کد خبر: 4363964
تاریخ انتشار : ۲۳ تير ۱۴۰۵ - ۱۱:۱۷
یک عضو هیئت علمی دانشگاه سوره:

دانشگاه‌ها در تربیت هنرمند عاشورایی کوتاهی کرده‌اند

مهدی امینی با اشاره به کمبود منابع علمی و آموزشی در حوزه هنر دینی گفت: بخش قابل توجهی از آموزش هنر بر پایه منابع غربی است و دانشگاه‌ها در تولید ادبیات تخصصی و تربیت هنرمندان عاشورایی نقش خود را به‌درستی ایفا نکرده‌اند.

دانشگاه‌ها در تربیت هنرمند عاشورایی کوتاهی کرده‌اندمهدی امینی، استاد دانشگاه در گفت‌وگو با ایکنا با بیان اینکه هنر عاشورایی یکی از مهم‌ترین عرصه‌های پیوند میان حقیقت دینی، حافظه تاریخی و تجربه زیسته جامعه اسلامی است، اظهار کرد: واقعه عاشورا صرفاً یک حادثه تاریخی نیست که بتوان آن را در محدوده یک برهه زمانی تحلیل کرد، بلکه حقیقتی تمدن‌ساز است که در طول قرن‌ها توانسته در لایه‌های مختلف فرهنگ، هنر، ادبیات، آیین‌ها و سبک زندگی مسلمانان حضور داشته باشد. به همین دلیل طبیعی است که این واقعه الهام‌بخش طیف گسترده‌ای از آثار هنری در حوزه‌های گوناگون باشد. امروز اگر به عرصه‌های مختلف هنر از جمله نقاشی، خوشنویسی، موسیقی، شعر، ادبیات نمایشی، تئاتر، سینما، تلویزیون و هنرهای تجسمی نگاه کنیم، آثار فراوانی با محوریت عاشورا مشاهده می‌شود، اما مسئله اساسی آن است که بخش قابل توجهی از این آثار در سطح مناسک، نشانه‌ها و جلوه‌های ظاهری متوقف مانده‌اند و کمتر توانسته‌اند به لایه‌های عمیق معرفتی و تمدنی این واقعه نزدیک شوند. البته استثناهایی نیز وجود دارد و نمی‌توان همه آثار را با یک معیار سنجید. برای نمونه برخی آثار ماندگار همچون آثار استاد فرشچیان نشان می‌دهد که هرگاه هنرمند علاوه بر مهارت فنی، از معرفت و درک عمیق نسبت به حقیقت عاشورا برخوردار باشد، اثر هنری نیز از سطح تصویر فراتر رفته و به تجربه‌ای معنوی برای مخاطب تبدیل می‌شود. از این منظر، هنر عاشورایی زمانی به کمال نزدیک می‌شود که علاوه بر برخورداری از زیبایی‌شناسی، بتواند حقیقت عاشورا را در جان مخاطب جاری کند و میان عقل، احساس و ایمان پیوند برقرار سازد.

وی درباره ویژگی‌های هنر فاخر عاشورایی گفت: نخستین ویژگی چنین هنری، مردم‌بنیاد بودن آن است. شاید در نگاه نخست تصور شود که ورود هنر عاشورایی به عرصه آیین‌ها و مناسک، نوعی محدودیت برای این هنر محسوب می‌شود، اما واقعیت آن است که همین مناسک مهم‌ترین عامل اجتماعی شدن باورهای دینی هستند. اعتقاد تا زمانی که در ساحت رفتار عمومی جامعه ظهور پیدا نکند، نمی‌تواند به یک فرهنگ پایدار تبدیل شود. مناسک دینی دقیقاً همین نقش را بر عهده دارند و هنر نیز در این میان واسطه‌ای است که مفاهیم ذهنی را به تجربه‌ای عینی تبدیل می‌کند. هنگامی که یک اثر هنری بتواند احساس، اندیشه و باور مخاطب را درگیر کند، در حقیقت زمینه انتقال مفاهیم دینی از حوزه ذهن به حوزه عمل را فراهم کرده است. هنر عاشورایی باید بتواند این فرآیند را به بهترین شکل انجام دهد؛ یعنی مخاطب نه تنها یک روایت تاریخی را مشاهده کند، بلکه با حقیقت آن ارتباط برقرار کرده و آن را در زندگی فردی و اجتماعی خود بازآفرینی کند. به همین دلیل است که هنر عاشورایی باید از دل مردم برخیزد، با زبان مردم سخن بگوید و در نهایت نیز به ارتقای فرهنگ عمومی جامعه منجر شود، زیرا اگر این ارتباط میان اثر هنری و زیست اجتماعی مردم شکل نگیرد، اثر هر اندازه هم از نظر تکنیکی ارزشمند باشد، نمی‌تواند رسالت فرهنگی و دینی خود را به انجام برساند.

