گروه سياسی: نامزد يازدهمين دوره انتخابات رياستجمهوری تصريح كرد: تقويت فرهنگ خودی كه فرهنگ دينی و ملی ماست موجب بقای استقلال و آزادگی ما و احيای تمدن اسلامی ـ ايرانی میشود.
|
به گزارش خبرگزاری بينالمللی قرآن(ايكنا) علیاكبر ولايتی، نامزد يازدهمين دوره رياستجمهوری، يكشنبهشب، 5 خردادماه، در برنامه گفتوگوی ويژه خبری شبكه دوم سيمای جمهوری اسلامی ايران به سؤالات مجری اين برنامه در مورد برنامههای خود برای رياستجمهوری توضيح داد.
متن كامل اين گفتوگو به شرح ذيل است:
مجری گفتگوی ويژه خبری شبكه دو سيما ابتدا ضمن خوشامدگويی به آقای ولايتی از وی پرسيد :در هر حال بعد از هشت سال، مجدداً شما وارد گود رقابتهای پرشور و شعف و پر عده و عده انتخابات رياست جمهوری شديد يكی اينكه چرا و دوم اينكه آيا قرار هست باز هم مثل هشت سال پيش تكرار بشود و از رقابتها كنار بكشيد يا نه؟
ولايتی: بسم الله الرحمن الرحيم با عرض سلام خدمت ملت شريف ايران و شما و همكاران محترمتان و عرض تشكر بهمناسبت زحماتی كه میكشيد و عرض تسليت بهمناسبت رحلت حضرت زينب كبری سلام الله عليها، همانطور كه اشاره فرموديد اين بار هم بنده بهعنوان كانديدای رياستجمهوری وارد صحنه شدم و انشاءالله تا آخر ادامه خواهم داد و بنا ندارم به نفع كسی عقب نشينی بكنم و تا آخر به رقابتهای انتخاباتی ادامه میدهم.
مجری: طبق روال قبل ما مهمترين موضوعاتی كه مردم ،كارشناسان و صاحبنظران صحبت كردند راجع به آن و مجموعه پرسشهايی كه به صدا و سيما رسيده بحث اقتصاد هست شما هم در صحبتهايتان از يك طرح كوتاهمدت صدروزه برای حل مشكلات حاد صحبت كرديد جزئيات اين طرح چه هست و چگونه میشود بعضی از مشكلات مثل تورم ،افزايش نقدينگی و كاهش پول ملی را طی يك دوره كوتاهمدت حل كرد؟
ولايتی: ملاحظه بفرماييد دوره رياستجمهوری چهار ساله تقريباً چهارده صد روز هست بنده بنا دارم كه هر صد روز يكبار گزارش صد روز گذشته را خدمت ملت شريفمان عرض بكنم. صد روز اول بسيار تعيينكننده است زيرا كه مردم دچار مشكلات جدی در امر معيشتيشان هستند، نمیشود به مردم وعده داد كه صبر بكنيد ما ظرف شش ماه، يك سال، دو سال، كار معيشت شما را سامان میدهيم و حتماً توقع دارند كه هرچه زودتر معالجه برای مشكلات فوری آنها انجام بشود؛ ملاحظه كنيد ما گرانی روزافزون داريم، تورم روزافزون داريم، معمولاً درآمد بسياری از اقشار مردم با هزينههايشان تعادل ندارد و همان طور كه اشاره كرديد كاهش ارزش پولی يكی از مشكلات اساسی است، ما برای اينكه اين شرايط را به حالت عادی برگردانيم حتماً بايد يك علاج فوری بكنيم؛ ببينيد يك مثال برايتان میزنم: بنده پزشك هستم موقعی كه با يك مريض مواجه میشويم كه اين مريض يك مرض حادی دارد، تب بالا و تشنج دارد حال عمومیاش بد است حتماً يك علت يا مجموعه عللی موجب اين حالت شده يك طبيب كه بالای سر يك مريض میرسد قبل از اينكه دنبال علت مرض بگردد سعی میكند كه علائم شديد آن مرض را تسكين بدهد، اول تبش را پايين میآورد، صرف نظر از اينكه علت تب هر چه میخواهد باشد تشنجش را كنترل میكند و حالت عمومیاش را با وصل كردن يك سرم و زدن بعضی از داروهای تقويتی بهتر میكند و بعد همزمان بهدنبال علتهای اساسی میگردد و درمانهای ميانمدت و بلندمدت؛ اگر مرض صعب و مزمنی داشته باشد كه حالا بهصورت حاد بروز كرده بنابراين حتماً لازم است كه يك كار فوری برای درمان علائم شديد موجود، ما به كار ببريم اولين كاری كه میشود انجام داد بازسازی اعتماد بين دولت و مردم هست. ملاحظه كنيد مردم ما بخشنامههای متعدد از بانك مركزی دريافت میكنند كه هر روز بابت قيمت ارز يك مطلبی بيان میكند و اين در بين مردم متداول شده است كه میگويند هرگاه بانك مركزی راجع به قيمت مثلاً ارز يا سكه حرفی زد شما بايد عكسش را عمل كنيد اين خيلی بد است كه اعتماد بين مسئولين