کد خبر: 4355885
تاریخ انتشار : ۱۲ خرداد ۱۴۰۵ - ۲۲:۲۸
استاد دانشگاه امام حسین(ع):

ولایت، روح امنیت ملی در گفتمان انقلاب است

ایوب پورقیومی در نشست علمی «ولایت و امنیت ملی؛ بنیادهای نظری و کار ویژه‌های راهبردی» با تأکید بر اینکه در گفتمان انقلاب اسلامی، ولایت، روح امنیت ملی است و بدون آن امنیت، شکننده خواهد بود، گفت: بالاترین سطح امنیت در این گفتمان، امنیت متعالیه است که وجود بستر مناسب برای قرب الهی و حیات طیبه را شامل می‌شود.

ارسال/ ولایت، روح امنیت ملی در گفتمان انقلاب استبه گزارش ایکنا، نشست علمی «ولایت و امنیت ملی؛ بنیادهای نظری و کار ویژه‌های راهبردی» از سلسله نشست‌های دهه ولایت با حضور ایوب پورقیومی، استاد دانشگاه امام حسین(ع) برگزار شد. 
 
متن سخنان این استاد دانشگاه به شرح زیر است:
 
هر گونه کاستی و یا خلل در کارکرد ولایت مستقیماً به فرسایش سرمایه اجتماعی و گسست هویت دینی و آسیب‌پذیری امنیت ملی می‌انجامد. امنیت ملی در ادبیات معاصر علوم سیاسی مفهومی پیچیده و سیال است. از تعریف مضیق که همان حفظ کشور است، قطعاً فراتر می‌رود و لایه و سطح بالاتری دارد و ابعاد فرهنگی، زیست محیطی و سایبری و ... را در برمی‌گیرد.
 
رویکرد متعالیه، بحث امنیت ملی را از نگاه زمینی و ناسوتی متمایز می‌کند. عمده نظریه‌های رئالیستی و لیبرالیستی و حتی مکتب کپنهاک در چارچوب رویکرد سکولار و دولت‌محور تعریف می‌شوند. گاهی اوقات این مکاتب ادعاهای به ظاهر زیبا دارند ولی در لحظه حساس بر همان مدار خود حرکت می‌کنند؛ ویژگی رویکردهای سکولار آن است که از مبانی هستی‌شناسی دینی به دور هستند. 
 
در نظام ولایی، غایت و مشروعیت قدرت سیاسی نقشی کانونی در تعریف امنیت ایفا می‌کند و ولایت، محور اصلی هدایت و سرپرستی جامعه است. شالوده هر نوع تفکر در مورد امنیت و دولت، نظام ولایی است. ولایت در لغت به معنای سرپرستی و تدبیر امور و در اصطلاح، بیانگر نوعی پیوند و مسئولیت متقابل بین خداوند، امام یا ولی فقیه با مردم است.
 
با تأسیس انقلاب، مبتنی بر نظریه ولایت فقیه این موضوع از سطح یک نظریه به تجربه زیسته ملت ایران تبدیل شد و ارتقا یافت. الان این سؤال مطرح است که در این مدل چه نسبتی بین ولایت و امنیت برقرار است و یا ولایت صرفاً ابزاری برای تأمین امنیت است یا خودش بنیان امنیت محسوب می‌شود؟
 
ما قصد داریم از نگاه تقلیل‌گرایانه عبور کنیم و به تحلیل عمیق پیوندهای هستی‌شناسی، معرفتی و کارکردی این دو مفهوم بپردازیم، ما معتقدیم در گفتمان انقلاب اسلامی، ولایت، روح امنیت ملی است و بدون آن امنیت، شکننده خواهد بود. سطح تحلیل ما در این مسئله در سه سطح بنیان نهاده شده است؛ در سطح هستی‌شناسی، مباحث هویت‌سازی و مشروعیت‌بخشی مدنظر قرار می‌گیرد، در سطح ساختاری، رهبری و هماهنگی کلان و سیاستگذاری راهبردی و در سطح کارکردی، قدرت بسیج‌گری، دشمن‌شناسی و بازدارندگی و تاب‌آوری تبیین می‌شود.