عضو گروه هنر و ادبیات اسلامی پژوهشگاه امام صادق (ع) ادامه داد: هنر اساساً دارای ظرفیت تولید و انتقال عاطفه است و همین ویژگی، آن را به یکی از اثرگذارترین ابزارهای ترویج معارف دینی تبدیل کرده است. هنرمند اندیشه، تجربه و جهان‌بینی خود را در قالب تصویر، صدا، حرکت، روایت یا هر شکل دیگری از بیان هنری متجلی می‌کند و مخاطب نیز هنگام مواجهه با اثر، صرفاً دریافت‌کننده اطلاعات نیست، بلکه آن را با احساسات خود تجربه می‌کند. مخاطب با شخصیت‌ها همذات‌پنداری می‌کند، از رنج آنان اندوهگین می‌شود، با امیدهای آنان امید می‌یابد و در نتیجه مفاهیمی که شاید در قالب متن یا سخنرانی به سختی قابل انتقال باشد، از طریق هنر به تجربه‌ای ملموس تبدیل می‌شود. این ویژگی در هنر عاشورایی اهمیت مضاعفی پیدا می‌کند، زیرا عاشورا سرشار از مفاهیمی همچون ایثار، آزادگی، وفاداری، عزت، مقاومت، عدالت‌خواهی و کرامت انسانی است. هنگامی که این مفاهیم در قالب یک اثر هنری فاخر ارائه شوند، مخاطب تنها آنها را نمی‌شنود، بلکه آنها را احساس می‌کند و همین احساس، زمینه ماندگاری پیام را فراهم می‌سازد. به همین دلیل است که هنر عاشورایی باید از سطح انتقال اطلاعات فراتر رفته و بتواند تجربه‌ای عمیق و ماندگار در ذهن و قلب مخاطب ایجاد کند؛ تجربه‌ای که او را به تأمل، بازاندیشی و حتی تغییر در رفتار فردی و اجتماعی سوق دهد.

وی با تأکید بر اینکه هنر عاشورایی تنها به روایت روز عاشورا محدود نمی‌شود، اظهار کرد: عاشورا در طول تاریخ هویتی گسترده و چندلایه پیدا کرده است. این واقعه مجموعه‌ای از رویدادهای پیش از عاشورا، حوادث روز عاشورا و پیامدهای گسترده پس از آن را در بر می‌گیرد و هر یک از این مراحل ظرفیت خلق آثار هنری ارزشمند را دارند. بنابراین اگر هنر عاشورایی صرفاً به بازنمایی صحنه‌های نبرد یا سوگواری محدود شود، بخش مهمی از ظرفیت‌های خود را نادیده گرفته است. برای نمونه، رخدادهای پس از عاشورا، نهضت‌های عدالت‌خواهانه، قیام مختار، نقش حضرت زینب(س) در تبیین پیام عاشورا، خطبه‌های روشنگرانه اهل بیت (ع)، استمرار فرهنگ مقاومت در طول تاریخ و تأثیر عاشورا بر تحولات اجتماعی مسلمانان، همگی بخشی از هویت تاریخی این واقعه محسوب می‌شوند. آثاری که بتوانند این گستره تاریخی را با زبانی هنرمندانه روایت کنند، در حقیقت به مخاطب کمک می‌کنند تا عاشورا را نه به عنوان یک حادثه محدود، بلکه به عنوان جریانی زنده، پویا و تأثیرگذار در تاریخ بشریت درک کند. تجربه برخی آثار نمایشی و تصویری نیز نشان داده است که هر اندازه روایت به ابعاد تاریخی و اجتماعی عاشورا نزدیک‌تر شده، ظرفیت بیشتری برای ارتباط با نسل امروز پیدا کرده است.

