هر جنگی، اعم از سخت و نرم از دو دسته راهبرد اساسی برخوردار است: راهبردهای آفندی (تهاجمی) و راهبردهای پدافندی (دفاعی). مفاهیم آیات سوره «اسراء» به روشنی هر دو گونه را در خود جای داده است. در شماره پیشین، بهمناسبت سالروز آغاز جنگ ۱۲ روزه، ریشهشناسی فعل «أَسْرى»، مفهوم پنهان و کاربردهای قرآنی آن و مؤلفههای جنگ نرم یهودیان علیه مسلمانان از سوره اسراء احصا و مرور شد. در این شماره، به تبیین راهبردهای آفندی این سوره پرداخته و در شماره بعدی راهبردهای پدافندی تبیین میشود.
در آیات ابتدایی این سوره، با حرکت مکانی پیامبر اکرم(ص) از مسجدالحرام به مسجدالاقصی روبهرو میشویم؛ حرکتی که خود نوعی جنگ پنهان و نرم علیه یهود بهشمار میآید. خداوند برای این منظور از فعل «أَسْرى» استفاده کرده است تا نشان دهد که این جابهجایی، درواقع فرستادن پیامبر(ص) برای جنگی پنهانی بوده است. دو راهبرد آفندی مهم در این سوره قابل شناسایی است:
از جمله راهبردهای آفندی برجسته در سوره إسراء، نفوذ به عمق راهبردی هوشمند است. امروزه در علوم نظامی و سیاسی، عمق راهبردی به دو بخش عمق جغرافیایی و عمق تاریخی تقسیم میشود؛ عواملی ثابت و غیرقابل تغییر که نفوذ در آنها، دشمن را با چالش اساسی مواجه میکند. قدرت نرم یک کشور به این عمق راهبردی وابسته است و میتواند قدرت سخت دشمن را تضعیف کند.
بیشتر بخوانید:
در آیات ابتدایی سوره اسراء تصریح شده که پیامبر(ص) از مسجدالحرام به مسجدالاقصی حرکت کرد. حضور پیامبر(ص) در مسجدالاقصی در این آیات که در سیاق تهدید بنیاسرائیل است، میتواند بخشی از یک جنگ یا مقدمه آمادهکننده برای پیروزی مسلمانان بر بنیاسرائیل مطرح شود و بنابراین، باید با توجه به سیاق آیات ترجمه و تفسیر شود.
در حقیقت، خداوند با إسراء پیامبر(ص) به مسجدالاقصی، ایشان را به عمق استراتژیک هوشمند یهودیان فرستاد. منظور از نفوذ به عمق راهبردی هوشمند، نفوذ به عمق جغرافیایی و تاریخی دشمن با استفاده از ابزارهای قدرت نرم است. گویی خداوند پیامبر(ص) را مخفیانه از مسجدالحرام به مسجدالاقصی میفرستد تا با استفاده از ظرفیت مشترک تاریخی و مذهبی، انگاره انحصار ارض مقدس به بنیاسرائیل را ابطال کند؛ مسجدالاقصایی که همواره مرکز یهودیت و مسیحیت و نماد انحصارطلبی دینی و تاریخی بنیاسرائیل بوده است.
بر پایه آیات و روایات، خبر إسراء و معراج از مسائل قطعی و متواتر نزد مسلمانان (شیعه و سنی) است. حضور پیامبر(ص) در مسجدالاقصی در بستر تهدید و مقدمهای برای پیروزی مسلمانان بر بنیاسرائیل تفسیر شده است. برخی مفسران میگویند خداوند در این سوره به پیامبر(ص) بشارت داد، همانگونه که به موسی(ع) کتاب داد و بنیاسرائیل را بر جهانیان برتری بخشید (سوره اسراء، آیه ۲)، اما آنان فساد کردند و گرفتار خشم خدا شدند (سوره اسراء، آیه۴)، پیامبر(ص) را برای جنگ با آنان به مسجدالاقصی آورد تا سرزمین را از دستشان خارج کند و به دست مؤمنان راستین بسپارد.
بنابراین، إسراء نوعی نفوذ به عمق راهبردی هوشمند است که با حضور پیامبر(ص) در مرکز دینی سیاسی یهود، انحصارطلبی آنان را باطل کرد، برای مسلمانان حق حضور در سرزمین موعود را به اثبات رساند و از سوی دیگر تهدیدی جدی برای اهل کتاب محسوب شد و یهودیان این حقانیت را در عمق وجود خود درک کردند.
