به گزارش ایکنا از همدان، در پی عمل به فرمایش امام شهید که فرمودند: «فعالان فرهنگی به مطالعه و آموزش نهجالبلاغه توجه ویژهای داشته باشند.» ایکنای همدان بازخوانی و بیان برخی از نکات حکمتها، نامهها و خطبهها را دنبال میکند؛ محمدرضا فریدونی مدیر کانون دعاپژوهی صادقین و عضو هيئت علمی گروه الهیات دانشگاه بوعلی سینا همدان در ادامه شرح و تفسیر حکمتهای نهجالبلاغه در این نوشتار به تفسیر حکمت 108 تا 112 این کتاب پرداخته است که در ادامه با هم میخوانیم:
حضرت امیرالمؤمنین(ع) در حکمت ۱۰۸ نهجالبلاغه میفرماید: «لَقَدْ عُلِّقَ بِنِيَاطِ هَذَا الْإِنْسَانِ بَضْعَةٌ هِيَ أَعْجَبُ مَا فِيهِ وَ [هُوَ] ذَلِكَ الْقَلْبُ، وَ ذَلِكَ أَنَّ لَهُ مَوَادَّ مِنَ الْحِكْمَةِ وَ أَضْدَاداً مِنْ خِلَافِهَا؛ فَإِنْ سَنَحَ لَهُ الرَّجَاءُ أَذَلَّهُ الطَّمَعُ، وَ إِنْ هَاجَ بِهِ الطَّمَعُ أَهْلَكَهُ الْحِرْصُ، وَ إِنْ مَلَكَهُ الْيَأْسُ قَتَلَهُ الْأَسَفُ، وَ إِنْ عَرَضَ لَهُ الْغَضَبُ اشْتَدَّ بِهِ الْغَيْظُ، وَ إِنْ أَسْعَدَهُ [الرِّضَا] الرِّضَى نَسِيَ التَّحَفُّظَ، وَ إِنْ غَالَهُ الْخَوْفُ شَغَلَهُ الْحَذَرُ، وَ إِنِ اتَّسَعَ لَهُ الْأَمْرُ اسْتَلَبَتْهُ الْغِرَّةُ، وَ إِنْ أَفَادَ مَالًا أَطْغَاهُ الْغِنَى، وَ إِنْ أَصَابَتْهُ مُصِيبَةٌ فَضَحَهُ الْجَزَعُ، وَ إِنْ عَضَّتْهُ الْفَاقَةُ شَغَلَهُ الْبَلَاءُ، وَ إِنْ جَهَدَهُ الْجُوعُ [قَعَدَتْ بِهِ الضَّعَةُ] قَعَدَ بِهِ الضَّعْفُ، وَ إِنْ أَفْرَطَ بِهِ الشِّبَعُ كَظَّتْهُ الْبِطْنَةُ؛ فَكُلُّ تَقْصِيرٍ بِهِ مُضِرٌّ وَ كُلُّ إِفْرَاطٍ لَهُ مُفْسِد؛ و درود خدا بر او، فرمود: به رگهاى درونى انسان پاره گوشتى آويخته كه شگرفترين اعضاى درونى اوست، و آن قلب است، كه چيزهايى از حكمت، و چيزهايى متفاوت با آن، در او وجود دارد.
پس اگر در دل اميدى پديد آيد، طمع آن را خوار گرداند، و اگر طمع بر آن هجوم آورد حرص آن را تباه کند، و اگر نااميدى بر آن چيره شود، تأسف خوردن آن را از پاى درآورد، اگر خشمناک شود كينهتوزى آن فزونى يابد و آرام نگيرد، اگر به خشنودى دست يابد، خويشتندارى را از ياد برد، و اگر ترس آن را فراگيرد پرهيز كردن آن را مشغول کند و اگر به گشايشى برسد، دچار غفلتزدگى شود، و اگر مالى بهدست آورد، بىنيازى آن را به سركشى كشاند، و اگر مصيبت ناگوارى به آن رسد، بىصبرى رسوايش كند، و اگر به تهيدستى مبتلا شود، بلاها او را مشغول کند، و اگر گرسنگى بىتابش كند، ناتوانى آن را از پاى درآورد، و اگر زيادى سير شود، سيرى آن را زيان رساند. پس هرگونه كندروى براى آن زيانبار، و هرگونه تندروى براى آن فسادآفرين است.»
