زیارت اربعین تنها یک آیین مذهبی نیست، بلکه جلوهای از پیوند عمیق شیعیان با مکتب عاشورا و یکی از مهمترین مظاهر قدرت نرم فرهنگ شیعی است که میلیونها انسان را در سراسر جهان حول آرمانهای امام حسین(ع) گردهم میآورد.
اربعین حسینی، تنها یک مناسبت تقویمی یا آیینی مذهبی نیست؛ بلکه جلوهای از پیوند عمیق میان امت اسلامی و مکتب عاشوراست؛ حرکتی عظیم که هر سال میلیونها انسان را با محوریت عشق به حضرت اباعبدالله الحسین(ع) گردهم میآورد. این اجتماع بینظیر، علاوه بر ابعاد معنوی و عبادی، ظرفیتهای فرهنگی، اجتماعی و تمدنی گستردهای دارد که آن را به یکی از مهمترین پدیدههای جهان تشیع تبدیل کرده است.
از این رو، خبرنگار ایکنا از قم به سراغ مسعود شکوهی، استاد دانشگاه و کارشناس دینی رفته تا جایگاه عدد چهل در معارف اسلامی، مفهوم زیارت در فرهنگ شیعه، ریشههای قرآنی و روایی زیارت، فضیلت زیارت امام حسین(ع) و بهویژه زیارت اربعین، ابعاد اجتماعی و تمدنی این حرکت عظیم و راههای حفظ آثار معنوی این سفر پس از بازگشت زائران را مورد بررسی قرار دهد که متن آن را میخوانیم و میبینیم:
در روایتی از امام صادق(ع) آمده است که میفرمایند: «یَزیدُ عَقلُ الرَّجُلِ بَعدَ الأربَعینَ إلى خَمسینَ و سِتّینَ، ثُمَّ یَنقُصُ عَقلُهُ بَعدَ ذلکَ؛ عقل مرد، بعد از چهل سالگى تا پنجاه شصت سالگى زیاد مى شود و از آن پس رو به کاهش مى نهد.» این روایت، یکی از جلوههای جایگاه ویژه عدد چهل در معارف اسلامی است. همچنین در حدیثی دیگر از پیامبر اکرم(ص) میخوانیم: «هر کس چهل روز خود را برای خداوند خالص کند، خداوند چشمههای حکمت را از قلب او بر زبانش جاری میسازد.» این روایت نیز مؤید همان حقیقت است که عدد چهل، نشانه رسیدن به مرحلهای از رشد، بلوغ و کمال معنوی است.
در حدیث دیگری از پیامبر اکرم(ص) آمده است که میفرمایند: «مَن حَملَ مِن اُمّتی أرْبَعینَ حَدیثا بَعثَهُ اللّه یَومَ القیامَةِ فَقیها عالِما؛ از امّت من، هر کس چهل حدیث حفظ داشته باشد، خداوند او را در روز رستاخیز فقیه و عالم برانگیزد.» البته مقصود از «حفظ»، صرفاً به خاطر سپردن الفاظ نیست؛ بلکه حفظ مفاهیم، عمل به آموزهها و بهکار بستن آنها در زندگی است.
روایت دیگری نیز از امام صادق(ع) وجود که میفرمایند: «مَن قَدَّمَ اَربعینَ رَجُلاً مِن اخوانِهِ فَدَعا لَهُم ثُمَّ دَعا لِنَفسِهِ اُسُتجیبَ لَهُ فیهِم وَ فی نَفسِهِ؛ کسی که پیش از خود دعا برای چهل مؤمن در نماز شب بکند، دعای او هم درباره آنان، و هم برای خودش مستجاب میگردد.»
نمونههای دیگری نیز در قرآن کریم دیده میشود؛ از جمله میقات حضرت موسی(ع) که چهل شب به طول انجامید. مجموعه این آیات و روایات، نشان میدهد که عدد چهل در فرهنگ دینی، عددی معمولی نیست، بلکه از جایگاه و ویژگی خاصی برخوردار است.
اگر از منظر لغوی به واژه «زیارت» بنگریم، به معنای دیدار و ملاقات است؛ اما در فرهنگ شیعی، زیارت هرگز یک ملاقات ساده و روزمره نیست. برای درک جایگاه حقیقی زیارت، ابتدا باید جایگاه امام را در فرهنگ شیعه بشناسیم.