دومین راهبرد آفندی در این سوره، تهدید است. در جنگ نرم، با استفاده از حربه تهدید و ایجاد رعب و وحشت، روحیه دشمن تضعیف و ارادهاش سست میشود. در این راهبرد، به مخاطبان القا میشود که خطرها و آسیبهای احتمالی فراوانی در انتظارشان است و آیندهای مبهم و دشوار برای آنان ترسیم میشود. تهدید سبب تغییر رفتار تدریجی، آرام و بدون درگیری در کشور مورد هجوم میشود. خداوند در سوره إسراء، چندین بار بنیاسرائیل را به شیوههای گوناگون تهدید کرده؛ تهدیدهایی که برای آنان شناختهشده، دارای سابقه، باورپذیر و مؤثر است.
تهدید به خروج از ارض مقدس: مهمترین تهدید، اخراج از بیتالمقدس و سرزمین موعود است. این سرزمین بهدلیل پیمان ابراهیم(ع)، مهمترین موضوع اعتقادی و سیاسی بنیاسرائیل بهشمار میرود. به عقیده آنان، حضور در این منطقه، پادشاهی جهان، ثروت و حیات ابدی را بهدنبال دارد. در قرآن، برخورد با این انگاره در سورهها متفاوت است. در سوره إسراء، خداوند ایشان را تهدید کرده که یک بار از این سرزمین اخراج شدهاند و اگر فساد کنند، دوباره اخراج خواهند شد. (سوره اسراء، آیه ۴) همچنین فرموده است: «اگر تلاش کنند تو را از این سرزمین خارج کنند، خودشان جز مدت کوتاهی در آنجا نخواهند ماند.» (سوره اسراء، آیه ۷۶) پس از غرقشدن فرعون، بنیاسرائیل سکونت یافتند، اما در وعده نهایی، از سرزمین موعود تبعید میشوند. (سوره اسراء، آیه ۱۰۴)
تهدید به فرورفتن در زمین: تهدید دیگر، فرورفتن در زمین است. (سوره اسراء، آیه ۶۸) بنیاسرائیل وقوع آن را درباره قارون (پسرعموی حضرت موسی(ع)) که به حضرت موسی(ع) تهمت زنا زد، به خاطر داشتند. حضرت موسی(ع) قارون را نفرین کرد و او با زمینلرزهای سخت در زمین فرورفت. خداوند با این عذاب، بنیاسرائیل را بهدلیل گناه و فساد در زمین تهدید میکند و اخطار میدهد که ثروت و قدرت مادی مانع عذاب نخواهد شد، همچنان که برای قارون مانع نشد.
تهدید به غرقشدن: خداوند در ابتدای سوره، بنیاسرائیل را با وصف «بازماندگان کشتی نوح» مخاطب قرار میدهد (سوره اسراء، آیه ۳) و در پایان سوره میفرماید: «همان خدایی که پیشینیان شما را غرق کرد، میتواند این عذاب را دوباره بفرستد.» (سوره اسراء، آیه ۶۹) از طرفی، بنیاسرائیل خاطره غرقشدن فرعون و سپاهش را در اندیشه دینی خود دارند. بنابراین، این تهدید برایشان باورپذیر است.
همه آنچه در این سوره از حرکت إسراء و تهدیدها بیان شد، سبب موضعگیری شدید اهل کتاب، بهویژه یهودیان درباره سوره إسراء و اصل وقوع این حرکت شده است. حجم هجمههای مستشرقان به این سوره، نشاندهنده تأثیر عمیق این تهدیدها در ذهن مخاطب یهود است؛ تا آنجا که او را به انکار واداشته است. مستشرقان درباره هیچ سوره دیگری از قرآن تا این اندازه موضعگیری خصمانه نداشتهاند. بهطور نمونه، برخی مانند رژی بلاشر، گلدزیهر و ولهاوزن ادعا کردهاند که خبر إسراء از سوی امویان و در زمان عبدالملک بن مروان جعل شده و هدف آن، کاستن از جایگاه مکه، پایتخت دینی جهان اسلام و افزودن جایگاه شام در شعائر دینی بوده است.
برخی مانند آنجلیکا نورث بر شرایط دشوار مسلمانان تأکید کرده و موضوع إسراء را راهی برای خروج مسلمانان از وضعیت ضعف و رسیدن به بیتالمقدس و حفظ تداوم در برابر مشرکان و اتحاد با اهل کتاب دانستهاند. افرادی نیز مانند بوست و آرمسترانگ کوشیدهاند خبر إسراء را سفری روحانی معرفی کنند و از واقعیت آن بکاهند. کارل بروکلمان و برخی دیگر، إسراء را تهمت و دروغی بر پیامبر(ص) میدانند و ماریا شیمیل، إسراء را در میان افسانههای مسلمانان و برگرفته از داستان «آردا ویراز ناماک» از اسطورههای زرتشتیان قلمداد میکند. بررسی حساسیت و واکنش مستشرقان به این موضوع، نشان از تأثیر روانی عمیق این آیات در ذهن و فکر اهل کتاب و معاندان اسلام دارد.
انتهای پیام