مراتب ولایت

برای اینکه بتوانیم این رابطه را کاملاً تبیین کنیم، باید مفاهیم ولایت و امنیت را در دستگاه نظری تعریف کنیم. ولایت دارای مراتب و سطوحی است که بالاترین آن ولایت خداوند بر هستی است که در قرآن با عبارت إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ به آن اشاره شده است. در این آیه اشاره دارد که در حال نماز، زکات می‌پردازد که دقیقاً منطبق بر حضرت علی(ع) است. در مرتبه بعد، ولایت تشریعی است که خدا آن را به امامان معصوم عطا کرده است. در عصر غیبت امام معصوم براساس ادله نقلی و عقلی به فقهای جامع الشرایط تفویض می‌شود. 
 
امنیت، مفهومی با بار ارزشی و غایت‌محور است و خدا آن را با مفاهیمی چون ایمان و عدالت، اقامه حدود الهی و عبودیت گره زده است. بالاترین سطح امنیت در این گفتمان، امنیت متعالیه است که وجود بستر مناسب برای قرب الهی و حیات طیبه را شامل می‌شود، برخلاف رویکردهای سکولار که به دنبال تهدیدزدایی هستند. 
 
ما در این رویکرد، جهان را گذرا می‌بینیم لذا باید برای حیات اخروی سرمایه‌گذاری کند، از این رو قرب الهی و حیات طیبه با امنیت متعالیه مطرح می‌شود؛ در آیه 82 سوره انعام فرموده است: الَّذِينَ آمَنُوا وَلَمْ يَلْبِسُوا إِيمَانَهُمْ بِظُلْمٍ أُولَٰئِكَ لَهُمُ الْأَمْنُ وَهُمْ مُهْتَدُونَ؛ یعنی امنیت حقیقی محصول ایمان و نفی ظلم در همه ابعاد است، لذا امنیت در نظام اسلامی صرفاً حفظ مرزهای جغرافیایی و منافع اقتصادی نیست بلکه حفظ هویت اسلامی، استقلال فرهنگی، اجرای احکام اسلامی و طی کردن مسیر تکاملی انقلاب است و مرجع امنیت هم نظام اسلامی به عنوان یک کل ارزش‌محور است که دولت و ملت در ذیل آن ارزش پیدا می‌کند.

سطوح مختلف رابطه ولایت و امنیت 

در تحلیل رابطه ولایت و امنیت ملی، سه سطح باید در نظر گرفته شود؛ سطح هستی‌شناسی، ساختاری نهادی و کارکردی فرایندی. در سطح هستی‌َشناسی که جنبه اعتقادی دارد، ولایت به عنوان منبع مشروعیت و معنابخشی، هویت جمعی و چرایی وجودی نظام را تعریف می‌کند و بدون این بعد، امنیت دچار خطا خواهد شد. این رویکرد از هویت منطقه‌ای و محلی فراتر می‌رود و نگاه امتی ایجاد می‌کند. در جهان اسلام هویت‌های ملی، قومی و مذهبی سکولار همواره در معرض تهدید و واگرایی بوده و هستند، ولی ولایت با تکیه بر مفهوم امت واحده، یک هویت فراملی و دینی را جایگزین کرده و یا مکمل هویت‌های قومی، مذهبی و ملی است.
 
شعار محوری انقلاب اسلامی، اسلام است نه ایرانیت صرف و همین سبب شد تا انقلاب برای ملل مسلمان الگو شود و مرزهای قراردادی را درنوردد و هویتی شکل دهد که ضریب امنیت داخلی و فرامرزی را ارتقا دهد. ولی فقیه نقطه کانونی این انسجام هویتی است. در قانون اساسی هم ولی فقیه محور وحدت و رهبر معرفی شده است. 
 
نکته دیگر در مورد مشروعیت سیاسی و امنیت پایدار است؛ از نظر جامعه‌شناسی سیاسی، دولت‌هایی که مشروعیت خود را از دموکراسی رویه‌ای و کارکردگرایی اقتصادی کسب می‌کنند، در بحران‌ها به شدت شکننده می‌شوند زیرا ناکارآمدی اقتصادی و اختلافات حزبی اساس آنان را متزلزل می‌کند ولی در ولایت فقیه، منبع مشروعیت و مقبولیت مردمی در رضایت خداوند پیوند می‌خورد و ولایت ریشه در نصب فقهای جامع‌الشرایطی دارد که از سوی امام معصوم(ع) به صورت عام منصوب شده‌اند.
 
