کد خبر: 4364375
تاریخ انتشار : ۲۹ تير ۱۴۰۵ - ۰۷:۳۰
یک استاد و پیشکسوت تعزیه مطرح کرد

ماندگاری تعزیه در گرو عشق به اهل‌بیت(ع) و شاگردی اساتید + فیلم

حسن برکتی، استاد و پیشکسوت تعزیه، با بیان اینکه این هنر آیینی حاصل سال‌ها تجربه و آموزش نسل به نسل است، گفت: تعزیه‌خوانی تنها با علاقه پیش نمی‌رود و برای رسیدن به جایگاه حرفه‌ای باید در کنار استادان بزرگ، اصول و ظرافت‌های این هنر را آموخت.

تعزیه با عشق به اهل‌بیت (ع) و شاگردی در محضر استادان ماندگار شده استتعزیه به عنوان یکی از مهم‌ترین هنرهای آیینی و نمایشی ایران، طی قرن‌ها توانسته است پیوندی عمیق میان هنر، تاریخ، ادبیات و باورهای دینی ایجاد کند. این هنر که روایتگر حماسه عاشورا و جلوه‌های ایثار، آزادگی و وفاداری است، تنها یک اجرای نمایشی نیست، بلکه مجموعه‌ای از عناصر گوناگون همچون شعر، موسیقی، بازیگری، آیین‌های نمایشی و سنت‌های مردمی را در خود جای داده است. استمرار تعزیه در طول نسل‌های مختلف، حاصل تلاش استادانی بوده است که با عشق و ارادت، این میراث فرهنگی را حفظ و به شاگردان خود منتقل کرده‌اند.

با وجود جایگاه ویژه تعزیه در فرهنگ ایرانی، این هنر در مسیر حرکت تاریخی خود با چالش‌هایی نیز روبه‌رو بوده است. تغییرات اجتماعی، فاصله گرفتن برخی اجراها از شیوه‌های اصیل، کم‌رنگ شدن نقش استاد و شاگردی و کاهش توجه به نسخه‌های کمتر اجراشده از جمله موضوعاتی است که همواره دغدغه پیشکسوتان این عرصه بوده است. در کنار این مسائل، ورود نسل جدید به تعزیه و ایجاد زمینه برای آموزش و تربیت تعزیه‌خوانان جوان، از مهم‌ترین نیازهای امروز این هنر آیینی به شمار می‌رود.

یکی از ویژگی‌های مهم تعزیه، درهم‌تنیدگی هنرهای مختلف در ساختار آن است. موسیقی، شیوه‌های آوازی، شناخت دستگاه‌های ایرانی، نحوه اجرای نقش‌های اولیا و اشقیا و همچنین رعایت نمادها و چارچوب‌های سنتی، همگی در شکل‌گیری یک اجرای اثرگذار نقش دارند. استادان این هنر همواره تأکید داشته‌اند که تعزیه نیازمند سال‌ها تجربه، شاگردی در کنار بزرگان و شناخت عمیق از ظرافت‌های اجرایی است و نمی‌توان آن را تنها با حفظ چند نسخه یا تقلید از اجراهای گذشته فرا گرفت.

در همین راستا، ایکنا پیرامون این موضوع با حسن برکتی، استاد و پیشکسوت تعزیه، گفت‌وگویی در دو بخش انجام داده است که در ادامه با آن همراه می‌شویم.

ایکنا ـ بسیاری از کارشناسان معتقدند راز ماندگاری هنر تعزیه در پیوند عمیق آن با فرهنگ عاشورا و محبت اهل‌بیت(ع) نهفته است. با توجه به اینکه بیش از چهار دهه در این عرصه حضور داشته‌اید و از نزدیک با استادان بزرگ این هنر همکاری کرده‌اید، بفرمایید چه عاملی سبب شده است که تعزیه همچنان جایگاه خود را در میان مردم حفظ کند و با وجود همه مشکلات اقتصادی، اجتماعی و تغییر سبک زندگی، همچنان در ایام محرم شاهد حضور گسترده مردم در مجالس تعزیه و عزاداری باشیم؟

