به گزارش ایکنا، حجتالاسلام والمسلمین محمد تاجیک، استاد حوزه علمیه، شامگاه ۲۸ تیرماه در همایش «تحقق وعده انتقام» که از سوی دانشگاه باقرالعلوم(ع) برگزار شد، به بحث «تقابل فهم منظومهای و گزارهای از انتقام؛ نقدی از منظر اخلاقباور» پرداخت. وی با اشاره به موضوع خودآگاهی معرفتی گفت: ما ناخودآگاه از ایدهای که خودمان به آن میرسیم خوشمان میآید و آن را دوست داریم، اما در اینجا باید مراقب باشیم تا در دام این مسئله نیفتیم و بتوانیم بهدرستی درباره ایدههای خود قضاوت کنیم.
وی افزود: در غرب، بحث «سوگیری شناختی» در همین راستا مورد توجه قرار گرفته است. اهمیت این موضوع در آن است که سوگیری در بخش ناخودآگاه رخ میدهد و ما باید آن را مورد نقد و بررسی قرار دهیم.
استاد حوزه با بیان اینکه برخی در داخل کشور تقلید را زیر سؤال میبرند، گفت: در فضای علمی غرب، نویسندهای تأکید دارد که وقتی کسی فحص علمی ندارد، باید به مرجعیت علمی رجوع کند. این سخن، مشروعیت و عقلانی بودن تقلید را اثبات میکند و نشان میدهد تبعیت از مرجع علمی، فرد را به حقیقت نزدیکتر میکند؛ البته این استدلال برای کسانی که اسامی غربی برایشان جذابیت دارد، کاربرد دارد.
وی ادامه داد: در ادبیات فقهی ما تأکید زیادی بر «اعلمیت» است، در حالی که امام عسکری(ع) در روایتی فرمودند: «اما من کان من الفقهاء صائنا لنفسه حافظاً لدینه مخالفاً لهواء مطیعاً لأمر مولاه فللعوام أن یقلدوه». در این روایت، ملاک اصلی اعلمیت نیست، زیرا هر عالمی در معرض سوگیریهای شناختی است؛ لذا نقش تقوا، صیانت از نفس و ورع در مرجعیت و فقاهت بسیار حیاتی است. برای مثال، علامه حلی برای آنکه در صدور حکم فقهی تحت تأثیر سوگیری قرار نگیرد، چاه منزلش را بست تا تمرکز کامل داشته باشد.
وی در ادامه افزود: یکی از اساتید درس خارج، پس از شهادت حاج قاسم، مقالهای با عنوان «قرآن و ادب انتقام» نوشت و شهادت ایشان را با شهادت حمزه(ع) در جنگ احد مقایسه کرد و استدلال نمود که وقتی مؤمنین خواستند در ازای انتقام حضرت حمزه، جمع زیادی از کفار را بکشند، خداوند آیهای نازل کرد تا جلوی این انتقام گرفته شود و دستور بر مقابله به مثل بود. این شخص پرسیده است که چرا میخواهید انتقام حاج قاسم را بگیرید؟
تاجیک با تأکید بر این نکته که خطای این دیدگاه در یکسان دانستن «انتقام» و «قصاص» است، اظهار کرد: اگر بحث فقط قصاص باشد، یعنی اگر ۱۸۰ نفر از دشمن را کشتیم و آنها ۱۷۹ نفر از ما را، باید چرتکه بیندازیم تا مساوی شود؟ این تفکر مضحک است. در جنگ، ملاک این آیه است: «فَإِذَا لَقِيتُمُ الَّذِينَ كَفَرُوا فَضَرْبَ الرِّقَابِ...»؛ یعنی آنقدر از دشمن بکش و اسیر بگیر تا لشکر دشمن نابود شود و جنگ به پایان برسد. قرآن فرموده است طوری دشمن را بزنید که او مجبور به پیشنهاد صلح شود، نه اینکه خودتان به دنبال صلح بروید.
وی با انتقاد از سخنان اخیر یکی از رؤسای جمهور پیشین افزود: ایشان گفتهاند «اینک بیش و پیش از هر چیز مردم و به خصوص نظام حکمرانی باید به صلاح ایران و ملت بیندیشند و مراقب باشند که فرصتهای ارزنده توافق از دست نرود و خدای ناخواسته به تهدید مبدل نشود». این سخن یک مغالطه و خلاف نظر قرآن است.
وی تأکید کرد: صورتبندی سخنان وی به این معناست که چون اسرائیل از توافق با آمریکا ناراضی است، پس هر کسی که از توافق ناراضی باشد، مانند اسرائیل است، ولو نیتش خیر باشد.
استاد حوزه با اشاره به توافقنامه ورسای و ظلمهای پیروزان جنگ جهانی اول در برابر آلمان افزود: کشورهای پیروز، بدون حضور آلمان برای او تصمیم گرفتند، او را مقصر جنگ دانستند و مجبور کردند خسارات سنگینی بپردازند و ۱۳ درصد از خاک و تمام مستعمرات خود را از دست بدهد. حتی ارتش او را به زیر صدهزار سرباز محدود کردند و اجازه داشتن نیروی هوایی، زیردریایی و تانک را از او گرفتند.
این پژوهشگر در ادامه با بیان اینکه «سوگیری شفقت نابجا» از موانع شناخت حقیقت است، گفت: یک روانشناس برجسته غربی در کتاب «علیه همدلی» معتقد است بدترین سم، دلسوزی بیجاست. رأفت و رحمت نابجا از منظر خداوند نیز درست نیست؛ لذا درباره زناکار فرموده است که به آنها دلسوزی نکنید و مجازاتشان کنید.
وی ادامه داد: آنچه صفین را به زمین زد، خوارج و پشتوانه آن دلسوزی نابجای اشعث بن قیس بود؛ در حالی که برخی او را نفوذی معاویه میدانستند. او به حضرت علی(ع) گفت دلم برای مردم عراق میسوزد که زن و بچههایشان یتیم شدند و پرسید تو با اینها چه خواهی کرد. فردی به نام ربعی در لشکر حضرت گفت: «گوش به حرف علی(ع) بدهید و دین را با شفقت و مهربانی نابجا ضایع نکنید»، اما گوش ندادند و حکمیت بر حضرت تحمیل شد.
وی افزود: هیچکس دوست ندارد جانی از ملت ایران کم شود و هرچه کسی به خدا نزدیکتر باشد، دردش بیشتر است، اما در برابر دشمن نباید کوتاه آمد. حضرت علی(ع) در مواجهه با عمار که ۹۰ سال سن داشت، او را بغل گرفت و به جان او نگران بود، اما وقتی حکم خدا در کار بود، بهترین یارانش را به میدان نبرد فرستاد.
وی گفت: برخی از امام صادق(ع) پرسیدند اگر دو گروه مسلمان (یکی عادل و دیگری باغی) با هم بجنگند چه باید کرد؟ حضرت فرمودند اگر گروه باغی «عقبه» (پناهگاه) داشته باشند، اسیر و مجروح او را بکش؛ کاری که خود حضرت علی(ع) در صفین انجام داد. پس کشتن اسیر و مجروح در همه جا حکم یکسانی ندارد و نباید با این وضع، انتقام را کنار بگذاریم و بگوییم «الیوم یوم المرحمه» (امروز روز رحمت است).
تاجیک در پایان تأکید کرد: اگر به هیچ دینی هم معتقد نباشیم، وقتی مردم عادی میفهمند برای حفظ کشور و امنیت، چارهای جز انتقام نیست، چرا برخی باید خلاف این خواسته عمل کنند؟
انتهای پیام