کد خبر: 4367283
تاریخ انتشار : ۱۰ مرداد ۱۴۰۵ - ۰۸:۵۵
ظلامات الحسین؛ شبهات و پاسخ‌ها/ 7

مشروعیت گریه بر امام حسین(ع)؛ پاسخی بر شبهات وهابیان

مشروعیت گریه بر مصیبت‌زدگان هم در قرآن و هم در سنت، به روشنی ثابت شده است و متون تاریخی معتبر روایت می‌کنند که پیامبر اعظم(ص)، یاران ایشان و نسل پس از آنان بر درگذشتگان و شهیدان اشک ریخته‌اند؛ اما وهابیان تکفیری این شبهه را مطرح می‌کنند که نه پیامبر(ص) و نه ائمه(ع) هرگز بر امام حسین(ع) گریه نکرده‌اند، نه کسی را به عزاداری برای ایشان فرمان داده‌اند و نه چنین عملی در دین و شریعت اسلامی پایه و اساسی دارد که پاسخ این شبهه را به‌صورت واضح می‌توان در روایات و سیره نبوی یافت.

 آیت‌الله محمدجعفر مروجی طبسی، استاد درس خارج حوزه علمیه قمدر پهنه تاریخ اسلام حماسه‌ای جاودان و خونین رقم خورد که نه‌تنها مسیر دینداری را دگرگون بلکه چراغ هدایت را برای همیشه در دل تاریکی‌ها روشن کرد. واقعه عاشورا و شهادت امام حسین(ع) و یاران وفادارش حماسه‌ای است که از یک‌سو، تجلی عظمت ایمان و ایثار بود و از سویی دیگر صحنه توطئه‌ها و کتمان‌های تاریخی را که دشمنان حق همواره کوشیدند آن را به فراموشی بسپارند یا تحریف کنند، برملا کرد.

امروز نیز پس از قرن‌ها، اندیشه‌های آلوده و شبهه‌افکنی‌های هدفمند به‌ویژه در ایام محرم و صفر و عزاداری سیدالشهدا(ع)، از رسانه‌های مختلف تکرار می‌شود. از این‌رو، ایکنای قم برآن شده است تا در مجموعه یادداشت‌هایی به قلم آیت‌الله محمدجعفر مروجی طبسی استاد درس خارج حوزه علمیه قم پاسخی مستدل، متقن و روشنگر به برخی از این شبهات بدهد. در ادامه متن هفتمین شبهه و پاسخ به آن با موضوع «گریه کردن بر امام حسین(ع) بدعتی است که شیعیان در ایام عاشورا انجام می‌دهند» تقدیم مخاطبان ایکنا می‌شود:

وهابیان تکفیری همواره این شبهه را مطرح می‌کنند که نه پیامبر(ص) و نه ائمه(ع) هرگز بر امام حسین(ع) گریه نکرده‌اند، نه کسی را به عزاداری برای ایشان فرمان داده‌اند و نه اساساً چنین عملی در دین و شریعت اسلامی پایه و اساسی دارد. همچنین، هیچ سند معتبری وجود ندارد که ثابت کند پیامبر(ص) پیش از شهادت امام حسین(ع) بر مصیبت ایشان گریسته است.

اثبات مشروعیت گریه بر مصیبت‌زدگان در قرآن و سنت

پاسخ شبهه فوق، چنین است: بی‌گمان مشروعیت گریه بر مصیبت‌زدگان، هم در قرآن و هم در سنت، به روشنی ثابت شده است و متون تاریخی معتبر روایت می‌کنند که پیامبر اعظم(ص)، یاران ایشان و نسل پس از آنان بر درگذشتگان و شهیدان اشک ریخته‌اند.


بیشتر بخوانید:


سیره نبوی نیز نه تنها گریه بر گذشتگان، بلکه به‌ویژه عزاداری برای شهیدی که در راه خدا کشته شده را جایز می‌شمارد؛ پیامبر(ص) بر فرزندش ابراهیم گریست و هنگامی که از علت این کار پرسیدند، فرمود: «چشمان می‌گرید و دل می‌سوزد؛ ولی هرگز سخنی که باعث ناخشنودی پروردگار شود بر زبان نمی‌آوریم.»

هنگامی که پیامبر(ص) حضرت حمزه را که به شهادت رسیده بود، دیدند، گریستند و زمانی که مشاهده کردند چگونه پیکر او را مثله کردند، چنان بغضشان ترکید که از سینه فریاد برآوردند.

عبدالله بن مسعود صحابی پیامبر(ص) روایت کرده است: «هرگز رسول خدا(ص) را آنچنان سخت گریان ندیدیم، همچون زمانی که بر حمزه اشک می‌ریخت؛ غم او در دلش جای گرفته بود. پس بر جنازه او ایستاد و چنان بی‌وقفه گریست و تا آستانه بیهوشی پیش رفت.»

انس بن مالک صحابی پیامبر(ص) روایت کرده است: هنگامی که رسول خدا(ص) از جنگ احد بازگشتند، شنیدند که زنان انصار در عزاداری شهدا گریه می‌کنند، فرمودند: «اما حمزه، گریه‌کننده‌ای ندارد.» وقتی این سخن به زنان انصار رسید همگی در عزای حمزه به گریه و سوگواری پرداختند.»