اگر بخواهیم درباره ماندگاری تعزیه سخن بگوییم، باید ابتدا به حقیقت واقعه عاشورا و جایگاه امام حسین(ع) در دل مردم اشاره کنیم. باور من این است که امام حسین(ع) بزرگترین اسوه عشق و ایثار در تاریخ بشریت است؛ شخصیتی که در راه خداوند از هیچ چیز دریغ نکرد و همه هستی خود را در مسیر حق تقدیم کرد. از برادر بزرگواری همچون حضرت عباس(ع) گرفته تا حضرت علی‌اکبر(ع) که شبیه‌ترین فرد به پیامبر اکرم(ص) بود و حتی حضرت علی‌اصغر(ع)، همه را در مسیر دفاع از حقیقت تقدیم خداوند کرد. همین عظمت سبب شده است که عشق به امام حسین(ع) محدود به زمان و مکان نباشد و هر سال با فرا رسیدن ماه محرم، دل‌های مردم دوباره متوجه این حقیقت بزرگ شود. به همین دلیل است که با وجود همه سختی‌های اقتصادی، مردم همچنان با عشق لباس سیاه بر تن می‌کنند، تکایا را برپا می‌دارند و برای زنده نگه داشتن فرهنگ عاشورا از مال و وقت خود هزینه می‌کنند. این علاقه فقط یک احساس عاطفی نیست، بلکه نوری الهی است که خداوند در دل شیعیان قرار داده است. اگر این نور وجود نداشت، طبیعی بود که بسیاری از سنت‌ها در طول زمان کم‌رنگ شوند، اما مشاهده می‌کنیم که هر سال نه تنها از شور و اشتیاق مردم کاسته نمی‌شود، بلکه نسل جوان نیز با علاقه بیشتری به این عرصه وارد می‌شود. این مسئله نشان می‌دهد که پیام عاشورا فراتر از یک رویداد تاریخی است و با فطرت انسان‌ها ارتباط دارد. تعزیه نیز به عنوان هنری که روایتگر این حقیقت بزرگ است، توانسته این پیام را به زبان هنر منتقل کند و مخاطب را با خود همراه سازد.

از سوی دیگر، تعزیه صرفاً یک اجرای نمایشی نیست، بلکه نوعی عبادت و خدمت به ساحت مقدس اهل‌بیت(ع) محسوب می‌شود. بسیاری از تعزیه‌خوانان، حتی اگر سال‌ها در این عرصه فعالیت کرده باشند، خود را خادم امام حسین(ع) می‌دانند و نه هنرمندی که صرفاً روی صحنه اجرا می‌کند. همین نگاه سبب شده است که تعزیه در طول سالیان، اصالت خود را حفظ کند و از مسیر اصلی خارج نشود. هر جا این اخلاص وجود داشته باشد، آثار آن نیز در دل مردم ماندگار خواهد شد و همین موضوع یکی از مهم‌ترین عوامل استمرار این هنر آیینی است.

ایکنا ـ شما بیش از 40 سال در کنار بزرگان تعزیه حضور داشته‌اید و بارها تأکید کرده‌اید که بخش عمده آموخته‌های خود را مدیون استادانی هستید که امروز بسیاری از آنان در میان ما نیستند. لطفاً درباره آغاز مسیر فعالیت خود، نحوه ورود به تعزیه، نقش استادان برجسته در شکل‌گیری شخصیت هنری شما و اهمیت شاگردی در کنار بزرگان این هنر توضیح دهید.


