گروه سياسی: اگر ما میخواهيم جايگاه اول علمی و اقتصادی منطقه را داشته باشيم، اگر میخواهيم تعامل سازنده با ديگر كشورها داشته باشيم و در جهان اسلام الهامبخش باشيم همه اينها در سند چشمانداز وجود دارد و مردم با انتخاب نماينده خود برای حضور در يك منصب، اولويت اجرای اين برنامهها را در آن مقطع زمانی تعيين میكنند.
به گزارش خبرگزاری بينالمللی قرآن (ايكنا) به نقل از پايگاه اطلاعرسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آيتالله العظمی خامنهای، با داغ شدن تبوتاب انتخابات رياستجمهوری، كانديداها با سلايق و ديدگاهها و برنامههای متفاوت خود، سعی در جلب آراء مردم دارند. اما برنامهی كانديداها چه نسبتی با اسناد بالادستی نظام و مهمترين آنها يعنی سند چشمانداز ۲۰ ساله دارد؟ طبق اين سند، مردم بايد چه مطالباتی از رئيسجمهور آينده داشته باشند؟
اين موضوع و پرسشهای قابل تأمل را با دكتر علی مبينی دهكردی -دبير كميسيون خاص تدوين چشمانداز ملی در مجمع تشخيص مصلحت نظام- مورد بحث و بررسی قرار دادهايم:
چرا سند چشمانداز؟
كسانی كه روی موضوع حركت و رشد جوامع كار تحقيقاتی كردهاند، اغلب به اين نتيجه رسيدهاند كه حركت جامعه چه در سطح كلان و چه در سطح خرد بايد يك حركت مداوم باشد. اين استمرار بايد به همافزايی بينجامد و تكاملی و روبهجلو باشد. برای تحقق اين هدف، گفتند كه ما بايد برنامهريزی داشته باشيم. بعد اين پرسش پيش آمد كه اگر شرايط اوليه و مبنايی برنامهريزی ما -مانند منابع، شرايط محيطی و جريانهای حاكم- تغيير كردند، تكليف چه میشود؟ در پاسخ به اين نتيجه رسيدند كه اگر فرآيند اجرای برنامهها با تغيير شرايط و گذشت زمان تغيير میكند، پس لازم است ما تصويری از آيندهی خودمان بسازيم كه هدايتگر ما به سوی هدفهايمان باشد. در واقع ما بايد يك نقطهی هدايتكننده بسازيم؛ يك تصوير بزرگ كه هر زمان سرمان را بلند میكنيم تا جايی را نگاه كنيم يا به كاری مشغول شويم، آن تصوير را ببينيم، يك تصوير بزرگ كه برای هرگونه تفكر، برنامه و عملكرد اجرايی الهامبخش و راهنما باشد.
نمونهی مناسب عمل و اقدام طبق اين تصوير بزرگ، مثال يك دوی امدادی است. افراد مختلفی وارد زمين میشوند، مسافتی را پيش میروند و سپس كار را به افراد ديگر گروه میسپارند به اين اميد كه پس از يك دورهی زمانی و در يك مقطع خاصی به هدف خود دست پيدا كنند كه همانا برندهشدن در مسابقه است. اين يك ديدگاه است.
ديدگاه ديگر اين است كه چون محيط بيرونی متلاطم است و دگرگونیهای داخلی نيز زياد، ما نمیتوانيم تخمين روشنی از موقعيت خود در آينده داشته باشيم. بنابراين لازم است به صورت لحظهای برنامهريزی كنيم، پيش برويم و بر اساس موقعيت موجود، گام بعدی را برداريم. بر اين اساس ما نسبت به دريافتهايمان جامعه و از محيط، خودمان را به تعادل میرسانيم. مشكل اين ديدگاه اين است كه ما را نسبت به محيط منفعل میكند.
در ديدگاه قبلی اگرچه محيط همواره متلاطم، پيچيده، پويا و در حركت است، اما وجود يك ستارهی قطبی برای اهل كشتی گرفتار در دريای متلاطم، بسيار هدايتگر خواهد بود. میتوانيم تصور كنيم كه در يك دريای متلاطم، اگر يك نقطهی هدايتكننده وجود داشته باشد، احتمال بيشتری هست كه آن كشتی نجات يابد. در كدام حالت اميد اهل كشتی به نجات بيشتر است؟ تلاش مسافران در هر حالت چگونه خواهد بود؟ همه میدانند كه اگر در اين مسير مشخص تلاش كنند، به ساحل نجات خواهند رسيد. تفاوت يك جامعهی دارای چشمانداز و يك جامعهی فاقد چشمانداز در همين است. محيط در هر حالت متلاطم است، اما وجود يك نقطهی هدايتكننده، علاوه بر اميدافزايی، میتواند احتمال پيروزی را افزايش دهد.
