شاید برای بسیاری از افراد، «اوقات فراغت» فقط به معنای زمان خالی از کار یا فاصله میان وظایف روزمره باشد؛ اما وقتی سخن از نوجوانی به میان میآید، این ساعات بهظاهر بیبرنامه، به یکی از مهمترین و تأثیرگذارترین بخشهای زندگی روزانه تبدیل میشوند. نوجوانی، دوره حساس شکلگیری هویت، اوج هیجانات و زمانی است که ذهن بیش از هر مرحله دیگری به تجربه، کشف و خلاقیت نیاز دارد.
اوقات فراغت، برخلاف آنچه گاه تصور میشود، زمان هدررفته نیست؛ بلکه فرصتی ارزشمند برای تمرین استقلال، کشف علایق شخصی و حتی بازیابی توان روانی پس از فشارهای تحصیلی و اجتماعی است. نوجوانی که بتواند این زمان را به شکلی معنادار سپری کند، نه تنها از بسیاری آسیبهای دوران جوانی در امان میماند، بلکه مهارتهای زیستن را در بستری طبیعی و بیپیرایه میآموزد.
خبرگزاری ایکنا بنابر رسالت آگاهیبخشی به خانوادهها به ویژه والدین، درسگفتارهایی را در رابطه با همین موضوع تهیه کرده است که در این مجموعه، لیلا میرمحمدصادقی، روانشناس و مشاور نوجوانان، از لایههای پنهان این فرصت طلایی خواهد گفت؛ از چالشها و ظرفیتهای اوقات فراغت نوجوانان و نقشی که والدین و مربیان میتوانند در همراهی آگاهانه با نوجوانان ایفا کنند که در ادامه میبینیم و میخوانیم.
در ادامه درسگفتارهای پیشین، اینک به سومین گفتار از سلسله مباحث «اوقات فراغت و نوجوانی» میرسیم. در جلسات گذشته، کلیاتی را درباره این موضوع مطرح کردیم؛ اما امروز قصد داریم به مسئلهای بپردازیم که شناخت آن برای والدین، از ضروریترین و راهگشاترین آگاهیها به شمار میرود.
بسیاری از والدین، گاه در تشخیص رفتارهای سالم از ناسالم، یا بهعبارت دقیقتر، رفتارهای بههنجار از نابهنجار در نوجوانان، دچار تردید و سردرگمی میشوند. ریشه این ناتوانی در تمایز، اغلب به عدم شناخت کافی از تغییرات بنیادین این دوره بازمیگردد. از این رو، آگاهی عمیق و همهجانبه از دگرگونیهای جسمانی، روانی و عصبی دوران نوجوانی، نه یک گزینه فرعی، بلکه یک نیاز اساسی برای هر والد آگاه و مسئولی محسوب میشود.
یکی از مهمترین تحولاتی که در این مقطع حساس رخ میدهد، تغییری است که در مغز نوجوان اتفاق میافتد. درک این تغییرات عصبی، کلید فهم بسیاری از رفتارهایی است که شاید در نگاه نخست، غیر منطقی یا غیر قابل توضیح به نظر برسند. به همین منظور، مناسب است نگاهی کوتاه و روشنگرانه به تفاوتهای ساختاری و کارکردی مغز نوجوان در مقایسه با مغز بزرگسال داشته باشیم و ببینیم که چه فرایندهایی در این اندام پیچیده در جریان است و رفتارهای بروزیافته از نوجوان، چگونه و در کدام نواحی مغزی ریشه دارند.
همه ما میدانیم که در دوران بزرگسالی، ناحیه پیشانی مغز – که مسئولیت عملکردهای عالی شناختی را بر عهده دارد – به رشد کامل خود میرسد. این ناحیه، امکان استدلال منطقی، حل مسئله، برنامهریزی، کنترل تکانه و نیز ظرفیت بررسی هیجانات و انتخاب واکنش مناسب نسبت به آنها را فراهم میآورد. به بیان ساده، بزرگسال قادر است هیجانی را که تجربه میکند، بشناسد، ارزیابی کند و سپس رفتاری متناسب با آن هیجان بروز دهد.