در روایات، امام با تعابیر والایی همچون «بابالله»، «معدنالحکمه»، «حجتالله» و «رحمةالله الواسعه» معرفی شده است. هر یک از این عناوین، خود مجال بحثی گسترده میطلبد، اما همین اندازه کافی است که بدانیم امام، مظهر و مجرای رحمت، حکمت و علم الهی است.
وقتی گفته میشود امام «بابالله» است، یعنی راه ورود به ساحت قرب الهی از این مسیر میگذرد. هنگامی که از امام به عنوان «معدنالحکمه» یاد میشود، یعنی سرچشمه حکمت الهی در وجود او جاری است و وقتی او را «رحمةالله الواسعه» مینامند، یعنی جلوه گسترده رحمت پروردگار در عالم است.
با چنین نگاهی، زیارت نیز معنایی فراتر از یک دیدار ظاهری پیدا میکند. زائر در حقیقت خود را در معرض سرچشمه رحمت، حکمت، عطوفت و نور الهی قرار میدهد تا از این چشمه زلال بهرهمند شود و جان خود را از آن سیراب سازد.
از همین روست که زیارت، فرصتی برای زدودن زنگار دل، صیقل دادن روح و رسیدن به صفا و نورانیت است. بسیاری از مؤمنان این حقیقت را تجربه کردهاند؛ هنگامی که در حرم یکی از معصومان(ع) حضور مییابند و پس از زیارت بازمیگردند، احساس سبکی، آرامش، طهارت و نشاط معنوی در وجود خود میکنند. این همان اثری است که از قرار گرفتن در محضر اولیای الهی و بهرهگیری از انوار آنان حاصل میشود.
از این منظر، زیارت را میتوان وصال عاشق و معشوق، بهرهمندی از سرچشمه انوار الهی، شستوشوی روح در دریای پاکی و حتی به تعبیر امروزی، دریافت انرژی معنوی از کانون نور و رحمت الهی دانست. به همین دلیل، انسان پس از زیارت، احساس پاکی، سبکی و معنویت بیشتری در وجود خود مییابد.
البته آثار زیارت تنها به بُعد فردی محدود نمیشود، بلکه کارکردی اجتماعی نیز دارد. زائری که از سفر زیارت بازمیگردد، مشاهدات و تجربههای خود را برای دیگران بازگو میکند، فضایل اهلبیت(ع) را معرفی میکند، فرهنگ شیعی را گسترش میدهد و دیگران را نیز به این مسیر نورانی ترغیب میسازد. همین رفتوآمدها و نقل تجربهها، در طول تاریخ از عوامل مهم گسترش فرهنگ اهلبیت(ع) بوده است.
افزون بر روایات، آیات متعددی از قرآن کریم نیز بر مبانی زیارت و توسل دلالت دارند. یکی از این آیات، آیه ۱۱۹ سوره توبه است که خداوند متعال میفرماید: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَكُونُوا مَعَ الصَّادِقِينَ».
خداوند در این آیه، مؤمنان را نخست به تقوا دعوت میکند و سپس میفرماید: «با صادقان باشید.» در روایات اهلبیت(ع)، «صادقین» بر ائمه معصومین(ع) تطبیق شدهاند. البته همراهی با معصومان(ع)، تنها به حضور ظاهری در کنار آنان محدود نمیشود، بلکه پیروی از فرهنگ، سیره، معارف و دستورات آنان را نیز شامل میشود. با این حال، یکی از برجستهترین جلوههای این همراهی، حضور در کنار آنان و تشرف به زیارت ایشان است.
در اینجا باید به نکتهای نیز توجه داشت و آن اینکه در فرهنگ شیعه، میان حیات ظاهری و پس از شهادت معصومان(ع)، از جهت ارتباط معنوی تفاوتی وجود ندارد. همانگونه که در زمان حیات، مردم به محضر امام میرسیدند، با ایشان سخن میگفتند و حاجت خود را مطرح میکردند، امروز نیز زائر در حرم مطهر آنان همین ارتباط معنوی را برقرار میکند.
به همین دلیل، در اذن دخول حرم مطهر امام رضا(ع) میخوانیم: «أشهد أنّک تسمع کلامی، وتشهد مقامی، وتردّ سلامی»؛ یعنی گواهی میدهم که سخن مرا میشنوی، جایگاه مرا میبینی و پاسخ سلام مرا میدهی. این عبارات، بیانگر استمرار حیات معنوی امام و حقیقت ارتباط زائر با آن حضرت است.