این حکمت با اشاره به جایگاه قلب، آن را شگفتانگیزترین عضو انسان معرفی میکند و بیان میدارد که حالات مختلفی همچون امید، طمع، حرص، یأس، خشم، ترس، غنا، فقر، گرسنگی و سیری، هر یک میتوانند در صورت افراط یا تفریط انسان را از مسیر اعتدال خارج کنند؛ از همینرو، امیرالمؤمنین(ع) در پایان این حکمت میفرماید: «هر کوتاهی زیانبار و هر افراطی فسادآفرین است.»
بیشتر بخوانید:
برای فهم کامل این حکمت، مباحث علمی و معرفتی گستردهای قابل طرح است؛ اما بهصورت اجمالی باید گفت که حضرت امیر(ع) در این فراز به قلب مادی نیز توجه دارند. قلب در بدن انسان وظیفه خونرسانی را بر عهده دارد و از آنجا که همواره در حرکت و دگرگونی است، «قلب» نامیده شده است.
در کنار قلب مادی، قلب معنوی نیز مطرح است. انسان دارای مراتب وجودی مختلفی از جمله عالم نفس، عالم قلب و عالم روح است و در عالم قلب، حقایق الهی تجلی مییابد. در عرفان اسلامی نیز میان قلب مادی و قلب معنوی ارتباطی عمیق وجود دارد.
اگر حقیقت در قلب انسان جای گیرد، اعضا و جوارح نیز از آن تأثیر میپذیرند. این حکمت امام علی(ع) نشان میدهد که روح و بدن تأثیر متقابل بر یکدیگر دارند؛ بنابراین همانگونه که بیماری جسم بر روح اثر میگذارد، غمها و ناراحتیهای روحی نیز بر جسم انسان تأثیرگذار است. از همینرو، حکیمان گذشته در درمان بیماران، هم به جسم و هم به روح توجه میکردند و به درمان خود کلمه شفا را اطلاق میکردند.
در حکمت ۱۰۹، امیرالمؤمنین(ع) میفرماید: «نَحْنُ النُّمْرُقَةُ الْوُسْطَى، [الَّتِي يَلْحَقُ بِهَا التَّالِي] بِهَا يَلْحَقُ التَّالِي وَ إِلَيْهَا يَرْجِعُ الْغَالِي؛ و درود خدا بر او، فرمود: ما تكيهگاه ميانهايم، عقبماندگان به ما مىرسند، و پيشتاختگان به ما باز مىگردند.»
این حکمت از جمله فرازهایی است که به فضایل اهل بیت(ع) اشاره دارد. مقصود از «تکیهگاه میانه» این نیست که گروهی در یکسو و گروهی در سوی دیگر قرار دارند، بلکه بیانگر آن است که اهل بیت(ع) در عالیترین جایگاه هدایت قرار گرفتهاند. همچنین تعبیر «امت وسط» که در آیه 143 سوره مبارکه «بقره» آمده است: «وَكَذَٰلِكَ جَعَلْنَاكُمْ أُمَّةً وَسَطًا» به معنای برترین امت است؛ از اینرو هرکس از مسیر حق عقب مانده باشد باید اعتقادات خود را با مکتب اهل بیت(ع) هماهنگ کند و وفق دهد، اگر کسی دچار افراط شده است نیز باید به این مسیر بازگردد. یکی از راههای دستیابی به این هماهنگی، انس با قرآن کریم، احادیث و نهجالبلاغه است.
در حکمت ۱۱۰ نیز امام علی(ع) میفرماید: «لَا يُقِيمُ أَمْرَ اللَّهِ سُبْحَانَهُ إِلَّا مَنْ لَا يُصَانِعُ وَ لَا يُضَارِعُ وَ لَا يَتَّبِعُ الْمَطَامِعَ؛ فرمان خدا را برپا ندارد، جز آن كس كه در اجراى حق مدارا نكند، سازشكار نباشد، و پيرو آرزوها نشود.»