دولتی و مردم اين طور خدشهدار بشود بازگرداندن اعتماد بين دولت و مردم كار طولكشندهای نيست اگر در همين ابتدا دولت اعلام بكند يعنی دولتی كه ما تشكيل میدهيم اعلام بكنيم كه ما هر آنچه كه قول میدهيم به آن عمل میكنيم و اصلاً به قانون عمل میكنيم. يكی از علل بیاعتمادی مردم اين است كه ملاحظه میكنند كه قانون اجرا نمیشود و ما اگر اعتماد بين دولت و مردم را با اجرای قانون و با بازگرداندن اعتماد به آحاد ملت بتوانيم جلب بكنيم عملاً كار به جايی میرسد كه آنهايی كه اعتماد خودشان را از دست داده بودند دو مرتبه پيدا كنند و اگر اين طور شد انعكاس اين در خارج از كشور اين طور خواهد بود كه میبينند يك دولتی روی كار آمده با آرای بالای مردم و اعتماد متقابل بين مردم و دولت برقرار شده و بسته به شخصيتی كه میآيد و بهعنوان رئيسجمهوری انتخاب میشود از طرف مردم اين كه آيا دنيا آنها را بشناسد يا نشناسد خود بازگرداندن متقابل اعتماد جهانی و اعتماد ملی خود اين هم كمك میكند به بازسازی اين اعتماد مضافاً به اين كه شما با تنظيم بازار البته كار بايد بر اساس توليد باشد يعنی توليد محور باشد اقتصاد ما ولی اگر الان يك نياز فوری داريم و كالايی در بازار موجود نيست و نقدينگی از سال هشتادوپنج تاكنون از حدود نودهزار ميليارد تومان رسيده به پانصد هزار ميليارد تومان كالا در بازار نيست نقدينگی زياد شده عملاً موجب تورم میشود شما اگر بتوانيد با امكاناتی كه در اختيار داريد دولت اينقدر امكانات در اختيار دارد كه بتواند تنظيم بازار بكند كالايی كه مورد نياز مردم هست پولی كه در دست مردم هست اين بهصورت طبيعی يك مقداری قيمتها را كنترل میكند و مردم يك مجالی پيدا میكنند كه به زندگی خودشان بهتر برسند و كار ديگری كه میشود انجام داد يك تنفس ششماهه به صنايعی كه يا خوابيده يا كمتر از حد موجود توليد میكند يعنی مثلاً توليد بعضی از كارخانهها به زير پنجاه درصد رسيده بعضی از كارخانهها تعطيل شده اينها اگر يك معافيت مالياتی ششماهه به اينها بدهيد و يك فرصت تنفسی به اينها بدهيد كه اينها پرداختهای خودشان را شش ماه به تعويق بياندازند و دولت با گذراندن يك لايحه دو فوريتی از مجلس اين اعتبار را تأمين بكند كه مردم خيالشان يعنی توليدكنندگان بهخصوص كارگاههای كوچك و متوسط، اينها مطمئن بشوند كه يك چنين فرصتی به آنها داده شده مشروط به اينكه كار توليدیشان را از سر بگيرند نمیشود با يك كارگاه توليدی نشست تفاهم كرد كه چهطور میشود شما سی درصد توليدتان را بياوريد بالا آنها اين كار را میكنند در صورتی كه شما به آنها مجال بدهيد بعد از فروش محصولاتشان هم بازار از كالا انباشته میشود و هم با فروش محصولاتش میتواند يك رشدی بكند و كارگرانی كه بهواسطه تعطيل شدن كارخانه و پايين آمدن ميزان كار و محصولات بيكار شده بودند بهكار برگردند نكته ديگر گمركات است مقدار زيادی از محصولاتی كه مورد نياز مردم هست بهخصوص داروها در گمركات الان هست بهدليل اختلافی كه بين افراد واردكننده و بانكها بهوجود آمده بانكها بر اساس نرخ مثلاً هزار و دويست و خوردهای تومان هر دلار آمدند ال سی باز كردند برای يك كسی كه داوطلب وارد كردن كالاست حالا كه كالا وارد شده بانك میگويد كه آن روزی كه تو درخواست كردی و ال سی باز كردی دلار قيمتش اين قيمت بود حالا شده مثلاً سه برابر و بانك مركزی به ما به همان قيمت جديد اين دلار را میدهد و تو بايد اضافه بدهی دو برابر آن چيزی كه قبلاً دادی و اين طرف میبيند كه جنسش را از قبل اصلاً پيشفروش كرده به قيمت همان دلار هزار و دويست و شصت تومان. اعتماد بين مردم و واردكنندگان كالا و توليدكنندگان و بانكها و دولت، خدشهدار شده و اصلاً میشود اين كار را نديده گرفت كه يك كنترلی، يك رابطه درستی بين بانك مركزی و بانكهای خصوصی يا غير خصوصی ايجاد بشود كه هر آنچه كه بانك مركزی