آیه دیگری که میتوان از آن مفهوم زیارت و توسل را برداشت کرد، آیه ۳۵ سوره مائده است. خداوند میفرماید: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَابْتَغُوا إِلَيْهِ الْوَسِيلَةَ وَجَاهِدُوا فِي سَبِيلِهِ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ»
در این آیه نیز خداوند، پس از دعوت به تقوا، مؤمنان را به جستوجوی وسیلهای برای تقرب به خود فرا میخواند. در روایات متعدد، «وسیله» به اهلبیت(ع) تفسیر شده است و اساساً اصطلاح «توسل» در فرهنگ شیعه، برگرفته از همین آیه شریفه است.
یکی از مشهورترین روایاتی که در این زمینه وجود دارد، روایت امام حسن عسکری (ع) است که این روزها نیز بسیار مورد توجه قرار میگیرد. آن حضرت میفرمایند: «عَلاماتُ المؤمنِ خَمسٌ: صَلَواتُ إحدی و خَمسینَ، و زیارةُ الأربعینَ، و التَّخَتُّم بِالیَمینِ، و تَعفیرُ الجَبینِ، و الجَهْرُ بِبسم اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیم؛ نشانههای مؤمن پنج چیز است؛ اول: ۵۱ رکعت نماز (واجب و نافله در طول شبانه روز). دوم: زیارت اربعین حضرت سیدالشهدا (ع). سوم: انگشتر در دست راست کردن. چهارم: پیشانی بر خاک گذاردن. پنجم: بلند گفتن «بسم الله الرحمن الرحیم» در نمازهای جهریّه (صبح، مغرب و عشاء).»
نخستین نشانه، خواندن پنجاهویک رکعت نماز در شبانهروز است؛ یعنی هفده رکعت نماز واجب روزانه به همراه نمازهای نافله. دومین نشانه، زیارت اربعین است؛ یعنی زیارت حضرت اباعبدالله الحسین (ع) در روز اربعین. سومین نشانه، انگشتر به دست راست کردن است. چهارمین نشانه، قرار دادن پیشانی بر خاک در هنگام سجده و پنجمین نشانه، بلند گفتن «بسمالله الرحمن الرحیم» است.
این روایت، جایگاه زیارت اربعین را بهخوبی نشان میدهد؛ چراکه امام حسن عسکری (ع) آن را در کنار دیگر نشانههای مهم ایمان و تشیع قرار دادهاند.
البته باید به این نکته توجه داشت که این نشانهها، تنها اعمالی فردی نیستند، بلکه در فرهنگ شیعه، برخی از این موارد به عنوان شاخصههایی شناخته میشوند که هویت شیعی را از دیگر جریانها متمایز میکنند.
برای مثال، پنجاهویک رکعت نماز در شبانهروز، شامل نمازهای واجب و نافله، از ویژگیهای مورد تأکید در مکتب اهلبیت (ع) است. همچنین زیارت اربعین، با توجه به «الف و لام عهد» در روایت، به معنای همان اربعین شناختهشده در فرهنگ شیعی؛ یعنی اربعین حضرت سیدالشهدا(ع) است، نه هر زیارت چهلگانهای که ممکن است برداشت شود.
در برخی فرهنگها، ممکن است سخن از زیارت چهل مؤمن مطرح شود، اما در این روایت، مقصود از «اربعین»، همان زیارت اربعین امام حسین(ع) است که در میان شیعیان جایگاهی ویژه دارد.
همچنین انگشتر به دست راست کردن، از دیگر نشانههای مطرحشده در این روایت است. نشانه دیگر، سجده بر خاک است. در میان شیعیان، بر اساس آموزههای فقهی و روایی، سجده باید بر زمین یا چیزی از جنس زمین انجام شود؛ مانند خاک یا سنگ. پس از واقعه عاشورا و با توجه به قداست ویژهای که سرزمین کربلا در میان شیعیان پیدا کرد، استفاده از تربت امام حسین(ع) برای سجده نیز رواج یافت و شیعیان مهرهایی از خاک کربلا تهیه کرده و در مکانهایی که امکان سجده بر زمین وجود ندارد، از آن استفاده میکنند.
