به گزارش ایکنا از اصفهان، پایگاه اطلاعرسانی دفتر آیتالله العظمی مظاهری بهمناسبت ایام سوگواری حضرت سیدالشهدا(ع)، درس اخلاق معظم له با موضوع «۱۰ حدیث نورانی از امام حسین(ع)» را منتشر میکند که در سایت خبرگزاری ایکنا بازنشر میشود.
«أعُوذُ بِاللهِ مِنَ الشَّیْطَانِ الرَّجیم
بِسْمِ اَللّٰهِ اَلرَّحْمٰنِ اَلرَّحِيمِ
الحمدلله ربّ العالمین والصلاة والسّلام علی خیر خلقه أشرف بریته ابوالقاسم محمّد صلّی الله علیه و علی آله الطیّبین الطاهرین و عَلی جمیع الانبیاء وَالمُرسَلین سیّما بقیة الله فی الأرضین و لَعنة الله عَلی اعدائهم أجمعین.
روایت امروز از امام حسین(ع)، روایت پرباری در پیش سیر و سلوکیهاست. امام حسین(ع) میفرمایند: «مَنْ عَبَدَ اللَّهَ حَقَ عِبَادَتِهِ آتَاهُ اللَّهُ فَوْقَ أَمَانِيِّهِ وَ كِفَايَتِهِ؛ هر كه خدا را آنگونه كه سزاوار اوست، بندگى كند، خداوند بيش از آرزوها و كفايتش به او عطا كند.» (تفسیر المنسوب الی الامام العسکری، ص 327) هر کسی به مقام عبودیت برسد و به راستی عبد خدا باشد، آنچه میخواهد، خدا بیش از آن را به او عنایت میکند.
بیشتر بخوانید:
قرآن شریف این کلام امام حسین(ع) را تأیید میکند. قرآن میفرماید، اگر کسی به راستی مؤمن باشد، در این دنیا حیات طیب دارد. در آخرت هم حیات طیبتر دارد: «مَنْ عَمِلَ صٰالِحاً مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثىٰ وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَيٰاةً طَيِّبَةً وَ لَنَجْزِيَنَّهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ مٰا كٰانُوا يَعْمَلُونَ؛ از مرد و زن، هر کس کار شایسته انجام دهد، در حالی که مؤمن است، مسلماً او را به زندگی پاک و پاکیزهای زنده میداریم و پاداششان را بر پایه بهترین عملی که همواره انجام میدادهاند، میدهیم.» (سوره نحل، آیه 97)
هر زن و مردی که واقعاً مؤمن باشد و واقعاً اطاعت خدا کند، در همین دنیا حیات طیبی به او عنایت میکنیم؛ یک زندگی که طیب باشد و در آخرت هم یک زندگی طیبتر به او میدهیم. در دنیا حیات طیب و در آخرت، حیات طیب دارد. بیشتر انسانها، بلکه همه همین را میخواهند که در دنیا زندگی طیب داشته باشند. زن و شوهر خوب، مال حلال، اولاد صالح و شایسته و شخصیت خوب و بالاخره اینکه در میان مردم محترم باشند.
99 درصد مردم هم میخواهند در آخرت به بهشت بروند و بهتر و طیبتر از حیاتی که در دنیا داشتهاند، در بهشت باشد. یک زندگی داشته باشند منهای مرض، منهای فقر و منهای جهل و یک زندگی صددرصد طیب داشته باشند؛ اما یک درصد چیز دیگری میخواهند. به قول امام حسین(ع)، مافوق این را میخواهند و خدا به آنها میدهد و آن این است که هیچ فکری ندارند، جز خدا: «نیست بر لوح دلم جز الف قامت یار/ چه کنم حرف دگر یاد نداد استادم.»