حالا اگر تحولات به گونهای باشد كه حتی بايد جايگاه ستارهی قطبیشان را هم تصحيح كنند، اشكالی ندارد، چراكه چشمانداز يك حركت پويا است كه با محيط خود روزآمد میشود. در سند چشمانداز بيست سالهی ايران نيز به اين مسأله توجه شده است. به هر حال هدف از تدوين چشمانداز اين است كه تمام ايرانيان -اعم از زن و مرد- در هر زمينهای كه فعاليت میكنند، خود را در حال تلاش برای رسيدن به اهداف چشمانداز و از بين بردن بیعدالتی ببينند.
سند چشمانداز ۲۰ ساله در كشور ما بر اساس شش چالش استراتژيك طراحی شده است:
۱. گذار ايران اسلامی از توسعهنيافتگی به توسعهيافتگی يا توسعهنيافته ماندن آن
۲. بقای عزتمند نظام جمهوری اسلامی يا تضعيف و براندازی آن
۳. تداوم انقلاب اسلامی بر اساس انديشهی امام خمينی رضواناللهعليه يا توقف آن
۴. چگونگی تعامل ايران اسلامی با پروسهی جهانیشدن يا پروژهی جهانیسازی
۵. پذيرش هژمونی جديد آمريكا در جهان و منطقه يا همگرايی اسلامی و منطقهای
۶. بيداری اسلامی مسلمانان در جهان يا ايجاد انحراف در نهضتهای بيداریبخش با جريانهای راديكال و واپسگرا
نكتهی جالب توجه آن است كه زمانی كه ما مسألهی بيداری اسلامی مسلمانان و جريانهای راديكال را به عنوان چالشی استراتژيك در سند چشمانداز بررسی میكرديم، اثری از تحولات امروزين منطقه وجود نداشت.
سند چشمانداز با بررسی اين شش چالش گفته است كه ايران میخواهد در افق سال ۱۴۰۴ كشوری توسعهيافته باشد و در جايگاه اول منطقه، الهامبخش برای مسلمانان جهان مبتنی بر تفكر و انديشهی پويای مكتب فكری امام خمينی رحمهالله، برخوردار از تعامل سازنده با جهان و عدم تقابل و تعارض با دنيا و تسليمناپذير در برابر قدرتمندان و تحميلهای آنان.
يعنی همانطور كه ما در حال پيشرفت و حركت هستيم، كشورهای همسايه هم مشغول حركت هستند. اينگونه نيست كه ما پيش برويم و آنها متوقف باشند. كسانی كه در مسابقهی دو شركت میكنند، بايد سرعت حركتشان از سرعت ديگران بيشتر باشد، زيرا همهی شركتكنندگان با تمام توانشان در مسابقه شركت میكنند.
البته نگاه ما به «رقابت» با نگاه غربیها متفاوت است. در نگاه غربی هدف از رقابت سركوب رقبا است. دنيای رقابت آنان دنيای صلح خونين است. آنها رقابت را بر اساس تنازع بقای اجتماعی و اقتصادی، به از بين بردن ديگران تعريف میكنند، در حالی كه مبانی اعتقادی اسلام اجازهی داشتن چنين ديدگاهی درباهی رقابت را نمیدهد. ما در منطقهای زندگی میكنيم كه كشورهای آن از منابع، ذخاير و استعدادهای طبيعی، انسانی و خدادادی و زيرساختهای اجتماعی و موقعيتهای خوب جهانی برخوردارند و همه در حال پيشرفت هستند.
ما به دنبال پيشرو بودن در منطقه هستيم، اما رقابتمان با اين كشورها را به معنای «سبقت در خير» میدانيم؛ خير به معنی نابودكردن فقر، فساد و تبعيض و دستيابی به پيشرفت و عدالت. حالا اگر در اين مسير به تجربهای دست يافته باشيم، يقيناً آن را در اختيار كشورهای همسايه نيز قرار میدهيم و با آنها پيوند برقرار میكنيم.
مردم در هر دورهای از رئيسجمهور منتخب خود خواستههايی دارند؛ خواستههايی كه میتواند مقطعی و زودگذر هم باشد. سؤال اين است كه آيا اين خواستهها با اهداف و آرمانهای چشمانداز تطابق دارد يا نه؟
اگر ما محتوای سند چشمانداز و تركيبات آن را بررسی كنيم، درمیيابيم كه هيچكدام از خواستههای مردم نمیتواند خارج از سند باشد. بنابراين خواستههای مردم در مقاطع زمانی مختلف، اولويت اهداف سند را در آن دوره تعريف میكند. يكی از محورهای اساسی سند چشمانداز، تحليل خواستهها و نيازهای اساسی مردم است كه در كنار تحليل ارزشها و آرمانها و فرهنگ يك جامعه و توجه به جايگاه كشور در مجموعهی جهان انجام میگيرد.
