اربعین حسینی در اندیشه شهید مرتضی مطهری، پیش از آنکه عرصه نقل روایتهای مشهور باشد، جلوهای از حقیقت تاریخی و استمرار پیام عاشوراست.
هر سال با فرارسیدن اربعین حسینی، میلیونها عاشق سیدالشهدا(ع) راهی کربلا میشوند؛ بزرگترین اجتماع دینی جهان که نه با فراخوان حکومتها شکل گرفته و نه بر پایه منافع سیاسی، بلکه از دل یک سنت ریشهدار شیعی برآمده است. با این حال، در کنار این شکوه بینظیر، پرسشی اساسی همچنان مطرح است؛ آیا آنچه درباره اربعین نقل و بازگو میکنیم، همواره با مستندات تاریخی سازگار است یا گاه احساسات جای حقیقت را میگیرد؟
شهید مرتضی مطهری از معدود اندیشمندانی بود که با وجود دلدادگی عمیق به نهضت عاشورا، شجاعانه نسبت به آمیختهشدن حقیقت با گزارشهای غیرمستند هشدار داد. ایشان معتقد بود بزرگداشت عاشورا و اربعین زمانی ماندگار خواهد بود که بر پایه حقیقت استوار باشد، نه روایاتی که پشتوانه تاریخی قابل قبولی ندارند.
از نگاه شهید مطهری، اربعین فقط دو محور قطعی و تاریخی دارد؛ نخست، حضور جابر بن عبدالله انصاری در مقام نخستین زائر مزار امام حسین(ع) و دوم، سنت زیارت اربعین که اهل بیت(ع) و امامان شیعه بر آن تأکید کردهاند.
این دو حقیقت به باور وی، هویت واقعی اربعین را شکل میدهند. جابر، صحابی بزرگ پیامبر(ص) با حضور خود در کربلا نشان داد که قیام عاشورا با شهادت پایان نیافت، بلکه با زیارت و زنده نگه داشتن پیام آن ادامه یافته است. از سوی دیگر، زیارت اربعین، اعلام وفاداری دائمی به مسیر حق و تجدید میثاق با آرمانهای امام حسین(ع) است.
شهید مطهری تصریح میکند که همین دو جریان برای عظمت اربعین کافی است و نیازی نیست برای پررنگتر کردن این مناسبت، به گزارشهایی تکیه شود که استحکام تاریخی ندارند.
یکی از مهمترین دغدغههای استاد مطهری، رواج نقلهایی بود که به مرور زمان به باور عمومی تبدیل شدهاند، در حالی که پشتوانه تاریخی محکمی ندارند. ایشان در کتاب «حماسه حسینی» به صراحت درباره روایت بازگشت کاروان اسرا از شام به کربلا در روز اربعین سخن میگوید و تأکید میکند که این گزارش، مستند قابل اتکایی در منابع معتبر تاریخی ندارد و نمیتوان آن را حقیقتی قطعی مطرح کرد.
شهید مطهری حتی از این نیز فراتر میرود و هشدار میدهد که جامعه دینی اگر به جای حقیقت، به روایتهای هیجانانگیز دل ببندد، بهتدریج قدرت تشخیص خود را از دست خواهد داد. از نگاه ایشان، دفاع از حقیقت، خود نوعی پاسداری از نهضت عاشوراست؛ زیرا امام حسین(ع) برای احیای حق قیام کرد و نمیتوان پیام آن حضرت را با مطالب غیرمستند پاس داشت.
البته این سخن به معنای کمرنگکردن محبت اهل بیت(ع) یا ارزش عزاداری نیست، بلکه دعوتی است به آنکه شور حسینی همواره با شعور حسینی همراه باشد.
اگر عاشورا روز قیام است، اربعین روز تداوم آن قیام است. میلیونها انسانی که امروز از ملیتها، زبانها و فرهنگهای گوناگون به سوی کربلا حرکت میکنند، همان سنتی را ادامه میدهند که با زیارت جابر آغاز شد.
زیارت در فرهنگ شیعه، صرف حضور در کنار یک مزار نیست؛ اعلام موضع است. زائر اربعین با خواندن زیارت اربعین، بار دیگر مرزبندی خود را با ظلم، نفاق و انحراف اعلام میکند و بر وفاداری به عدالت، آزادگی و ولایت گواهی میدهد.
امروز که راهپیمایی اربعین به پدیدهای جهانی تبدیل شده است، بیش از هر زمان دیگری نیازمند بازخوانی مستند و عالمانه این مناسبت هستیم. ارزش اربعین به حقیقت آن است، نه به افزودههایی که هرچند ممکن است احساسات را برانگیزند، اما اگر پشتوانه تاریخی نداشته باشند، در بلندمدت به اعتبار فرهنگ عاشورا آسیب خواهند زد.
پیام شهید مطهری برای امروز نیز شنیدنی است؛ اربعین را باید از متن سخنان اهل بیت(ع) و منابع معتبر شناخت. نخستین زائر حسین(ع)، سنت زیارت اربعین و پیام جاودانه عاشورا، خود آنقدر عظیم هستند که برای جهانیشدن این حماسه نیازی به روایتهای غیرمستند باقی نمیگذارند.
شاید بزرگترین درس اربعین همین باشد؛ حقیقت، هرچند ساده و بیپیرایه، ماندگارتر از هر روایت پرآبوتاب است و راه حسین بن علی(ع) نیز با حقیقت زنده میماند، نه با افسانهپردازی.
انتهای پیام