کد خبر: 4369494
تاریخ انتشار : ۲۱ مرداد ۱۴۰۵ - ۲۱:۱۷

دینداری چگونه به سبک زندگی تبدیل می‌شود؟

مناسک دینی زمانی به دینداری عمیق منجر می‌شوند که از مرز آیین عبور کرده و در اخلاق و رفتار روزمره انسان نمود پیدا کنند؛ اما چگونه می‌توان این پیوند را میان مناسک و سبک زندگی برقرار کرد؟

دینداری
به گزارش ایکنا از البرز؛ در سال‌های اخیر، هر بار که صحبت از وضعیت دینداری در جامعه به میان آمده، ما با دو تصویر متفاوت روبرو بوده‌ایم؛ از یک سو، کاهش حضور بخشی از مردم در برخی مناسک سنتی مانند نماز جماعت، نماز جمعه و برخی آیین‌های مذهبی و از سوی دیگر، استمرار یا حتی گسترش حضور مردم در مناسکی مانند هیئت‌های مذهبی، مراسم عزاداری، زیارت و پیاده‌روی اربعین. همین دو تصویر متفاوت باعث شده است که پاسخ به یک سؤال چندان ساده نباشد: آیا جامعه ایران در حال فاصله گرفتن از دین است یا شکل دینداری آن تغییر کرده است؟
 
این پرسش زمانی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند که بدانیم دینداری مفهومی یک‌بعدی نیست. در مطالعات جامعه‌شناختی، دینداری ابعاد مختلفی از جمله اعتقادی، مناسکی، تجربی و پیامدی دارد و تغییر در یکی از این ابعاد لزوما به معنای تغییر همزمان همه آنها نیست. پژوهش‌های انجام‌شده درباره وضعیت دینداری در ایران نیز نشان داده‌اند که این موضوع در ابعاد مختلف روند یکسانی نداشته‌ است و نمی‌توان تنها با استناد به یک شاخص درباره وضعیت کلی آن قضاوت کرد.
 
از سوی دیگر، پژوهش‌های جدیدتر نیز نشان می‌دهند که پایبندی به مناسک دینی تحت تأثیر شرایط اجتماعی قرار دارد و برای فهم آن باید میان انواع کنش‌های دینی و زمینه اجتماعی آنها تمایز قائل شد. در واقع، پرسش فقط این نیست که مردم چقدر به هیئت می‌روند یا چند نفر در یک مراسم مذهبی شرکت می‌کنند؛ پرسش مهم‌تر این است که این حضور چه نسبتی با زندگی روزمره آنان برقرار می‌کند.
 
ممکن است فردی در مراسم عزاداری امام حسین(ع) حضور پررنگی داشته باشد، در اربعین شرکت کند و برای مناسک مذهبی اهمیت زیادی قائل باشد، اما در زندگی روزمره نسبت به اخلاق، مسئولیت اجتماعی، حق‌الناس، روابط خانوادگی و حتی معنای دینداری چندان ثابت قدم نباشد. در مقابل، ممکن است فردی حضور کمتری در مناسک دینی داشته باشد اما برخی ارزش‌های اخلاقی و دینی را در رفتار روزمره دنبال کند.
 
همین مسئله، بحث درباره نسبت مناسک و زندگی را ضروری می‌کند. آیا مناسک مذهبی قرار است مقصد دینداری باشند یا مقدمه‌ای برای شکل‌گیری یک سبک زندگی اخلاقی و معنوی؟ آیا پرشدن هیئت‌ها به معنای تقویت دینداری است؟ اگر پاسخ مثبت است، این دینداری چگونه باید خود را در رفتار اجتماعی نشان دهد و اگر میان مشارکت مناسکی و رفتار روزمره فاصله‌ای وجود دارد علت آن چیست؟
 
برای بررسی این موضوع، با حجت‌الاسلام محمدرضا شفیعی، کارشناس دینی و حجت‌الاسلام هدایت شکری، کارشناس حوزه علوم قرآن و معارف اسلامی گفت‌وگو کرده‌ایم.
 