بلند گفتن «بسمالله الرحمن الرحیم» نیز از دیگر نشانههایی است که در این روایت به آن اشاره شده و در سنت عبادی شیعه مورد توجه قرار دارد.
این حدیث را شیخ طوسی، از بزرگان محدثان شیعه، در کتاب تهذیب الاحکام نقل کرده است. اهمیت این نکته از آن جهت است که تهذیب، یکی از چهار کتاب اصلی حدیثی شیعه به شمار میرود و جایگاه ویژهای در میان منابع روایی دارد.
البته گاهی برخی افراد درباره این روایت شبهههایی مطرح کرده و آن را به دلیل «مرسل بودن» ضعیف دانستهاند. در پاسخ باید گفت، صرف مرسل بودن یک روایت، به معنای بیاعتباری قطعی آن نیست. چنین قاعدهای که هر روایت مرسلی را کنار بگذاریم، مبنای علمی ندارد.
افزون بر این، در مباحث مربوط به مستحبات، قاعدهای با عنوان «تسامح در ادله سنن» وجود دارد که براساس آن، در اعمال مستحبی سختگیریهایی مانند مباحث سندی احکام الزامی اعمال نمیشود.
همچنین همه روایات مرسل، در یک درجه از اعتبار قرار ندارند. برای نمونه، درباره برخی راویان بزرگ مانند ابن ابیعمیر، عالمان شیعه تصریح کردهاند که مراسیل او در حکم روایات مسند است و از اعتبار ویژهای برخوردار است.
از سوی دیگر، گاهی محتوای یک روایت به اندازهای روشن و قطعی است که گوینده خود را بینیاز از ذکر سلسله سند دانسته است. عالمان حدیث در چنین مواردی از تعبیرهایی مانند «ارسال مسلم» استفاده میکنند؛ یعنی مطلبی که در میان عالمان و اهل معرفت، پذیرفتهشده و مسلم بوده است.
نکته دیگر، توجه گسترده علمای شیعه به این روایت است. بسیاری از بزرگان حدیث و فقه شیعه، هنگام بحث درباره نشانههای مؤمن، این روایت را نقل کردهاند و همین شهرت و توجه تاریخی، از عوامل تقویت جایگاه آن به شمار میآید.
افزون بر این، محتوای این روایت با روایات دیگری نیز تأیید میشود؛ بهویژه درباره فضیلت زیارت اربعین که در منابع دیگر نیز مورد تأکید قرار گرفته است.
روایات دیگری نیز در این زمینه وجود دارد که جایگاه زیارت اربعین را در میان نشانههای شیعه روشن میکند.
از جمله، روایتی از امام صادق(ع) نقل شده است که دو نفر از اصحاب آن حضرت، ابوبصیر و صفوان جمال، خدمت ایشان رسیدند و عرض کردند: «خداوند ما را فدای شما قرار دهد، شیعیان خود را برای ما معرفی کنید و نشانههای آنان را بیان فرمایید.»
امام صادق(ع) در پاسخ، ویژگیهایی را برای شیعیان برشمردند و در میان این ویژگیها، به زیارت اربعین نیز اشاره کردند.
این روایت، اهمیت ویژهای دارد؛ زیرا در کنار روایت امام حسن عسکری(ع)، بار دیگر زیارت اربعین را به عنوان یکی از شاخصههای شناختهشده پیروان اهلبیت(ع) معرفی میکند.
افزون بر این، روایت دیگری از امام صادق(ع) وجود دارد که در آن حضرت، آداب زیارت امام حسین(ع) در روز اربعین را آموزش میدهند. صرفنظر از متن زیارتی که امام بیان میکنند، همین آموزش و توجه ویژه به اینکه زائر در روز اربعین چگونه به محضر سیدالشهدا(ع) عرض ادب کند، خود نشاندهنده اهمیت این زیارت است.
امام صادق(ع) در این روایت، به زائر آموزش میدهند که هنگامی که به زیارت امام حسین(ع) میرود، چگونه سلام دهد و چه مضامینی را در خطاب به آن حضرت بیان کند؛ از جمله: «السلام علی ولیّ الله و حبیبه، السلام علی خلیل الله و نجیّه، السلام علی صفیّ الله و ابن صفیّه...»
اینکه امام معصوم(ع) برای زیارت اربعین چنین آدابی را بیان میکند، نشان میدهد که این زیارت، یک عمل ساده و معمولی نیست، بلکه دارای جایگاهی عمیق در مسیر ارتباط شیعه با امام خویش است.
