کد خبر: 4363737
تاریخ انتشار : ۲۸ تير ۱۴۰۵ - ۰۹:۰۳
حجت‌الاسلام واضحی آشتیانی تبیین کرد

پیوند مرثیه و معرفت؛ مسیر اصلی احیای پیام حقیقی عاشورا

حفظ شور حسینی زمانی به تحقق اهداف نهضت عاشورا می‌انجامد که با شعور عاشورایی همراه باشد. صاحب‌نظران معتقدند مجالس عزاداری باید علاوه بر ایجاد فضای عاطفی، بستری برای تبیین اهداف قیام امام حسین(ع)، تقویت بصیرت دینی، مقابله با روایت‌های غیر مستند و تربیت انسان‌های مسئولیت‌پذیر در عرصه اجتماعی باشد.

حجت الاسلام جعفر واضحی آشتیانیعزاداری برای حضرت اباعبدالله الحسین(ع) از برجسته‌ترین جلوه‌های فرهنگ دینی و هویت شیعی است که در طول قرن‌ها نه تنها یاد و نام سیدالشهدا(ع) و یاران باوفای ایشان را زنده نگه داشته، بلکه بستری برای انتقال مفاهیم بلند اسلامی و ارزش‌های انسانی به نسل‌های مختلف فراهم کرده است. این آیین ریشه‌دار همواره فراتر از یک مراسم سوگواری صرف بوده و در متن خود پیام‌هایی همچون عدالت‌خواهی، ظلم‌ستیزی، آزادگی، ایثار، وفاداری، مسئولیت‌پذیری اجتماعی، امر به معروف و نهی از منکر، دفاع از حق و ایستادگی در برابر باطل را جای داده است. از همین رو، مجالس عزای حسینی در طول تاریخ نقش مهمی در حفظ هویت دینی، تقویت باورهای اعتقادی و شکل‌گیری روحیه مقاومت و بصیرت در میان مسلمانان ایفا کرده‌اند.  

در عین حال، صاحب‌نظران بر این باورند که تداوم اثرگذاری این مجالس در گرو حفظ اصالت و صیانت از پیام‌های حقیقی نهضت عاشوراست. هر اندازه که عزاداری بتواند علاوه بر ایجاد شور و محبت نسبت به اهل‌ بیت(ع)، زمینه تعمیق معرفت، آگاهی و مسئولیت‌پذیری را نیز فراهم کند، به اهداف متعالی قیام امام حسین(ع) نزدیک‌تر خواهد بود. در مقابل، اگر مجالس عزاداری تنها به جنبه‌های احساسی، ظواهر و نمادهای عزاداری محدود شود و از تبیین اهداف، فلسفه و پیام‌های عاشورا فاصله گیرد، این نگرانی به وجود می‌آید که بخشی از ظرفیت عظیم تربیتی و فرهنگی این مراسم مغفول بماند. 

از سوی دیگر، یکی از موضوعاتی که در سال‌های اخیر بیش از گذشته مورد توجه اندیشمندان و پژوهشگران حوزه معارف اسلامی قرار گرفته، آسیب‌شناسی مجالس عزاداری است. مسائلی همچون غلبه رویکردهای صرفاً احساسی بر مباحث معرفتی، رواج برخی نقل‌ها و روایت‌های غیرمستند، کم‌رنگ شدن تحلیل‌های تاریخی و معرفتی، فاصله گرفتن برخی مجالس از منابع معتبر و نیز کاهش توجه به پیام‌های کاربردی و اجتماعی نهضت عاشورا از جمله آسیب‌هایی است که می‌تواند در بلندمدت بر کیفیت و اثرگذاری این آیین تأثیر بگذارد.  

بی‌تردید، حفظ شور حسینی یکی از ارکان اصلی عزاداری است، اما این شور زمانی به ثمر خواهد نشست که با شعور عاشورایی همراه شود. اشک بر مصائب اهل ‌بیت(ع) هنگامی می‌تواند منشأ تحول فردی و اجتماعی باشد که در کنار آن، شناخت صحیح از اهداف قیام امام حسین(ع)، درک مسئولیت‌های دینی و اجتماعی، الگوگیری از سیره یاران کربلا و تلاش برای تحقق ارزش‌های عاشورایی در زندگی فردی و اجتماعی نیز مورد توجه قرار گیرد. 

ایکنا در راستای بررسی ابعاد مختلف آسیب‌شناسی عزاداری سید و سالار شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین(ع) به گفت‌و‌گو با حجت‌الاسلام جعفر واضحی‌آشتیانی، متخصص حوزه مقتل‌شناسی و استاد حوزه علمیه پرداخته است که مشروح آن را در ادامه می‌خوانیم.

