کد خبر: 4365491
تاریخ انتشار : ۳۱ تير ۱۴۰۵ - ۱۲:۵۳
ایکنا گزارش می‌دهد

طلوع امید برای قطع زنجیره وراثت فقر کودکان در «صبح رویش»

در محله‌هایی که به جای ثروت، فقر و کار به کودکان به ارث می‌رسد، تنها یک امید برای آینده باقی می‌ماند؛ درس خواندن، آموختن و قطع چرخه تبدیل کودک به کودک کار و خیابان؛ امیدی که در مدارس صبح رویش طلوع کرده است.

بهشت بچه‌های دروازه غار؛ وقتی فقر و کار کودک دیگر به ارث نمی‌رسدبه گزارش خبرنگار ایکنا، اینجا متفاوت‌ترین مدرسه ایران است؛ بچه‌ها اول صبح‌ها، سر صف به شکل دایره‌وار دور هم جمع می‌شوند، خبری از صف‌ بستن معمول مدارس دیگر نیست؛ به اندازه کافی دنیای بیرون از این مدرسه، کودکان کار و خیابان را خسته کرده است؛ پس انسان‌هایی انسان‌دوست تلاش کرده‌اند این مدرسه را به امن‌ترین و لذت‌بخش‌ترین و البته متفاوت‌ترین نقطه دروازه غار تبدیل کنند.

این بچه‌ها خودشان به تنهایی مدرسه می‌آیند، پدرها و مادرهایشان نه برای آنها لقمه می‌گیرند، نه قربان صدقه درس خواندن و مدرسه رفتنشان می‌روند، نه برایشان کتاب و دفتر می‌خرند و نه .... ؛ به جای همه این‌ کارها آنها را سر چهارراه، بازار، کارگاه و ... می‌فرستند تا کار کنند، گاری بکشند، در تولیدی‌های زیرزمینی کار کنند، گل بفروشند، اسفند دود کنند و ... .

خیلی از این بچه‌ها حتی نمی‌توانند مثل بچه‌‌های دیگر از صبح تا ظهر درس بخوانند؛ شاید بتوانند روزی دو ساعت سری به اینجا بزنند، اما فرشته‌هایی که نامشان معلم است اینجا از همین دو ساعت هم برای ساختن راهی برای نجات بچه‌ها استفاده می‌کنند. اینجا معلم‌ها خیلی مهربان‌تر از همه جای دنیا هستند، خبری از سخت‌گیری‌ و حضور و غیاب و تنبیه نیست.

کلاس‌های درس این مدرسه هم متفاوت است؛ بچه‌ها «الفبا» را با قصه یاد می‌گیرند، کلاس‌های اینجا دیوارهایی از پارچه و حریر دارد، گرد است و به جای صندلی‌های سفت، صندلی‌های نرم دارد. حتی بچه‌ها خودشان انتخاب می‌کنند امروز سر کلاس فارسی بروند یا ریاضی. 

بهشت بچه‌های دروازه غار؛ وقتی فقر و کار کودک دیگر به ارث نمی‌رسد

در یکی از کلاس‌ها بچه‌‌ها دور یک میکروسکوب جمع شده‌اند تا دنیا را کشف کنند؛ چون معلم‌هایشان به آنها صرفاً نمی‌گویند دنیا اینگونه است و آنگونه است، بلکه آنها را تشویق می‌کنند دنیا را خودشان کشف کنند.

اینجا کارگاه چوب هم دارد؛ بوی خوش چوب فضای کارگاه را پر کرده و بچه‌ها بخشی از دردهای وجودشان را روی چوب‌ها حک می‌کنند، تراش می‌دهند، سمباده می‌کشند و خلق می‌کنند تا آرام‌ شوند؛ هر چیزی هم که درست کردند را می‌توانند با خود ببرند، البته وقت‌هایی که بچه‌ها در کارگاه چوب نیستند، معلم‌ها و استادانشان می‌آیند و محصولات چوبی تولید می‌کنند تا به نفع بچه‌‌ها به فروش برسد. 

