کد خبر: 1210733
تاریخ انتشار : ۲۱ فروردين ۱۳۹۲ - ۰۹:۳۱

تئاتر؛ جهاد اقتصادی و ضرورت گامی بزرگ برای تحقق حماسه اقتصادی در اين عرصه

مهم‌ترين مشكل تئاتر حرفه‌ای كشور از ديرباز مسائل مالی و اقتصادی آن بوده است؛ چيزی كه متأسفانه در دو سال اخير بيشتر گريبانگير آن شده و جا دارد در سال حماسه سياسی و اقتصادی، با ارائه راهكارهای اصولی مديريتی، فكری برای سامان يافتن اقتصاد تئاتر بشود.


گروه هنر: مهم‌ترين مشكل تئاتر حرفه‌ای كشور از ديرباز مسائل مالی و اقتصادی آن بوده است؛ چيزی كه متأسفانه در دو سال اخير بيشتر گريبانگير آن شده و جا دارد در سال حماسه سياسی و اقتصادی، با ارائه راهكارهای اصولی مديريتی، فكری برای سامان يافتن اقتصاد تئاتر بشود.


سالی كه گذشت تئاتر كشور درگير بحران‌های مالی بود، چنان كه اغلب رويدادهای اين هنر ديرپا به شكلی خلاصه شده و با حذف بخش‌های متنوعی كه در ساليان قبل برگزار می‌شد، تداوم يافت و البته اين مسئله ارتباط مستقيمی با تنظيم نشدن امكانات و بودجه حمايتی اين عرصه با ميزان تقاضای رو به رشد فعالان تئاتری بود تا به آنجا كه حتی در واپسين روزهای سال گذشته هنوز بخش عمده‌ای از مطالبات گروه‌های تئاتری پرداخت نشد و شايد تاكنون نيز پرداخت نشده باشد.


به هر حال اين عرصه هنری در سال گذشته به سختی توانست روزگار بگذراند و به دليل مواجه شدن با كسر بودجه يك سومی بخش فرهنگی و هنری بدون اغراق می‌توان گفت يكی از معدود مقولات هنری بود كه بيشترين لطمه را از اتخاذ اين سياست متحمل شد اما به هر حال روزگار گذشت و عرصه فرهنگ و هنر وارد سالی شد كه به حماسه سياسی و اقتصادی مزين است.


سهم تئاتر در تحقق يافتن اين شعار بيشتر به بخش دوم آن يعنی حماسه اقتصادی بازمی‌گردد و البته طرح يك پرسش كه عرصه هنری همچون تئاتر كه در سال گذشته با مصائب و مشكلات مالی دست و پنجه نرم می‌كرد و از احقاق حقوق حقه فعالان خود عاجز مانده بود چگونه می‌تواند در اين راستا حماسه‌آفرينی كند؟


به نظر می‌رسد در مورد تئاتر نبايد توقع چندانی در بهبود شرايط اقتصادی در حد و مرز مطلوب آن داشت و همين مقدار كه تئاتر در سال جاری پيش رو بتواند به موقع از عهده مطالبات مالی گروه‌های تئاتری و نظام اداری خود برآيد اين خود بزرگترين حماسه‌ای است كه می‌تواند رقم بزند كه اگر سال‌ها پيش از اين از آن تعبير به جهاد اقتصادی می‌شد اكنون معنايی مترادف با حماسه‌آفرينی دارد.


با چنين فرضی باز با مسئله بزرگی روبرو می‌شويم و آن اين است كه تئاتر با وجود آنكه هنوز ميزان بودجه اختصاص يافته به آن مشخص نيست اما در سال جاری نيز اگرچه نه بدتر از سال قبل اما همچون شرايط مشابه سال پيش درگير تأمين بودجه برای توليدات و گرداندن چرخه اقتصادی خود خواهد بود و به اين منظور بايد قدری از اعمال شيوه سنتی تأمين بودجه خود كه بيشتر چشم‌داشت به بودجه مصوب دولتی است فاصله بگيرد.