ایکنا ـ مهمترین بدعت‌هایی که گاهی به نام عزاداری وارد مراسم می‌شوند کدام‌ هستند و چگونه می‌توان آن‌ها را از سنت‌های اصیل تشخیص داد؟ 

پیرامون مسئله مهمترین بدعت‌هایی که گاهی به نام عزاداری وارد مراسم می‌شوند، باید اشاره کرد که برخی رفتارهای غیر شرعی و برخی رفتارهای نامناسب به مرور زمان وارد برخی مجالس شده‌اند؛ رفتارهایی که در شأن مجالس اهل‌ بیت(ع) نیستند و هیچ جایگاهی در فرهنگ اصیل عزاداری ندارند. از جمله این رفتارهای غیر شرعی می‌توان به قمه‌زنی و تیغ‌زنی اشاره کرد. این اعمال اساساً جزء عزاداری به شمار نمی‌آیند و هیچ‌گونه تأییدی از سوی شارع مقدس برای آن‌ها صادر نشده است. افزون بر این، بسیاری از مراجع تقلید نیز نسبت به این اعمال فتوای حرمت صادر کرده‌اند. این رفتارها نه تنها ریشه دینی ندارند، بلکه از نظر تاریخی نیز سابقه‌ای در سیره شیعیان و عزاداری‌های صدر اسلام ندارند. 

برای نمونه، درباره قمه‌زنی گفته می‌شود که قدمت آن حدود ۱۵۰ سال است و از جمله رفتارهایی است که بعدها پدید آمده و برخی آن را به دین نسبت داده‌اند؛ در حالی که هیچ مستند معتبر دینی برای آن وجود ندارد. عزاداری در فرهنگ اهل‌ بیت(ع) امری تعریف‌ شده، دارای حدود و چارچوب مشخص است. اهل‌ بیت(ع) همواره به عزاداری اصیل و سنتی توصیه کرده‌اند؛ عزاداری که براساس شیوه‌های متعارف هر منطقه در سوگواری برای اموات انجام می‌شده است. به عبارت دیگر، هر منطقه‌ای برای مصائب و درگذشتگان خود آداب خاصی در عزاداری داشته و اهل ‌بیت(ع) نیز سفارش فرموده‌اند که برای سیدالشهدا(ع) و مصائب ایشان همان عزاداری‌های اصیل و متعارف با حفظ چارچوب‌های شرعی اقامه شود. 

البته در روایات به برخی از جلوه‌های عزاداری نیز به صورت خاص اشاره شده است؛ مانند بُکاء، زَفره، زَجّه، لطمه و صیحه. این موارد از انواع اظهار حزن و اندوه هستند که در منابع دینی مورد اشاره قرار گرفته‌اند، اما در هیچ‌یک از روایات توصیه‌ای نسبت به قمه‌زنی، تیغ‌زنی یا رفتارهایی از این دست وجود ندارد، بلکه در برخی منابع حتی از برخی رفتارهای خشن‌تر نیز نهی شده است.  برای نمونه، درباره «خمش» یا همان چنگ انداختن به صورت، روایت روشنی وجود دارد. امام حسین(ع) در شب عاشورا هنگامی که با خواهران و بانوان حرم سخن می‌گفتند و آنان را به صبر دعوت می‌کردند، خطاب به حضرت زینب(س) فرمودند: «یا أختاه، لا تخمشی علیّ وجها؛ خواهرم، به خاطر مصیبت من صورت خود را مجروح مکن». مقصود از «خمش» چنگ انداختن به صورت و زخمی کردن آن است. البته در روایات «لطمه» وجود دارد و لطمه به معنای زدن بر صورت یا سینه است. 

گاهی ممکن است شدت این لطمه به اندازه‌ای باشد که موجب سرخی یا حتی جاری شدن مقدار اندکی خون شود و در عزای سیدالشهدا(ع) این امر در چارچوب همان مفهوم لطمه اشکالی ندارد؛ اما «خمش» با لطمه تفاوت دارد. خمش به معنای چنگ انداختن و زخمی کردن عمدی صورت یا بدن است و از آن نهی شده است.  بنابراین، رفتارهایی که برخی افراد با نوک انگشتان خود به سر، صورت یا سینه چنگ می‌اندازند، برخلاف توصیه امام حسین(ع) است. از منظر اصول فقه نیز قاعده‌ای وجود دارد که براساس آن اگر شارع مقدس از عملی نهی کند، اعمالی که از آن شدیدتر باشند نیز به طریق اولویت مشمول همان نهی خواهند بود. هنگامی که امام حسین(ع) می‌فرمایند «لا تخمشی علیّ وجها»، یعنی صورت خود را مجروح مکن، به طریق اولویت هر عملی که از خمش شدیدتر باشد نیز ممنوع خواهد بود؛ مانند تیغ‌زنی یا قمه‌زنی که آسیب بیشتری به بدن وارد می‌کنند.  از این رو، علاوه بر اینکه در فرمایشات معصومان(ع) هیچ روایت یا توصیه‌ای درباره قمه‌زنی و تیغ‌زنی وجود ندارد، بلکه برعکس، از رفتارهایی مانند خمش نهی شده است و براساس همین مبنای فقهی، اعمال شدیدتر نیز مشمول این نهی خواهند بود. 