اما در مغز نوجوان، وضعیت به گونهای دیگر رقم میخورد. در این دوره، ناحیه پیشانی هنوز به بلوغ کامل نرسیده و فرایند رشد و تکامل آن تا اوایل دهه سوم زندگی ادامه مییابد. در مقابل، بخش دیگری از مغز به نام آمیگدال – که مرکز پردازش هیجانات و احساسات است – در این دوران فعالیتی بسیار برجسته و پرتأثیر دارد.
جالب اینجاست که در نوجوانی، به اصطلاح، آمیگدال رهبری را در دست میگیرد؛ از همین رو، برخی پژوهشگران این دوره را با عنوان «آمیگدالدرایور» یا «هیجانمحور» یاد میکنند. یعنی محرک اصلی رفتار نوجوان، بیشتر از جنس هیجان و احساس است تا استدلال و تعقل. به همین دلیل است که گاه نوجوان، بیدرنگ و بهیکباره واکنشی هیجانی نشان میدهد یا دست به عملی میزند که پس از آن، وقتی از او میپرسیم: «مگر فکر نکردی که این کار را نباید بکنی؟»، پاسخی جز سکوت یا ابراز پشیمانی ندارد؛ زیرا بخشی از مغز که مسئول «فکر کردن پیش از عمل» است، هنوز به بلوغ کارکردی نرسیده است.
اما نکته شگفتانگیزتر آنکه این تحولات، تنها به تغییرات کارکردی محدود نمیشود؛ بلکه در سطح ساختاری نیز، فرایندی مهم و تعیینکننده در مغز نوجوان در حال رخ دادن است. هنگامی که کودک متولد میشود، میلیونها نورون و سیناپس در مغز او شکل میگیرند. در حدود سه سالگی، روندی طبیعی از کاهش و هرسسازی سیناپسها آغاز میشود؛ بهگونهای که اتصالات کماستفادهتر از بین میروند و اتصالات پربازدهتر تقویت میشوند. این فرایند، باعث میشود از سه سالگی به بعد، کودک رفتارهایی نهادینهشده و نسبتاً پایدار از خود نشان دهد.
شگفتی ماجرا اینجاست که این روند دوباره و در سنین حدود 12 تا 13 سالگی، یعنی اوایل دوران نوجوانی تکرار میشود. بار دیگر، شاهد کاهش تعداد سیناپسها و در مقابل، پرقدرتتر شدن برخی از آنها هستیم. یعنی دقیقاً در همین دوره، پایههای عصبی بسیاری از رفتارهای نوجوانی در حال شکلگیری و تثبیت است و آن دسته از رفتارهایی که در این مقطع تکرار و تقویت میشوند، در واقع در مسیر نهادینهشدن قرار میگیرند. از همین روست که دوران نوجوانی را یکی از حساسترین و سرنوشتسازترین مقاطع زندگی میدانند؛ زیرا بسیاری از الگوهای رفتاری، در همین سالها تثبیت میشوند و تا بزرگسالی تداوم مییابند.
جالب آنکه پژوهشها و دادههای آماری متعدد نیز این واقعیت را تأیید میکنند که رفتارهای شکلگرفته در دوران نوجوانی، اغلب پیشبینیکنندههای نیرومندی برای نیکزیستی، بهزیستی روانشناختی و شادکامی در دوران بزرگسالی به شمار میروند. یعنی اگر نوجوانی در این مقطع، الگوهای رفتاری سالم، سازنده و متناسب با رشد طبیعی خود را تجربه کند، در آینده از سلامت روانی بالاتر و کیفیت زندگی مطلوبتری برخوردار خواهد بود.
انتهای پیام