ضمانت كرده بانك پرداخت كند و بانك هم بتواند اسناد آن فرد واردكننده را صادر كند كه اين همه جنس در گمرك نماند هم فاسد بشود و هم اينكه به بازار نيايد عرض میكنم يكی از مشكلات، داروهاست الان شما نگاه كنيد بعضی از داروهای بسيار حياتی به قيمت چند برابر عرضه میشود و مردم ناچارند به جای اينكه بروند دارو از جای درستش بگيرند بروند در ناصرخسرو بهصورت قاچاق، داروها را مصرف بكنند بنابراين اگر اين كارهايی كه عرض كردم كه همش با فوريت میشود انجام بشود و يك طرحی الان در مجلس مطرح است راجع به اصلاح بازار اگر مردم اعتماد كردند و به بنده رأی دادند و ما دولت را تشكيل داديم ما اين را اصلاً تبديل به يك لايحه دو فوريتی میكنيم و از مجلس میخواهيم كه اين را تصويب كند و يك رابطه صحيحتری بين دولت و مجلس برقرار میكنيم بدون همكاری بين دولت و مجلس امكان اينكه بشود مملكت را اداره كرد وجود ندارد چرا بايد وضعيت، طوری باشد كه بين دولت و مجلس يك تفاهمی وجود داشته باشد و برای اين كه بنده نشان بدهم اگر دولتی تشكيل دادم حتماً با مجلس هماهنگ است بعضی از افرادی كه الان انتخاب كردم برای كارگروهها مثل آقای دكتر بروجردی رئيس كميسيون امنيت ملی، رئيس كارگروه سياسی ماست، آقای دكتر نهاونديان رئيس اتاق بازرگانی، رئيس كارگروه اقتصادی ماست، آقای دكتر انتظامی كه منتخب مطبوعات هست برای پنج دوره، ايشان سخنگوی بنده هستند و اين مجموعهای كه همه منتخبان اصناف، آقای دكتر نهاونديان دو نوبت است از طرف بازرگانان و صاحبان صنايع بهعنوان رئيس اتاق بازرگانی ايران انتخاب میشوند، آقای دكتر بروجردی چند دوره هست نماينده مجلس هستند و در مجلس بهعنوان رئيس كميسيون امنيت ملی انتخاب شدند، آقای دكتر انتظامی همينطور پنج نوبت از سوی مطبوعات بهعنوان نماينده آنها انتخاب شدند اين رابطه خوب بين دولت آينده كه ان شاءالله تشكيل خواهيم داد و مجلس و اين برآمدگان از صنوف مختلف جامعه حكايت از يك چشماندازی میكند كه انشاءالله در آينده بين دولت و مجلس و اقشار مختلف برقرار خواهد شد.
مجری:شما علاوه بر برنامههای كوتاهمدتی كه الان به آن اشاره كرديد از برنامههای ميانمدت و بلندمدتی صحبت كرديد كه میتواند سامان بدهد وضعيت اقتصادی را و چه نسبتی بين اينها با حماسه اقتصادی وجود دارد و نكته اصلی اين است كه آيا برنامهای بهصورت مدون تهيه شده يا قصد داريد بعد از مثلاً اگر مردم به شما اعتماد كردند بعداً اين را مدون كنيد؟
ولايتی: برنامه ما تدوين شده است ان شاءالله در هفته آينده طی يك مصاحبه مطبوعاتی خلاصه آن را منتشر میكنيم ولی اصلش بهصورت يك تقريباً دفترچه هشتادصفحهای تدوين شده و آماده است و در اختيار افكار عمومی مردم میگذاريم و حتماً مردم ما علاوه بر اينكه بايد شخصيت مورد انتخابشان را بشناسند برنامههای او را هم بدانند اين برنامه تنظيم شده است و در اختيار مردم عزيز ما قرار خواهد گرفت اما در مورد كار ميانمدت و بلندمدت، ببينيد اقتصاد ما بيش از اينكه توليدمحور باشد توزيعمحور است يعنی اقتصاد مصرفی و توزيعی، توزيع میكنيم كالا را و مردم هم مصرف میكنند نفت میفروشيم كالا وارد میكنيم. اين درست نيست مقام معظم رهبری فرمودند اقتصاد مقاومتی و اقتصاد بدون نفت، میشود اقتصاد بدون نفت ايجاد كرد ببينيد دو تا اصل مهم است كه اين دو تا اصل را اگر به آن توجه بكنيم میشود يك اقتصاد توليد محور را ما سامان بدهيم: 1) حمايت از توليد؛ 2) مردمیكردن توليد، بر اساس اصل چهلوچهار: اصل چهل و چهار كه توسط مقام معظم رهبری سياستهايش ابلاغ شده و قانون آن در مجلس تصويب شده آن طور كه بايد اجرا نمیشود يعنی كارگاهها، كارخانهها بايد به مردم واگذار بشود اساس اين نوع واگذاری هم در تشخيص مصلحت نظام، ما تصويب كرديم بنده از ابتدای تشكيل تشخيص مصلحت نظام عضو اين مجمع بودم و در جريان سير شكلگيری