بى ترديد از ابتداى خلقت بشر تا سرانجام تاريخ بشريت دو طايفه حق و باطل با يکديگر ارتباط تنگاتنگى دارند. حقمداران گذشته همواره بسترسازان حق گرايان آيندهاند و حق گرايان آينده تداومبخشان راه حقپرستان گذشته هستند.
در
فرهنگ اسلامى،
ائمه اطهار(ع) بهعنوان جانشينان پيامبر اسلام(ص) جملگى نور واحدند و هدف مشترکى را دنبال مىکنند. وجود هر يک از آنان، همانند يک مشعل روشن و يا علم سرافراز، مسير صحيح و کامل هدايت را به بندگان خدا نشان مىدهد و آنان را از گرفتار شدن به ضلالت و گمراهى باز مىدارد.
با اين همه، ارتباط و پيوستگى بعضى از آنان با يکديگر از ويژگى و خصوصيت ممتازى برخوردار است. بى ترديد ارتباط ميان
امام حسين(ع) با آخرين حجت الهى خود حضرت بقيةالله(عج) بسيار بارز و در خور تعمق است؛ چرا که بررسى ابعاد مختلف پيوند اين دو حجت الهى به خوبى چگونگى فراهم شدن بستر حاکميت احکام وارزش هاى الهى در سراسر عالم مشخص مىکند. خبرنگار ایکنا به گفتوگو با
حجتالاسلام والمسلمین حسین الهینژاد، عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی پرداخت که مشروح آن را در ادامه میخوانیم:
ایکنا - اینکه میگوییم امام زمان(عج) ادامه دهنده راه امام حسین(ع) است، به چه معناست؟
در اندیشه اسلامی، به ویژه در مکتب تشیع، آموزهها و باورهای بنیادینی وجود دارند که نهتنها مبدأ و انگیزه قیامها و جنبشهای دینی و اجتماعی بودهاند، بلکه بهعنوان نیروی محرکه تداومبخش و پایداریآفرین در مسیر تحولات امت اسلامی نیز ایفای نقش کردهاند.
از جمله این آموزهها، مفاهیم ناظر بر مکتب مهدوی از قبیل ظهور، انتظار و غیبت و نیز مکتب حسینی در قالب عاشورا و اربعین است که هر یک در هدایت و جهتدهی به جامعه اسلامی نقشی محوری و راهبردی داشتهاند. این دو مکتب نه در عرض یکدیگر، بلکه در طول هم و در تعاملی پویا و دوسویه قرار دارند. رابطه آنان از سنخ تأثیر و تأثر متقابل و همافزایی در تعالی و تکامل یکدیگر است؛ چنانکه صدور ادعیه، زیارات و روایات متعدد از معصومان(ع) خود گواه روشنی بر این همبستگی و هماهنگی ژرف است.
ایکنا - مهمترین محورهای اشتراکی میان مکتب حسینی و مهدوی چه بود؟
از مهمترین محورهای اشتراکی و تعاملی میان مکتب حسینی و مهدوی، مسئله انتقام از دشمنان اسلام و ستمگران است. این مفهوم، نهتنها امری مذموم و احساسی، بلکه اصلی عقلانی، قرآنی و روایی به شمار میرود که در نظام فکری تشیع، جایگاهی تأسیسی دارد.
خداوند متعال در آیه ۱۹۳ سوره بقره میفرماید: «وَ قاتِلُوهُمْ حَتَّى لا تَكُونَ فِتْنَةٌ» همچنین در آیه ۱۹۴ سوره بقره میفرماید: «فَمَنِ اعْتَدىٰ عَلَيْكُمْ فَاعْتَدُوا عَلَيْهِ بِمِثْلِ مَا اعْتَدىٰ عَلَيْكُمْ» همچنین در آیه ۴۱ سوره شوری میفرماید: «وَ لَمَنِ انْتَصَرَ بَعْدَ ظُلْمِهِ فَأُولَٰئِكَ مَا عَلَيْهِمْ مِنْ سَبِيلٍ» در سنت معصومان نیز این اصل بارها مورد تأکید قرار گرفته است؛ چنانکه امام باقر(ع) میفرماید: «القائمُ مِنّا إذا قامَ طَلَبَ بِدَمِ الحُسَینِ(ع)»؛ یعنی قائم از ما، هنگام قیام، خونخواهی حسین(ع) را پی میگیرد.
