گروه انديشه: مفهوم هستی ـ معرفتشناختی «غيب» مشير به چندساحتی بودن وجود انسان و نقطه افتراق انسانشناسی اسلامی و غربی است.
مصطفی امهطلب، پژوهشگر همكار پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، در گفتوگو با خبرگزاری قرآنی ايران (ايكنا)، انجام بررسی مقايسهای ميان مبانی انسانشناختی ليبراليسم و اسلام در پژوهشكده فرهنگ، انقلاب و تمدن اسلامی اين پژوهشگاه خبر داد و گفت: هدف اصلی از طرح اين پژوهش كه با عنوان «چالش ميان مبانی انسانشناختی ليبراليسم و اسلام» به تصويب رسيده، تحول در علوم انسانی است.
امهطلب با اشاره به ضرورت مورد سؤال قرار دادن زيرساختهای انسانشناختی غرب برای گشوده شدن امكان تحول و اسلامی شدن علوم انسانی، عنوان كرد: برای تحول در علوم انسانی، علاوه بر زير سؤال بردن مبانی انسانشناختی غرب، بايد ببينيم كه آيا در اسلام مبانی خاصی برای حركت در اين سمت وجود دارد و آيا متون اسلامی چنين مبانیای را در اختيار ما قرار داده يا نه؟
وی در توضيح و تشريح مسئله مورد نظر در اين پژوهش با اشاره به وجود دو رويكرد اصلی در انسانشناسی غربی، بيان كرد: رويكرد تكاملگرايانه يا تطورگرايی يا به تعبير ديگر داروينيستی يكی از رويكردهای اصلی در انسانشناسی غربی است كه هر چند به نام داروين نامبردار شده است، ولی ضرورتاً همه مباحث مطرح در اين رويكرد ضرورتاً آراء و سخنان داروين نيست و امروزه ابعاد مختلفی را از علوم طبيعی تا سياست و اقتصاد و حتی روابط بين الملل دربرمیگيرد.
امهطلب از رويكرد محيطگرايانه به عنوان ديگر رويكرد مطرح و شاخص در انسانشناسی غربی ياد كرد و گفت: براساس اين ديدگاه، طبيعت و محيط، زمينه و بستر اصلی موجوديت انسانی را تشكيل میدهد.
| ما وقتی انسان را به عنوان يك موجود تكساحتی و زيستشناختی نشناسيم، طبيعتاً در بيشتر نظريات موجود در عرصههای علوم اجتماعی و جامعهشناختی و همچنين نظريات حوزه علوم سياسی و اقتصادی و ... بايد تجديد نظر كنيم |
وی زيرساخت هر دوی اين رويكردها را انكار غيب دانست و افزود: ساحت غيب وجود انسان در هر دو رويكرد غربی ناديده گرفته میشود. بنابراين ما در بخش اول اين پژوهش به دو روريكرد غربی، با تأكيد بر نظريه تكامل، خواهيم پرداخت و در بخش بعد، زيرساختهای تفكر اسلامی را در حيطه انسانشناسی، با مراجعه به احاديث و قرآن مطرح و تبيين خواهيم كرد.
اين محقق و پژوهشگر بررسی نظريه تكاملگرايی و سابقه آن و تحول اين نظريه تا عصر حاضر، نقد محتوای علمی نظريه تكامل، انتقادهای مطرح شده در جهان غرب به نظريه تكامل، بررسی مواضع متفكران اسلامی همچون يدالله سحابی، علامه طباطبايی، شهيد مطهری و آيتالله مشكينی را از بخشهای اين پژوهش خواند و گفت: در نهايت، اساس اين پژوهش بر بررسی هستیشناختی، معرفتشناختی و ارزششناختی نظريه اسلام در باب انسان استوار است كه سعی میشود با بررسی بخشهايی از سورههای مباركه بقره و مائده، مبانی انسانشناختی اسلامی ارائه شود.
امهطلب گفت: با دقت در آيات سوره مباركه بقره میبينيم كه فضای كلی اين سوره مربوط به عموم انسانهاست و در بخشهايی از آن از حضرت آدم و خلقت او و اين نكته كه معلم حضرت آدم(ع) حضرت باريتعالی است و آدم نيز معلم فرشتگان است، سخن رفته و اينها همه مواردی است كه میتواند زمينه مباحث معرفتشناختی در حوزه انسانشناسی اسلامی قرار گيرد.
وی افزود: فضای كلی سوره مباركه مائده نيز فضای خليفةاللهی و معرفی ولايت خداست و از تعليم كلاغ به قابيل و خضوع ذاتی انسان گنهكار در مقابل اين سطح از موجوديت سخن گفته شده و اساساً سعی شده در ترسيم مبانی انسانشناسی اسلامی بر اين جنبه معرفتشناسانه تأكيد شود و اين نكته آشكار شود كه نگاه انسانشناسانه اسلامی با ابتناء بر غيب و پذيرش آخرت، نگاهی معرفتشناسانه و نه زيستشناسانه است. همچنين به مبادی اخلاقی مطرح در اين آيات و روايات نيز اشاره شده و مبادی ارزششناختی نيز در ترسيم الگوی انسانشناسانه اسلامی به كار گرفته شده است.
پژوهشگر همكار پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی تكساحتی ندانستن موجوديت انسانی را نقطه فارق انسانشناسی اسلامی و غربی دانست و افزود: مبانی ارزششناختی و معرفتشناختی مطرح در انسانشناسی اسلامی بر همين مفهوم هستی ـ معرفتشناختی «غيب» كه مشير به چندساحتی بودن وجود انسان است استوار میشود. ما وقتی انسان را به عنوان يك موجود تكساحتی و زيستشناختی نشناسيم، طبيعتاً در بيشتر نظريات موجود در عرصههای علوم اجتماعی و جامعهشناختی و همچنين نظريات حوزه علوم سياسی و اقتصادی و ... بايد تجديد نظر كنيم.
امهطلب افزود: در اين شرايط، در روابط بينالملل در علوم سياسی، اين گفته توماس هابز كه انسان گرگ انسان است بايد كنار گذاشته شود. اين كه انسان يك موجود اقتصادی است در علوم اقتصادی بايد كنار گذاشته شود و حتی در تعريف تمدن و فرهنگ بايد تجديد نظر شود.
وی در پايان اضافه كرد: اين نكات مطالب جديدی نيستند، بلكه از ضروريات و پيش فرضهای دين ما هستند كه فقط سعی خواهد شد به توصيف درآيند. بنابراين پژوهش ما در اصول مورد استفاده خود نيازی به اثبات ندارد و قرآن و احاديث را به عنوان مبنا، پذيرفته است.