شفیعی با بیان اینکه اولین خطای ما در تحلیل وضعیت دینداری جامعه این است که مناسک را معادل تمامیت دین در نظر بگیریم، گفت: مناسک در دین جایگاه بسیار مهمی دارند، اما کارکرد آنها را باید در یک منظومه بزرگ‌تر فهم کرد. نماز، روزه، عزاداری، زیارت، اعتکاف و سایر اعمال عبادی، هر کدام بخشی از تجربه دینی انسان هستند و نمی‌توان آنها را از اعتقاد، اخلاق، معرفت و رفتار اجتماعی جدا کرد.
 
وی افزود: اگر فردی در یک مراسم مذهبی شرکت می‌کند، این حضور می‌تواند نشانه‌ای از تعلق دینی، عاطفه مذهبی، هویت جمعی یا حتی جست‌وجوی معنای زندگی باشد. بنابراین نباید ارزش چنین حضوری را نادیده گرفت اما در عین حال، نمی‌توان گفت صرف حضور در یک مراسم تمام آن چیزی است که از یک انسان دیندار انتظار داریم. دین در نهایت باید در زندگی انسان اثر بگذارد و اگر این اثرگذاری را نبینیم، باید درباره کیفیت تجربه دینی سؤال کنیم.
 
شفیعی با اشاره به اینکه در جامعه امروز برخی مناسک مذهبی همچنان از جذابیت بالایی برخوردارند، اظهار کرد: اتفاقا این مسئله نشان می‌دهد که نمی‌توان با یک نگاه کلیشه‌ای گفت جامعه از دین فاصله گرفته است. اگر جامعه به‌طور کامل از دین عبور کرده بود، شاهد این حجم از مشارکت در برخی آیین‌های مذهبی نبودیم. آنچه تغییر کرده، شکل ارتباط انسان امروز با دین است. ممکن است فردی با یک شکل خاص از دینداری ارتباط نگیرد اما همچنان با یک تجربه عاطفی یا معنوی عمیق ارتباط داشته باشد.
 
 این کارشناس دینی توضیح داد: برای مثال، در مورد واقعه عاشورا نمی‌توان حضور مردم در هیئت را با انجام یک تکلیف شرعی توضیح داد. برای بسیاری از مردم به‌ویژه نسل جوان عاشورا با مفاهیمی مانند عدالت‌خواهی، مظلومیت، آزادگی، فداکاری و هویت جمعی پیوند خورده است. بنابراین هیئت برای آنها فضایی برای تجربه یک هویت و احساس تعلق است.
 
وی تصریح کرد: البته همین جا یک مسئولیت مهم برای متولیان امور دینی ایجاد می‌شود. اگر هیئت فقط فرد را برای چند ساعت تحت تأثیر قرار دهد و بعد از پایان مراسم هیچ نسبتی میان آن تجربه و زندگی روزمره‌اش وجود نداشته باشد، نمی‌توان انتظار داشت که مناسک به تنهایی سبک زندگی دینی ایجاد کنند. باید میان آنچه در هیئت درباره امام حسین(ع)، عدالت، کرامت انسان، ایثار، حق‌الناس و مسئولیت اجتماعی گفته می‌شود با رفتار فرد در خانه، محل کار، دانشگاه و جامعه ارتباط ایجاد شود.
 
شفیعی با بیان اینکه مناسک باید امتداد اجتماعی داشته باشند، گفت: یکی از مسائل مهم این است که گاهی ما موفقیت یک برنامه مذهبی را با تعداد مخاطبان آن می‌سنجیم. می‌گوییم امسال جمعیت بیشتری به هیئت آمدند، پس موفق‌تر بوده‌ایم. این شاخص لازم است، اما کافی نیست. باید ببینیم این برنامه چه تغییری در مخاطب ایجاد کرده است. آیا فرد بعد از حضور در مراسم، نسبت به دروغ، ظلم، تضییع حقوق دیگران، بی‌تفاوتی نسبت به فقرا و آسیب‌های اجتماعی حساس‌تر شده است؟ اگر چنین تغییری اتفاق افتاده باشد، آن وقت می‌توانیم بگوییم مناسک توانسته است از سطح یک تجربه عاطفی عبور کند و به تربیت دینی برسد.
 