از طرف دیگر مقبولیت مردمی هم سبب حضور گسترده آنان در سرنوشت خودشان در قالب انتخابات مختلف از شورای اسلامی روستا و شهر تا ریاست جمهوری می‌شود، یعنی نوعی مشروعیت ترکیبی است که ذخیره راهبردی نامحدود است. همراه جنگ هشت ساله، تحریم فلج‌کننده و فتنه‌های عجیب و غریب داخلی وجود داشته و حوادث زیادی در کشور ایجاد شده است ولی این پایگاه مشروعیت مردم، حول ولایت بسیج، مانع فروپاشی شده است.

تاب‌آوری بیشتر جامعه وابسته به ایدئولوژی معنوی و رهبر کاریزما است

تحلیل‌های امنیتی به ما می‌گوید رژیم‌های وابسته به یک ایدئولوژی معنوی و وابسته به یک رهبر کاریزماتیک، تاب‌آوری بیشتری نسبت به تهدیدات و مشکلات دارند. 
 
ولایت فقیه، مفهومی انتزاعی نیست و کارویژه‌های مشخصی در تأمین امنیت ملی دارد؛ از جمله انسجام‌بخشی و مدیریت شکاف‌های اجتماعی. هر جامعه یکسری شکاف‌های طبقاتی و جناحی و قومی و ... دارد ولی هنر یک نظام موفق آن است که مدیریت کند تا به گسل امنیتی تبدیل نشود. ولایت فقیه مکانیسم‌هایی دارد که این کار را محقق می‌کند زیرا نظام ولایت فقیه داوری فراقوه‌ای و فراجناحی دارد. ولایت فقیه در رأس هرم قدرت، فراتر از قوای سه‌گانه و جناح‌های سیاسی قرار دارد لذا در ذیل اصل 110 قانون اساسی، وظیفه هماهنگی بین قوا و حل اختلاف آنان و تعیین سیاست‌های کلی نظام را برعهده دارد. این داوری مانع از آن است که باعث بن‌بست‌ها در بحران‌ها شود؛ فتنه 88، 98، 1401 و 1404، نمونه تدبیر و مدیریت ولی فقیه در طول سالیان اخیر بوده است.
 
ولایت فقیه حلقه اتصال است لذا فتنه‌ها با همه حجم و انبوه، مغلوب اراده ملت شدند. ولی فقیه علاوه بر داوری، گفتمان‌ساز مبتنی بر وحدت هم هست؛ رهبری به صورت مستمر گفتمان اخوت اسلامی و وحدت را بازتولید می‌کند. رهبری بعد از جنگ 12 روزه، به خوبی انسجام و وحدت ملی را تقویت و گسل‌های مشکل‌ساز را برطرف کردند.

نقش ولی فقیه در دشمن‌شناسی

نکته دیگر این است که امنیت ملی نیازمند تعریف خود استراتژیک در برابر دیگر تهدیدگر است. یعنی اگر تصویر روشنی از تهدید دشمن نباشد، تخصیص منابع امنیتی دچار انحراف خواهد شد؛ ولایت با برخورداری از احاطه کلان بر نقشه راهبردی دشمنان، کارویژه خاصی در دشمن‌شناسی دارد. 
 
در دهه 90، رهبری شهید در مورد نفوذ و جنگ نرم هشدار دادند، در حالی که همان زمان توسطی برخی نخبگان جامعه، این موضوع ساده‌سازی شد و البته بعد از سال‌ها دیدیم که آن چه رهبری در مورد نفوذ فرمودند، درست بود و شاهد بودیم کشور وارد گرفتاری و مشکلات خاصی شد. 
 
بنابراین ولایت فقیه، نوع مترقی از امنیت متعالی را در جامعه ایجاد می‌کند که در آن معنویت و باور به دین و مردم نقش پررنگی دارد. 
انتهای پیام
خبرنگار:
علی فرج زاده
دبیر:
معصومه امام وردی
captcha