علاوه بر این موارد، برخی رفتارهای نامناسب نیز گاهی در مراسم عزاداری مشاهده می‌شود؛ رفتارهایی که نه مستند شرعی دارند و نه با شأن مجالس اهل‌ بیت(ع) سازگار هستند. گاهی برخی افراد سبک‌ها و شیوه‌هایی را در سینه‌زنی یا سایر مراسم ابداع می‌کنند که صرفاً ساخته و پرداخته خود آنان است و هیچ پشتوانه‌ای در سنت عزاداری ندارد. اینکه اهل ‌بیت(ع) اجازه داده‌اند مردم براساس آداب و رسوم صحیح منطقه خود عزاداری کنند یا در برخی موارد سکوت کرده‌اند، به این معنا نیست که هر فرد بتواند هر نوع رفتار جدیدی را به مراسم عزاداری اضافه کند و آن را جزئی از شعائر دینی بداند. بنابراین، هرگاه بخواهیم مراسم عزاداری را برپا کنیم، باید این پرسش را از خود داشته باشیم که آیا این رفتار با شأن اهل ‌بیت(ع) سازگار است؟ آیا در شأن مجلس سیدالشهدا(ع) قرار دارد؟ آیا اهل ‌بیت(ع) چنین رفتاری را توصیه کرده‌اند یا دست‌کم با مبانی شرعی سازگار است؟ هر رفتاری که فاقد این معیارها باشد، می‌تواند در زمره بدعت‌هایی قرار گیرد که به تدریج وارد مراسم عزاداری شده است.  

اما درباره راه تشخیص سنت‌های اصیل از بدعت‌ها بهترین راه مراجعه به مراجع تقلید و فقهای جامع‌الشرایط است. به‌ویژه در مسئله عزاداری که یک مسئله اجتماعی، عمومی، ملی و حتی بین‌المللی محسوب می‌شود، لازم است مؤمنان با استفتا از مراجع به‌خصوص مقام معظم رهبری از افزودن رفتارهای بی‌پشتوانه به دین پرهیز کنند، زیرا اگر انسان چیزی را بدون دلیل شرعی وارد دین کند، مشمول مذمت و نکوهش بدعت خواهد شد. از آنجا که عزاداری یک موضوع اجتماعی است، تعیین حدود و چارچوب‌های آن در بسیاری از موارد بر عهده ولی امر مسلمین است و لازم است این مراسم بر اساس ضوابطی که ایشان تبیین می‌کنند، برگزار شود. همچنین، مطالعه تاریخ عزاداری، شناخت مراحل و انواع عزاداری در مناطق مختلف و آشنایی با سنت‌های اصیل شیعی نیز می‌تواند مانع از آن شود که افراد از روی ناآگاهی و بدون قصد رفتارهایی را به عنوان عزاداری وارد مراسم کنند که هیچ جایگاهی در فرهنگ اهل‌ بیت(ع) ندارد و در واقع از مصادیق بدعت به شمار می‌آید.

ایکنا ـ غلو و اغراق در بیان فضائل و مصائب امام حسین(ع) چه آسیب‌هایی به اعتبار و اثرگذاری پیام عاشورا وارد می‌کند؟ 

ابتدا باید میان دو مفهوم «غلو» و «اغراق» تفاوت قائل شد. غلو به معنای زیاده‌روی و افراط در توصیف، مدح و بیان جایگاه یک شخص است و اغراق نیز به معنای بزرگ‌نمایی و بیان مطالبی فراتر از واقعیت است. هر دو زمانی که از مرز حقیقت عبور کنند، از منظر آموزه‌های دینی مردود هستند. اهل ‌بیت(ع) برخوردی بسیار جدی و صریح با کسانی داشتند که درباره آنان غلو می‌کردند یا مطالبی فراتر از واقعیت به ایشان نسبت می‌دادند. در روایات متعدد معصومین(ع) نه تنها غلو را نپذیرفته‌اند، بلکه غالیان را به شدت نکوهش کرده‌اند. از امام صادق(ع) نقل شده است که فرمودند: «ما را از مقام ربوبیت پایین بیاورید؛ سپس هر فضیلتی که درباره ما بگویید، اشکالی ندارد». مقصود حضرت این است که اهل ‌بیت(ع) هرگز نباید تا مرتبه الوهیت و ربوبیت بالا برده شوند و هر فضیلتی که به آنان نسبت داده می‌شود، باید در چارچوب حقیقت و واقعیت باشد. 

همچنین، در سیره اهل ‌بیت(ع) نمونه‌های روشنی از برخورد با غالیان وجود دارد. برای مثال، امام هادی(ع) نسبت به افرادی که درباره ایشان غلو می‌کردند، موضعی بسیار قاطع اتخاذ کردند. در برخی روایات آمده است که حضرت افرادی مانند حسن بن بابای قمی را که نسبت‌های نادرست و غلوآمیز به اهل ‌بیت(ع) می‌دادند، مورد لعن قرار داده و به شدت از آنان اعلام برائت کردند. این برخوردهای صریح نشان می‌دهد که حفظ مرز حقیقت در بیان فضائل اهل‌ بیت(ع) همواره مورد تأکید خود معصومین بوده است.  غلو و اغراق آسیب‌های متعددی برای فرهنگ عاشورا و معارف اهل‌ بیت(ع) به همراه دارد. نخستین آسیب آن خدشه‌دار شدن اعتبار تاریخی فضائل و مصائب امام حسین(ع) است. هنگامی که بخشی از مطالب مطرح‌ شده درباره عاشورا بر پایه اغراق یا مطالب غیرمستند باشد، مخاطب ممکن است اصل روایت‌های صحیح و مستند را نیز زیر سؤال ببرد. به عبارت دیگر، آمیخته شدن حقیقت با مطالب غیر واقعی موجب می‌شود حتی بخش‌هایی که کاملا مستند و مطابق با واقعیت هستند نیز از اعتبار بیفتند و مورد تردید قرار گیرند. 