واقعه عاشورا صرفاً یک حادثه تاریخی نیست که بتوان آن را در محدوده یک برهه زمانی تحلیل کرد، بلکه حقیقتی تمدن‌ساز است که در طول قرن‌ها توانسته در لایه‌های مختلف فرهنگ، هنر، ادبیات، آیین‌ها و سبک زندگی مسلمانان حضور داشته باشد

این استاد دانشگاه با اشاره به ضرورت رعایت حساسیت‌های دینی در تولید آثار عاشورایی گفت: نوآوری در هنر امری ضروری است و هیچ هنری بدون خلاقیت نمی‌تواند زنده بماند، اما نوآوری نباید به معنای تقابل با سنت‌های معتبر دینی و فرهنگی تلقی شود. هنرمند می‌تواند از زبان‌ها، تکنیک‌ها و سبک‌های جدید بهره بگیرد، اما این نوگرایی زمانی ارزشمند است که در تعارض با هویت تاریخی و اعتقادی عاشورا قرار نگیرد. بسیاری از سبک‌های نوین هنری ظرفیت بیان مفاهیم دینی را دارند، اما لازم است هنرمند پیش از هر چیز نسبت خود را با حقیقتی که می‌خواهد روایت کند، مشخص کرده باشد. اگر فرم هنری به گونه‌ای انتخاب شود که موجب تحریف معنا یا ایجاد برداشت نادرست از مفاهیم عاشورایی شود، هر اندازه نیز از نظر فنی موفق باشد، نمی‌تواند اثری ماندگار و جریان‌ساز تلقی شود. هنر عاشورایی باید در عین برخورداری از زبان معاصر، پیوند خود را با سنت‌های اصیل حفظ کند و به جای تقابل با آنها، به تقویت و تعمیق این سنت‌ها کمک کند. در چنین شرایطی است که اثر هنری علاوه بر ارزش زیبایی‌شناختی، به سرمایه‌ای فرهنگی و معرفتی برای جامعه نیز تبدیل خواهد شد.

امینی با اشاره به نقش شخصیت هنرمند در خلق آثار عاشورایی اظهار کرد: یکی دیگر از ویژگی‌های مهم هنر عاشورایی به خود هنرمند بازمی‌گردد. هنرمندی که می‌خواهد حقیقتی به عظمت عاشورا را در قالب یک اثر هنری بازآفرینی کند، تنها با برخورداری از مهارت‌های فنی موفق نخواهد شد. آشنایی با ابزارهای هنری، شناخت فرم، تسلط بر روایت یا بهره‌گیری از تکنیک‌های روز، اگرچه ضرورت دارد، اما کافی نیست. هنرمند باید از نظر معرفتی نیز با این واقعه پیوند برقرار کرده باشد. کسی که شناخت عمیقی از جایگاه امام معصوم، فلسفه قیام امام حسین(ع)، مفهوم امامت، عدالت‌خواهی، ظلم‌ستیزی و نسبت این مفاهیم با زندگی انسان معاصر نداشته باشد، نمی‌تواند اثری خلق کند که از سطح بازنمایی ظاهری عبور کرده و به لایه‌های عمیق‌تر معنا راه یابد. افزون بر این، هنرمند نیازمند آمادگی روحی و معنوی نیز هست، زیرا بخش مهمی از هنر عاشورایی با دریافت‌های درونی و تجربه‌های معنوی شکل می‌گیرد. هر اندازه دل هنرمند با حقیقت عاشورا مأنوس‌تر باشد، اثر او نیز از صداقت، خلوص و اثرگذاری بیشتری برخوردار خواهد شد. به همین دلیل است که برخی آثار ماندگار تاریخ هنر دینی تنها محصول تکنیک نیستند، بلکه حاصل پیوند دانش، تجربه، ایمان و زیست معنوی هنرمند به شمار می‌روند و همین ویژگی موجب شده است که پس از گذشت سال‌ها همچنان بر مخاطب تأثیر بگذارند.