بنابراین، مجموعه این روایات نشان میدهد که زیارت اربعین، ریشهای عمیق در معارف اهلبیت(ع) دارد و به عنوان یکی از جلوههای مهم پیوند میان شیعه و امام حسین(ع) شناخته میشود.
در کنار روایات مربوط به اصل زیارت اربعین، روایات فراوانی نیز درباره زیارت پیاده حضرت اباعبدالله الحسین(ع) وجود دارد. با توجه به اینکه در ایام اربعین، میلیونها نفر این مسیر را با پای پیاده طی میکنند، توجه به این روایات اهمیت بیشتری پیدا میکند.
از امام صادق(ع) نقل شده است: «یاحُسَیْنُ إِنَّهُ مَنْ خَرَجَ مِنْ مَنْزِلِهِ یُرِیدُ زِیَارَةَ قَبْرِ اَلْحُسَیْنِ عَلَیْهِ السَّلاَمُ إِنْ کَانَ مَاشِیاً کَتَبَ اَللَّهُ لَهُ بِکُلِّ خُطْوَةٍ حَسَنَةً وَ مَحَی عَنْهُ بِهَا سَیِّئَةً حَتَّی إِذَا صَارَ فِی اَلْحَیْرِ کَتَبَهُ اَللَّهُ مِنَ اَلْمُفْلِحِینَ حَتَّی إِذَا قَضَی مَنَاسِکَهُ کَتَبَهُ اَللَّهُ مِنَ اَلْفَائِزِینَ حَتَّی إِذَا أَرَادَ اَلاِنْصِرَافَ أَتَاهُ مَلَکٌ فَقَالَ لَهُ إِنَّ رَسُولَ اَللَّهِ صَلَّی اَللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ یُقْرِئُکَ اَلسَّلاَمَ وَ یَقُولُ لَکَ اِسْتَأْنِفِ اَلْعَمَلَ فَقَدْ غَفَرَ اَللَّهُ لَکَ مَا مَضَی؛ ای بشیر هر که بیرون رود از منزل خود باراده زیارت قبر امام حسین(ع) اگر پیاده باشد بنویسد خدای تعالی از برای او بهر گامی حسنه و پاک کند از وی بهر گامی گناهی تا آنکه داخل حائر شود بنویسد خدا او را از رستگاران تا آن که اراده بازگشتن کند بیاید او را فرشته و گوید بدرستی که رسول خدا میخواند سلام و میگوید ترا سرگیر عمل را بتحقیق که آمرزید خدا از تو هر چه گذشت.» تعبیر، نشاندهنده عظمت جایگاه زائر امام حسین(ع) است؛ تا جایی که او پس از این سفر معنوی، همانند انسانی معرفی میشود که از آلودگیهای گذشته پاک شده و فصل تازهای از زندگی خود را آغاز میکند.
روایت دیگری نیز از امام صادق(ع) نقل شده است که میفرمایند: هنگامی که انسان برای زیارت قبر امام حسین(ع) از خانه خارج میشود، نخستین گامی که برمیدارد، موجب آمرزش گناهان او میشود.
البته روایات در این زمینه فراوان است و آنچه بیان شد، تنها نمونهای از فضایل گستردهای است که برای زیارت امام حسین(ع)، بهویژه زیارت پیاده، نقل شده است.
مراسم اربعین، برخلاف تصور برخی افراد، پدیدهای جدید و نوظهور نیست؛ بلکه ریشه در تاریخ تشیع و فرهنگ زیارت امام حسین(ع) دارد. البته همانند بسیاری از آیینهای مرتبط با سیدالشهدا(ع)، این مراسم نیز در طول تاریخ متناسب با شرایط اجتماعی و سیاسی دورانهای مختلف، فراز و نشیبهایی داشته است.
گاهی به دلیل وجود حکومتهای مستبد و فضای خفقان، شیعیان ناچار میشدند مراسمهای مرتبط با امام حسین (ع) را پنهانی برگزار کنند. حتی در کشور خودمان، در دوره حکومت پهلوی اول، محدودیتهایی برای برگزاری مراسمهای مذهبی ایجاد شد و مردم بسیاری از مجالس عزاداری و آیینهای دینی را به صورت مخفیانه و در ساعات پایانی شب برگزار میکردند.