فطرت خدادادی این است که هیچچیز نمیخواهد، جز خدا. اگر به او بگویند چه میخواهی، میگوید خدا. در دنیا، خدا و در آخرت هم خدا. این فوق آمال و آرزوی مردم است و مردم یک در صد، بلکه یک در هزار نمیتوانند به این مقام برسند، اما اگر به راستی کسی قدمی بالاتر از اینها بگذارد و بگوید، من آدم در این دنیا که خلیفه خدا باشم، آمدم در این دنیا و خدا دلی به من داده که این دل جای خداست.
آیهای در قرآن هست به نام آیه امانت و در میان مفسران اختلاف است که مراد از این امانت خدا چیست. میفرماید: «إِنّٰا عَرَضْنَا اَلْأَمٰانَةَ عَلَى اَلسَّمٰاوٰاتِ وَ اَلْأَرْضِ وَ اَلْجِبٰالِ فَأَبَيْنَ أَنْ يَحْمِلْنَهٰا وَ أَشْفَقْنَ مِنْهٰا وَ حَمَلَهَا اَلْإِنْسٰانُ إِنَّهُ كٰانَ ظَلُوماً جَهُولاً؛ یقیناً ما امانت را بر آسمانها و زمین و کوهها عرضه کردیم و آنها از به عهده گرفتنش امتناع ورزیدند و از آن ترسیدند و انسان آن را پذیرفت. بیتردید او بسیار ستمکار و بسیار نادان است.» (سوره احزاب، آیه 72)
ما امانتمان را به عالم وجود عرضه داشتیم و هیچچیز و هیچکس نتوانست بپذیرد، جز این انسان. این انسان لیاقت این را دارد که امانت ما را بپذیرد؛ اما قرآن بلافاصله میفرماید: «إِنَّهُ كٰانَ ظَلُوماً جَهُولاً»؛ یک در میلیون پیدا میشود که قدردان باشد، جاهل نباشد، عالم به این امانت باشد، ظالم نباشد و نگاهدار این امانت باشد، وگرنه «إِنَّهُ كٰانَ ظَلُوماً جَهُولاً»؛ غالب مردم هم ظلم به خودشان میکنند و این امانت را خراب میکنند و هم جاهلاند به اینکه این درّ گرانبها ارزش دارد.
در میان مفسران اختلاف است که این امانت چیست و هرکسی چیزی گفته و معمولاً ولایتیها میگویند ولایت است. کسانی که در فلسفه و عرفان کار کردهاند، میگویند اختیار و اراده انسان است. استاد ما، علامه طباطبایی(ره) بر این پافشاری داشتند. من خیال میکنم این امانت، دل انسان است: «قَلْبُ الْمُؤْمِنِ عَرْشُ الرَّحْمَنِ؛ قلب مؤمن عرش الهی است.» (بحارالأنوار، ج 55، ص 39)
عرش خدا را خدا در ما امانت گذاشته است. اگر به راستی ما امانتداری کنیم، هیچکسی را در دل راه ندهیم جز خدا، آنگاه بهشت کوچک است و بهشت عدن و بهشت رضوان و بهشت عنداللهی کوچک است و خدا خودش را میدهد. دل ما عرش شده و خدا هم روی عرش است: «اَلرَّحْمٰنُ عَلَى اَلْعَرْشِ اِسْتَوىٰ؛ خدای رحمان بر تخت فرمانروایی و تدبیر امور آفرینش چیره و مسلط است.» (سوره طه، آیه 5)؛ «قَلْبُ الْمُؤْمِنِ عَرْشُ الرَّحْمَنِ»؛ «لَا يَسَعُنِي أَرْضِي وَ لَا سَمَائِي وَ لَكِنْ يَسَعُنِي قَلْبُ عَبْدِيَ الْمُؤْمِن؛ من در زمین و آسمانم نمیگنجم، ولی قلب بنده مؤمنم مرا در خود جای میدهد.» (عوالی اللئالی، ج 4، ص 7)
