کد خبر: 1219830
تاریخ انتشار : ۰۹ ارديبهشت ۱۳۹۲ - ۱۳:۱۹

نگرشی دينی به مفهوم مرگ در نمايش «مركب‌خوانی اركستر مردگان»

سالن قشقايی مجموعه تئاتر شهر اين روزها ميزبان اجرای نمايش «مركب‌خوانی اركستر مردگان» به كارگردانی محمودرضا رحيمی است كه اگرچه جزء آثار نمايشی دينی محسوب نمی‌شود اما روايت‌های نمايشی آن نگرشی دينی به مفهوم مرگ دارند.


گروه هنر: سالن قشقايی مجموعه تئاتر شهر اين روزها ميزبان اجرای نمايش «مركب‌خوانی اركستر مردگان» به كارگردانی محمودرضا رحيمی است كه اگرچه جزء آثار نمايشی دينی محسوب نمی‌شود اما روايت‌های نمايشی آن نگرشی دينی به مفهوم مرگ دارند.







نمايی از نمايش «مركب‌خوانی اركستر مردگان»

به گزارش خبرگزاری بين‌المللی قرآن(ايكنا)، نمايش «مركب‌خوانی اركستر مردگان» به نويسندگی حميدرضا نعيمی و كارگردانی محمودرضا رحيمی هر روز به غير از شنبه‌ها ساعت 19:30 در سالن شهيد قشقايی مجموعه تئاتر شهر روی صحنه می‌رود.


از شرح اينكه مركب‌خوانی چيست و از چه ساختاری در اجرای نمايش برخوردار است، صرف‌نظر می‌كنيم و تنها به ذكر اين جمله بسنده می‌كنيم كه مجموعه‌ای از وقايع نمايشی با ساختار اپيزوديك كه همگی در فضا و شرايط مشابه به هم و با يك نوع شيوه روايتی نقل شوند اصطلاحاً مركب‌خوانی خوانده می‌شود.


مركب‌خوانی اركستر مردگان اما وامدار شيوه‌ای نمايشی ديگری همچون تئاتر اپيك(حماسی) نيز است كه در آن مجموعه‌ای از بخش‌های نمايش مستقل از هم(اپيزود) كه فصل مشتركشان تمی است كه در همه آنها وجود دارد روايت می‌شوند و تم اين نمايش واژه مرگ است.


نمايش در چهار اپيزود اصلی و يك فصل پايانی كه بيشتر به تكمله‌ای برای آنچه در طول 80 دقيقه نمايش روايت می‌شود می‌ماند، به اجرا درمی‌آيد كه اپيزود نخست با نگاهی اساطيری به تاريخ ماجرای حمله سپاه سلم و تور به ايران و به قتل رسيدن ايرج را روايت می‌كند و در اپيزود دو، تماشاگران شاهد ماجرای اعدام حسنك وزير؛ از وزيران دربار غزنوی به سبب پاپوشی كه درباريان برای او درست كرده و انگ شورشی به وی می‌زنند هستند و در اپيزود سوم ماجرای اندرونی زندگی يكی از وزرای سلسله قاجار و رابطه او با پسرش روايت می‌شود كه در نهايت به مرگ پسر وزير منتهی می‌شود و در اپيزود چهارم ماجرايی به روز، از مجاب كردن فردی شاعر كه قصد دارد زنش را طلاق بدهد و در نهايت به مرگ وی ختم می شود حكايت دارد.


هر يك از اپيزودهای اين نمايش از قول راوی و كسانی روايت می‌شود كه در فصلی مربوط به خود قربانی خدعه و نيرنگ‌های جاه‌طلبانه اطرافيان خود شده‌اند لذا در بازی هيچ يك از بازيگران اين كار حسی جاری در ميميك صورت آنها مشاهد نمی‌شود و آنها در اصل اقرار‌گرانی هستند كه مرگ را به مخاطب نمايش به عنوان سرنوشت محتوم بشری مكرراً يادآور می‌شوند.


نكته قابل ملاحظه‌ای كه در روايت مرگ، اين نمايش به آن اصرار دارد اتفاقاً نگرشی دينی به مفهوم مرگ است و آن غفلتی است كه هر كدام از انسان‌ها در روزگار و زندگی خود بارها و بارها نسبت به آن داشته و دارند و آنچنان به زندگی دنيايی و مظاهر و تجملات آن دل‌بسته‌اند كه گويا اين دنيا ابدی است؛ به نظر می‌رسد به همين دليل است كه نويسنده و كارگردان اين نمايش از ميان شخصيت هايی كه می‌توانستند به سراغ آنها بروند كسانی را برگزيده‌اند كه از طبقه اعيان و اشراف جامعه بوده و يا مناصب عالی داشتند همچنانكه هيچگاه برای ايرج شاهزاده، حسنك وزير، پسر وزير دربار قاجار و حتی فردی معروف و شاعرپيشه‌ای كه در روزگار كنونی، اشعار او ورد زبان مردم كوچه و بازار است مرگ را متصور نيستيم.


بخش پايانی اين نمايش كه به نوعی گفتار مرگ خطاب به مردم و تماشاگران نمايش است همانگونه كه گفته شد تكميل كننده جريان جاری در نمايش است و شخصيتی نمايشی تداعی كننده مرگ با بيان و كنش خود مجدد اين امر محتوم را يادآور شده كه دير يا زود به سراغ هر انسانی می‌آيد هر چند كه شايد بسيار مقطعی البته براساس خيال واهی بتوان از آن گريخت.


از ديگر ويژگی‌های بارز ديگری كه در اين نمايش می توان به آن پرداخت، قرائت قرآن به صوت و لحنی خوش در اپيزود مربوط به اعدام حسنك وزير است كه در نوع خود كم نظير بوده و حتی در نمايش‌هايی كه داعيه دينی بودن دارند به ندرت ديده می‌شود هرچند كه كارگردان از آوای خوش‌الحان قرآن در جهتی كاملاً با كاركردی نمايشی استفاده كرده است.

captcha