چرا با وجود اینکه پیامبر اکرم(ص) انسان کامل و واسطه فیض الهی دانسته میشود، در میان انبوه مراسم جشن و عزاداری، سهم او از آگاهیبخشی مذهبی چنان اندک است که عموم مردم از سیره و سنت او بینصیباند؟ علیرضا قبادی در گفتارهای خود این پرسش را از زاویه نگاه به مراسم آیینی واکاوی کرده است.
حجتالاسلام علیرضا قبادی، جامعهشناس و کارشناس دینی در سلسله گفتارهای پیش رو، با نگاهی نو و کاربردی، به بازخوانی ابعاد مغفولمانده از زندگی پیامبر اکرم(ص) میپردازد. در ادامه درسگفتار نخست را میخوانید.
قبل از ورود به بحث لازم است، درباره اهمیت و ضرورت موضوع توضیح مختصری ارائه شود. فرض بر این است که میان شناخت ائمه معصومین(ع) و مراسم دینی رابطه مثبت وجود دارد؛ یعنی هر میزان مراسم دینی درباره هر یک از ائمه معصومین(ع) بیشتر برگزار شود، آگاهیهای دینی درباره آن معصوم بیشتر است.
توجه به این فرض و موضوع از آنجا اهمیت دارد که معتقد باشیم، آگاهی مذهبی عموم مردم اغلب از طریق مراسم دینی حاصل میشود، سایر ابزار و وسائل آگاهیبخشی مانند رسانههای جمعی، مدارس، مطالعه و.. در مراحل بعدی قرار دارند! به ویژه درباره مطالعه کتاب و ... آمارها نشان میدهند که سرانه مطالعه در کشور پایین است؛ البته آگاهیبخشی در میان مراسم مذهبی، وضعیت مشابهی ندارد. مراسم آیینی کمتر آگاهیهای مذهبی تولید میکنند. مراسم مشترک یا مراسم خاص نیز در آگاهیآفرینی متفاوتند و با نگاهی به تقویم مناسبتهای مذهبی، ملاحظه میشود که مراسمی که به طور خاص برای پیامبر خاتم(ص) برگزار شود؛ اندک است و در آن اندک هم، آگاهیهای چندانی برای شناخت پیامبر(ص) و سیره و سنت او تولید نمیشود!
به طور کلی مراسم در جامعه ما؛ یا مراسم سور و جشن بوده یا سوگ و عزاداریها هستند. عمده برنامهها در مراسم سور، آیینیاند، همانگونه که اشاره شد در مراسم آیینی، آگاهیهای دینی چندانی تولید نمیشود. مراسم سوگ نیز مانند مراسم عزاداری امام حسین(ع) خاص است، یعنی حول محور یک شخصیت معصوم، اهداف و ... ایشان برگزار میشود؛ یا عام و مشترک هستند؛ مانند مراسم ارتحال پیامبر(ص) که با شهادت امام حسن مجتبی و امام رضا(ع) توأمان برگزار میشود.
معمولا اینگونه نیست که در مراسم مشترک مطالب و سخنرانیهای ارائه شده به تساوی و تناسب میان معصومین تقسیم شود. از قضا مشاهدات میدانی در این مراسم مشترک، نشان میدهد که کفه مطالب ارائه شده برای نوه بزرگوار پیامبر خاتم، امام مجتبی(ع) سنگینی میکند؛ بنابراین در خصوص پیامبر اکرم(ص)، اولاً مراسم چندانی برگزار نمیشود، ثانیاً در مراسم یادشده هم با توجه به نکاتی که بیان شد، آگاهی چندانی در رابطه با آن حضرت ارائه نمیشود.