سياستهای كلی بودهام و همچنين چشمانداز بيستساله را مقدماتش را در مجمع فراهم كرديم خدمت مقام معظم رهبری، اينها تقديم شده و بعد از تعديلهايی كه ايشان بهعمل آوردند ابلاغ كردند و اين قانون اصل چهلوچهار ابلاغ شده و متأسفانه آن طور كه بايد اجرا نمیشود اگر اين دو اصلی كه عرض كردم يعنی حمايت از توليد و دو مردمیكردن توليد، دولت، دست از كارهای تصدیگری بردارد نظارت بكند و از توليد حمايت بكند حتماً در ميانمدت و بلند مدت، ما میتوانيم شاهد رشد توليد باشيم و كار ديگری كه بايد عرض بكنم میتواند به اقتصاد ما كمك بكند موضوع احيای جاده ابريشم است اين طرحی كه بنده حالا عرض میكنم قبلاً نگفتم و حالا خدمت شما دارم عرض میكنم.
مجری: يعنی برای تجارت بين شرق و غرب؟
ولايتی: حالا اين را من توضيح میدهم تا معلوم بشود ببينيد كشور ما به لحاظ موقعيت جغرافيای سياسی يك موقعيت ممتازی دارد كه در دنيا بینظير است میتواند در حمل و نقل، محل ترانزيت كالا قرار بگيرد اول از آسيای جنوبی و آسيای جنوب شرقی به اروپا و دوم كشور ما میتواند گاز به همسايگانی كه گاز ندارند صادر بكنند از همسايگانی كه گاز دارند گاز وارد بكنند شما نگاه كنيد يك كشوری مثل افغانستان در شمالش گاز است در مناطق شمالی افغانستان مزار شريف و آن نواحی، تقريباً يك ميدان است ما در سرخس خودمان داريم در مرز تركمنستان داريم و در شمال افغانستان داريم، در زمانی كه شورویها، افغانستان را اشغال كرده بودند اينها را به نتيجه رساندند و لوله گاز افغانستان را وصل كردند به لوله سراسری شوروی، اگر ما يك حلقهای از لوله گاز دور تا دور كشور داشته باشيم به پاكستان گاز میدهيم از افغانستان هم گاز میگيريم از تركمنستان هم گاز میگيريم و به تركيه گاز صادر میكنيم از آذربايجان گاز میگيريم به نخجوان و ارمنستان گاز میدهيم، عراق محتاج گاز ما است به عراق گاز میدهيم بنابراين اگر يك حلقه گاز درست بكنيم از همين ترانزيت گاز شما نگاه كنيد ببينيد چه مقدار نصيب ما میشود در حال حاضر قزاقستان در روز صدوبيستهزار بشكه از طريق ما سوآپ نفت میكند؛ سوآپ نفت يعنی چه؟ يعنی ما صدوبيستهزار بشكه نفت از قزاقستان میگيريم دريای خزر در اميرآباد پياده میشود و میرود به پالايشگاههای تبريز و جاهای ديگر تصفيه میشود مصرف داخلی میشود معادل اين نفت را در جنوب بدون اينكه لولهای بكشيم در جنوب تحويل مشتریهای قزاقستان میدهيم اين صدوبيستهزار بشكه را میشود تا پانصدهزار بشكه تا يك ميليون بشكه افزايش داد و هر بشكهای حتی بالای ده دلار حق ترانزيت گرفت شما ملاحظه كنيد پس در مورد گاز در مورد حمل و نقل عرض كنم به حضورتان كه نفت، سوآپ نفت و همچنين در مورد الكتريسيته، در مورد توليد الكتريسيته، تاجيكستان بسيار غنی است ما هم كمك كرديم سنگ توده دو، سد برای تاجيكستان ساختيم، میتوانيم برای بازپرداخت اين هزينهای كه ما كرديم برای ساختن سد در تاجيكستان، برقی كه از سد آنها توليد میشود بگيريم، عراق از بيستوچهار ساعت بعضی از نقاطش هجده ساعت برق ندارند محتاج برق ماست ما اگر همين ترانزيت برق را بكنيم ترانزيت نفت را بكنيم ترانزيت گاز و حمل و نقل عملاً بيش از درآمد نفتمان میتوانيم از اين موقعيت جغرافيايی كشورمان استفاده بكنيم اخيراً آقای سلمان خورشيد وزير خارجه هندوستان در ايران بود همين چند هفته اخير، با من يك ملاقاتی داشت و او مطالبه میكرد و میگفت كه قرار بوده كه اين خط شمال و جنوب تأسيس بشود يعنی بين پترزبورگ و بمبئی، يعنی از بمبئی كشتیها بيايند به بندرعباس، از بندرعباس ما خطآهن دو خطه بكنيم و جادهها را توسعه بدهيم، برود به دريای خزر، از آنجا با كشتی به آستاراخان، از آستاراخان به پترزبورگ و اگر اين طور بشود كالاهايی كه از هندوستان میآيد كالاهايی از آسيای جنوب شرقی میآيد به جای اينكه بروند و اقيانوس هند را دور بزنند