امام صادق(ع) نیز شعار یاران حضرت مهدی(عج) را چنین معرفی میفرماید: «یا لَثاراتِ الحُسَین» در زیارت عاشورا نیز با تعابیری بلند، این خونخواهی در رکاب امام عادل و حقگوی الهی درخواست میشود: «وَ أَسْأَلُهُ أَنْ یُبَلِّغَنِی الْمَقَامَ الْمَحْمُودَ لَکُمْ عِنْدَ اللَّهِ، وَ أَنْ یَرْزُقَنِی طَلَبَ ثَارِکُمْ مَعَ إِمَامٍ هُدًی ظَاهِرٍ نَاطِقٍ بِالْحَقِّ مِنْکُمْ» از مجموع این نصوص، چند نکته اساسی قابل استنباط است. نخست انتقام در منطق وحیانی و علوی، امری نکوهیده و صرفاً عاطفی نیست. دوم انتقام، هنگامی که جنبه اجتماعی و بازدارندگی داشته باشد، نهتنها مطلوب، بلکه ضروری و کارآمد است. سوم انتقامگیری از ستمگران در چارچوب عدالت و به قصد تأمین امنیت و بازدارندگی، از مصادیق بارز احیای حق و اجرای عدل است و چهارم امام زمان(عج) بهعنوان منتقم و خونخواه رسمی امام حسین(ع)، تحققبخش این عدالت فراگیر خواهد بود.
ایکنا - عاشورا چگونه زمینهساز ظهور منجی است؟
عاشورا نهتنها یک واقعه تاریخی، بلکه یک نظامفکری و انگیزشی است که در جان شیعه، شور و شعور توأمانی پدید آورده است؛ تا آنجا که زیستن زیر بار ظلم و پذیرش سلطه طاغوت را با مرگ شرافتمندانه برابر نمیداند. این نگرش، در طول تاریخ، الهامبخش جنبشهای عدالتخواهانه از جمله انقلاب اسلامی ایران بوده است. از سوی دیگر، شرایط سخت غیبت و لزوم تابآوری و پایداری مؤمنان، در کلام امام حسین(ع) چنین ترسیم شده است: «لَهُ غَیْبَةٌ یَرْتَدُّ فِیهَا أَقْوَامٌ، وَ یَثْبُتُ عَلَی الدِّینِ فِیهَا آخَرُونَ، فَیُؤْذَوْنَ وَ یُقَالُ لَهُمْ: مَتَی هَذَا الْوَعْدُ إِنْ کُنْتُمْ صَادِقِینَ؟ أَلَا إِنَّ الصَّابِرَ فِی غَیْبَتِهِ عَلَی الْأَذَى وَ التَّکْذِیبِ، بِمَنْزِلَةِ الْمُجَاهِدِ بِالسَّیْفِ بَیْنَ یَدَیْ رَسُولِ اللَّهِ(ص)» بنابراین، عاشورا با ایجاد بینش مقاومت و استقامت، بستر معرفتی و روانی لازم را برای دوران غیبت و آمادگی برای ظهور فراهم میآورد. ظهور حضرت مهدی(عج) را میتوان تجلیگاه تمامعیار اهداف و پیامهای عاشورا دانست.
اهدافی چون احیای دین، برپایی عدالت جهانی، مبارزه با ظلم و ستم و پیروزی نهایی حق بر باطل، در عاشورا به صورت نمادین و آغازین مطرح شدند، اما در عصر ظهور در مقیاسی فراگیر، نظاممند و همهجانبه محقق خواهند شد.
به بیان دیگر، عاشورا نقطه آغاز نهضت جهانی علیه ظلم است و ظهور، نقطه پایان و پیروزی قاطع این نهضت. بدین ترتیب، مکتب حسینی با آرمانهایی نظیر عدالتخواهی، ظلمستیزی، احیای کرامت انسانی و ارزشهای الهی، در دوران ظهور به کمال و شکوفایی نهایی خود دست مییابد و این دو مکتب، در یک افق مشترک و در امتداد یکدیگر، مسیر تکامل بشر را ترسیم میکنند.