آسیب مهم دیگر، ایجاد شک و تردید در نسل جدید است. نسل امروز به منابع علمی، پژوهش‌های تاریخی و ابزارهای اطلاع‌رسانی دسترسی گسترده‌ای دارد.  هرچند ممکن است همه افراد مطالعه تخصصی نداشته باشند، اما امکان بررسی و صحت‌سنجی مطالب برای آنان به سادگی فراهم است. هنگامی که جوانان با مطالبی مواجه شوند که در مجالس یا سخنرانی‌ها مطرح شده، اما با واقعیت‌های تاریخی سازگار نیست، به تدریج دچار تردید می‌شوند و این تردید ممکن است از همان مطالب نادرست فراتر رفته و نسبت به سایر معارف صحیح نیز سرایت کند. از سوی دیگر، غلو و اغراق سبب می‌شود پیام اصلی عاشورا تحت‌الشعاع قرار گیرد. نهضت امام حسین(ع) بر پایه اهداف بزرگی همچون عدالت‌خواهی، مبارزه با ظلم، مقاومت در برابر ستم، احیای ارزش‌های دینی و اصلاح امت شکل گرفته است. هنگامی که ذهن مخاطب به واسطه نقل مطالب اغراق‌آمیز و غیر واقعی به حاشیه کشیده شود، این اهداف اساسی کم‌رنگ می‌شوند و جایگاه حقیقی پیام عاشورا در ذهن مخاطب کاهش می‌یابد. در چنین شرایطی، به جای آنکه مخاطب با فلسفه قیام امام حسین(ع) و پیام‌های ماندگار آن آشنا شود، توجه او معطوف به مطالبی می‌شود که اساساً پشتوانه تاریخی و دینی ندارند. 

آسیب دیگر آن است که آثار تربیتی، اخلاقی، معنوی و اجتماعی حادثه عاشورا نیز تضعیف می‌شود. عاشورا یک الگوی کامل برای تربیت انسان، استقامت، ایثار، ایمان، آزادگی و مسئولیت‌پذیری است، اما اگر مخاطب احساس کند بخشی از مطالبی که درباره این واقعه بیان شده، واقعیت نداشته یا با اغراق همراه بوده است، اعتماد او نسبت به اصل محتوا کاهش پیدا می‌کند. در نتیجه، حتی پیام‌های صحیح و آموزه‌های حقیقی عاشورا نیز اثرگذاری مطلوب خود را بر مخاطب از دست می‌دهند.  بر همین اساس، غلو و اغراق نه تنها کمکی به ترویج فرهنگ عاشورا نمی‌کند، بلکه اعتبار تاریخی این نهضت، اعتماد مخاطبان، به‌ویژه نسل جوان و نیز اثرگذاری تربیتی، اخلاقی و معنوی پیام عاشورا را با آسیب جدی مواجه می‌سازد. از این رو، همان‌گونه که اهل ‌بیت(ع) تأکید کرده‌اند، بیان فضائل و مصائب ایشان باید همواره بر پایه حقیقت، مستندات معتبر و به دور از هرگونه افراط و بزرگ‌نمایی باشد تا پیام اصیل عاشورا با همان عمق و اثرگذاری واقعی به نسل‌های آینده منتقل شود.

ایکنا ـ چگونه می‌توان میان شور و احساس در عزاداری و پایبندی به حقیقت و مستندات تاریخی تعادل برقرار کرد؟ 

در پاسخ به این پرسش باید به چند نکته اساسی توجه داشت که رعایت آن‌ها می‌تواند زمینه برقراری تعادل میان شور و احساس در عزاداری و پایبندی به حقیقت و مستندات تاریخی را فراهم کند. نخستین نکته آن است که خطیبان، سخنرانان، مداحان و مرثیه‌خوانان باید خود را ملزم بدانند که وقایع تاریخی، مصائب و روضه‌های مربوط به عاشورا را تنها از منابع معتبر، مقاتل مستند و کتاب‌های تاریخی قابل اعتماد نقل کنند. بیان مصائب امام حسین(ع) باید بر پایه مستندات تاریخی باشد و از روضه‌سازی، داستان‌پردازی یا ساختن مطالبی که پشتوانه معتبر ندارند، پرهیز شود. در واقع، لازم است میان آنچه حقیقت تاریخی است و آنچه فاقد مستندات معتبر است، مرز روشنی وجود داشته باشد.  در همین راستا، یکی از موضوعات مهم تفکیک میان «زبان قال» و «زبان حال» در مرثیه‌خوانی است. مرثیه‌خوان باید به گونه‌ای مطالب را ارائه کند که مخاطب به‌خوبی تشخیص دهد کدام بخش از مرثیه نقل مستقیم و مستند وقایع تاریخی و کدام بخش بیان احساسات و زبان حال است. گاهی ممکن است این دو در کنار یکدیگر مطرح شوند، اما شیوه ارائه باید به گونه‌ای باشد که مستمع دچار اشتباه نشود و بداند در هر لحظه با چه نوع بیانی روبه‌رو است. این مسئله از اهمیت زیادی برخوردار است؛ زیرا مخاطب باید نسبت به فضای سخن و میزان استناد مطالب آگاهی داشته باشد. 