ورود من به عرصه تعزیه از دوران کودکی آغاز شد. اصالت خانوادگی من به شهرستان دماوند و روستای وسکاره بازمی‌گردد. در آنجا تعزیه به صورت بومی برگزار می‌شد و اگرچه شکل حرفه‌ای امروز را نداشت، اما سرشار از عشق و ارادت به اهل‌بیت(ع) بود. از همان سال‌های کودکی، هنگامی که تعزیه در روستا برگزار می‌شد، با اشتیاق در کنار بزرگترها حضور پیدا می‌کردم. حتی اگر نقشی برای من در نظر گرفته نمی‌شد، تنها پوشیدن لباس تعزیه برایم لذت‌بخش بود. آن روزها شاید تصور نمی‌کردم که این علاقه کودکانه، مسیر آینده زندگی مرا رقم بزند، اما امروز که به گذشته نگاه می‌کنم، احساس می‌کنم همان محبت و علاقه نخستین، سرمایه اصلی من برای ورود به این عرصه بوده است. در نوجوانی و حدود پانزده یا شانزده سالگی، علاوه بر تحصیل، فعالیت‌هایی در حوزه تئاتر داشتم، اما علاقه قلبی‌ام همچنان معطوف به تعزیه بود. در همان دوران، به واسطه یکی از بستگان، به جمعی از استادان بزرگ تعزیه معرفی شدم. در آن مجلس، نقش حرمله خالی بود و از من خواسته شد آن را اجرا کنم. با وجود اینکه تجربه چندانی نداشتم، متن نقش را در مدت کوتاهی حفظ کردم و هنگام اجرا نیز تلاش کردم با دقت، حالات و حرکات شخصیت را به تصویر بکشم. پس از پایان اجرا، زنده‌یاد استاد علاءالدین قاسمی و زنده‌یاد استاد رضا لنگرانی از اجرای من ابراز رضایت کردند و گفتند که اگر با جدیت این مسیر را ادامه دهم، می‌توانم در آینده موفق باشم. شنیدن این جمله برای نوجوانی که سرشار از علاقه و انگیزه بود، ارزشی وصف‌ناپذیر داشت و همان تشویق، نقطه عطف زندگی هنری من شد. از همان زمان تصمیم گرفتم تنها به حفظ نسخه‌های تعزیه اکتفا نکنم. مطالعه شعر را آغاز کردم، دیوان حافظ را بارها خواندم و کوشیدم با مبانی شعر فارسی آشنا شوم، زیرا معتقدم تعزیه‌خوان پیش از هر چیز باید شعر را بشناسد. شب‌های بسیاری تا صبح به حفظ اشعار و مطالعه نسخه‌ها می‌پرداختم و خانواده نیز شاهد این تلاش بودند. با این حال، خیلی زود متوجه شدم که حفظ کردن متن، تنها بخش کوچکی از مسیر است و آنچه یک تعزیه‌خوان را به جایگاه حرفه‌ای می‌رساند، حضور مستمر در کنار استادان و بهره‌گیری از تجربه‌های آنان است. هر نکته‌ای که از استادان می‌آموختم، حاصل سال‌ها تجربه عملی آنان بود و ارزش آن با هیچ آموزش نظری قابل مقایسه نبود.

تعزیه با عشق به اهل‌بیت (ع) و شاگردی در محضر استادان ماندگار شده است

استادان بزرگ تعزیه، تنها شیوه خواندن یا اجرای نقش را آموزش نمی‌دادند، بلکه اخلاق، نظم، احترام به نسخه، شناخت موسیقی، درک فضای مجلس و حتی نحوه ارتباط با مخاطب را نیز منتقل می‌کردند. بارها گفته‌ام که اگر یک روز در کنار یک استاد واقعی فعالیت کنید، گویی یک سال آموزش دیده‌اید. دلیل این سخن آن است که تجربه عملی، چیزی نیست که بتوان آن را تنها از طریق کتاب یا فیلم فرا گرفت. تعزیه هنری زنده است و بسیاری از ظرافت‌های آن تنها در میدان اجرا و در کنار استادان منتقل می‌شود. در طول این چهار دهه، افتخار شاگردی استادان بزرگی را داشته‌ام که هر یک ستون‌های استوار تعزیه ایران بودند. زنده‌یاد استاد رضا لنگرانی، زنده‌یاد استاد علاءالدین قاسمی، زنده‌یاد استاد علی‌محمد حجازی، زنده‌یاد استاد رضا مشایخی، استاد اسماعیل محمدی، استاد محمد رضایی، استاد مظفر قربانی، استاد عباس جواهری و بسیاری دیگر، از جمله کسانی بودند که از محضر آنان بهره بردم. هر یک از این بزرگان، ویژگی خاص خود را داشتند و من تلاش کردم از همه آنان بیاموزم. امروز اگر تجربه‌ای دارم، حاصل همان سال‌های شاگردی و حضور در کنار این استادان است و همواره خود را مدیون آنان می‌دانم.

