گروه هنر: در هيچ يك از ادوار فرهنگی پس از انقلاب شاهد گرايش موسيقیدانها به احيا و ارتقای موسيقی ايرانی و شيعی نبوديم كه اين مسئله در دولت دهم به اوج خود میرسد چنان كه در اختتاميه موسيقی فجر برای موسيقی كلاسيك غيرايرانی جايزهای در نظر گرفته میشود در حالیكه جای موسيقی نواحی خاليست.
|
هوشنگ جاويد، پژوهشگر، نويسنده و كارشناس موسيقی ايرانی در گفتوگو با خبرگزاری بينالمللی قرآن(ايكنا) گفت: در بيش از سه دهه پس از انقلاب اسلامی در هيچ يك از مقاطع حتی آن زمان كه پرداختن به فرهنگ و هنر پررنگتر از ساير موضوعات بود شاهد گرايش مؤثر و مثبت موسيقیدانها برای احيای موسيقی ايرانی و شيعی نبودهايم.
وی ادامه داد: اين روند در طول دولت گذشته به منتهای خود میرسد چنان كه با كمال تأسف در اختتاميه جشنواره موسيقی فجر سال گذشته به بخش موسيقی كلاسيك غيرايرانی پرداخته و برای آن جايزهای هم در نظر گرفته میشود در حالی كه جای موسيقی نواحی و مناطق كه شاخصه موسيقی ايرانی و اعتقادی ماست در اين جشنواره كه قرار است ويژگیهای فرهنگی موسيقی ايرانی را به دنيا بشناساند، خالی است.
يكی از مصاديق استقلال فرهنگی، استقلال در حوزه موسيقی است
نويسنده كتاب «موسيقی رمضان در ايران» تصريح كرد: يكی از بارزترين شعارها و آرمانهای انقلاب اسلامی استقلال و قطع وابستگی به غرب و شرق بوده است؛ اين استقلال تنها در توليد كالای بازرگانی و مباحث تجاری نبايد اتفاق بيفتد بلكه ما با پشتوانه غنی كه در زمينههای مختلف فرهنگی و هنری همچون موسيقی داريم بايد استقلال خود را در اين زمينه نيز به اثبات برسانيم و نخستين گام اين است كه هنرمند مستعد ايرانی را مجاب و ملزم كنيم كه توان و خلاقيت خود را در زمينه موسيقی در راه اعتلای موسيقی ايرانی و دينی مصروف دارد.
جاويد در ادامه گفت: متأسفانه در بعد موسيقی دينی و مذهبی نيز شاهد رخوت و سستی از سوی نوازندگان و شركتهای توليدی هستيم كه تنها منحصر به اعياد و مناسبتهای مذهبی در طول سال میشود كه به فراخور شرايط اقدام به توليد و تكثير آلبومهای موسيقايی میكنند كه البته هيچكدام از آنها نيز بر مبنای اصالتهای موسيقی ايرانی و اسلامی توليد نشده است و در اصل ملغمهای از آلات و ابزار موسيقی غربی است.
دبير اجرايی جشنواره «خنياگران انقلاب اسلامی» تأكيد كرد: البته دوستان مسئول توجيهی نيز برای اين اقدامات خود دارند و آن اين است كه ذائقه مردم تغيير كرده است و ديگر به سمت و سوی شنيدن موسيقی غير از آنچه كه اصطلاحاً جوانپسند است نمیروند؛ در اينجا من يك پرسش از مسئولان دارم و آن اينكه مگر براساس قانون مصوب سال 1317 در دوران پهلوی اول تنها به موسيقی غربی بها داده نشد و به كار بردن آلات موسيقی اصيل ايرانی از سوی پهلوی اول قدغن نشد، پس اتخاذ اين سياست به اين بهانه كه ذائقه شنيداری مردم تغيير كرده است مگر معنايی غير از تبعيت از همان سياست غربزده دارد؟
سياست رژيم طاغوت از بين بردن تمام ريشههای فرهنگ ايرانی بود
جاويد ادامه داد: سياست رژيم طاغوت از بين بردن تمام ريشههای فرهنگ ايرانی بود و در حوزه موسيقی نيز با آشنا كردن مردم با آلات موسيقی غربی خواستند تا مردم ايران را به يك ازخودبيگانگی برسانند، ما اگر انقلاب كرديم آن هم انقلاب ارزشها بايد آن سياست غلط را با عملكرد اشتباه خود تداوم نبخشيم و به فكر احيا و اعتلای موسيقی اصيل ايرانی كه با ريشههای عميق فرهنگی و اعتقادی ما گره خورده است باشيم.
نويسنده كتاب «نقش زن در موسيقی نواحی ايران» به نسخ خطی موجود در زمينه تبيين شاخصههای موسيقی دينی و مذهبی اشاره كرده و گفت: فهرستی از اين نسخ خطی موجود است كه با بررسی اجمالی در همه آنها به روشنی میتوان دريافت كه بيش از 50 درصد آنها به موسيقی مذهبی پرداختهاند كه از جمله نمونههای بارز آنها میتوان به نعتخوانی، مقبتخوانی، چاوشخوانی و ... اشاره كرد و سؤال اينكه جايگاه اين نوع موسيقی و پرداختن به آن در شرايط كنونی كجاست؟
جاويد در پايان گفت: متأسفانه به دليل سوءمديريتها در حوزه موسيقی همانگونه كه گفتم ذائقه شنيداری مردم تغيير كرده و مخاطبان خواستهای خود را در موسيقی غربی جستجو میكنند در حالی كه موسيقی ايرانی از چنان غنا و مرتبتی برخوردار است كه در صورت تبيين و اجرای يك سياست درست و اصولی ذائقه مخاطب و گرايش هنرمندان موسيقی به سوی اصالتهای فرهنگی خود بازخواهد گشت.