر انسانشناسی در این الگو، نگاه به جهاد به مثابه تجارتی است که انسان را میان سود فانی و واقعی مخیر میکند تا سود باقی را برگزیند؛ از این منظر، جهاد تجلی اوج عقلانیت انسان در مسیر انتخاب برترین و پایدارترین سود است. در سوره مبارکه صف، علمِ بدون عمل مبغوض الهی است، در اندیشه رهبر شهید، مجاهد حقیقی کسی است که با باور عمیق به حقانیت پیام وحی، هم دشمن را به درستی میشناسد و هم به وعدههای الهی یقین دارد. او دین حق و وحی را تنها مسیر حرکت میداند و به عقلانیتِ منقطع از وحی باور ندارد.
از منظر قائد شهید، جهاد هرگز حرکتی کور نیست، بلکه بر پایه «بینه و نور» استوار است. در این مسیر، تقابل نور و ظلمت یکی از ابعاد بنیادین جهاد محسوب میشود؛ آنجا که دشمنان میکوشند نور خدا را با ابزار تبلیغات خاموش کنند، «جهاد تبیین» به عنوان پیشنیاز جهاد نظامی، مانع این اطفای نور میشود. مسئله کلیدی دیگر در این نظامواره، بحث معرفتشناسی است؛ رهبری شهید معتقد بودند تا زمانی که معرفتشناسی لازم وجود نداشته باشد، جهاد معنا نخواهد داشت. بر این اساس، مردم باید ابتدا دوقطبی میان حق و باطل و ایمان و کفر را بازشناسند تا جهاد نظامی معنای حقیقی خود را پیدا کند. این تحلیل که مبانی جهاد را در عرصههای هستیشناسی، انسانشناسی و معرفتشناسی بررسی میکند، از نوآوریهای برجسته قائد شهید در تفسیر سوره صف است.
الگوی جهاد در سوره مبارکه صف، منظومهای از عناصر بههمپیوسته است که انضباط تشکیلاتی و اقتدار اجتماعی از مهمترین مؤلفههای آن به شمار میروند. در این الگو، هدف رسیدن به ساختاری واحد و نفوذناپذیر همچون بنیان مرصوص است؛ واژه مرصوص که از ریشه رصاص (سرب) به معنای مادهای است که قطعات را بههم پیوند میدهد، بر لزوم ذوب شدن منیتها و تبدیل آن به ما دلالت دارد. در اندیشه رهبر شهید، جهاد هرچند امری مقدس است، اما اگر به صورت فردی و پراکنده انجام شود، به سرانجام مطلوب نخواهد رسید.
همچنین، توبیخ شدید الهی در آیه «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ مَا لَا تَفْعَلُونَ» نشاندهنده آن است که جهادِ دروغین و سستی در روز واقعه، از مبغوضترین پدیدهها نزد خداوند است؛ از این رو رهبر شهید، انطباق قول و فعل را زیربنای اخلاقی جهاد معرفی کردهاند. مؤلفه دیگر این منظومه، جامعیت جهاد است که تمامی ابعاد جانی و مالی را در برمیگیرد. براساس آیه ۱۱ این سوره، ایمان به خدا و رسول با مجاهده با مال و نفس گره خورده است؛ در این میان، مقدم شدن مال بر نفس در قرآن (به تعبیر فخررازی به دلیل سهولتِ نسبیِ بخشش مال نسبت به جان) تأکیدی بر این حقیقت در اندیشه رهبری است که جهادِ کامل، باید تمامی داراییهای انسان را درگیر سازد.
در نهایت، جهاد در سوره صف حرکتی بیسرانجام نیست، بلکه مسیری هدفمند با غایاتی مشخص است. در رأس این اهداف، غایات فردی یعنی رستگاری و رسیدن به حیات ابدیِ سعادتمندانه قرار دارد. براساس آیه ۱۲ سوره، مغفرت در این مسیر تنها یک بخشش ساده نیست، بلکه پاکشدنِ کامل انسان توسط پروردگار و ورود به مساکن طیبه در جنات عدن است که از آن به عنوان فوز عظیم یاد میشود.
