تاریخ بارها نشان داده است که ارتشهای قدرتمند میتوانند سرزمینها را اشغال کنند، ساختمانها را ویران و رهبران را ترور کنند. با این حال، تاریخ همچنین نشان داده است که آنها نمیتوانند به راحتی روح یک ملت را از بین ببرند.
روح ایران با قدرتی تازه بیدار شده است
کسانی که معتقد بودند
شهادت رهبر، ایران را به آشفتگی فرو میبرد، پایه و اساسی را که جمهوری اسلامی بر آن بنا شده به درستی درک نکردهاند. آنها رهبری را به اشتباه در دست یک فرد تصور میکردند، در حالی که در واقعیت، رهبری این کشور در قلب میلیونها نفری زندگی میکند که فداکاری، عزت و ایمان را به عنوان ستونهای هویت ملی خود پذیرفتهاند.
آنچه قرار بود ایران را در هم بشکند برعکس، عزم این کشور را تقویت کرده است.
آنچه قرار بود صدایش را خاموش کند، پیامش را تقویت کرده است.
آنچه برای تفرقه انداختن بین مردمش طراحی شده بود، آنها را با عزمی راسختر متحد کرده است.
در طول تاریخ، شهادت هرگز نشان دهنده شکست در تمدن اسلامی نبوده است. از کربلا تا امروز، خون شهدا به عنوان منبع بیداری اخلاقی عمل کرده است. فداکاری آنها به هر نسلی یادآوری میکند که عدالت بهایی دارد و آزادی توسط کسانی که آماده دفاع از آن هستند، حفظ میشود.
مراسم تشییع جنازه رهبر شهید صرفاً یک وداع نیست. این مراسم به اعلامیهای در برابر جهان تبدیل شده که نشان میدهد ایران علیرغم فشارهای عظیم خارجی، متحد باقی میماند. میلیونها نفری که در این مراسم جمع شدهاند، صرفاً سوگواری نمیکنند. آنها بر این پیمان تأکید میکنند که استقلال، حاکمیت و هویت اسلامی ملت از طریق ارعاب یا تجاوز نظامی تسلیم نخواهد شد.
این پیامی است که بسیاری از برنامهریزان استراتژیک در واشنگتن و تلآویو نتوانستند پیشبینی کنند.
برتری نظامی نمیتواند مشروعیت ایجاد کند.
تحریمهای اقتصادی نمیتوانند اعتقاد راسخ را از بین ببرند.
جنگ روانی نمیتواند مردمی را که مقاومت آنها ریشه در ایمان دارد، شکست دهد.
ایران دهههاست که تحریمها، انزوای دیپلماتیک، عملیات مخفی، حملات سایبری، خرابکاری و تهدیدهای نظامی را تحمل کرده است. با این حال، ملت همچنان پابرجاست. این استقامت را نمیتوان تنها با آمادگی نظامی یا نهادهای سیاسی توضیح داد. این استقامت با یک باور جمعی به این که عزت ملی از استقلال جداییناپذیر است، حفظ میشود.
حفظ یک مسیر سیاسی، علمی و استراتژیک مستقل بدون سلطه خارجی
هدف تضعیف ایران همواره فراتر از مسائل ژئوپلیتیک بوده است. هدف، تلاش برای از بین بردن یکی از معدود کشورهای اسلامی است که بر حفظ یک مسیر سیاسی، علمی و استراتژیک مستقل بدون سلطه خارجی اصرار دارد.
بنابراین، این مبارزه بزرگتر از مبارزه تنها یک ملت است.
این یک آزمون در مورد این است که آیا یک تمدن اسلامی میتواند آینده خود را بر اساس ارزشهای خود تعیین کند یا خیر.
در سراسر جهان اسلام، بسیاری از مردم این وقایع را با تأمل عمیق دنبال میکنند. اینکه آیا کسی با هر جنبهای از نظام سیاسی ایران موافق است یا خیر، در مقایسه با یک واقعیت بزرگتر، در درجه دوم اهمیت قرار دارد. بسیاری میدانند که تجاوز خارجی علیه کشورهای مستقل، سابقه خطرناکی را برای کل امت ایجاد میکند.
اگر یک ملت مستقل بتواند به طور سیستماتیک به دلیل امتناع از تسلیم هدف قرار گیرد، هیچ ملتی که برای حاکمیت خود ارزش قائل است، نمیتواند بیتفاوت بماند.
بنابراین،
شهادت رهبر معظم انقلاب به لحظهای تعیینکننده تبدیل شده است که فراتر از مرزهای ایران میرود. این واقعه، مسلمانان را در همه جا فرا میخواند تا وحدت، شجاعت و استقلال استراتژیک را دوباره کشف کنند. این شهادت به امت یادآوری میکند که تفرقه داخلی همچنان بزرگترین نقطه ضعف آن است، در حالی که همبستگی همچنان بزرگترین نقطه قوت آن است.
دشمنان ایران انتظار ترس را داشتند.
در عوض، با پایداری روبهرو شدند.
آنها انتظار فروپاشی را داشتند.
در عوض، شاهد تداوم بودند.
آنها انتظار ناامیدی را داشتند.
در عوض، اعتماد به نفس تازهای یافتند.
روح ایران با شهدایش دفن نشده است.
از میان آنها برخاسته است.
تاریخ اغلب نه کسانی را که قدرت نظامی عظیمی داشتند، بلکه کسانی را که با وجود سختیهای طاقتفرسا از تسلیم شدن به اصول خود امتناع ورزیدند، به یاد میآورد.
ملتها با کمک چیزی بیش از سلاح زنده میمانند. آنها با خاطرات، اعتقادات، فداکاری و باور تزلزلناپذیر به اینکه عدالت شایسته استقامت است، زنده میمانند.
جهان اکنون نظارهگر گشوده شدن فصل دیگری است.
روح ایران بیدار شده است.
ایران با یاد رهبر معظم شهید خود برمیخیزد.
و با وجود همه مشکلات، همچنان در برابر هر تلاشی برای نابودی روح یک ملت اسلامی مقاومت میکند.
انتهای پیام