وی افزود: اگر به نمونه‌های موفق در حوزه هنرهای نمایشی و تصویری توجه کنیم، مشاهده خواهیم کرد که خالقان این آثار پیش از ورود به مرحله تولید، نسبت عمیقی با موضوع برقرار کرده‌اند. برای مثال زمانی که کارگردانی می‌خواهد اثری درباره حوادث پس از عاشورا یا شخصیت‌هایی همچون مختار خلق کند، تنها با مطالعه چند کتاب تاریخی به نتیجه مطلوب نمی‌رسد. او باید فضای فکری، اعتقادی و اجتماعی آن دوران را درک کند و نسبت میان عدالت، خون‌خواهی، حق‌طلبی و مسئولیت تاریخی را بشناسد. برای نمونه، مفهوم انتقام در فرهنگ عاشورا با برداشت‌های رایج و احساسی تفاوت دارد. در فرهنگ دینی، هدف از خون‌خواهی صرفاً پاسخ دادن به یک جنایت نیست، بلکه احیای عدالت، جلوگیری از استمرار ظلم و زنده نگه داشتن حقیقت است. اگر هنرمند این تفاوت بنیادین را درک نکند، ممکن است اثری تولید کند که در ظاهر درباره عاشورا باشد، اما از نظر معرفتی با حقیقت آن فاصله داشته باشد. بنابراین هنرمند عاشورایی باید علاوه بر شناخت تاریخ، با مبانی کلامی، معارف دینی، امام‌شناسی و فلسفه قیام حسینی نیز آشنا باشد تا بتواند مفاهیم را به زبان هنر ترجمه کند، نه اینکه صرفاً رویدادها را بازسازی کند.

این استاد دانشگاه درباره وضعیت تولید آثار عاشورایی پس از پیروزی انقلاب اسلامی گفت: بدون تردید انقلاب اسلامی زمینه مناسبی برای توجه بیشتر به هنر دینی و عاشورایی فراهم کرده است و نمی‌توان این واقعیت را نادیده گرفت. پس از انقلاب، بسیاری از نهادهای فرهنگی، هنری و رسانه‌ای تلاش کردند تولید آثار مذهبی را در اولویت قرار دهند و امکانات قابل توجهی نیز برای این منظور اختصاص یافت، اما پرسشی که همچنان باقی مانده این است که چرا تعداد آثار ماندگار در این حوزه اندک است. اگر شرایط برای تولید آثار فاخر مهیا بوده، چرا تنها تعداد محدودی از آثار توانسته‌اند جایگاه ماندگار پیدا کنند؟ پاسخ این پرسش را باید در چند عامل جست‌وجو کرد. نخست آنکه خلق یک اثر ماندگار صرفاً با فراهم بودن امکانات امکان‌پذیر نیست، بلکه نیازمند حضور هنرمندانی است که هم از توانایی هنری و هم از عمق معرفتی برخوردار باشند. چنین هنرمندانی به‌سادگی تربیت نمی‌شوند و پرورش آنان مستلزم برنامه‌ریزی بلندمدت در حوزه آموزش، پژوهش و تجربه عملی است. از سوی دیگر، تولید آثار عاشورایی بیش از آنکه به کمبود امکانات وابسته باشد، به کمبود ایده‌های عمیق، متن‌های قوی و نگاه‌های خلاقانه مرتبط است؛ موضوعی که موجب شده است بسیاری از ظرفیت‌های موجود به نتیجه مطلوب منتهی نشود.