یکی از خاطراتی که همواره در ذهنم مانده، مربوط به زنده‌یاد استاد علی‌محمد حجازی است. ایشان برای ما نقل می‌کردند که در شش سالگی، در منطقه الموت قزوین، به دلیل علاقه و استعداد، وارد گروه تعزیه زنده‌یاد علی سکوتی شدند. آن روزگار امکانات امروز وجود نداشت و تعزیه‌خوانان برای اجرای مجالس، سراسر ایران را سفر می‌کردند. استاد حجازی سال‌ها در کنار آن گروه زندگی کرد، تجربه اندوخت و در نوجوانی به تهران آمد. ایشان بارها می‌گفتند که ده سال حضور در کنار استاد علی سکوتی، بزرگ‌ترین دانشگاه زندگی او بوده است؛ زیرا هر روز نکته‌ای تازه می‌آموخت و تجربه‌ای جدید به دست می‌آورد. این خاطره برای من همیشه الهام‌بخش بوده است. وقتی به زندگی استادان نگاه می‌کنیم، درمی‌یابیم که هیچ‌یک یک‌شبه به جایگاه استادی نرسیده‌اند. همه آنان سال‌ها شاگردی کرده‌اند، سختی کشیده‌اند، سفر رفته‌اند، نسخه حفظ کرده‌اند و از تجربه بزرگان استفاده کرده‌اند. به همین دلیل، هرگاه جوانی از من درباره راه موفقیت در تعزیه سؤال می‌کند، نخستین توصیه‌ام این است که در کنار استادان حضور پیدا کند و از تجربه آنان بهره ببرد.

درضمن باید توجه داشت یکی از آسیب‌هایی که در برخی بخش‌های تعزیه مشاهده می‌شود، این است که برخی افراد تنها با دیدن فیلم یا شنیدن صدای یک تعزیه‌خوان، تلاش می‌کنند همان شیوه را تقلید کنند. این روش ممکن است در ظاهر شباهتی ایجاد کند، اما هرگز جای شاگردی در کنار استاد را نمی‌گیرد. تعزیه تنها تقلید صدا یا حفظ شعر نیست؛ بلکه مجموعه‌ای از ظرافت‌های اجرایی، اخلاقی و هنری است که باید به صورت مستقیم آموخته شود. باور دارم اگر این سنت استاد و شاگردی حفظ شود، آینده تعزیه نیز تضمین خواهد شد؛ زیرا انتقال تجربه، مهم‌ترین سرمایه این هنر ارزشمند است.

ایکنا ـ با توجه به اینکه تعزیه ریشه در فرهنگ ایرانی و معارف اسلامی دارد، بفرمایید مخاطبان غیرایرانی و غیرمسلمان چه برداشتی از این هنر داشته‌اند و این اجراها تا چه اندازه توانستند پیام عاشورا و فرهنگ ایثار و آزادگی را به مخاطبان جهانی منتقل کنند؟

یکی از شیرین‌ترین و ماندگارترین بخش‌های زندگی هنری من، حضور در اجراهای خارج از کشور بود. این توفیق را داشتم که همراه با گروه‌های تعزیه در کشورهای مختلف برنامه اجرا کنم و از نزدیک شاهد واکنش مخاطبانی باشم که بسیاری از آنان برای نخستین بار با این هنر آشنا می‌شدند. پیش از سفر، شاید تصور می‌کردیم که مخاطب خارجی به دلیل تفاوت‌های فرهنگی و زبانی، ارتباط عمیقی با تعزیه برقرار نخواهد کرد، اما نتیجه دقیقاً برعکس بود. بسیاری از آنان، حتی بدون آنکه زبان فارسی بدانند، با فضای عاطفی و مفاهیم انسانی تعزیه ارتباط برقرار می‌کردند و تحت تأثیر قرار می‌گرفتند. این تجربه برای ما اثبات کرد که پیام عاشورا، محدود به یک ملت یا یک دین نیست، بلکه زبانی جهانی دارد و مخاطب با هر فرهنگ و اعتقادی می‌تواند با آن همدلی کند. در یکی از سفرها که همراه گروه تعزیه به فرانسه رفته بودیم، فضای اجرا به گونه‌ای طراحی شده بود که مخاطبان بتوانند از نزدیک با شیوه اجرای تعزیه آشنا شوند. خیمه‌ها برپا شده بود و تماشاگران در اطراف صحنه می‌نشستند. از همان روز نخست، استقبال بسیار گسترده‌ای صورت گرفت و حتی بسیاری از استادان دانشگاه، پژوهشگران و هنرمندان برای تماشای برنامه حضور پیدا کردند. نکته جالب این بود که پس از پایان اجرا، بسیاری از آنان درباره شخصیت امام حسین(ع)، فلسفه قیام عاشورا و پیشینه تعزیه سؤال می‌کردند. این پرسش‌ها نشان می‌داد که تعزیه توانسته ذهن آنان را درگیر کند و انگیزه‌ای برای شناخت بیشتر فرهنگ عاشورا ایجاد شود. یکی دیگر از خاطراتی که هرگز فراموش نمی‌کنم، مربوط به بانویی مسیحی در فرانسه است. او چند شب پیاپی در محل اجرای تعزیه حضور پیدا می‌کرد و در طول اجرا به شدت منقلب می‌شد. پس از پایان یکی از برنامه‌ها، از طریق مترجم از او پرسیدیم که چه عاملی باعث شده است با وجود تفاوت دینی، چنین ارتباط عاطفی عمیقی با تعزیه برقرار کند. پاسخ او برای همه ما بسیار تأثیرگذار بود. گفت که سال‌ها درباره امام حسین(ع) مطالعه کرده و به این نتیجه رسیده است که شخصیت آن حضرت متعلق به همه انسان‌های آزاده جهان است. او تأکید می‌کرد که دو جمله مشهور امام حسین(ع)، یعنی «هیهات منا الذله» و «اگر دین ندارید، دست‌کم آزاده باشید»، پیام‌هایی جهانی هستند که هیچ مرزی نمی‌شناسند. این سخنان برای ما بسیار ارزشمند بود، زیرا نشان می‌داد پیام عاشورا حتی در میان پیروان دیگر ادیان نیز می‌تواند اثرگذار باشد. در همان سفر، روزنامه‌های معتبر فرانسه نیز گزارش‌هایی درباره تعزیه منتشر کردند و به معرفی شخصیت امام حسین(ع) و فلسفه قیام عاشورا پرداختند. این بازتاب رسانه‌ای نشان داد که تعزیه تنها یک نمایش آیینی نیست، بلکه ظرفیتی فرهنگی برای معرفی اندیشه، تاریخ و هویت ایرانی و اسلامی به جهان به شمار می‌رود. وقتی یک رسانه معتبر خارجی، چندین روز متوالی درباره امام حسین(ع) و نهضت عاشورا مطلب منتشر می‌کند، یعنی این هنر توانسته توجه افکار عمومی را به خود جلب کند و زمینه گفت‌وگو درباره مفاهیم انسانی و اخلاقی را فراهم آورد.