نکته دوم، ایجاد پیوندی صحیح میان عاطفه و حقیقت در مجالس عزاداری است. لازم است جامعه هیئتی و مخاطبان مجالس اهل‌ بیت(ع) به گونه‌ای تربیت شوند که در کنار تأثر عاطفی، به واقعیت‌های تاریخی و پیام‌های عاشورا نیز توجه داشته باشند. احساس و عاطفه بخش جدایی‌ناپذیر عزاداری است، اما این احساسات باید بر پایه حقیقت شکل بگیرد، نه بر اساس مطالب غیر مستند.  در واقع، منابع معتبر تاریخی و مقاتل شیعه سرشار از روضه‌های صحیح، مستند و تأثیرگذار هستند؛ به گونه‌ای که هیچ نیازی به نقل مطالب غیر واقعی یا ساختن روضه‌های غیر مستند برای ایجاد شور و احساس وجود ندارد. اگر همین حقایق تاریخی با بیان شیوا، هنرمندانه و همراه با مهارت لازم از سوی سخنران، مداح یا مرثیه‌خوان ارائه شود، به‌تنهایی می‌تواند عمیق‌ترین احساسات را در مخاطب برانگیزد. هنر یک مرثیه‌خوان آن است که بدون فاصله گرفتن از واقعیت، بتواند مخاطب را با حقیقت حادثه کربلا همراه کند و شور و تأثر لازم را در او پدید آورد.  به عبارت دیگر شور و احساس حقیقی محصول بیان صحیح و هنرمندانه واقعیت‌های عاشورا است، نه نتیجه افزودن مطالبی که پشتوانه تاریخی ندارند. هر اندازه روایت‌ها مستندتر و شیوه بیان آن‌ها دقیق‌تر باشد، اثرگذاری آن نیز عمیق‌تر و ماندگارتر خواهد بود. 

نکته پایانی آن است که باید این فرهنگ در میان مخاطبان مجالس عزاداری نهادینه شود که حادثه کربلا خود سرشار از مصائب بزرگ، جان‌سوز و کاملا واقعی است و همین واقعیت‌ها برای ایجاد تأثر و عزاداری کافی است. البته ممکن است در برخی موارد، مرثیه‌خوان برای انتقال احساسات از زبان حال استفاده کند، اما لازم است مخاطب بتواند میان بخش‌هایی که صرفا بیان عاطفی و زبان حال هستند و بخش‌هایی که مبتنی بر واقعیت و مستندات تاریخی‌ هستند، تفکیک قائل شود.  بنابراین، حفظ تعادل میان شور و شعور در عزاداری زمانی تحقق پیدا می‌کند که از یک سو، همه مطالب بر پایه منابع معتبر و مستندات تاریخی بیان شوند و از سوی دیگر، این حقایق با بیانی هنرمندانه، تأثیرگذار و متناسب با فضای عزاداری ارائه شوند؛ به گونه‌ای که هم احساسات مخاطب برانگیخته شده و هم حقیقت تاریخی عاشورا بدون تحریف و اغراق به درستی منتقل شود.

پیوند مرثیه با معرفت؛ مسیر اصلی احیای پیام حقیقی عاشورا

ایکنا ـ چرا گاهی عزاداری به ظواهر و نمادها محدود می‌شود و از اهداف اصلی قیام و واقعه عاشورا فاصله می‌گیرد؟ 

عوامل متعددی را می‌توان در شکل‌گیری این مسئله مؤثر دانست. یکی از مهمترین عوامل، نحوه برگزاری و محتوای برخی مجالس مذهبی است. در برخی از این مجالس سخنرانان در تبیین اهداف اصلی قیام عاشورا کمتر ورود می‌کنند و بیش از آنکه به فلسفه، اهداف، پیام‌ها و ابعاد فکری و معرفتی این نهضت بپردازند، مباحث را به سمت مسائل عاطفی، احساسی و ظواهر عزاداری سوق می‌دهند.  در چنین فضایی تأکید اصلی بر این است که مخاطب گریه کند و به او گفته می‌شود که گریه بر امام حسین(ع) ارزش فراوانی دارد یا حتی یک قطره اشک برای آن حضرت می‌تواند موجب آمرزش گناهان شود. هنگامی که محور اصلی سخن صرفاً بر جنبه‌های احساسی استوار باشد، طبیعی است که مستمع نیز بیش از آنکه با اهداف و فلسفه قیام عاشورا آشنا شود، تحت تأثیر احساسات قرار می‌گیرد. 

