راهپیمایی اربعین در سالهای اخیر، افزون بر ابعاد معنوی و عبادی، به عرصهای برای انتقال پیامهای فرهنگی، اجتماعی و سیاسی جهان اسلام تبدیل شده است. میلیونها زائر از کشورهای گوناگون با حضور در این اجتماع عظیم، مفاهیمی همچون عدالتخواهی، ظلمستیزی، وحدت امت اسلامی و وفاداری به آرمانهای عاشورا را به نمایش میگذارند. در همین راستا، خبرنگار ایکنا از اصفهان در گفتوگو با عصمت همتی، عضو هیئت علمی دانشگاه فرهنگیان استان اصفهان، به پیامهای راهپیمایی اربعین برای افکار عمومی جهان، نقش رسانههای غربی در بازنمایی این رویداد، مفهوم خونخواهی، حضور خانوادههای شهدای میناب در پیادهروی اربعین و جایگاه اربعین بهمثابه یک قدرت نرم در عرصه بینالمللی پرداخته است که متن آن را در ادامه میخوانیم:
پرچم سرخ که در راهپیمایی اربعین به اهتزاز درمیآید، نماد گرامیداشت واقعهای حقطلبانه است؛ حادثهای که به یکی از بزرگترین جنایتهای تاریخ اسلام انجامید. پیام این پرچم برای مستکبران و کسانی که امروز به ملت ما تجاوز کرده، خون بیگناهان را بر زمین ریختهاند و همچنان به جنایتهای خود ادامه میدهند، روشن است؛ همانگونه که جریان کربلا سرانجام به رسوایی و نابودی ستمگران انجامید، این مسیر نیز به حسابرسی و مجازات جنایتکاران ختم خواهد شد. پرچم سرخ بیانگر این حقیقت است که مطالبه خونخواهی و عدالت، حد و مرزی نمیشناسد و اگر لازم باشد انسانها در این مسیر جان خود را نیز فدا کنند، این فداکاری را حقی مشروع میدانند.
درباره پوشش محدود رسانههای غربی نیز موضوع کاملاً روشن است. طبیعی است رسانهای که در چارچوب منافع سیاسی و اقتصادی خود فعالیت میکند، حاضر نباشد رویدادی را که برخلاف منافعش است، بهطور گسترده بازتاب دهد. تجربه چند دهه گذشته نشان داده است که شعارهایی مانند آزادی رسانه و آزادی بیان، در عمل با سیاستهای قدرتهای بزرگ و جریانهای سلطهگر محدود میشود.
نمونه این مسئله را در نحوه پوشش جنایتهای رژیم صهیونیستی علیه مردم غزه، لبنان و حتی وضعیت اسیران فلسطینی نیز مشاهده کردهایم؛ بهگونهای که برخی خبرنگاران و رسانههایی که تلاش کردند واقعیتها را منعکس کنند، با محدودیت، تهدید و فشار مواجه شدند.
بدیهی است، چنین رسانههایی تمایل ندارند این پیام را بازتاب دهند که میلیونها زائر اربعین، حقانیت خود را ادامه راه امام حسین(ع) میدانند و اعلام میکنند که در برابر ظلم تا پای جان ایستادگی خواهند کرد. در نگاه آنان، هر فرد یا جریانی که مرتکب جنایت شده باشد، صرفنظر از جایگاه و قدرتش، باید پاسخگوی اعمال خود باشد؛ چه در این دنیا و چه در پیشگاه عدالت الهی.
این موضوع در هر حوزهای اقتضائات خاص خود را دارد، اما در شرایط کنونی مهمترین وظیفه همه ما، مقاومت، صبر و شکیبایی در برابر فشارها و سختیهاست. امروز کشور با فشارها و تهدیدهای گوناگون مواجه است و اگر قرار باشد در برابر این جنایتها به حق خود برسیم، نخست باید جبهه حق را حفظ و تقویت کنیم.
مقاومت صرفاً در میدان نظامی معنا پیدا نمیکند، بلکه در عرصه اجتماعی و اقتصادی نیز مصداق دارد. برای نمونه، مردم باید از ایجاد تقاضاهای کاذب و خریدهای هیجانی خودداری کنند؛ زیرا چنین رفتارهایی موجب افزایش تورم و فشار بیشتر بر اقشار گوناگون جامعه میشود و در نهایت میتواند قدرت ایستادگی کشور را کاهش دهد. اگر رفتارهای ما باعث تضعیف جبهه داخلی شود، همه در پیامدهای آن سهیم خواهیم بود.
از سوی دیگر، حمایت از نیروهای خط مقدم، عمل به توصیههای مسئولان و حفظ انسجام اجتماعی، از مهمترین جلوههای مقاومت است. هر اقدامی که به تقویت وحدت ملی و افزایش همبستگی جامعه کمک کند، در مسیر خونخواهی و دفاع از حقوق ملت قرار میگیرد.
اگر ملت ایران بتواند با ایستادگی، فشارها را پشت سر بگذارد و حقوق خود را، چه از مسیر دیپلماسی و چه از راه غلبه بر فشارهای دشمن بهدست آورد، میتوان گفت گامی در مسیر خونخواهی شهدا برداشته شده است. امروز مهمترین راه خونخواهی، یاریرساندن به جبهه حق و حفظ وحدت و انسجام ملی است.