از باب المندب بيايند به كانال سوئز از آنجا به دريای مديترانه تنگه جبل الطارق بروند به شمال اروپا، از همين مسير كه عبور بكنند 40 درصد در وقت صرفه جويی می شود يعنی اگر قرار باشد صد روزه از آن طريق اول برسد به شمال اروپا، از اين طريق ،60 روزه میرسد و 30 درصد در هزينهها صرفهجويی میشود آقای سلمان خورشيد به ما میگفت كه ما آمادهايم كه در اين پروژه شركت بكنيم يكی از نكات ديگری كه بسيار مهم است در آن راه حل 100 روزه ،موضوع پولی است كه ما خارج از كشور داريم ببينيد الان دلار در كشور ما حدود سه برابر شده است چرا؟ بهخاطر اينكه دلار در داخل كشور حالا بالأخره آن مقدار كه بايد باشد نيست، ما دلار داريم ما ميلياردها دلار چند ده ميليارد دلار يعنی 30 ميليارد دلار از چين، نزديك بههمين از هندوستان و يا از ژاپن میخواهيم بابت نفتی كه فروختيم و نمیتوانيم پول آن را از طريق بانكها منتقل بكنيم خب اگر اينها بيايند راهی پيدا كنيم در اينجا بر میگرديم به سياست خارجی، اگر ما روابط خارجیمان را از اين حالت انجماد و ركود دربياوريم و با كشورها روابطمان را يعنی تجديد بنای روابط خارجی همانطور كه در طول شانزده سال كه بنده در وزارت خارجه بودم اگر بشود كه در آن زمان وزرای خارجه برای اينكه به ايران بيايند صف میبستند گاهی میشد كه تروئيكای اروپا، شما خاطرتان است لابد، سه تا وزير خارجه قبل و فعل و آينده اروپا میآمدند به تهران، گاهی میشد من در سازمان ملل هشتاد تا وزير خارجه را میديدم يك موقعی اين خوب است برای شما بهعنوان يك نمونه عرض بكنم كه من داشتم با وزير خارجه يوگسلاوی، يوگسلاوی كه حالا از هم پاشيد داشتم مذاكره میكردم يك خرده طول كشيد اين وزير خارجه يوگسلاوی يك خرده پرحرفی كرد يك وقت ديدم در اتاق باز شد وزير خارجه هلند آمد تو، آمد دست زد به شانه وزير خارجه يوگسلاوی گفت نوبتت تمام شده بلند شو برو بيرون، نوبت من است كه با فلانی حرف بزنم، با زعمای دنيای آن روز يعنی با آقای دن شيائو پينگ، با آقای گورباچف با آقای هلموت كهل با آقای ژيكاردستن، با آقای فرانسوا ميتران، با خانم گاندی، با آقای ناراسيم هارائو، افراد يعنی مقتدر كشورهای مهم عالم، ما رابطه نزديك برقرار كرده بوديم ببينيد فرانسوا ميتران يك روز با من ملاقات داشت به من گفت كه فلانی حالا رابطه ما با فرانسه اينقدر پيشرفته بود گفت: تو هر وقت میخواهی به اروپا بيايی يا به آمريكا بروی برای نيويورك برای سازمان ملل، تو بيا اينجا در كاخ اليزه، حالا جلوی وزير خارجهاش آقای رولان دوما اين را میگفت بيا پهلوی من به من گزارش بده رابطه ايران و فرانسه خوب پيش میرود يا نه و ببينم اگر پيش نمیرود از اين وزير خارجهام مؤاخذه بكنم، آقای هلموت كهل يك ملاقاتی با من داشت يك موقعی حالا رابطه نزديك اين طور بود كه برای من ماجرای گفتوگوی خودش با آقای گورباچف را نقل كرد گفت: يك موقعی با گورباچف در همين دفتر نشسته بودم دفتر آقای كهل كنار رودخانه راين بود در بن، آن زمان هنوز برلن نشده بود و گفت به من گفت فلانی اگر اين آب رودخانه راين كه دارد میرود اگر برگشت، كمونيزم هم به روسيه برمیگردد و در همكاری با هند با خانم گاندی در اجلاس غيرمتعهدها اجلاس هفتم، بنده تهديد كردم دولت هند را كه اگر ميزبانی غيرمتعهدها در بغداد باشد كه با ما در حال جنگ است بنده اعلام میكنم كه جمهوری اسلامی از غير متعهدها خارج میشود و اين به نفع شما نيست همين تهديد و همان مراودهای كه با خانم گاندی داشتيم باعث شد كه ايشان، بغداد را معلق كرد و نوبت بعد افتاد به زيمبابوه، میخواهم عرض بكنم كه راه برای ما باز است و میتوانيم دو مرتبه رابطه خارجی را برقرار بكنيم و بتوانيم اين دلارهای حبس شده خارج از كشور را به كشور بياوريم و اگر اينطور شد در همان كوتاه مدتی كه بنده عرض كردم بسياری از اين مسائل حل خواهد شد.