این کارشناس دینی بیان کرد: حتی در مورد نماز نیز اگر تنها به تعداد نمازگزاران نگاه کنیم، بخشی از مسئله را از دست داده‌ایم. نماز در منطق قرآن و دین قرار است انسان را از زشتی و گناه دور کند. بنابراین باید نسبت میان عبادت و اثر اخلاقی آن را هم مورد توجه قرار دهیم. این سخن به هیچ وجه به معنای کم‌اهمیت دانستن نماز یا سایر مناسک نیست؛ بلکه برعکس، به معنای جدی گرفتن کارکرد واقعی آنهاست.
 
شفیعی درباره این تصور که کاهش برخی مناسک سنتی به معنای دین‌گریزی نسل جدید است، اظهار کرد: من این تعبیر را بیش از حد ساده‌ می‌دانم. نسل جدید با نسل‌های گذشته تفاوت دارد و تجربه دینی‌اش نیز متفاوت شده است. جوان امروز پرسش‌های بیشتری دارد و در معرض منابع متنوعی قرار گرفته است و دیگر فقط از یک منبع درباره دین اطلاعات دریافت نمی‌کند. بنابراین اگر بخواهیم با همان زبان و همان روش‌های گذشته با او درباره دین سخن بگوییم، طبیعی است که بخشی از ارتباط از بین برود.
 
وی ادامه داد: جوان امروز ممکن است درباره خدا، مرگ، معنای زندگی، عدالت و اخلاق سؤال داشته باشد، اما الزاما پاسخ خود را در قالب‌های رسمی جست‌وجو نکند. اینجا وظیفه نهادهای دینی این است که به جای برچسب زدن، پرسش‌هایش را بشنود. اگر جوان سؤال دارد، این سؤال نشانه بی‌دینی نیست. گاهی سؤال می‌تواند نقطه آغاز یک رابطه عمیق‌تر با دین باشد.
 
این کارشناس دینی گفت: یکی از چالش‌های ما این است که بخش قابل توجهی از ارتباط مردم با دین در مناسبت‌های خاص فعال می‌شود. در محرم، رمضان، شب‌های قدر، اربعین و برخی مناسبت‌های دیگر، حضور دینی بسیار پررنگ می‌شود اما باید پرسید در فاصله میان این مناسبت‌ها چه اتفاقی می‌افتد. اگر بتوانیم تجربه مناسکی را به یک رفتار مستمر تبدیل کنیم، آن وقت مناسک نقش واقعی خود را ایفا کرده‌اند.
 
 شفیعی افزود: بنابراین من میان مناسکی بودن و مناسکی بودن صرف تفاوت قائل هستم. مناسک برای دین ضروری‌اند، اما اگر مناسک از معرفت و اخلاق جدا شوند، ممکن است به پوسته‌ای تبدیل شوند که ارتباط چندانی با زندگی واقعی فرد ندارد. هنر تربیت دینی این است که این پوسته را به یک تجربه عمیق و ماندگار تبدیل کند.
 

مسئله اصلی فاصله میان دانستن مفاهیم دینی و زیستن آنهاست

 
حجت الاسلام شکری، نیز با اشاره به اینکه برای فهم رابطه میان مناسک و سبک زندگی باید به منطق قرآن مراجعه کرد، گفت: در نگاه قرآن، عبادت یک امر منفصل از زندگی نیست. انسان برای این خلق نشده که بخشی از زمان خود را به عبادت اختصاص دهد و بعد از آن، رفتار و مناسبات اجتماعی‌اش هیچ ارتباطی با آن عبادت نداشته باشد. عبادت در منطق قرآن باید انسان را در مسیر رشد قرار دهد و این رشد، طبیعتا باید در رفتارش نیز دیده شود.
 
