به گزارش ایکنا، بتولسادات بنیادی، مدیر گروه جنسیت و مطالعات اسلامی پژوهشکده زن و خانواده دانشگاه ادیان و مذاهب، چهارم مردادماه در نشست علمی «کرسی ترویجی بازشناسی و طبقهبندی جنس زبانی در قرآن مجید» که به میزبانی جامعهالزهرا(س) برگزار شد، به تبیین پژوهش خود پرداخت.
وی با اشاره به اینکه این تحقیق بر اساس روش «گراندد تئوری» (نظریه زمینهای) و با بررسی اشباعشدهی آیات مرتبط با جنس و جنسیت در هشت جزء قرآن انجام شده است، اظهار کرد: مفاهیمی چون «جنس» و «جنسیت» اگرچه در ادبیات پژوهشی امروز به عنوان مفاهیمی نوپدید مطرح میشوند، اما در واقع همواره قرین با حیات بشر بودهاند. وی همچنین بر اهمیت مفاهیم «جنس دستوری» و «جنس زبانی» در مقاله خود تأکید کرد و خاطرنشان ساخت که جنس زبانی دارای منشأ روانشناختی و هستیشناختی است. در مطالعات زبانی، نحوه ارتباط عناصر زبانی با ذهن و شناخت موضوعی کلیدی است.
وی با تأکید بر تفکیک میان «ادبیات» و «زبان» تصریح کرد: در بسیاری از پژوهشها میان این دو خلط صورت میگیرد، در حالی که تفاوت آنها آشکار است. پژوهش حاضر در حوزه «زبان» است، نه ادبیات؛ بدین معنا که ما از بنیاد و هستی زبانی سخن میگوییم.
مدیر گروه جنسیت و مطالعات اسلامی پژوهشکده زن و خانواده دانشگاه ادیان و مذاهب در تشریح ارتباطات زبانی گفت: پرسش اساسی این است که عناصر زبانی چگونه با عناصر غیرزبانی ارتباط برقرار میکنند؟ در این راستا، سه نوع ارتباط «ارجاعی»، «بینمتنی» و «نهادی» مطرح است که هر سه مورد را میتوان در جنس زبانیِ قرآن کریم مشاهده کرد.
وی با بررسی تطبیقی زبانهای مختلف افزود: زبانهای سامی (از جمله عربی) دوجنسیتی هستند، اما زبانهای اروپایی یا سه جنسیتی بودهاند و یا در طول زمان فاقد جنسیت شدهاند و هر یک امکانات و محدودیتهای خاص خود را دارند.
بنیادی همچنین در رابطه با تقابل «مجاز و حقیقت» بیان کرد: این دوگانه، امری ادبی است و خلط میان زبان و ادبیات باعث ایجاد اشکالاتی در این زمینه شده است. زبان به مثابه یک پدیده دلالی و زبانشناختی است و ادبیات، کاربستِ این پدیده محسوب میشود؛ به عبارت دیگر، زبان یک نظام بینالاذهانی است و گفتار، امری خارجی است.