وی ادامه داد: در سال‌هایی که خودم در حوزه تئاتر فعالیت می‌کردم، بارها شاهد بودم که مدیران فرهنگی از تولید آثار مذهبی و عاشورایی استقبال می‌کردند و حتی برای حمایت از این آثار آمادگی داشتند، اما مشکل اصلی کمبود نمایشنامه‌های قدرتمند و اندیشه‌های خلاق بود. بسیاری از هنرمندان علاقه‌مند بودند، اما متن‌هایی که بتواند هم از نظر ساختار نمایشی و هم از نظر عمق مفهومی مخاطب را جذب کند، بسیار اندک بود. این مسئله نشان می‌دهد که پیش از آنکه به مرحله تولید اثر برسیم، باید به تولید اندیشه، پژوهش و ادبیات نظری توجه کنیم. اگر نویسندگان، پژوهشگران و دانشگاهیان نتوانند مفاهیم عاشورایی را به زبان روز بازخوانی کنند، طبیعی است که هنرمند نیز با کمبود مواد اولیه فکری مواجه خواهد شد. هنر فاخر بر پایه اندیشه فاخر شکل می‌گیرد و هرگاه این پشتوانه نظری ضعیف باشد، محصول نهایی نیز از استحکام لازم برخوردار نخواهد بود. بنابراین بخشی از ضعف آثار عاشورایی نه به عرصه اجرا، بلکه به مراحل پیش از تولید بازمی‌گردد؛ یعنی جایی که ایده شکل می‌گیرد، پژوهش انجام می‌شود و متن اولیه نوشته می‌شود.

امینی با تأکید بر نقش دانشگاه‌ها در تربیت هنرمندان عاشورایی اظهار کرد: یکی از خلأهای جدی امروز، ضعف منابع علمی و آموزشی در حوزه هنر دینی و به‌ویژه هنر عاشورایی است. سال‌هاست در دانشگاه تدریس می‌کنم و همواره این مسئله را به‌صورت عینی مشاهده کرده‌ام که منابع تخصصی در این حوزه بسیار محدود است. دانشجویان هنر بخش عمده‌ای از آموزش‌های خود را بر اساس نظریه‌ها، مکاتب و منابع غربی فرا می‌گیرند و این مسئله به خودی خود اشکالی ندارد، زیرا شناخت جریان‌های هنری جهان ضروری است، اما مشکل آنجاست که در کنار این آموزش‌ها، منابع بومی و اسلامی متناسب با نیازهای جامعه تولید نشده است. دانشجویی که با مکاتب مختلف هنری آشنا می‌شود، باید بداند چگونه می‌تواند از ظرفیت‌های همان زبان هنری برای بیان مفاهیم دینی و عاشورایی استفاده کند. این پیوند نیازمند پژوهش، نظریه‌پردازی و تولید ادبیات علمی است؛ موضوعی که هنوز آن‌گونه که باید مورد توجه قرار نگرفته است. اگر دانشگاه‌ها، مراکز پژوهشی و نهادهای فرهنگی به شکل هدفمند برای تولید کتاب، مقاله، نظریه و الگوهای آموزشی سرمایه‌گذاری کنند، در سال‌های آینده شاهد تربیت نسلی خواهیم بود که می‌تواند با بهره‌گیری از زبان هنر معاصر، مفاهیم اصیل عاشورایی را با کیفیتی بسیار بالاتر به مخاطبان داخلی و جهانی عرضه کند.

وی در ادامه با اشاره به ضرورت تقویت پژوهش و تولید ادبیات علمی در حوزه هنر عاشورایی اظهار کرد: امروز اگر بخواهیم وضعیت هنر عاشورایی را به صورت ریشه‌ای بررسی کنیم، باید بپذیریم که یکی از مهم‌ترین ضعف‌های موجود، کمبود پژوهش‌های تخصصی و منابع نظری است. در حوزه‌های مختلف هنر، از سینما و تئاتر گرفته تا هنرهای تجسمی و ادبیات نمایشی، آثار پژوهشی اندکی وجود دارد که به صورت تخصصی به حکمت هنر عاشورایی، زیبایی‌شناسی هنر دینی یا نسبت میان فرم هنری و مفاهیم قدسی پرداخته باشند. این خلأ موجب شده است که دانشجویان، پژوهشگران و حتی بسیاری از هنرمندان ناچار شوند برای فراگیری مبانی نظری هنر، عمدتاً به منابع ترجمه شده و نظریه‌هایی مراجعه کنند که در بستری کاملاً متفاوت از فرهنگ اسلامی شکل گرفته‌اند. بهره‌گیری از این منابع فی‌نفسه اشکالی ندارد، اما زمانی که معادل بومی و متناسب با فرهنگ اسلامی برای آنها تولید نشود، هنرمند در مرحله خلق اثر با نوعی دوگانگی مواجه خواهد شد. از یک سو زبان و تکنیک هنر معاصر را می‌آموزد و از سوی دیگر می‌خواهد مفاهیمی قدسی و برخاسته از جهان‌بینی اسلامی را بیان کند، اما میان این دو حوزه، پل نظری مستحکمی وجود ندارد. این شکاف باید از طریق پژوهش، تولید کتاب، نگارش مقاله‌های علمی، برگزاری نشست‌های تخصصی و حمایت از نظریه‌پردازان پر شود تا نسل آینده هنرمندان بتواند با پشتوانه‌ای غنی‌تر وارد عرصه تولید آثار عاشورایی شود.