تمام محوطه مملو است از جملات مثبت، ایده‌هایی برای کمی شاد شدن، حتی روی سطل زباله هم نوشته شده «محل نگهداری افکار سمی». مدرسه صبح رویش یک «چتر رنگی رنگی» هم دارد که اگر دو نفر با هم دعوا کنند، به زیر آن می‌روند و با هم صحبت می‌کنند تا مشکلاتشان را حل کنند و اگر خودشان نتوانستند، روانشناسان و معلم‌ها به آنها کمک می‌کنند تا به یک نتیجه مشترک برسند و همه این‌ کارها برای این است که بچه‌‌ها کنترل خشم و گفت‌وگو کردن برای یافتن راه‌حل مشکلات را بیاموزند. ای کاش در همه مدارس ایران چنین چتری گسترده بود.

بهشت بچه‌های دروازه غار؛ وقتی فقر و کار کودک دیگر به ارث نمی‌رسد

حضور در این مدرسه فرصتی است برای چند دقیقه نفس کشیدن و دور بودن از محیط پر از آسیب اطراف؛ اینجا انقدر امن است که می‌تواند حال بچه‌ها را خوب کند و توانی برای ادامه زندگی به آنها دهد.

بخشی از محوطه مدرسه کاملاً سرسبز است؛‌ اتوبوس «جابزی» هم پارک شده است که هر روز از سر چهارراه‌ها، کنار کارگاه‌ها و هر محلی که بچه‌های کار و آسیب در آنجا حضور دارند، می‌رود و با کلی بازی و تفریح فرصت یادگیری و کودکی کردن را برای بچه‌های کار و آسیب فراهم می‌کند؛ بچه‌‌هایی که برخلاف دیگر هم‌سن‌‌وسالان خود، درگیر مسائل حیاتی و اولیه خود هستند پس باید تغذیه، درمان، پوشاک و مسائل خانوادگی آنها توسط تیم مددکاران و روانشناسان پیگیری شود.

این بچه‌ها از همان اول دبستان وارد مهارت آموزی می‌شوند و با بالا رفتن پایه‌ درسی آنها، مهارت‌های آموزشی نیز تخصصی‌تر می‌شود؛ اقدامی برای اینکه این بچه‌ها بتوانند در آینده صاحب کاری شرافتمندانه شوند و بچه‌های خودشان را راهی چهارراه‌ها، انبارها، کارگاه‌ها و ... نکنند.

بهشت بچه‌های دروازه غار؛ وقتی فقر و کار کودک دیگر به ارث نمی‌رسد

بچه‌هایی که توان ماندن در خانه‌هایشان به دلیل اعتیاد یا مشکلات اخلاقی خانواده‌هایشان را ندارند نیز می‌توانند در مرکز نگهداری شبانه‌روزی این مدرسه زندگی کنند؛ مرکزی که در آن تلاش می‌شود احساس در خانه‌ واقعی بودن را به آنها منتقل کند.

تمام هزینه‌های این مدرسه نیز توسط خیرین تأمین می‌شود؛ یعنی به جای ارائه صرف غذا  یا پوشاک به نیازمندان، می‌توان با سازماندهی و استفاده از افراد تحصیل کرده و کارشناس، مرکزی برای ساختن آینده بچه‌های آسیب دیده، کودکان کار و قطع ریشه‌ای به ارث بردن فقر ساخت. شاید همین مدرسه تنها راهی باشد که والدین بتوانند مسیری متفاوت برای آینده و فرزندان خود ایجاد کنند.

مدرسه صبح رویش 11 مرکز و هزار دانش‌آموز دارد؛ اما فراتر از همه اینها یک الگو است؛ الگوی انجام هوشمندانه کار خیر که امیدواریم در کشور ترویج شود.

 برای مشاهده گزارش تصویری مدرسه صبح رویش اینجا کلیلک کنید.

انتهای پیام
خبرنگار:
زهرا ایرجی
دبیر:
فاطمه بختیاری
captcha