از دیگر تجربه‌های ارزشمند من، همکاری با زنده‌یاد عباس کیارستمی بود. ایشان تعزیه را به ایتالیا بردند و اجراهایی در شهرهای مختلف برگزار شد. نکته‌ای که همواره از رفتار ایشان در ذهن من مانده، احترام عمیقی بود که برای تعزیه قائل بودند. با وجود جایگاه بسیار بلندشان در سینمای جهان، هیچ‌گاه تلاش نکردند در شیوه اجرای تعزیه دخالت کنند. حتی زمانی که از ایشان درخواست می‌شد نظری درباره نحوه اجرا بدهند، با تواضع می‌گفتند که آمده‌اند تا از تعزیه بیاموزند، نه اینکه آن را آموزش دهند. این نگاه برای ما بسیار ارزشمند بود و نشان می‌داد هنرمندی در آن سطح نیز عظمت این میراث فرهنگی را درک کرده است. در جریان آن اجراها، بسیاری از کارگردانان و هنرمندان مطرح خارجی نیز برای تماشای تعزیه حضور پیدا کردند. برخی از آنان از طریق مترجمان اعلام می‌کردند که پیش از این هیچ شناختی از تعزیه نداشته‌اند و تنها به دلیل اعتبار جهانی عباس کیارستمی در محل اجرا حاضر شده‌اند، اما پس از تماشای برنامه، شیفته این هنر شده‌اند. آنان تعزیه را هنری جامع می‌دانستند که در آن نمایش، موسیقی، شعر، حرکت، اسب‌سواری، طراحی صحنه، روایت و احساس، همگی در کنار یکدیگر قرار گرفته‌اند. این نگاه برای ما ارزشمند بود، زیرا نشان می‌داد ظرفیت‌های هنری تعزیه حتی از نگاه متخصصان بین‌المللی نیز قابل توجه است.