مجری: جناب دكتر عدالت و پيشرفت دو تا موضوعی هست كه در واقع الان بحث جدی جامعه هست و بحث روز كه عدالت اقتصادی اجتماعی و فرهنگی و موضوعاتی از اين دست پيشرفت هم در همه موضوعات از جمله فنآوری، شما برای عدالت و پيشرفت كجای برنامه شما قرار دارد.
ولايتی: ملاحظه كنيد عدالت و پيشرفت موضوع همه دنياست شما ببينيد كه بالأخره در اسپانيا كه آمدند به قوانين اتحاديه اروپا پيوستند يعنی آن قوانين سفت و سخت صندوق بينالمللی پول و اتحاديه اروپا اينها آمدند و تعداد زيادی از كارخانهها كارگرانشان را بيكار كردند بعضی از نقاط اسپانيا ميزان بيكاری تا 40 درصد میرسد خوب اينها تلاش میكنند كه بين آن پيشرفتی كه مسلتزم كوچك كردن كارخانهها و بيرون كردن كارگران هست و عدالت يك توازنی برقرار كنند اما دچار مشكلند پس بنابراين موضوع عدالت و پيشرفت دو چيز هست در كنارهم، نمیشود در كشور فقط دم از عدالت بزنيم و عدالت هم فقط شعار نيست و بعد كشور دچار فقر بشود و فقر را عادلانه بين مردم تقسيم كنيم حتماً بايد پيشرفت داشته باشيم توليد ثروت بكنيم و عدالت، عدالت را اگر بخواهيم در عمل معنا بكنيم اين هست كه فرصتهای برابر چه به لحاظ مالی چه به لحاظ اداری چه به لحاظ تحصيلی در اختيار همه آحاد ملت يكسان قرار بگيرد و اين نمیشود مگر با شفافسازی دولت كه جلوی رانتخواری گرفته شود جلوی ويژهخواری گرفته بشود و اين در صورتی است كه دولتگويی كه در يك اتاق شيشهای است هر آنچه كه عمل میكند در معرض و منظر مردم باشد و فرصتها را بهطور مساوی بين آحاد ملت ما شهروند درجه يك و دو و سه نداريم همه مردم ايران از چابهار تا بازرگان از سرخس تا خرمشهر همه ايرانیاند و همه شهروند درجه يك هستند بايد فرصتها از هر نظر و امكانات يكسان در اختيار ملت گذاشته بشود فرصتها و بعد هر كس به اندازه تلاشش بتواند كوشش بكند و توليد ثروت بكند كه هم پيشرفت وجود داشته باشد و هم عدالت من فراموش كردم كه يكی از همكارانم را عرض كنم در اينجا آقای مهندس نويد مسئول گروه فرهنگی ما هستند كه ايشان كسی است كه اين سند تحول در آموزش و پرورش را در حقيقت به مسئوليت ايشان فراهم شد كه اخيراً ابلاغ شده و انشاءالله موجب تحول در آموزش و پرورش میشود و دبير شورای عالی آموزش و پرورش هستند اين را فراموش كردم كه عرض بكنم.