کسی میتواند عدالت الهی را برپا کند که سه ویژگی اساسی داشته باشد؛ نخست آنکه در برابر ظلم مدارا نکند، همانگونه که امیرالمؤمنین(ع) در برابر معاویه و امام حسین(ع) در برابر یزید مدارا نکردند. این عدم مدارا مربوط به مقابله با ظلم است و در برخورد با مؤمنان، اصل بر مدارا و اخلاق نیکو است.
ویژگی دوم، پرهیز از سازش بر سر حق است؛ زیرا انسان سازشکار توان برپایی عدالت را ندارد و ویژگی سوم نیز دوری از طمع و پیروی نکردن از خواستههای باطل است.
حکمت ۱۱۱ به رحلت «سهل بن حنیف انصاری» اشاره دارد که از یاران نزدیک امیرالمؤمنین(ع) بود. در این حکمت آمده است: «وَ قَدْ تُوُفِّيَ سَهْلُ بْنُ حُنَيْفٍ الْأَنْصَارِيُّ بِالْكُوفَةِ بَعْدَ مَرْجِعِهِ مَعَهُ مِنْ صِفِّينَ وَ كَانَ [مِنْ أَحَبِ] أَحَبَّ النَّاسِ إِلَيْهِ: «لَوْ أَحَبَّنِي جَبَلٌ لَتَهَافَتَ؛ سهل پسر حنيف أنصارى پس از بازگشت از صفين در كوفه مرد، و امام او را از هركس بيشتر دوست مىداشت فرمود: اگر كوهى مرا دوست بدارد در هم فرو ريزد.»
مقصود از این تعبیر آن است که محبت حقیقی اهل بیت(ع)، انسان را در معرض سختیها و آزمونهای الهی قرار میدهد و این امتحانات ویژه بندگان پاک و برگزیده خداوند است.
در همین زمینه، خداوند در آیه ۱۲۲ سوره مبارکه «انعام» میفرماید: «أَوَمَنْ كَانَ مَيْتًا فَأَحْيَيْنَاهُ وَجَعَلْنَا لَهُ نُورًا يَمْشِي بِهِ فِي النَّاسِ كَمَنْ مَثَلُهُ فِي الظُّلُمَاتِ لَيْسَ بِخَارِجٍ مِنْهَا ۚ كَذَٰلِكَ زُيِّنَ لِلْكَافِرِينَ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ؛ آیا کسی که مرده بود و او را زنده کردیم و برای او نوری قرار دادیم که با آن در میان مردم راه میرود، همانند کسی است که در تاریکیهاست و از آن بیرون نمیآید؟»
براساس تفسیر علامه طباطبایی، مقصود از این آیه آن است که انسان بیایمان، از نظر معنوی مرده است و خداوند با عطای ایمان او را حیات میبخشد. اگر در جامعه امروز، کسی از نشاط و امید در زندگی برخوردار است، این نشاط ریشه در ایمان دارد و رضایت از تقدیر الهی، ثمره همین ایمان است. در مقابل، نارضایتی دائمی از زندگی، گلایه مداوم از اتفاقات و تمرکز بر نداشتهها، میتواند نشانه ضعف ایمان باشد.
حکمت ۱۱۲ نهجالبلاغه میفرماید: «مَنْ أَحَبَّنَا أَهْلَ الْبَيْتِ، فَلْيَسْتَعِدَّ لِلْفَقْرِ جِلْبَاباً؛ هر کس ما اهل بیت پیامبر(ص) را دوست بدارد، باید فقر را همچون لباسی بر تن کند؛ یعنی خود را برای انواع محرومیتها آماده کند.» این حکمت بیانگر آن است که هر کسی ظرفیت درک و پذیرش محبت امیرالمؤمنین علی(ع) را ندارد و این محبت، ظرفیتی بزرگ میطلبد. سیدرضی نیز در تبیین این حکمت، فقر را به معنای تنگدستی مادی نمیداند، بلکه آن را آمادگی برای تحمل محرومیتها در مسیر ولایت و نیز احساس نیاز و احتیاج دائمی به درگاه الهی تفسیر میکند.
انسان محب اهل بیت(ع) باید همانند آنان، خود را محتاج لطف و عنایت خداوند بداند و با توکل و اخلاص، سختیها و محرومیتهای مسیر حق را بپذیرد. این نوع فقر، در حقیقت اظهار بندگی و وابستگی کامل به پروردگار است، نه صرفاً فقر اقتصادی.
انتهای پیام