زیارت اربعین نیز از این شرایط تاریخی جدا نبوده است. این زیارت از گذشته وجود داشته، اما در دوره حکومت حزب بعث عراق و حاکمیت صدام، محدودیتها و ممنوعیتهایی برای برگزاری گسترده آن ایجاد شد. پس از سقوط این حکومت، این آیین دوباره احیا شد و به تدریج با شکوه و گسترهای بسیار بیشتر از گذشته برگزار شد.
البته درباره ابعاد مختلف مراسم اربعین، سخنان فراوانی از سوی پژوهشگران و صاحبنظران مطرح شده است، اما نکتهای که کمتر مورد توجه قرار گرفته، نگاه اجتماعی و تمدنی به این پدیده است.
یکی از مفاهیمی که در علوم سیاسی و اجتماعی مطرح میشود، مفهوم «قدرت نرم» است. قدرت نرم در برابر قدرت سخت، مانند توان نظامی و ابزارهای فیزیکی، قرار میگیرد. قدرت نرم به مجموعه ظرفیتهایی گفته میشود که یک ملت یا یک جریان میتواند از طریق فرهنگ، باورها، ارزشها و هویت خود ایجاد کند و بدون استفاده از ابزارهای خشونتآمیز، بر دیگران اثر بگذارد.
گاهی برخی جریانهای سیاسی تلاش میکنند قدرتهای نرم مصنوعی و ساختگی در جوامع مختلف ایجاد کنند؛ مانند آنچه در برخی تحلیلها از آن با عنوان «انقلابهای مخملی» یاد میشود. جنگ نرم نیز در حقیقت بر همین ظرفیتهای فرهنگی و اجتماعی تکیه دارد.
اما در فرهنگ شیعه و حتی در فرهنگ ملی ما، عناصر اصیل و ریشهداری وجود دارد که بدون نیاز به ساختن قدرت نرم مصنوعی، در طول تاریخ منشأ اثر بودهاند. یکی از مهمترین این عناصر، جایگاه امام حسین (ع) و فرهنگ عاشورا است.
وقتی شهید سلیمانی عزیز ما میگوید: «ما ملت امام حسینیم»، این جمله صرفاً یک شعار یا یک تعبیر احساسی نیست؛ بلکه بیانگر یک واقعیت تاریخی و فرهنگی است. ملت امام حسین بودن یعنی ملتی که هویت خود را با آرمانهای عاشورا، عدالتخواهی، ایستادگی و مقاومت پیوند داده است.
این قدرت عظیم فرهنگی را میتوانید در اجتماع اربعین مشاهده کنید. کدام آیین و اجتماع را در جهان سراغ داریم که میلیونها انسان، با وجود تفاوتهای قومی، زبانی و جغرافیایی، با یک هدف و انگیزه مشترک گردهم بیایند؟
در مراسم اربعین، جمعیتی عظیم، با عشق به امام حسین (ع) در یک مسیر حرکت میکنند. تازه این جمعیت تنها شامل کسانی نیست که موفق به حضور در مسیر نجف تا کربلا میشوند؛ چراکه در شهرهای مختلف شیعهنشین، مراسمی با عنوان «جاماندگان اربعین» برگزار میشود؛ کسانی که به دلیل شرایط اقتصادی، اجتماعی، خانوادگی یا محدودیتهای دیگر، امکان حضور در کربلا را پیدا نکردهاند، اما دلهایشان همراه این حرکت عظیم است.
این اجتماع عظیم، نشاندهنده ظرفیت بینظیر فرهنگ شیعی است. اربعین در حقیقت نوعی نمایش قدرت فرهنگی و معنوی در برابر جهانیان است؛ نمایشی از اینکه یک مکتب فکری و یک باور دینی، چگونه میتواند میلیونها انسان را در سراسر جهان حول یک محور مشترک گرد آورد.
امام حسین (ع) و عاشورا در طول تاریخ، سرچشمه بسیاری از حرکتها، قیامها و نهضتهای آزادیخواهانه بودهاند. امروز نیز پیام عاشورا همچنان زنده است؛ پیامی که بر عزت، عدالت، ایستادگی و نپذیرفتن ظلم تأکید دارد.