اگر ما میخواهيم جايگاه اول علمی و اقتصادی منطقه را داشته باشيم، اگر میخواهيم تعامل سازنده با ديگر كشورها داشته باشيم و در جهان اسلام الهامبخش باشيم، اگر میخواهيم رفتار سياسی افراد جامعهمان در قالب مردمسالاری دينی نهادينه شود، اگر میخواهيم سبك زندگی دينیمان را ترويج دهيم، اگر میخواهيم الگوی حكومتمان را به ديگران منتقل كنيم و اگرهای ديگری كه به آرمانهای ملت ايران بازمیگردد، همهی اينها در سند چشمانداز وجود دارد و مردم با انتخاب نمايندگان يا نمايندهی خود برای حضور در يك منصب، در واقع اولويت اجرای هركدام از اين برنامهها را در آن مقطع زمانی تعيين میكنند. ممكن است در يك دورهای نيازهای اقتصادی ارجح باشد، اما اين مفهومش بیاعتنايی به ديگر حوزهها نيست و مثلاً ممكن است در دورهای ديگر، مردم به اصلاحات سياسی و اجتماعی اولويت و وزن بيشتری بدهند.
سند چشمانداز؛ مطالبهی مردم در انتخابات
لازم است هر كسی كه خود را در معرض انتخاب مردم برای تصدّی منصب رياستجمهوری قرار میدهد، فهم خودش را از سند چشمانداز مطرح كند. در مرحلهی بعد لازم است اين كانديداها به چند سؤال بسيار مهم پاسخ بدهند:
۱. از نظر آنها موانع تحقق سند چشمانداز و چالشهای آيندهی اين سند چيست و آنها چه برنامهای برای حركت كشور به سمت تحقق چشمانداز دارند؟
۲. الگوی توسعه در كشور ما در حال حاضر «منابعپايه» است. طبق سند چشمانداز اين الگو بايد «دانشپايه» شود. برنامهی هر نامزد برای تحول توسعهی ايران از الگوی «منابعپايه» به الگوی «دانش پايه» چيست؟
۳. الگوی مديريت توسعهی كشور در حال حاضر يك الگوی «متمركز، دولتی، بروكراتيك، رانتی و غير حرفهای» است. نامزدهای محترم چه برنامهای برای اصلاح اين الگوی مديريت توسعه دارند؟ و مشخصات برنامهی آنها چيست؟
۴. در حوزهی فرهنگی، سبك زندگی ما بيشتر الهامگرفته از سبك زندگی غربی است. نامزدهای انتخابات رياستجمهوری چه برنامهای برای تحول سبك زندگی ايرانيان از سبك غربی به سبك زندگی مبتنی بر دين دارند كه به گشايش، شكوفايی و عدالت بينجامد؟
۵. در حوزهی اجتماعی، ما با فاصلهی بين دهكهای درآمدی در مناطق جغرافيايی مختلف كشور روبهرو هستيم. برنامهی مشخص نامزدها برای رفع اين فاصله و نزديكتر كردن آن به عدالت چيست؟ آنها میخواهند چه كنند تا نابرابریهای منطقهای و نابرابریهای اقشار جامعه به عدالت و همبستگی و انسجام تبديل شود؟
۶. در حوزهی اقتصاد ملی، چه برنامهای دارند كه اقتصاد را بر اساس سياستهای كلی اصل ۴۴ و اقتصادی مردمی، كارآمد، متنوع و رقابتی كنند؟
۷. در حوزهی روابط خارجی، نامزدهای انتخابات رياستجمهوری چه برنامهای دارند تا يك حركت شتابندهی هوشمندانهی آگاه در تعامل با مسائل منطقهای و كشورها -بر اساس سند چشمانداز- را برای رسيدن به پيشرفت و جايگاه برتر منطقهای ايران و با توجه به بيداری اسلامی برنامهريزی و اجرا كنند؟
۸. در حوزهی آموزش، نظام آموزشی ما متكی بر حفظ مطالب و روشهای آموزشی ما غير خلاق است. اخيراً كه سياستهای كلی نظام آموزش و پرورش ابلاغ شده است، اگر ما بخواهيم يك نظام آموزشی خلاق، نوآور و مبتكر داشته باشيم، چه بايد بكنيم؟
۹. در حوزهی علم و فناوری، الان ما يك كشور اقتباسكننده و مصرفكننده هستيم. اگرچه خوشبختانه در سالهای اخير ما در توليد مقالات علمی با سرمايهگذاری مناسبی كه روی نسل جديد انجام داديم، رشد قابل توجهی داشتهايم، اما هنوز با تبديل اين مقالات به ثروت، ارزش و قدرت، فاصله داريم. برنامههای كانديداهای محترم برای اينكه يك توليدكنندهی علم و نوآوری باشيم و به مرجعيت علمی برسيم، چيست؟
۱۰. در الگوی تخصيص منابع كشور، در حال حاضر تخصيص منابع ما ناكارآمد، غير رقابتی، رانتی، يارانهای و انحصاری است. اگر بخواهيم منابع كشور اعم از ملموس و غير ملموس، منابع مالی و منابع انسانیمان را كارآمد، رقابتی، غير رانتی، زاينده و افزاينده كنيم، چه بايد بكنيم؟
۱۱. پنجاه سال از عمر بروكراسی در ايران میگذرد. اگر بخواهيم اقتصاد مقاومتی را در شرايط موجود جامعه طراحی كنيم، چه ظرفيتها و توانمندیهايی را بايد در دولت ايجاد كنيم؟ درواقع برای اصلاح ساختار دولت چه بايد انجام دهيم؟