رئیس سابق شورای ارزشیابی و نظارت ارشاد درباره حمایت‌های قانونی و مدیریتی از تولید آثار دینی گفت: در حوزه قانون‌گذاری و تخصیص اعتبارات، حمایت از تولید آثار مذهبی و عاشورایی کمابیش وجود داشته است و نمی‌توان منکر آن شد، اما مسئله اینجاست که حمایت مالی به تنهایی تضمین‌کننده تولید اثر فاخر نیست. گاهی مشاهده می‌کنیم که بودجه‌های قابل توجهی در اختیار پروژه‌هایی قرار می‌گیرد که خروجی آنها با اهداف اولیه فاصله زیادی دارد. این مسئله زمانی رخ می‌دهد که معیارهای انتخاب عوامل تولید، ارزیابی آثار و نظارت بر کیفیت، به اندازه کافی دقیق نباشد. اگر تخصیص امکانات بر اساس شایستگی، تخصص، تجربه و شناخت عمیق از موضوع انجام نشود، طبیعی است که نتیجه نیز رضایت‌بخش نخواهد بود. در برخی موارد نیز آثار صرفاً به دلیل برخورداری از حمایت مالی تولید می‌شوند، بدون آنکه از نظر هنری یا محتوایی واجد ارزش ماندگار باشند. این مسئله نه تنها به ارتقای هنر عاشورایی کمک نمی‌کند، بلکه گاه موجب کاهش اعتماد مخاطبان نیز می‌شود. از این رو لازم است حمایت‌های فرهنگی همراه با نظام دقیق ارزیابی، شفافیت در انتخاب پروژه‌ها و استفاده از نیروهای متخصص باشد تا سرمایه‌های فرهنگی کشور در مسیر صحیح هزینه شود و زمینه برای خلق آثار ماندگار فراهم آید.

عاشورا در طول تاریخ هویتی گسترده و چندلایه پیدا کرده است. این واقعه مجموعه‌ای از رویدادهای پیش از عاشورا، حوادث روز عاشورا و پیامدهای گسترده پس از آن را در بر می‌گیرد و هر یک از این مراحل ظرفیت خلق آثار هنری ارزشمند را دارند

نویسنده کتاب «ادراک حسی امر زیبا مبتنی بر آرای ملاصدرا» افزود: مدیران فرهنگی در این میان نقش بسیار تعیین‌کننده‌ای دارند. مدیریت فرهنگی صرفاً به معنای توزیع بودجه یا صدور مجوز نیست، بلکه مدیر باید شناخت دقیقی از ظرفیت‌های هنری، نیازهای جامعه و استعدادهای موجود داشته باشد. اگر مدیران بتوانند هنرمندان توانمند را شناسایی کنند، میان آنان و مراکز تولید آثار هنری ارتباط مؤثر برقرار سازند و از ایده‌های خلاق حمایت کنند، بخش مهمی از مشکلات موجود برطرف خواهد شد. در مقابل، هرگاه انتخاب مدیران، تهیه‌کنندگان یا مسئولان پروژه‌ها بر اساس معیارهای غیرتخصصی صورت گیرد، کیفیت آثار نیز آسیب خواهد دید. گاهی اوقات افراد توانمند فرصت حضور پیدا نمی‌کنند و در مقابل، کسانی مسئولیت تولید آثار را بر عهده می‌گیرند که تجربه یا شناخت کافی از مفاهیم دینی و هنری ندارند. نتیجه چنین روندی تولید آثاری است که اگرچه ممکن است از امکانات گسترده برخوردار باشند، اما در انتقال پیام عاشورا موفق عمل نمی‌کنند. بنابراین اصلاح نظام مدیریتی، بهره‌گیری از نیروهای متخصص، توجه به شایسته‌سالاری و ایجاد ارتباط مستمر میان مدیران، دانشگاهیان و هنرمندان، از ضرورت‌های انکارناپذیر توسعه هنر عاشورایی به شمار می‌رود.