جامعه ایران باید این پیام را به دنیا منتقل کند که با وجود همه اختلافنظرها، در دفاع از کشور و مقابله با ظلم، متحد است. اگر چنین پیامی بهدرستی مخابره شود، در محاسبات دشمنان تأثیر خواهد گذاشت و آنان را به تجدیدنظر در برنامههای خود وادار میکند؛ اما اگر پیام ضعف، تفرقه و چنددستگی ارسال شود، طبیعی است که طرف مقابل احساس برتری خواهد کرد و در چنین شرایطی، سخنگفتن از خونخواهی و احقاق حق، بسیار دشوار خواهد شد.
بنابراین، نخستین گام، عبور موفق از شرایط کنونی است. منظور از پیروزی نیز صرفاً موفقیت نظامی نیست؛ بلکه مهم آن است که در پایان این مسیر، آرمانهای مقاومت و منافع ملی کشور حفظ و تثبیت شود. پس از آن نیز جمهوری اسلامی باید از همه ظرفیتهای حقوقی، دیپلماتیک و بینالمللی برای پیگیری حقوق ملت و مطالبه خون شهدای مظلوم استفاده کند و در صورت فراهمشدن شرایط، مسیرهای دیگر نیز برای تحقق این مطالبه قابل پیگیری خواهد بود. در شرایط فعلی، مهمترین وظیفه همه مردم آن است که با همدلی و استقامت، زمینه پایانیافتن این فشارها را به سود اسلام، ایران و ملت فراهم کنند.
به نظر من، این اقدام بسیار ارزشمند و اثرگذار است و قطعاً با برنامهریزی انجام شده است. راهپیمایی اربعین صرفاً اجتماعی مذهبی نیست، بلکه محلی برای حضور رسانهها و افکار عمومی از کشورهای گوناگون جهان است. بسیاری از مردم در کشورهای اروپایی، آمریکا، کشورهای مسلمان شرق آسیا و حتی بعضی از کشورهای منطقه، از واقعیت جنایتهایی که علیه ملت ایران صورت گرفته است، آگاهی دقیقی ندارند و آنچه را رسانههای جریان اصلی به آنان گفتهاند، باور کردهاند.
بسیاری تصور میکنند، اقدامات آمریکا و همپیمانانش صرفاً با هدف جلوگیری از تهدیدهای نظامی یا هستهای انجام شده، در حالیکه واقعیت چیز دیگری است. هنگامی که مادران داغدار در چنین اجتماع عظیمی حضور پیدا میکنند، چهره آنان، اندوهی که بر دوش دارند و روایت زندگیشان، خود به سندی زنده از جنایت تبدیل میشود؛ سندی که بدون واسطه با افکار عمومی جهان سخن میگوید.
اگر هر یک از این مادران بتوانند فقط چند نفر را در کشورهای گوناگون با حقیقت آنچه بر آنان گذشته، آشنا کنند، این خود نوعی افشاگری مؤثر است. آنان دیگر صرفاً ناقل یک خبر نیستند، بلکه خود، تجسم عینی آن حادثه و روایت زنده مظلومیت هستند. این حضور میتواند وجدانهای بیدار را متوجه واقعیت کند و کسانی را که به دنبال حقیقت هستند، نسبت به ابعاد این جنایتها آگاه کند.
از سوی دیگر، جهان امروز بیش از هر زمان دیگری به آگاهی فرهنگی نیاز دارد. بسیاری از مفاهیمی که غرب با عنوان حقوق بشر، آزادی، اخلاق و انسانیت معرفی میکند، در عمل با رفتارهای قدرتهای سلطهگر سازگار نیست. انتقال این واقعیت به افکار عمومی جهان نیازمند فعالیتهای فرهنگی مستمر است و حضور مادران شهدا در اربعین میتواند بخشی از این طرح بزرگ فرهنگی و رسانهای باشد.
اربعین یکی از بزرگترین نعمتهایی است که در اختیار جهان اسلام قرار دارد. این اجتماع عظیم، امروز، خواه بخواهیم یا نخواهیم، به پایگاهی جهانی برای بیان اندیشهها، آرمانها و تفسیر مکتب اهل بیت(ع) تبدیل شده است. شعار «حبالحسین یجمعنا» بهخوبی نشان میدهد که محور وحدت میلیونها انسان از کشورهای گوناگون، محبت و پیروی از امام حسین(ع) و اهل بیت پیامبر(ص) است. البته باید توجه داشت که اربعین پیش از هر چیز، حرکتی عبادی و اعتقادی است و نباید جنبههای سیاسی، جایگاه معنوی آن را تحتالشعاع قرار دهد.
هرچه بنیانهای اعتقادی این حرکت عمیقتر و استوارتر باشد، پیامهای سیاسی آن نیز اثرگذاری بیشتری خواهد داشت؛ اما اگر اربعین صرفاً به رویدادی سیاسی تقلیل پیدا کند، بخشی از ظرفیت تأثیرگذاری خود را از دست خواهد داد و حتی ممکن است با آسیبهایی مواجه شود.
امروز اربعین به مجمع جهانی شیعه تبدیل شده که محور آن، محبت به اهل بیت(ع) و پیروی از آموزههای آنان است. پیام قیام امام حسین(ع) نیز این بود که در برابر ظلم، فساد و انحراف نباید سکوت کرد. از همین رو، اربعین فرصتی است تا این پیام جهانی بار دیگر برای افکار عمومی جهان تبیین شود.
علاوه بر این، حضور میلیونها زائر از ملیتهای گوناگون، فرصت ارزشمندی برای گفتوگو، تبادل اندیشه و معرفی مفاهیم عمیق مکتب اهل بیت(ع) فراهم میکند؛ مفاهیمی که سالها در منابع علمی و دینی باقی مانده و اکنون در بستر اربعین، امکان تبیین و انتقال آنها به مخاطبان جهانی بیش از هر زمان دیگری فراهم شده است.
انتهای پیام