این در حالی است که همه هویت و اساس حیات سعادتمندانه نه تنها همه مسلمانان بلکه همه بشریت در گرو شناخت پیامبر و بالتبع همراهی با اوست؛ بلکه با توجه به حدیث «لولاک ما خلقت الافلاک؛ اگر وجود پیامبر نبود، افلاک را نمیآفرید.»، آفرینش نیز طفیل وجود مبارک پیامبر اکرم(ص) است! در باور مسلمانان، حضرت محمد(ص) انسان کامل و الگوی تام و تمام زندگی سعادتمندانه برای همه آنهاست و او واسطه فیض میان آسمان و زمین است و سایر ائمه معصومین(ع) نیز شارحان و مفسران حقیقی کلام آن حضرت هستند. اما با وجود این، باید اذعان کرد که عموم مسلمانان چندان معرفت و آشنایی، به ویژه از سیره و سنت پیامبر(ص) ندارند و از زندگی او درسهای روشنی به یاد ندارند!
مشاهدات نیز نشان میدهد که شخصیت و سیره پیامبر(ص) در جامعه ما نیز همینگونه است؛ از این رو بنا داریم با توجه به دهه آخر ماه صفر و ماههای ربیع که ایام ولادت آن حضرت است، سلسله گفتارهایی از زندگی پیامبر اکرم(ص) با محوریت درسهایی از زندگی ایشان تقدیم مخاطبان کنیم. بیان زندگی پیامبر و توصیف شخصیت ایشان، دستکم از امثال نگارنده و در قالب این کوتاه گفتارها به دو دلیل به مثابه آب دریا، در کوزه ریختن است؛ زیرا به جز مقالات و سخنرانیها، فقط حدود ۴۴۰۰ هزار کتاب به زبان فارسی، عربی و... درباره پیامبر اکرم(ص) نگاشته شده است؛ همچنین آگاهی من از آن «نادره دهر» به مصداق «نمی» از «دریا»ست.
در این سلسله گفتارها بنا داریم از حیات پربرکت ۶۳ ساله و پرفراز و نشیب پیامبر(ص) فقط به مواردی اشاره کنیم که اصطلاحاً متضمن درسهایی از زندگی آن حضرت برای ما باشد. قسمت نخست با عنوان «لقای الهی» به رحلت پیامبر(ص) و سالهای پایانی عمر ایشان پرداخته است.
سال پایانی عمر شریف پیامبر یکی از حساسترین و مهمترین دوران زندگی آخرین پیامبر الهی بود. روزهای پایانی حیات مبارک او نیز از این قاعده مستثنا نبود. پیامبر رحمت روزهای پایانی حیات خویش را در بیماری بهسر بردند.
گروهی از محدثان نقل میکنند، پیامبر در لحظات پایانی حیات خویش فرمودند: «لا؛ مع الرفیق الاعلی». بسیاری بر این باورند که پیامبر با گفتن این کلام دیده از جهان فرو بستند. «الرفیق الاعلی، هو المکان الرفیع الّذی هو أرفع المنازل فی الجنّة، وهو مسکن الأنبیاء والأولیاء من أعلی علّیّین، رفیق اعلی، برترین منازل بهشت در اعلی علیین است که انبیا و اولیای خداوند در آن سکونت دارند.» بسیاری از مفسران و شارحان، آخرین کلام پیامبر خدا را اینگونه تفسیر کردند؛ پیک الهی که مسئول قبض روح پاک او بود؛ پیامبر را مخیر کرده بود به اینکه وضعیت بیماری او بهبودی یافته و به دنیا بازگردد یا اینکه در سرای جاودان فرود آید و در ملکوت اعلی سکنی گزیند و با کسانی که خداوند به آنان نعمت بخشیده از پیامبران، صدیقان، شهدا، صالحان همنشین شود(۶۹ سوره نساء)؛ و پیامبر با گفتن «لا/ نه» به ماندن در دنیا پاسخ منفی داد.