تعزیه یکی از اصیل‌ترین هنرهای ایرانی است و قابلیت آن را دارد که به عنوان سفیر فرهنگی ایران در جهان شناخته شود. بسیاری از هنرهای نمایشی در کشورهای مختلف، تنها بر جنبه‌های زیبایی‌شناسانه تمرکز دارند، اما تعزیه علاوه بر ارزش هنری، حامل یک پیام اخلاقی و انسانی نیز هست. همین ویژگی باعث می‌شود که مخاطب، صرف‌نظر از دین و ملیت خود، بتواند با آن ارتباط برقرار کند. وقتی داستان ایثار، وفاداری، آزادگی و دفاع از حقیقت روایت می‌شود، این مفاهیم برای همه انسان‌ها قابل درک است و به همین دلیل، تعزیه در خارج از کشور نیز با استقبال مواجه می‌شود. من همواره معتقدم که اگر این هنر با حفظ اصالت خود به جهان معرفی شود، می‌تواند بیش از گذشته مورد توجه قرار گیرد. تعزیه نباید برای جلب مخاطب خارجی، هویت خود را تغییر دهد، بلکه باید با همان اصالت و صداقت تاریخی ارائه شود. تجربه سفرهای مختلف نیز نشان داده است که آنچه مخاطب خارجی را جذب می‌کند، همین اصالت و حقیقت نهفته در تعزیه است. هر اندازه این اصالت حفظ شود، تأثیرگذاری آن نیز بیشتر خواهد بود و می‌تواند پیام عاشورا را به شیوه‌ای هنرمندانه و ماندگار به گوش جهانیان برساند.

ایکنا ـ لطفاً درباره جایگاه موسیقی در تعزیه، ضرورت آشنایی تعزیه‌خوان با دستگاه‌های موسیقی و تفاوت‌های آوایی نقش‌های مختلف توضیح دهید.

موسیقی در تعزیه، یک عنصر تزئینی یا فرعی نیست، بلکه بخشی از هویت این هنر محسوب می‌شود. اگر کسی تصور کند که تنها با داشتن صدای خوب می‌تواند تعزیه‌خوان موفقی باشد، شناخت درستی از این هنر ندارد. صدای مناسب، تنها یکی از ابزارهای کار است، اما آنچه به اجرا معنا و تأثیر می‌بخشد، شناخت دقیق دستگاه‌های موسیقی ایرانی و توانایی استفاده درست از آن‌ها در موقعیت‌های مختلف است. تعزیه‌خوان باید بداند هر شخصیت با چه دستگاهی سخن می‌گوید، هر صحنه چه فضای موسیقایی می‌طلبد و چگونه باید میان شعر، موسیقی و مفهوم ارتباط برقرار کند. اگر این هماهنگی از بین برود، اجرای تعزیه نیز بخش مهمی از تأثیر خود را از دست خواهد داد. در تعزیه، نوازندگان نیز نقش بسیار مهمی دارند. آنان پیش از آغاز خواندن، فضای موسیقایی مناسب را ایجاد می‌کنند و در واقع دستگاه مورد نیاز را در اختیار تعزیه‌خوان قرار می‌دهند. اگر تعزیه‌خوان نتواند همان دستگاه را به درستی ادامه دهد و از مسیر خارج شود، مخاطب حرفه‌ای به سرعت این ناهماهنگی را تشخیص خواهد داد. به همین دلیل است که استادان قدیم همواره تأکید می‌کردند تعزیه‌خوان باید پیش از هر چیز با موسیقی آشنا باشد. البته این آشنایی به معنای آن نیست که مانند یک خواننده موسیقی سنتی، تمام ظرفیت‌های دستگاه را به نمایش بگذارد؛ بلکه باید موسیقی را در خدمت تعزیه قرار دهد و از افراط در اجرای تحریرها و ظرافت‌های موسیقایی پرهیز کند.

در تعزیه همه هنرها در خدمت اصل واقعه عاشورا قرار می‌گیرند. موسیقی، اسب‌سواری، شمشیربازی، طراحی صحنه و حتی شیوه حرکت بازیگران، همگی باید به روایت صحیح حادثه کربلا کمک کنند. اگر هر یک از این عناصر بر اصل تعزیه غلبه پیدا کند، تعادل اثر از بین می‌رود. برای مثال، اگر تعزیه‌خوان بیش از اندازه درگیر نمایش توانایی‌های موسیقایی خود شود، ممکن است مخاطب به جای توجه به پیام عاشورا، تنها به زیبایی صدا توجه کند. این در حالی است که فلسفه تعزیه، انتقال مفاهیم دینی و انسانی است و همه عناصر هنری باید در خدمت این هدف قرار گیرند. یکی از دشوارترین بخش‌های تعزیه، اجرای نقش اشقیاست. بسیاری تصور می‌کنند اشقیاخوانی تنها به معنای بلند خواندن یا نشان دادن خشونت است، در حالی که حقیقت کاملاً متفاوت است. کسی که نقش شمر، حرمله یا دیگر شخصیت‌های منفی را اجرا می‌کند، در زندگی واقعی از دوستداران اهل‌بیت(ع) است و با عشق وارد این عرصه شده است. هنگامی که در صحنه باید به حضرت عباس (ع)، امام حسین (ع) یا دیگر یاران ایشان جسارت کند، طبیعی است که قلبش آزرده شود و احساساتش برانگیخته شود. هنر اشقیاخوان در این است که این اندوه و ارادت درونی را پنهان کند و شخصیت تاریخی مورد نظر را با همه ویژگی‌هایش به تصویر بکشد.

