نماز جمعه در ایران تریبونی است که در چهار دهه گذشته، دین، سیاست و مسائل روزمره جامعه را به یکدیگر پیوند زده است. اما در جامعهای که شکل ارتباط مردم با رسانه، قدرت و حتی نهادهای دینی تغییر کرده، این تریبون با پرسشهای تازهای روبهروست: آیا نماز جمعه هنوز میتواند زبان مشترکی با نسل جدید پیدا کند و امام جمعه تا چه اندازه باید شنونده مسائل و مطالبات مردم باشد؟ در گفتوگو با حجتالاسلام
علی رادمرد، امام جمعه ماهدشت، درباره نسبت نماز جمعه با جامعه امروز، ضرورت شنیدن صدای مردم و فاصله نسل جوان با این تریبون گفتوگو کردهایم.
ایکنا- اگر بخواهیم از خود مفهوم نماز جمعه شروع کنیم، چرا اسلام برای یک اجتماع هفتگی اینهمه اهمیت قائل شده است؟ چه چیزی در نماز جمعه وجود دارد که آن را از یک عبادت فردی متمایز میکند؟
نماز جمعه یک عبادت اجتماعی است. در عبادت فردی، رابطه انسان با خدا محور اصلی است، اما در نماز جمعه، این رابطه در یک اجتماع انسانی شکل میگیرد. مردم کنار یکدیگر قرار میگیرند، خطبه را میشنوند و نسبت به مسائل دینی و اجتماعی آگاهی پیدا میکنند. بنابراین نماز جمعه را نباید در رکعتهای نماز خلاصه کرد. خطبهها، اجتماع مردم و ارتباط میان امام و جامعه، همه بخشی از فلسفه آن هستند. اگر بخواهیم خیلی خلاصه بگوییم، نماز جمعه قرار است ایمان فرد را به مسئولیت اجتماعی پیوند بزند.
ایکنا- همین تعبیر مسئولیت اجتماعی مهم است. چون در تاریخ معاصر ایران، نماز جمعه خیلی زود از یک مراسم عبادی به یک نهاد اثرگذار اجتماعی و سیاسی تبدیل شد. آیا این تغییر، یک اتفاق پس از انقلاب بود یا در ذات نماز جمعه وجود داشت؟
به اعتقاد من، ظرفیت اجتماعی نماز جمعه در ذات آن وجود دارد. انقلاب اسلامی این ظرفیت را برجسته کرد و به آن امکان داد که در مقیاس وسیعتری ظهور پیدا کند. وقتی در نماز جمعه درباره عدالت، اخلاق، مسئولیت اجتماعی، حقوق مردم، وحدت، خانواده یا مسائل عمومی جامعه صحبت میشود، طبیعتا نماز جمعه دیگر یک موضوع فردی نیست. البته این اجتماعی بودن نباید به معنای سیاسیکاری یا ورود بیضابطه به مسائل باشد. سیاست در منطق دینی به معنای توجه به سرنوشت جامعه است، نه صرفاً فعالیت جناحی.
ایکنا- امام خمینی(ره) چرا در آن مقطع بر نماز جمعه تأکید کردند؟ جامعه پس از انقلاب چه نیازی داشت که نماز جمعه میتوانست پاسخگوی آن باشد؟
جامعه پس از انقلاب با یک تحول بزرگ مواجه شده بود. مردم نیاز داشتند مسائل جدید را بفهمند، درباره آینده کشور گفتوگو کنند و نسبت خودشان را با نظام تازهتأسیس جمهوری اسلامی بشناسند. نماز جمعه میتوانست یکی از مهمترین بسترهای این ارتباط باشد. از یک طرف، مردم در یک اجتماع دینی کنار هم قرار میگرفتند و از طرف دیگر، مسائل روز برای آنها تبیین میشد. به همین دلیل، نماز جمعه در آن دوره فقط یک برنامه مذهبی نبود؛ یک نقطه اتصال اجتماعی هم بود.