مجری: شما در سياست خارجی سابقه شانزده ساله داريد به عنوان وزير خارجه خوب يكی از موضوعات مهم الان بحث فعاليتهای هستهای صلحآميز جمهوری اسلامی و گفتوگوی پنج به اضافه يك هست شما فرموديد كه در آن زمان اين كار شده بود ولی ما میدانيم كه ميزان خصومتی كه آمريكا و غرب در برابر جمهوری اسلامی دارد در واقع روز بهروز هم شدت میگيرد شما در مورد مثلاً پرونده پنج به اضافه يك و فعاليتهای صلحآميز هستهای جمهوری اسلامی ايران چگونه میخواهيد مسئله را ببينيد و چگونه حلش بكنيد؟
ولايتی: ملاحظه كنيد من شانزده سال وزير خارجه بودم پروندههايی سختتر از پرونده هستهای را پيش رو داشتيم و با كمك همكاران متخصصمان و كارشناسانمان و با عنايت الهی راهبری راهبردی حضرت امام(ره) و مقام معظم رهبری توانستيم 598 را و تثبيت قرارداد بسيار مهم و مرزی 1975 را به نهايت برسانيم به نتيجه برسانيم و صدام حسينی كه سه روز قبل از شروع جنگ اين قرارداد را پاره كرد و گفت كه در آن زمانی كه ايران قوی بود و ما ضعيف اين قرارداد امضا شد و حالا ما قوی هستيم و ايران ضعيف و به ايران حمله كرد تلاش رزمندگان ما ايثارگران ما بسيجيان و سپاهيان و ارتشيان و همه مردم و پشتيبانی همه مردم و راهبری حضرت امام رضوان الله تعالی عليه كه در آن زمان انصافاً كاری كه ايشان كردند يك رهبری پيامبرگونه بود با رياست جمهوری مقام معظم رهبری و در آن زمان نيابت فرماندهی كل قوا با جناب آقای هاشمی رفسنجانی بود اين كارها بهصورت بسيار هماهنگ پيش میرفت با فداكاری مردم و ايثارگران صدها هزار نفر شهيد و زخمی و اسير داشتيم و همه اينها باعث شد كه ما در ميدان نظامی بتوانيم جواب صدام حسين را بدهيم اما در ميدان سياست، بنده يك سال از جنگ گذشته بود كمی بيشتر از يك سال كه وزير خارجه شدم هفت سال تقريباً سياست جنگ را يعنی ديپلماسی جنگ را اداره میكردم و دو سال مذاكرات نفسگيری كه صدام حسين به هيچ وجه حاضر نبود كه تن به حقيقت بدهد در آن زمانی كه ما مذاكرات را شروع كرديم هنوز حدود 30 هزار كيلومتر مربع از خاك ما در اشغال نيروهای عراقی بود آن زمان كه قطعنامه را پذيرفتيم و اروندرود را اينها حاضر نبودند كه بپذيرند اگر قضيه 1975 در اين مذاكرات نفسگير تثبيت نمیشد عملاً اگر هر كشتی هر قايقی میخواست وارد اروندرود بشود بايد پرچم عراق میزد چقدر برای ما موجب سرافكندگی بود كه اگر تلاش نمیكرديم مقاومت نمیكرديم و در مذاكرات پايداری نمیكرديم و يك ديپلماسی جدی و فعال را بهكار نمیبرديم كه ديپلماسی كه ما به كار می برديم مثل كوه يخ بود يك پنجم آن از آب بيرون بود و چهار پنجمش زير آب بود و بسياری از مطالبی كه انجام میشد پشت صحنه شايد مصلحت ملی ما نباشد كه بنده عرض بكنم ولی آنها انجام شد تا روزهای آخر دبيری آقای پرزدكوئيار ايشان در شورای امنيت اعلام كرد بند شش قطعنامه 598 كه اين حكومت عراق است كه متجاوز است و صدام حسين به ما پيغام داد بعداً كه حاضر است همه كاری بكند كه اين بند شش ملغی بشود ما ايستاديم تا او متجاوز اعلام شد و بعد در نامهای كه برای رئيسجمهور وقت ما جناب آقای هاشمی رفسنجانی فرستاد قبول كرد كه قرارداد 1975 معتبر است اين كه قرارداد و پنج را پاره كرده بود بعد از گذشت ده سال پذيرفت كه معتبر است يعنی در مقابل ما تسليم شد اگر در آن ديپلماسی ما شكست میخورديم در حقيقت خون شهدای ما هدر رفته بود عنايت فرموديد بنابراين اين كار پنج به علاوه يك عرض میكنم كه حداقل سختتر از آن نيست سخت تر از كار 598 نيست قابل حل است با حفظ استفاده صلحآميز از انرژی هستهای و ادامه غنیسازی كه از حقوق جمهوری اسلامی است بر اساس قرارداد ام پی تی اين را میتوانيم حفظ بكنيم در عين حال رابطه را با دنيا گسترش بدهيم و تحريمها را نگذاريم افزايش پيدا بكند يواش يواش كمترش بكنيم میدونيد يك سر اين گرفتاریهای اقتصادی ما در سياست خارجی است روابط خارجی ما بايد بازسازی بشود به موازات بازسازی اقتصادی در داخل كشور اين دو هدف عمده دولتی است كه انشاءالله بنده تشكيل خواهم داد.