این استاد دانشگاه با تأکید بر اهمیت آموزش از دوران کودکی اظهار کرد: اگر هدف ما آن است که در آینده هنرمندان بزرگی در حوزه هنر عاشورایی تربیت شوند، نباید همه انتظار خود را از دانشگاه داشته باشیم. شکل‌گیری ذوق هنری، تخیل، علاقه به مفاهیم دینی و احساس مسئولیت فرهنگی از سال‌های نخست زندگی آغاز می‌شود. به اعتقاد من، نظام آموزشی کشور باید از دوره ابتدایی توجه بیشتری به معرفی مفاهیم دینی و شخصیت‌های الهام‌بخش تاریخ اسلام در قالب‌های هنری داشته باشد. کتاب‌های درسی، فعالیت‌های هنری مدارس، مسابقات فرهنگی، نقاشی، داستان‌نویسی، نمایش و دیگر برنامه‌های آموزشی می‌توانند نقش مؤثری در پرورش این نگاه ایفا کنند. هنگامی که کودک از همان سال‌های نخست با مفاهیمی مانند ایثار، آزادگی، عدالت‌خواهی، وفاداری و مسئولیت‌پذیری آشنا شود و این مفاهیم را در قالب فعالیت‌های هنری تجربه کند، زمینه لازم برای شکوفایی استعدادهای او در سال‌های آینده فراهم خواهد شد. چنین فردی زمانی که به دانشگاه می‌رسد، صرفاً در حال فراگیری تکنیک نیست، بلکه دارای پیش‌زمینه‌ای فرهنگی و اعتقادی است که به او کمک می‌کند هنر را در خدمت ارزش‌های انسانی و الهی قرار دهد. به همین دلیل معتقدم زنجیره تربیت هنرمند عاشورایی باید از مدرسه آغاز شود، در دبیرستان تقویت گردد و در دانشگاه به بلوغ علمی و هنری برسد.

امینی در پایان گفت: عاشورا متعلق به یک مقطع تاریخی یا یک نسل خاص نیست، بلکه حقیقتی زنده است که در هر دوره می‌تواند پاسخگوی نیازهای معنوی و فرهنگی جامعه باشد. هنر نیز یکی از مؤثرترین ابزارها برای انتقال این حقیقت به نسل‌های امروز و آینده است، اما تحقق این هدف مستلزم آن است که همه اجزای این منظومه در کنار یکدیگر قرار گیرند؛ از نظام آموزشی و دانشگاه‌ها گرفته تا مراکز پژوهشی، مدیران فرهنگی، هنرمندان، نویسندگان، تهیه‌کنندگان و سیاست‌گذاران. هر اندازه این حلقه‌ها هماهنگ‌تر عمل کنند، امکان خلق آثاری ماندگار، اثرگذار و الهام‌بخش نیز بیشتر خواهد شد. هنر عاشورایی نباید تنها به بازتولید تصاویر و روایت‌های تکراری محدود بماند، بلکه باید با حفظ اصالت‌های دینی، زبان متناسب با مخاطب امروز را پیدا کند و بتواند مفاهیم بلند عاشورا را به گونه‌ای روایت کند که هم پاسخگوی نیازهای فکری جامعه باشد و هم نسل جدید را به تأمل، شناخت و الگوگیری از مکتب سیدالشهدا(ع) دعوت کند. اگر چنین نگاهی بر سیاست‌گذاری فرهنگی و تولید آثار هنری حاکم شود، بی‌تردید در سال‌های آینده شاهد شکل‌گیری آثار شاخص‌تری خواهیم بود که نه تنها در داخل کشور، بلکه در عرصه‌های بین‌المللی نیز ظرفیت معرفی فرهنگ عاشورا و پیام جهانی آن را خواهند داشت.

انتهای پیام
خبرنگار:
داوود کنشلو
دبیر:
مهدی مخبری
captcha