در نتیجه، شور و هیجان مخاطب افزایش می‌یابد، اما ممکن است از هدف اصلی نهضت عاشورا فاصله بگیرد.  از این رو، بخشی از این مسئله به ضعف برخی مبلغان، سخنرانان و حتی مداحان بازمی‌گردد. در مواردی، آنان بیش از اندازه به مسائل احساسی و عاطفی می‌پردازند و کمتر به مباحث عمیق فکری، علمی، منطقی و تحلیلی توجه می‌کنند.  این موضوع تأثیر قابل توجهی بر نوع نگاه مخاطبان دارد. هنگامی که مداح یا سخنران در هر مجلس تنها بر این نکته تأکید کند که با ریختن یک قطره اشک، رفتن به کربلا یا شرکت در مراسم عزاداری و سینه‌زنی همه گناهان بخشیده می‌شود یا همه مشکلات برطرف خواهد شد، مخاطب به تدریج با نگاهی صرفاً احساسی به این مراسم می‌نگرد و توجه او بیشتر به ظواهر معطوف می‌شود، نه به اهداف و پیام‌های عمیق قیام امام حسین(ع). 

عامل دیگری که در این زمینه نقش دارد، به مخاطبان و مستمعان بازمی‌گردد. گاهی خود مستمعان نیز توجه کافی به بخش‌های سخنرانی ندارند و علاقه بیشتری به حضور در بخش مرثیه‌خوانی و نوحه‌سرایی نشان می‌دهند. در بسیاری از موارد افراد از ابتدای مجلس برای شنیدن سخنرانی حضور پیدا نمی‌کنند و بیشتر در بخش‌های مربوط به سینه‌زنی، مرثیه و شور عزاداری شرکت می‌کنند؛ در حالی که اگر مخاطب پای منبر بنشیند و به سخنان تحلیلی گوش دهد، می‌تواند با اهداف اصلی حادثه عاشورا و فلسفه قیام امام حسین(ع) آشنا شود و دریابد که انگیزه آن حضرت از این نهضت چه بوده است.  از سوی دیگر، باید توجه داشت که شور و احساسات به طور طبیعی با شعر، نوحه، مرثیه‌خوانی و سینه‌زنی پیوند خورده است. این بخش‌ها به دلیل لحن، آهنگ و سبک اجرا جذابیت بیشتری برای مخاطبان ایجاد می‌کنند. موسیقی و ریتم موجود در نوحه‌خوانی به طور طبیعی بر احساسات مستمع اثر می‌گذارد و همین امر سبب می‌شود بسیاری از افراد بیشتر به این بخش از مراسم گرایش پیدا کنند. اما در مقابل، فهم اهداف اصلی قیام عاشورا نیازمند تبیین، تحلیل، استدلال و بیان مباحث معرفتی است؛ موضوعی که مستلزم حوصله، دقت و توجه مخاطب به سخنرانی‌ها و مباحث علمی است و همه افراد آمادگی یا تمایل لازم برای آن را ندارند.  

در کنار این عوامل، گاهی کیفیت مباحث ارائه‌شده نیز در کاهش استقبال مخاطبان تأثیرگذار است. اگر سخنرانی‌ها به بیان مطالب سطحی محدود شود و تحلیل دقیق و عمیقی از حادثه عاشورا ارائه نگردد، طبیعی است که جذابیت لازم برای مخاطب ایجاد نمی‌شود و او ترجیح می‌دهد در بخش‌های احساسی مراسم حضور داشته باشد. بنابراین، ضعف در تحلیل و تبیین عالمانه واقعه عاشورا نیز می‌تواند یکی از دلایل فاصله گرفتن عزاداری از اهداف اصلی این نهضت باشد. در مجموع، محدود شدن عزاداری به ظواهر و نمادها را نمی‌توان به یک عامل خاص نسبت داد، بلکه این مسئله حاصل مجموعه‌ای از عوامل است؛ از جمله ضعف در تبیین اهداف عاشورا از سوی برخی سخنرانان و مداحان، تأکید بیش از حد بر جنبه‌های احساسی، کم‌توجهی بخشی از مخاطبان به مباحث معرفتی، جذابیت طبیعی بخش‌های شور و مرثیه و نیز سطحی بودن برخی تحلیل‌ها. هر یک از این عوامل می‌تواند به سهم خود موجب شود که پیام‌های اصلی و اهداف بلند قیام امام حسین(ع) کمتر مورد توجه قرار گیرد و عزاداری بیش از آنکه به معرفت و بصیرت منجر شود، به ظواهر و نمادهای آن محدود بماند.