تعزیه با عشق به اهل‌بیت (ع) و شاگردی در محضر استادان ماندگار شده است

بارها برای من پیش آمده است که هنگام اجرای صحنه‌های مربوط به شهادت حضرت عباس(ع) یا حضرت علی‌اصغر(ع)، در درون به شدت منقلب شده‌ام، اما ناچار بوده‌ام احساسات خود را کنترل کنم تا نقش آسیب نبیند. اگر اشقیاخوان نتواند این قساوت را به شکلی باورپذیر نشان دهد، مظلومیت جبهه حق نیز آن‌گونه که باید برای مخاطب آشکار نخواهد شد. درست همان‌گونه که در آثار نمایشی، قدرت شخصیت منفی، زمینه درخشش شخصیت مثبت را فراهم می‌کند، در تعزیه نیز هرچه اشقیا با دقت و مهارت بیشتری اجرا شوند، عظمت و مظلومیت اولیای الهی بهتر نمایان خواهد شد. در طول سال‌های فعالیت، بارها شاهد واکنش‌های عاطفی مردم نسبت به اجرای نقش اشقیا بوده‌ام. گاهی مخاطبان آن‌چنان با فضای تعزیه همراه می‌شوند که برای لحظاتی مرز میان نمایش و واقعیت را فراموش می‌کنند. به یاد دارم در یکی از اجراها، هنگامی که صحنه‌ای از شهادت طفلان مسلم(ع) اجرا می‌شد، یکی از حاضران به تصور اینکه حادثه واقعی است، با عصبانیت به سمت صحنه حرکت کرد و اگر اطرافیان مانع نمی‌شدند، ممکن بود به بازیگران آسیب برساند. در اجرای دیگری نیز هنگام ایفای نقش شمر، فردی از میان جمعیت به سمت من آمد و بعدها با گریه و عذرخواهی گفت که شدت تأثیر صحنه باعث شده است برای لحظه‌ای تصور کند واقعه کربلا در برابر چشمانش در حال وقوع است. این واکنش‌ها، هرچند نیازمند مدیریت و حفظ نظم مجلس است، اما نشان می‌دهد تعزیه تا چه اندازه می‌تواند احساسات و باورهای مخاطب را درگیر کند. به همین دلیل، اشقیاخوانی را یکی از سخت‌ترین بخش‌های تعزیه می‌دانم.

اشقیاخوان باید هم از نظر شعر، هم از نظر موسیقی، هم از نظر بیان، هم از نظر حرکت و هم از نظر شناخت تاریخ، تسلط کامل داشته باشد. افزون بر این، باید بتواند میان باور قلبی خود و نقش نمایشی فاصله ایجاد کند؛ کاری که به هیچ عنوان آسان نیست. بسیاری از استادان بزرگ تعزیه نیز معتقد بودند که ایفای درست نقش اشقیا، نیازمند سال‌ها تجربه، تمرین و شاگردی در کنار بزرگان این هنر است و هر کسی نمی‌تواند تنها با حفظ چند نسخه، این مسئولیت سنگین را بر عهده بگیرد. از همین رو، همواره به نسل جوان توصیه می‌کنم که پیش از ورود به نقش‌های اصلی، موسیقی تعزیه را به صورت اصولی فرا بگیرند، نسخه‌ها را با دقت مطالعه کنند و در کنار استادان با تجربه حضور داشته باشند. اگر این مسیر با صبر و حوصله طی شود، هم اصالت تعزیه حفظ خواهد شد و هم نسل جدید می‌تواند این میراث ارزشمند را با همان کیفیتی که از گذشتگان به ما رسیده است، به آیندگان منتقل کند.

پایان بخش نخست.

انتهای پیام
خبرنگار:
داوود کنشلو
دبیر:
فاطمه بختیاری
captcha