در ادامه به تنها چند راهكار به عنوان نمونه برای حل مشكل اقتصادی تئاتر و رونق اجراهای آن و همچنين رشد استقبال مخاطبان از توليدات آن خواهيم پرداخت و به عنوان نخستين آنها بايد به اين نكته توجه كرد كه تئاتر نيز همچون سينما بايد به دنبال يافتن راه‌هايی برای بازرگانی و جذب سرمايه از طريق نهادها و بنگاه‌های تجاری باشد.


البته تا به امروز شايد فضای تئاتر و حواشی آن بستر مطلوب برای جذب حامی مالی فراهم نياورده باشد كه بخش قابل توجهی از اين تفكر ناشی از تعصب خشك برخی از دلسوزان تئاتر است كه برای تئاتر حرمتی بيش از آنچه كه بايد قائل هستند كه مثلاً نبايد تئاتر و اصالت آن را آلوده به تجارت كرد اما نكته قابل ملاحظه اينكه تئاتر اگر نتواند از تأمين حداقل‌های مالی خود در جلب رضايت گروه‌های توليدكننده و متقاضی خود برآيد آن زمان است كه حرمت و اصالت خود را بيش از پيش از كف داده است.


به نظر می‌رسد مديران تئاتر و ساير مسئولان فرهنگی و هنری بايد به فكر ايجاد بستر مناسب به منظور اعتمادسازی شركت‌های بازرگانی و بنگاهای تجاری باشند تا به اين وسيله فضای سالن‌های انتظار، محيط‌های شهری در كنار اطلاع‌رسانی اجراهای تئاتری به امر تبليغ آگهی بازگانی محصولاتی كه مديران شركت‌های تجاری سرمايه خود را به تئاتر تزريق كرده‌اند باشند.


ديگر مسئله اينكه از همه بضاعت موجود در امر سخت‌افزاری و اماكن تئاتری برای توليد و اجراهای تئاتر استفاده نمی‌شود، امكاناتی كه تنها در اختيار معاونت هنری ارشاد به عنوان متولی اصلی تئاتر نيست و شاهد هستيم كه به عنوان مثال شهرداری با دارا بودن فرهنگسراهای مختلف كه اغلب آنها سالن‌های تئاتری مناسب در اختيار دارند مشاركت خوبی در افزايش حجم توليدات تئاتری و تغيير سلايق مردم ندارند.


اگر توليدات تئاتر محدود است تنها به مشكل كسری بودجه برنمی‌گردد بلكه با توجه به امكانات محدود و وجود تالارهای انگشت‌شمار مسئولان تنها می‌توانند به تعداد معدودی از آنها برای توليد پاسخ مثبت بدهند در صورتی‌كه اگر در اين امر تعامل و توافق مثبتی ميان مثلاً شهرداری و معاونت هنری ارشاد برقرار شود، شاهد رونق تئاتر در بعد كمی و كيفی خواهيم بود.


از ديگر تبعات اين مسئله آنكه يك اثر تئاتری كه با زحمت و مرارت فراوانی توليد شده است فرصت بيشتری برای روی صحنه ماندن و جايگزين نشدن فوری با يك اثر ديگر در انتظار، پيدا می‌كند و اين به چرخه اقتصادی آن كمك می‌كند چرا كه در شرايط كنونی تا يك اثر تئاتری خواسته باشد اصطلاحاً جا بيفتد و مردم نسبت به اجرای آن در صحنه اطلاع پيدا كنند به دليل ترافيك توليدات مجبور است صحنه را ترك كند.


بی‌ترديد آنچه كه به آن اشاره شد همه مسائل مربوط به رفع مشكلات اقتصادی تئاتر نيست اما به عنوان نمونه به تعدادی از آنها اشاره شد و اميد می‌رود كه با ترتيب اثر دادن به آنها حداقل گوشه‌ای از مشكلات اقتصادی تئاتر كشور مرتفع شود.


سجاد دبيريان

captcha