ایکنا ـ چه عواملی باعث رواج روایت‌های ضعیف یا غیرمستند در برخی مجالس عزاداری می‌شود و راه مقابله با آن چیست؟ 

یکی از مهمترین عوامل رواج روایت‌های ضعیف یا غیر مستند در برخی مجالس عزاداری، بی‌توجهی برخی سخنرانان، مداحان، مبلغان، مرثیه‌خوانان و ستایشگران به اعتبار منابع مورد استفاده است. گاهی در نقل وقایع عاشورا دقت کافی صورت نمی‌گیرد و به جای بهره‌گیری از منابع معتبر، مقاتل مستند و آثار تاریخی قابل اعتماد، از منابعی استفاده می‌شود که از اعتبار لازم برخوردار نیستند. طبیعی است که هنگامی که مقتل یا منبع مورد استناد ضعیف باشد، محتوای نقل‌ شده نیز از استحکام و اعتبار کافی برخوردار نخواهد بود و همین امر به رواج روضه‌ها و روایت‌های ضعیف در مجالس عزاداری منجر می‌شود.  امروزه بخشی از روضه‌هایی که در برخی مجالس خوانده می‌شود، متأثر از همین مسئله است. در واقع، استفاده از منابع غیر معتبر یا کم‌اعتبار سبب شده است که برخی مطالب بدون پشتوانه تاریخی و مستند به مرور زمان در مجالس عزاداری رواج پیدا کند و به عنوان بخشی از نقل واقعه عاشورا مطرح شود. 

عامل مهم دیگری که در این زمینه نقش دارد، تکیه بر «نقل مسموع» است. منظور از نقل مسموع آن است که برخی مبلغان و ستایشگران مطالب و روضه‌هایی را که از مداحان، سخنرانان یا پیشکسوتان شنیده‌اند، بدون مراجعه مستقیم به منابع اصلی و بدون بررسی صحت و اعتبار آن‌ها برای دیگران نقل می‌کنند. در چنین شرایطی، به جای آنکه گوینده شخصاً به کتاب‌های معتبر تاریخی و مقاتل مراجعه کرده و مطالب را با تحقیق و بررسی استخراج کند، صرفاً شنیده‌های خود را بازگو می‌کند. این شیوه یکی از مهمترین عوامل گسترش روایت‌های ضعیف و غیر مستند در مجالس عزاداری است؛  در حالی که انتظار می‌رود یک مبلغ یا ستایشگر پیش از نقل هر مطلب شخصا به مطالعه منابع تاریخی و مقاتل معتبر بپردازد و بر اساس اسناد و مدارک قابل اعتماد سخن بگوید. نقل مطالب صرفا بر پایه شنیده‌ها بدون مراجعه به منابع اصلی نمی‌تواند روش صحیحی در بیان تاریخ و معارف عاشورا باشد. 

عامل دیگری که در این زمینه تأثیرگذار است، کمبود مطالعه، پژوهش و تسلط علمی برخی مبلغان و ستایشگران است. اگر سخنران یا مداح از نظر علمی و پژوهشی تسلط کافی بر تاریخ عاشورا و منابع معتبر نداشته باشد، به طور طبیعی نمی‌تواند از ظرفیت ارزشمند کتاب‌های تاریخی و مقاتل معتبر بهره ببرد. در چنین شرایطی، آنچه بیشتر در بیان او دیده می‌شود، مطالبی است که از دیگران شنیده است، نه آنچه بر پایه تحقیق و مطالعه به دست آورده باشد. این مسئله نیز به نوبه خود زمینه رواج روایت‌های ضعیف را فراهم می‌کند.  راهکار مقابله با این آسیب نیز روشن است. لازم است هم سخنرانان و هم مداحان و ستایشگران سطح علمی و پژوهشی خود را ارتقا دهند و با مطالعه مستمر منابع معتبر تاریخی و مقاتل اصیل، دانش خود را در زمینه واقعه عاشورا افزایش دهند. هرچه سطح علمی مبلغان و مرثیه‌خوانان بالاتر باشد، دقت آنان در انتخاب منابع نیز بیشتر خواهد شد و هنگام نقل روضه و مرثیه مطالب را بر اساس اسناد معتبر و منابع کهن و قابل اعتماد بیان خواهند کرد، نه بر اساس شنیده‌ها و نقل‌های غیرمستند. بی‌تردید، توجه به این اصل می‌تواند نقش مؤثری در ارتقای کیفیت مجالس عزاداری، حفظ اصالت مرثیه‌خوانی و ترویج روایت‌های مستند و معتبر از واقعه عاشورا داشته باشد و زمینه‌ساز آن شود که مرثیه‌خوانی بیش از پیش بر پایه منابع معتبر و مستند شکل بگیرد. 

ایکنا ـ چگونه می‌توان عزاداری را از یک رفتار صرفاً احساسی و مناسکی به بستری برای شناخت، بصیرت و عمل به آموزه‌های امام حسین(ع) تبدیل کرد؟ 