ایکنا- اما امروز شرایط کاملا متفاوت است. در سال ۱۳۵۸، نماز جمعه یکی از مهمترین محلهای دسترسی مردم به تحلیل و خبر بود؛ امروز یک نوجوان با تلفن همراهش به صدها روایت و تحلیل دسترسی دارد. در چنین شرایطی، نماز جمعه برای چه چیزی باید مخاطب را پای منبر بنشاند؟
اتفاقا همین تغییر شرایط، وظیفه نماز جمعه را مهمتر میکند. امروز مسئله مردم کمبود اطلاعات نیست؛ مسئله تشخیص است. فضای رسانهای پر از اطلاعات درست و نادرست، تحلیلهای مختلف و گاهی روایتهای متناقض است. خطیب جمعه اگر فقط بخواهد خبر بگوید، طبیعتا رسانههای دیگر سریعتر از او عمل میکنند. اما وظیفه او باید تبیین باشد؛ یعنی کمک کند مردم ریشه مسائل را بفهمند و بتوانند درست را از نادرست تشخیص دهند.
ایکنا- یعنی نماز جمعه باید از خبررسانی عبور کند و به معناسازی برسد؟
دقیقا. امروز ارزش یک تریبون به تعداد اخباری که منتقل میکند نیست؛ به میزان فهمی است که به جامعه میدهد. اگر خطیب جمعه بتواند درباره یک مسئله اقتصادی، اجتماعی یا فرهنگی، ریشهها، پیامدها و راهحلها را برای مردم توضیح دهد، نقش او متفاوت از یک رسانه خبری خواهد بود.
ایکنا- اما یک آسیب هم وجود دارد؛ گاهی تریبونهای رسمی تصور میکنند چون مردم به آنها دسترسی دارند، پس مردم حتماً حرف آنها را میپذیرند. در حالی که جامعه امروز پرسشگرتر و منتقدتر شده است. امام جمعه تا چه اندازه باید امکان مخالفت و حتی نقد سخنان خودش را به رسمیت بشناسد؟
نقد اگر منصفانه باشد، نهتنها تهدید نیست بلکه فرصت است. جامعهای که در آن پرسش وجود نداشته باشد، جامعه پویایی نیست. امام جمعه باید بتواند با مردم ارتباط برقرار کند و اگر کسی سؤال یا نقدی دارد، آن را بشنود. البته هر نقدی الزاما درست نیست، اما حتی نقد نادرست هم میتواند نشان دهد در جامعه چه پرسشی شکل گرفته است. به نظرم یکی از وظایف مهم ائمه جمعه این است که به جای اینکه فقط برای مردم سخن بگویند، گاهی از مردم هم سؤال کنند.
ایکنا- این جمله شما شاید یکی از کلیدیترین نکات این بحث باشد؛ از مردم سؤال کردن. آیا امام جمعه اگر قرار است صدای مردم باشد، ابتدا نباید شنونده مردم باشد؟
قطعا. امام جمعه باید در جامعه حضور داشته باشد و مسائل مردم را از نزدیک ببیند. وقتی با خانوادهای درباره مشکلات معیشتی صحبت میکنید، وقتی پای صحبت یک جوان درباره آینده شغلیاش مینشینید یا وقتی دغدغههای یک کارگر، معلم، دانشجو یا کاسب را میشنوید، با واقعیتی مواجه میشوید که ممکن است در گزارشهای رسمی دیده نشود. امام جمعه باید بتواند این صداها را بشنود و آنها را به مطالبه عمومی و منطقی تبدیل کند.
ایکنا- امام جمعهای که از مشکلات مردم میگوید، چگونه میتواند مطالبهگر باشد اما به تخریب نرسد؟
مرز آن، انصاف و شناخت دقیق مسئله است. مطالبهگری یعنی مشکل را ببینیم، مسئول آن را مشخص کنیم و راهحل بخواهیم. سیاهنمایی یعنی مشکلات را بزرگتر از واقعیت نشان دهیم یا همه دستاوردها را نادیده بگیریم. من معتقدم امام جمعه باید هم نقاط قوت را ببیند و هم ضعفها را. اگر فقط از نقاط قوت بگوییم، مردم احساس میکنند مشکلاتشان دیده نمیشود؛ اگر فقط مشکلات را مطرح کنیم، امید اجتماعی آسیب میبیند.
ایکنا- پس امام جمعه باید همزمان امید و اعتراض را نمایندگی کند؟
بله، و این دو الزاما متضاد نیستند. امید واقعی از انکار مشکل به وجود نمیآید. اتفاقا وقتی مردم ببینند مشکلشان دیده و برای حل آن مطالبهگری میشود، امیدشان بیشتر میشود. امید یعنی باور داشته باشیم مشکلات قابل حل هستند، نه اینکه مشکلات را انکار کنیم.