به همین دلیل است که جریانهای استکباری و دشمنان فرهنگ مقاومت، همواره با مکتب عاشورا و فرهنگ شیعی زاویه داشتهاند؛ چراکه پیام امام حسین (ع)، پیام تسلیم نشدن در برابر ظلم و حفظ کرامت انسانی است.
زیارت اربعین در حقیقت اعلان وفاداری به آرمانهای امام حسین (ع)، عاشورا و مکتب اهلبیت (ع) است؛ یک اعلام وفاداری گسترده که در سراسر جهان تشیع دیده میشود.
یکی از نکاتی که باید مورد توجه زائران اربعین قرار گیرد، این است که این سفر معنوی تنها به پیمودن مسیر، حضور در کربلا و بازگشت به شهر و زندگی روزمره محدود نشود؛ بلکه انسان باید تلاش کند آثار و برکات این زیارت را در وجود خود حفظ کند.
در روایاتی که درباره زیارت امام حسین (ع) بیان شد، یکی از نکات برجسته این بود که گناهان زائر بخشیده میشود؛ حتی در برخی روایات تعبیر شده است که انسان پس از این زیارت، مانند کسی است که تازه متولد شده است.
وقتی انسان چنین توفیقی پیدا میکند، باید نسبت به این پاکی و طهارت معنوی مسئولیت داشته باشد و تلاش کند این حالت را تا مدت طولانی، و دستکم تا زیارت بعدی، در وجود خود حفظ کند.
یک زیارت با معرفت، تنها این نیست که انسان به مکان مقدسی برود و بازگردد؛ بلکه حقیقت زیارت آن است که انسان پس از بازگشت، در رفتار، اندیشه و سبک زندگی خود تغییر ایجاد کند.
کسی که با امام حسین (ع) پیوند میخورد و خود را حسینی میداند، باید بداند حسینی شدن یعنی فاصله گرفتن از فرهنگ یزیدی؛ یعنی نپذیرفتن ظلم، دوری از گناه، بیتفاوت نبودن نسبت به حق و مقابله با ارزشهایی که در نقطه مقابل مکتب عاشورا قرار دارند.
انسان باید مرتب به خود یادآوری کند که پس از این سفر، دیگر همان انسان گذشته نیست؛ همانگونه که فردی پس از استحمام و پاکیزه شدن، تلاش میکند دوباره خود را آلوده نکند، کسی که در زیارت، شستوشوی معنوی پیدا کرده نیز باید مراقب باشد این پاکی را از دست ندهد.
زیارت، نوعی شستوشوی روح است و باید مراقب باشیم این پاکی معنوی با رفتارهای نادرست، گناه و بیتوجهی به ارزشهای انسانی و دینی دوباره آلوده نشود.
این مراقبت باید در همه عرصههای زندگی وجود داشته باشد؛ در روابط اجتماعی، روابط خانوادگی، رفتارهای فردی و حتی مسائل اجتماعی و سیاسی.
امام حسین (ع) اهل ظلم نبود؛ پس کسی که خود را پیرو آن حضرت میداند، نباید ظلم کند. امام حسین (ع) مظهر عدالت و حقطلبی بود؛ بنابراین پیرو او نیز باید در مسیر عدالت حرکت کند. امام حسین (ع) اهل گناه و آلودگی نبود؛ پس انسان حسینی باید تلاش کند از گناه فاصله بگیرد.
این مفاهیم را باید همواره به خود یادآوری کنیم. در مباحث روانشناسی نیز بر نقش یادآوری و تلقین مثبت تأکید شده است؛ انسان باید مرتب ارزشها و اهداف خود را مرور کند و با خود گفتوگو داشته باشد.
کسی که از یک سفر معنوی بزرگ بازمیگردد، باید این حالت معنوی را زنده نگه دارد و اجازه ندهد با گذشت زمان به فراموشی سپرده شود.
بسیاری از زائران اربعین این تجربه را دارند که پس از بازگشت، حتی تا هفتهها، خواب مسیر پیادهروی، حالوهوای زیارت و صحنههای آن سفر را میبینند. این مسئله به دلیل آن است که آن تجربه عمیق معنوی هنوز در ذهن و جان انسان حضور دارد.
باید تلاش کنیم این حضور و این حال معنوی را حفظ کنیم؛ با یادآوری، مراقبت از رفتارها و پایبندی بیشتر به ارزشهایی که در مسیر زیارت با آنها عهد بستهایم.
انتهای پیام