در نگاه قائد شهید، بالاترین دستاورد جهاد پاکی نفس است؛ غایتی فردی که طی آن مجاهد به مقامی از معرفت دست مییابد که مرگ را نه پایان زندگی، بلکه آغاز فوز عظیم میبیند. این نگاه به حیات اخروی، بهجت و سروری عمیق در دل مجاهد پدید میآورد. علاوه بر این، نصرت الهی و فتح قریب از دیگر غایات این مسیر هستند؛ با این تفاوت که در اندیشه رهبری، فتح به معنای گشایش نهایی و بنبستشکنی است. ایشان فتح را سنتی جاری میدانند و تأکید دارند هرگاه مؤلفههای بنیادین جهاد، یعنی صدق و تشکیل بنیان مرصوص محقق شود، فتح نیز قطعی خواهد بود.
غایت کلان در الگوی جهادِ رهبر شهید، غلبه تمدنی و جهانیسازی توحید است؛ آنگونه که آیه ۹ سوره مبارکه صف برتری دین حق بر تمامی مکاتب را نوید میدهد. این غایت، نه یک پیروزی محدود منطقهای، بلکه تحولی جهانی است که با ظهور منجی به کمال میرسد. در این دیدگاه، هدف نهایی جهاد، تأسیس تمدن اسلامی و رهایی بشریت از یوغ باطل است که تنها با بازگشت به محور توحید به موفقیت میانجامد.
بنابراین، الگوی جهاد در اندیشه قائد شهید، نظامی انسانساز، جامعهپرداز و تمدنگرا بر محوریت نظم، صدق و نصرت الهی است؛ رهیافتی که در تقابل بنیادین با رویکردهای دیگر، از جمله نگاههای استشراقی، مبانی و غایات متعالی و متمایزی را دنبال میکند.
در مقابل الگوی متعالی جهاد، در رویکرد استشراقی، این مفهوم اغلب به خشونت بدوی و کشورگشایی تقلیل مییابد. صاحبنظرانی چون مونتگمری وات و نولدکه با اتکا به دیدگاهی بافتگرا، مدعیاند که مفهوم جهاد فاقد نظامواره و غایات روشن اخلاقی (نظیر صدق کلامی و عملی) بوده و صرفاً تابعی از قدرت سیاسی است. از منظر آنان، تفکیک میان دوره صبر در مکه و دوره جنگ در مدینه نشان میدهد که پیامبر(ص) تنها پس از دستیابی به قدرت، به جهاد روی آورده است و سوره صف نیز با هدف بسطِ همین قدرت مادی نازل شده است.
در نقد این رویکرد، اندیشه قائد شهید بر چند محور بنیادین استوار است: نخست، تأکید بر تداوم منطق توحیدی از مکه تا مدینه؛ به گونهای که جهادِ مدنی، نه یک چرخش ناگهانی، بلکه ثمره و تداوم منطقی همان ایمان و توحیدی است که در مکه شکل گرفته بود. ایشان برخلاف مستشرقان، جهاد را نه ابزاری برای قدرت، بلکه تجلی عملی توحید در ساحت اجتماعی میدانند. نقد دوم بر هدفگذاری جهاد تمرکز دارد؛ در اندیشه رهبر شهید، اقامه حق هدف غایی است، نه توسعه سرزمینی و کسب قدرت مادی.
در نهایت، استناد سوره صف به الگوی فراتاریخی حواریون(آیه ۱۴)، محکمترین نقد بر دیدگاه مستشرقان است. دعوت خداوند از مؤمنان برای نصرت دین، با الگوبرداری از حواریون حضرت عیسی(ع) — که فاقد قدرت و حکومت بودند — نشان میدهد که ماهیت جهاد، نصرت دین خدا در همه احوال است؛ چه در دوره اقتدار (مانند مدینةالنبی) و چه در دوره غربت و مظلومیت (مانند عصر حواریون). این نگاه تاریخی و قرآنی، ادعای مستشرقان مبنی بر پیوندِ انحصاری جهاد با قدرت سیاسی را ابطال کرده و جهاد را به عنوان یک وظیفه دائمی برای حمایت از حق معرفی میکند.
انتهای پیام