خدا میفرماید جا ندارم و اگر بخواهی برایم جا درست کنی، دل تو جای من است. وقتی انسان به اینجا رسید، آمال و آرزوی اینگونه نداشته، اما خدا به او میدهد. این میخواسته در دنیا خوش باشد و در آخرت هم خوشتر باشد. خدا هم دنیا و هم آخرت را به او میدهد؛ اما بعضیها چیز دیگری میخواهند: «مَنْ عَبَدَ اللَّهَ حَقَ عِبَادَتِهِ آتَاهُ اللَّهُ فَوْقَ أَمَانِيِّهِ وَ كِفَايَتِهِ.» خدا چیزی که غیر از آمال و آرزویش هست، به او میدهد و غیر از آمال و آرزو، اگر خیلی پایین بیاییم، این است: «يٰا أَيَّتُهَا اَلنَّفْسُ اَلْمُطْمَئِنَّةُ، اِرْجِعِي إِلىٰ رَبِّكِ رٰاضِيَةً مَرْضِيَّةً، فَادْخُلِي فِي عِبٰادِي، وَ اُدْخُلِي جَنَّتِي؛ ای جان آرامگرفته و اطمینانیافته، به سوی پروردگارت بازگرد، در حالی که از او خشنودی و او هم از تو خشنود است، پس در میان بندگانم درآی و در بهشتم وارد شو.» (سوره فجر، آیات 27 تا 30)
مقام عنداللهی و بهشتی که امام حسین(ع) در آن بهشت است، اما باز هم بالاتر از این است و آن اینکه به راستی امام حسین(ع) آن را درک کرده و به کربلا رفته و همهچیز خود را برای او داده است. به قول آن آقا، امام حسین(ع) همه چیز خود را داد و خود خدا را گرفت. بنابراین، اگر به راستی مؤمن باشیم و اگر به راستی به مقام عبودیت برسیم، میرسیم به آنجا که همه کاری میتوانیم انجام دهیم.
این روایتی که خواندم، روایت خوبی است. البته مشکل است و به این زودیها، این دُرها را به کسی نمیدهند. اگر به راستی عبد باشد و در مقابل ولایت به راستی تسلیم باشد. خیال نکنید به این زودیها میشود و همین مقدار که بدانید، بس است. یکی از علمای بزرگ گفته بود، اینکه امام حسین(ع) در شب عاشورا میگوید، من ندیدم یاوری مثل شما، من هم مثل آنها هستم و مسلم اگر امام حسین(ع) یا امام زمان(عج) بیایند، من هم میروم و همان کاری که اصحاب امام حسین(ع) کردند، من هم میکنم.
این عالم از نظر فلسفه و عرفان و علوم اسلامی خیلی بالاست. میگوید شب خواب دیدم که در کربلا هستم. خیلی خوشحال شدم. همه رفتند و ما و 72 نفر ماندیم و گفتم الحمدلله تا اینجا ماندیم. فردا بنا شد که امام حسین(ع) نماز ظهر بخواند و چند نفر در مقابل ایشان بایستند که تیرها به آنها بخورد و آنها سد شوند و امام حسین(ع) نماز بخواند. یکی از آنها من شدم و خیلی خوشحال شدم. رفتم ایستادم و آقا امام حسین(ع) شروع به نماز کردند و تیرها مثل باران میبارید. من سرم را پایین بردم که یکدفعه تیرها به امام حسین(ع) خورد. ناگهان از خواب بیدار شدم و دیدم با ادعا نمیشود. بنابراین، با این حرفهای من یکدفعه خدای ناکرده در مجلس کسی نباشد که بگوید من هم به مقام عبودیت رسیدهام. البته از این افراد هستند و به راستی اگر کسی به مقام عبودیت برسد، همهچیز برایش پوچ است، به جز خدا؛ اما گاهی «كَسَرٰابٍ بِقِيعَةٍ يَحْسَبُهُ اَلظَّمْآنُ مٰاءً؛ مانند سرابی در بیابانی مسطح و صاف است که تشنه، آن را آب میپندارد» (سوره نور، آیه 39) است؛ همهچیز مثل آبنماست.
و صلی الله علی محمد و آل محمد.»
انتهای پیام