برای تحقق این هدف راهکارهای متعددی وجود دارد. اگر بخواهیم عزاداری تنها به یک رفتار احساسی و مناسکی محدود نشود و به بستری برای شناخت، بصیرت و عمل تبدیل شود، باید نگاه خود را به مجالس عزاداری عمیق‌تر و کاربردی‌تر کنیم. نخستین راهکار آن است که مصائب اهل‌ بیت(ع) و مرثیه‌خوانی با مسئولیت‌های اجتماعی پیوند بخورد؛ به این معنا که عزادار تنها به شنیدن مصیبت و ابراز احساسات اکتفا نکند، بلکه از خود بپرسد این واقعه چه مسئولیتی را در قبال جامعه امروز بر عهده او قرار می‌دهد. هنگامی که می‌بینیم امام حسین(ع) در برابر ظلم و ستم ایستاد و برای مقابله با انحراف و فساد قیام کرد، باید جایگاه و نقش خود را در جامعه امروز نیز مشخص کنیم. اگر در جامعه ظلم، بی‌عدالتی، محرومیت یا تضییع حقوق مردم وجود دارد، وظیفه ما چیست و چگونه باید در برابر آن مسئولانه عمل کنیم؟ در حقیقت، اشکی که بر امام حسین(ع) ریخته می‌شود، زمانی اثر واقعی خود را خواهد گذاشت که انسان بداند این اشک چه مسئولیت اجتماعی، دینی و اخلاقی را متوجه او می‌کند و برای جلوگیری از تکرار آسیب‌هایی که جامعه اسلامی را به واقعه عاشورا رساند، چه وظیفه‌ای بر عهده دارد. 

نکته دوم آن است که در هیئت‌ها و مجالس عزاداری تنها به نقل مصیبت اکتفا نشود، بلکه نکات اخلاقی، تربیتی، خانوادگی، اعتقادی، اجتماعی و حتی سیاسی نهفته در واقعه عاشورا استخراج و برای مخاطبان تبیین شود. پس از آن نیز باید این آموزه‌ها را با زندگی امروز خود تطبیق دهیم و از خود بپرسیم که چه میزان از این ارزش‌ها را در عمل محقق کرده‌ایم. برای نمونه، هنگامی که از وفاداری حضرت ابوالفضل(ع) نسبت به امام حسین(ع) سخن گفته می‌شود، نباید این فضیلت تنها به عنوان یک ویژگی تاریخی مطرح شود، بلکه باید این پرسش نیز مطرح شود که ما امروز نسبت به عهد و پیمان‌های خود چه اندازه وفادار هستیم؟ آیا در روابط فردی و اجتماعی خود صداقت و وفاداری داریم یا خیر؟ جایگاه ما در مسیر ارزش‌هایی که حضرت ابوالفضل(ع) برای آن‌ها ایستادگی کرد، کجاست؟ این همان تبدیل کردن تاریخ به الگو است؛ یعنی وقایع عاشورا تنها روایت گذشته نباشد، بلکه به الگویی برای زندگی امروز انسان تبدیل شود. همچنین، هنگامی که از حضرت قاسم(ع) و حضور آن نوجوان در میدان کربلا سخن گفته می‌شود، باید به پیام تربیتی این واقعه نیز توجه کرد. شهادت حضرت قاسم(ع) تنها یک حادثه تاریخی نیست، بلکه نشان می‌دهد جوانی که از معرفت، بصیرت و شناخت برخوردار باشد، در لحظه‌های حساس وظیفه خود را تشخیص می‌دهد و می‌داند چگونه باید از امام مسلمین و ولی‌امر دفاع کند. بنابراین، این حوادث باید به عنوان الگوهای تربیتی و معرفتی برای نسل امروز تبیین شوند.  

راهکار دیگر آن است که برای اثرگذاری بیشتر عزاداری در جامعه از شیوه‌ها و ابزارهای نوین نیز بهره گرفته شود. لازم است مرثیه‌خوانی با تحلیل، تبیین و بررسی مسائل روز جامعه همراه باشد و میان پیام‌های عاشورا و نیازهای امروز جامعه پیوند برقرار شود. ارتباط دادن مرثیه با مسائل اجتماعی، فرهنگی و سیاسی روز می‌تواند به مخاطب کمک کند تا پیام عاشورا را در زندگی معاصر بهتر درک کند.  از همین منظر، باید امام حسین(ع) را تنها در قالب یک شخصیت تاریخی یا صرفا عاطفی معرفی نکرد، بلکه ابعاد اجتماعی، سیاسی و اصلاح‌گرانه نهضت ایشان نیز مورد توجه قرار گیرد. زمانی گریه بر امام حسین(ع) می‌تواند اثر واقعی خود را در زندگی فرد و جامعه نشان دهد که انسان بداند در برابر مشکلات، آسیب‌ها و چالش‌های امروز جامعه چه وظیفه‌ای دارد، چگونه باید رفتار کند و چه موضعی اتخاذ کند تا هم به وظیفه دینی خود عمل کرده باشد و هم از وارد شدن آسیب به جامعه جلوگیری شود. مجموعه این راهکارها می‌تواند عزاداری را از یک رفتار صرفا احساسی و مناسکی فراتر ببرد و آن را به الگویی برای شناخت، بصیرت، مسئولیت‌پذیری و عمل تبدیل کند؛ الگویی که پیام‌های عاشورا را از محدوده مراسم عزاداری به متن زندگی فردی و اجتماعی منتقل می‌کند و زمینه‌ساز تربیت انسان‌هایی آگاه، مسئول و پایبند به ارزش‌های نهضت حسینی خواهد شد.

انتهای پیام
خبرنگار:
مجتبی افشار
دبیر:
فاطمه بختیاری
captcha