ایکنا- اجازه بدهید بحث را به شهرستان فردیس بیاوریم. شما با جامعهای مواجه هستید که بخش قابلتوجهی از آن را جوانان و خانوادهها تشکیل میدهند. فکر میکنید امروز مهمترین سؤال نسل جوان از نماز جمعه چیست؟
به نظرم جوان امروز بیش از آنکه نیازمند نصیحت باشد، نیازمند پاسخ است. او درباره آیندهاش سؤال دارد؛ درباره شغل، ازدواج، مسکن، عدالت، سبک زندگی، مهاجرت و حتی نسبت دین با دنیای جدید سؤال دارد. اگر نماز جمعه نتواند با این پرسشها مواجه شود، طبیعی است که بخشی از نسل جوان احساس کند این تریبون با زندگی او فاصله دارد.
ایکنا- پس آیا باید بپذیریم که بخشی از فاصله نسل جوان با نماز جمعه، نه فاصله با دین، بلکه فاصله با شیوه ارتباط است؟
این احتمال را باید جدی گرفت. ما نباید هر فاصلهای را به بیدینی یا بیتفاوتی نسبت دهیم. گاهی مسئله این است که زبان ارتباطی ما با نسل جدید متناسب با شرایط او نیست. جوان امروز باید احساس کند سؤالش شنیده میشود. اگر سؤال او را نشنویم، ممکن است پاسخ خودش را از جای دیگری بگیرد؛ حتی اگر آن پاسخ درست نباشد.
ایکنا- اگر بخواهیم به مناسبت امروز برگردیم، از پنجم مرداد ۱۳۵۸ تا امروز نزدیک به پنج دهه گذشته است. به نظر شما مهمترین چیزی که باید از نماز جمعه آن روزها برای امروز حفظ کنیم چیست؟
به نظرم مردمیبودن نماز جمعه است. نماز جمعه هرچقدر به مردم نزدیکتر باشد، زندهتر است. نباید فقط تاریخ نماز جمعه را حفظ کنیم؛ باید روح آن را حفظ کنیم. روح نماز جمعه یعنی اجتماع، آگاهی، اخلاق، وحدت، مسئولیتپذیری و توجه به مسائل جامعه.
ایکنا- و اگر بخواهیم یک قدم جلوتر برویم؛ چه چیزی را باید تغییر دهیم؟
شیوه ارتباط را باید متناسب با زمان تغییر داد. اصل و مبانی ثابت است، اما روش ارتباط با جامعه نمیتواند ثابت بماند. امروز باید بیشتر شنید، بیشتر گفتوگو کرد، مسائل را دقیقتر شناخت و از زبان قابل فهم برای نسل جدید استفاده کرد. نماز جمعه نباید در گذشته زندگی کند. اگر قرار است همچنان اثرگذار باشد، باید مسئله امروز مردم را بشناسد.
ایکنا- پس شاید مسئله اصلی نماز جمعه امروز این نباشد که چگونه مردم را به نماز جمعه بیاوریم، بلکه این باشد که چگونه نماز جمعه را به زندگی مردم نزدیک کنیم.
بله، کاملا. وقتی نماز جمعه با مسائل واقعی مردم پیوند بخورد، خود مردم احساس نیاز میکنند. نماز جمعه نباید فقط جایی باشد که مردم در آن سخنرانی بشنوند؛ باید جایی باشد که احساس کنند دیده میشوند، مسائلشان شنیده میشود و برای بهتر شدن جامعه میتوانند نقش داشته باشند.
ایکنا- اگر قرار باشد یک جمله به عنوان پیام نماز جمعه از سال ۱۳۵۸ برای امروز باقی بماند، آن جمله چه خواهد بود؟
اینکه دین از زندگی مردم جدا نیست. نماز جمعه اگر بخواهد زنده بماند، باید با مردم، مسائل مردم و آینده مردم پیوند داشته باشد. مسجد و جامعه از هم جدا نیستند. عبادت اگر انسان را نسبت به جامعهاش مسئول نکند، بخشی از اثر اجتماعی خود را از دست داده است. شاید امروز بیش از هر زمان دیگری نیاز داریم نماز جمعه را نه فقط به عنوان یک مراسم هفتگی، بلکه به عنوان یک فرصت برای ایمان، آگاهی، گفتوگو، همدلی و مسئولیت اجتماعی ببینیم.
انتهای پیام