وی ادامه داد: اگر قرآن از نماز سخن می‌گوید، فقط درباره یک عمل آیینی صحبت نمی‌کند؛ برای نماز آثار و کارکردهایی در زندگی انسان در نظر گرفته شده است. همین مسئله را درباره روزه، زکات، انفاق و سایر آموزه‌های دینی نیز می‌توان مشاهده کرد. بنابراین باید مراقب باشیم که مناسک را از فلسفه و هدف آنها جدا نکنیم.
 
شکری تصریح کرد: امروز ممکن است فردی اطلاعات بسیار زیادی درباره مناسک دینی داشته باشد، اما این اطلاعات به معنای تحقق سبک زندگی دینی نیست. دانستن اینکه یک عمل واجب یا مستحب است، با اینکه فرد در زندگی خود به ارزش اخلاقی پشت آن عمل پایبند باشد، تفاوت دارد. یکی از مشکلات جامعه امروز همین فاصله میان دانستن، باور کردن و عمل کردن است.
 
وی با اشاره به حضور گسترده جوانان در برخی مراسم مذهبی اظهار کرد: این حضور را باید جدی گرفت. اگر جوانی در یک هیئت شرکت می‌کند، باید از این فرصت استفاده کرد. اشتباه است اگر بگوییم چون این جوان ممکن است همه مناسک را انجام ندهد، پس حضورش فاقد ارزش است. اتفاقا همین حضور می‌تواند نقطه ارتباط باشد. اما سؤال مهم این است که ما در آن نقطه ارتباط چه چیزی به او ارائه می‌کنیم.
 
این کارشناس علوم قرآن ادامه داد: اگر در یک هیئت فقط احساسات فرد را تحریک کنیم، ممکن است یک تجربه کوتاه‌مدت ایجاد شود. احساسات در تربیت دینی اهمیت دارند، اما کافی نیستند. باید احساس را به معرفت و معرفت را به عمل پیوند زد. اگر فرد در مراسم درباره امام حسین(ع) می‌شنود، باید بتواند نسبت این مفاهیم را با زندگی خودش پیدا کند؛ مثلا بداند عدالت در زندگی شخصی چه معنایی دارد، حق‌الناس در محیط کار چگونه رعایت می‌شود، امانت‌داری چه مصداق‌هایی دارد و چگونه باید با خانواده و دیگر انسان‌ها رفتار کند.
 
شکری توضیح داد : یکی از مهم‌ترین ظرفیت‌های قرآن این است که دائما میان ایمان و عمل پیوند برقرار می‌کند. در قرآن، ایمان یک مفهوم کاملا ذهنی نیست. وقتی از ایمان سخن گفته می‌شود، در بسیاری از موارد بلافاصله رفتار و عمل نیز مطرح می‌شود. بنابراین اگر می‌خواهیم درباره سبک زندگی دینی صحبت کنیم، باید از خود بپرسیم که آموزه‌های دینی چقدر توانسته‌اند در تصمیم‌های واقعی انسان حضور پیدا کنند.
 
وی در پاسخ به اینکه آیا افزایش حضور مردم در هیئت‌ها را باید نشانه افزایش دینداری دانست، گفت: باید محتاط بود. افزایش حضور در یک مناسک، ارزشمند است، اما نمی‌توان بر اساس آن درباره همه ابعاد دینداری حکم صادر کرد. همان‌طور که خلوت شدن یک مسجد نیز به تنهایی به معنای بی‌دینی جامعه نیست. ما با یک پدیده چندلایه مواجه هستیم. مطالعات مربوط به دینداری در ایران نیز نشان داده‌اند که ابعاد مختلف دینداری روند یکسانی ندارند.
 
این کارشناس حوزه معارف اسلامی ادامه داد: به همین دلیل، اگر بخواهیم درباره وضعیت دین در جامعه صحبت کنیم، باید شاخص‌های متعددی را کنار هم قرار دهیم. باور دینی، تجربه معنوی، مشارکت مناسکی، اخلاق اجتماعی و میزان اثرپذیری رفتار از آموزه‌های دینی، همه باید دیده شوند. حتی ممکن است فردی در برخی مناسک حضور کمتری داشته باشد اما در برخی ارزش‌های اخلاقی که ریشه دینی دارند، جدی‌تر عمل کند. 
 