اما در مورد شهید کربلا، امام حسین(ع)، پیامبر(ص)، پیش از شهادت او و در زمانی که وی کودک بود، بر ایشان گریستند، این مسئله آن چیزی نیست که برخی پنداشته‌اند که پیامبر(ص) بر حسین(ع) گریه نکرده است؛ بلکه ایشان حتی زمانی که گریه حسین(ع) را می‌شنیدند، متأثر و آزرده می‌شدند. ابن عساکر دمشقی شافعی با سند خود از یزید بن ابی زیاد روایت کرده که گفت: پیامبر(ص) از خانه عایشه خارج شدند و از کنار خانه فاطمه(س) گذشتند. وقتی صدای گریه امام حسین(ع) را شنیدند، فرمودند: «آیا نمی‌دانی گریه او مرا می‌آزارد؟»

روایات دلالت‌کننده بر گریه پیامبر(ص) بر امام حسین(ع)

روایت اول: ابن عساکر در تاریخ خود با سندش از عبدالله بن نجی روایت کرده که پدرش گفت: «همراه امام علی(ع) در سفر بودم. هنگامی که به نینوا رسیدیم در حالی‌که ایشان به‌سوی صفین می‌رفت، علی ناگهان ندا زد: صبر کن، ای اباعبدالله، در کنار فرات، پرسیدم: اباعبدالله کیست؟ فرمود: روزی بر رسول خدا وارد شدم در حالی‌که چشمانش اشک ریزان بود. گفتم: ای پیامبر خدا، آیا کسی شما را خشمگین کرده؟ چرا چشمانتان اشک‌بار است؟ فرمود: همین الان جبرئیل از نزدم رفت و به من خبر داد که حسین در کنار فرات کشته خواهد شد. سپس پرسید: آیا می‌خواهی از خاک قبرش به تو بدهم تا استشمام کنی؟ گفتم: آری. پس دستش را دراز کرد و مشتی خاک برداشت و به من داد. اینجا بود که دیگر نتوانستم جلوی اشک چشمانم را بگیرم و اشکم جاری شد.»

روایت دوم: همچنین وی با سندی از انس بن مالک روایت کرده که گفت: فرشته مسئول باران از پروردگار خود اجازه گرفت تا به دیدار پیامبر(ص) بیاید. خداوند به او اجازه داد. این اتفاق در روزی افتاد که پیامبر(ص) در خانه همسرش، ام سلمه بود. پیامبر(ص) به ام سلمه فرمودند: ای ام سلمه، مراقب در باش و اجازه نده کسی وارد شود.

انس می‌گوید: در همین حال که ام سلمه کنار در بود، حسین بن علی(ع) آمد، به سرعت از کنار او گذشت و وارد خانه شد. او شروع به جست‌وخیز بر روی پشت پیامبر اکرم(ص) کرد. پیامبر(ص) نیز با مهربانی او را در آغوش می‌گرفت و می‌بوسید. فرشته به پیامبر(ص) گفت: آیا او را دوست داری؟ پیامبر پاسخ فرمود: بله. آن فرشته عرض کرد: آگاه باش که امتت او را خواهند کشت. می‌خواهید مکانی را که در آنجا به شهادت می‌رسد به تو نشان دهم؟ پیامبر فرمودند: بله.

روایت سوم (رؤیای ام‌الفضل و اشک‌های پیامبر(ص)): روایت شده از ام‌الفضل، دختر حارث و همسر عباس بن عبدالمطلب، که گفت: ای رسول خدا، خوابی دیده‌ام که از هراس آن، از گفتنش به شما می‌ترسم. پیامبر فرمودند: آن را بگو. ام‌الفضل ادامه داد: در خواب دیدم که گویی قطعه‌ای از بدن شما جدا شد و در دامان من قرار گرفت. پیامبر(ص) فرمودند: خواب خوبی دیده‌ای، فاطمه پسری به دنیا خواهد آورد که نامش را حسین می‌گذارم و او در دامان تو پرورش خواهد یافت.

ام‌الفضل می‌گوید: «همان‌طور که پیامبر(ص) فرموده بودند، فاطمه حسین را به دنیا آورد و من در دامان خود او را پرورش دادم. روزی نزد پیامبر(ص) رفتم و حسین همراهم بود. ایشان حسین را گرفتند و برای مدتی با او بازی کردند، سپس چشمانشان پر از اشک شد. من پرسیدم: چه چیزی شما را به گریه انداخته است؟ پیامبر فرمودند: جبرئیل به من خبر داد که امتم این پسرم را خواهند گشت.»

در اینجا این سؤال مطرح می‌شود، پیامبر(ص) پیش از شهادت امام حسین(ع) این‌گونه بر او گریست؛ آیا ممکن است اگر آن حضرت روز عاشورا در کربلا زنده بود، بر مصائبی که بر حسین وارد شد، گریه نمی کرد؟

انتهای پیام
دبیر:
مژگان فرهنگیان
captcha