در میان مفسران و شارحانی که آخرین کلام پیامبر را تفسیر کردند، شاید هیچ شخصیتی مانند حضرت فاطمه زهرا(س) نتوانسته باشد؛ حقیقت سخن پیامبر(ص) را تبیین و تفسیر کرده باشد. شرح این کلام از سوی نور چشم و پاره تن پیامبر و از جانب کسی است که مژده وصال زودهنگام خویش به پیامبر را در هنگام احتضارش از خود پیامبر دریافت کرده است. حضرت فاطمه(س) با ادبیاتی فصیح و بلیغ این چنین کلام آخر پیامبر(ص) را تفسیر و تشریح کردند: «ثُمَّ قَبَضَهُ اللهُ إلَیْهِ قَبْضَ رَأْفَة وَ اخْتِیَار وَ رَغْبَة وَ إیثَار، فَمُحَمَّدٌ(صَ) عَنْ تَعَبِ هذِهِ الدَّارِ فِی رَاحَة، قَدْ حُفَّ بِالْمَلَائِکَةِ الأَبْرَارِ، وَ رِضْوَانِ الرَّبِّ الْغَفَّارِوَ مُجَاوَرَةِ الْمَلِکِ الْجَبَّارِ؛ پس خداوند پیامبر را با نهایت محبّت و اختیار خود و از روی رغبت و ایثار قبض روح کرد؛ سرانجام او از رنج این جهان آسوده شد و در میان فرشتگان و خشنودی پروردگار و در جوار قرب خداوند جبار قرارگرفت.» سپس تفسیر خویش را با سلام و صلواتی خاص که بوی وداع و دلتنگی به پیامبر خاتم داشت به اتمام رساند. درود خداوند بر پدرم پیامبر(ص)، امین وحی و برگزیده او و سلام رحمت و برکات پروردگار بر پیامبر باد.
بدیهی است که این ویژگی، یعنی مخیر بودن میان بقای در دنیا و زندگی در آخرت فقط به پیامبر اختصاص دارد. «ملک الموت» در ستاندن جان از کسی کسب اجازه نمیکند، اما میتوان در تحصیل مرگ شرافتمندانه و آبرومندانه قدم برداشت و با کسب تقوای الهی که ذیل اطاعت خداوند و تبعیت از سیره و سنت نبوی حاصل میشود، ملاقات عزتمندانهای تحصیل کرد. این شیوه لقاء الهی، راهی است که هم در قرآن کریم و هم در سنت پیامبر و کلام معصومین و هم در میراث ادبی ما به آن عنایت فراوان شده است.
در آیه ۱۱۰ سوره کهف تصریح شده است؛ «هر کس به لقاى پروردگار خود امید دارد، باید کار شایسته و عمل صالح کند و کسی را در پرستش پروردگارش شریک نکند و با این عمل، جایگاه خویش را در «فردوس» مهیا کند، آنگونه که سعدی گفته است «پرهیزکار باش که دادار آسمان/ فردوس جای مردم پرهیزکار کرد/ نابرده رنج گنج میسر نمیشود/مزد آن گرفت جان برادر که کار کرد/ هر کو عمل نکرد و عنایت امید داشت/ دانه نکاشت ابله و دخل انتظار کرد/ دنیا که جسر آخرتش خواند مصطفی/ جای نشست نیست بباید گذار کرد».
برای آمادگی و تشرف به چنین موقعیت و مرتبتی چه کلامی مؤثرتر و اطمینان بخشتر از کلام نوه بزرگوار و رهرو حقیقی طریق پیامبر(ص) میتوان یافت. آنگاه که «جناده» از امام حسن مجتبی(ع) در پایان حیات مبارک آن حضرت درخواست نصیحت و موعظه کرد، امام فرمودند: «برای سفر آخرت خود آماده شو و توشه این سفر را قبل از فرا رسیدن اجل تحصیل کن، بدان که تو طالب دنیا هستى و مرگ طالب توست»
و صلی الله علی محمد و آله الطیبین الطاهرین.
انتهای پیام