وی با اشاره به نقش خانواده در انتقال مفاهیم دینی گفت: خانواده نخستین جایی است که کودک دین را تجربه می‌کند. اما اگر دین در خانواده فقط به مجموعه‌ای از بایدها و نبایدها تبدیل شود و کودک دلیل و معنای آنها را درک نکند، طبیعی است که در سنین بالاتر با پرسش مواجه شود. تربیت دینی باید امکان گفت‌وگو ایجاد کند. باید به کودک و نوجوان اجازه داد سؤال کند و حتی درباره برخی مسائل تردید داشته باشد. اگر سؤال را سرکوب کنیم، پاسخ آن سؤال از بین نمی‌رود؛ فقط ممکن است فرد پاسخ را از جای دیگری دریافت کند.
 
 شکری توضیح داد: ما امروز با نسلی مواجه هستیم که به اطلاعات بسیار گسترده‌ای دسترسی دارد. این نسل می‌تواند در چند دقیقه دیدگاه‌های مختلف درباره دین را ببیند. بنابراین دیگر نمی‌توان انتظار داشت که با انتقال گزاره‌های آماده، دینداری پایدار ایجاد کنیم. باید قدرت فهم، تحلیل و گفت‌وگوی دینی را تقویت کنیم.
 
 این کارشناس علوم قرآن درباره نقش قرآن در این فرآیند اظهار کرد: قرآن اگر فقط در مراسم تلاوت شود، بخشی از ظرفیت خود را از دست می‌دهد. قرآن باید وارد زندگی شود؛ یعنی انسان وقتی با مسئله‌ای مانند خشم، اختلاف خانوادگی، فقر، بی‌عدالتی، دروغ، حسادت، تنهایی یا ترس از آینده مواجه می‌شود، بتواند نسبتی میان مسئله خود و آموزه‌های قرآن پیدا کند. این همان چیزی است که می‌توان از آن به عنوان زیست قرآنی یاد کرد.
 
وی گفت: در چنین شرایطی، مسجد و هیئت نیز می‌توانند نقش بسیار مهمی داشته باشند و می‌توانند به مراکز گفت‌وگو، آموزش، همدلی و حل مسائل اجتماعی تبدیل شوند. اگر جوان احساس کند که دین فقط درباره مناسک صحبت می‌کند اما نسبت به مسائل واقعی زندگی‌اش پاسخی ندارد، فاصله ایجاد می‌شود. اما اگر ببیند در فضای دینی می‌تواند درباره اضطراب، خانواده، روابط اجتماعی، آینده شغلی، اخلاق، معنای زندگی و مسائل روزمره خود گفت‌وگو کند، رابطه او با دین می‌تواند عمیق‌تر شود.
 
احمدی اظهار کرد: بنابراین مسئله امروز را نباید با این جمله که مردم دیندارتر شده‌اند یا مردم از دین فاصله گرفته‌اند توضیح داد. هر دو تعبیر ممکن است بخشی از واقعیت را ببینند و بخش دیگری را نادیده بگیرند. آنچه اهمیت دارد این است که بدانیم دین در چه قالبی تجربه می‌شود و این تجربه تا چه اندازه وارد زندگی واقعی انسان شده است.
 
وی در پایان گفت: اگر مناسک بتوانند انسان را به اخلاق، مسئولیت، معنویت و توجه به دیگران نزدیک کنند، طبیعتا نقش تربیتی خود را ایفا کرده‌اند. اما اگر میان مراسم و زندگی روزمره دیوار بکشیم، ممکن است فرد در مراسم یک انسان و در زندگی روزمره انسانی دیگر باشد. هدف دین این نیست که انسان فقط در چند ساعت مشخص از روز یا سال دیندار باشد؛ مسئله این است که ارزش‌های دینی در تمام زندگی‌اش حضور پیدا کنند.
 
انتهای پیام
دبیر:
الناز دادمهر
خبرنگار:
مریم اصغرپور
captcha