مجری: چه مقدار شما پاسخگو خواهيد بود و چه مقدار انتقادپذيريد و در واقع مخالفين را صدايشان را میشنويد؟
ولايتی: بنده شانزده سال وزير خارجه بودم يك انتقادی كه به من میكردند گروههای مختلف چه آنهايی كه يك جور سليقه داشتند يا آنهايی كه سليقه ديگری داشتند حالا معروف بودند به سلايق چپ و راست و ميانه و اينها همه انتقاد میكردند میگفتند تو چرا همه جور سليقهای را در داخل وزارت خارجه داری يعنی آدمها البته در چارچوب اصولگرايی؛ اصولگرايی از نظر من يك تعريف خيلی گستردهای دارد هر كسی نظام را قبول دارد قانون اساسی را قبول دارد به ولايت فقيه در قول و فعل معتقد است و در عمل هم اين اعتقادش را نشان داده اين اصولگراست پس دامنه اصولگرايی بسيار وسيع است در چارچوب اصولگرايی بنده در وزارت خارجه اين شانزده سال همه سلايق را تحمل میكردم به نظرم اين تجربه كافی است برای اينكه مردم اطمينان داشته باشند بنده هم انتقادپذيرم و هم تحمل سليقه مخالف را دارم.
مجری: قانونگرايی چی؟
ج: اصلاً به جز قانونگرايی امكان ندارد يك دولت موفق باشه ببينيد قانونگرايی اصل و اساس مشروعيت يك دولت هست. مگر میشود خلاف قانون عمل كرد دولتی كه خلاف قانون عمل میكند بالأخره به بنبست میرسد اعتماد مردم را از دست میدهد.
مجری: اگر بين قانون و منافع يكی از نزديكانتان تعارض بهوجود بيايد چه؟
ولايتی: اصلاً قانون حاكم است بر همه چيز، بنده اگر از سوی مردم انتخاب بشوم و مردم به من اعتماد بكنند در حقيقت، خادم مردم هستم برای اينكه به مردم درست خدمت بكنم بايد قانونی كه نمايندگان آنها در مجلس تصويب كردند را عمل بكنم و رابطه بين دو قوه مقننه و مجريه و سه قوه و قوه قضاييه بايد بسيار حسنه باشد تا كار مملكت پيش برود مردم ناراحتند از اينكه میبينند گاهی يك چنين اشكالاتی بين دو قوه بهوجود میآيد و نسبت به همديگر سوء ظن دارند و حتماً به مجلس بايد به قوانين مصوب مجلس بايد احترام گذاشت به حق نظارتی كه مجلس بر اجرای قانون دارد بايد احترام گذاشت اصلاً از همين اول در انتخاب وزرا و دادن طرحهای مختلف اقتصادی و سياسی و غيره بايد يك همكاری تنگاتنگ بين قوه مجريه و قوه مقننه باشد در غير اين صورت ما نمیتوانيم پيشرفت كشور را تضمين بكنيم و بنای بنده بر اين هست كه اين همكاری بهصورت تنگاتنگ ادامه پيدا بكند.
مجری: يكی از موضوعات و معضلاتی كه در كشور وجود دارد كانونهای قدرت و ثروتی هستند كه گاهی اوقات قانون را دور میزنند و همين بحثی كه مبارزه با فساد مطرح شده ولی كار عملی و جدی تا الان صورت نگرفته اگر مردم به شما روی بياورند و رأی بدهند چگونه میخواهيد با اين كانونهای ثروت و قدرت كه كم هم نيستند مقابله كنيد؟
ولايتی: بنده دولتی كه میخواهم تشكيل بدهم اسمش را گذاشتم دولت متمم، يعنی در حقيقت، فرع ملت است و خادم ملت است اين متمم هم پنج حرف است چهار حرف ميم است يك حرف ت دارد، ميم اولش اين است كه آن فردی كه همكار من است و همكاران من در ردههای مختلف بايد آدمهای متدين باشند خداترس باشند كسی كه متدين بود فساد نمیكند اين فعلاً به لحاظ فردی تا به قسمت بعد هم برسيم و ديگر ت آن مال اين است كه تجربه داشته باشد آدمهايی كه تازه میخواهند سياهمشق بنويسند ديگر، ما فرصت آزمون و خطا نداريم سی و چند سال از انقلاب میگذرد حتماً بايد آزمون و خطايشان را كرده باشند و بعد بيايند بر سر يك كاری متصدی بشوند شما از افراد با تجربه استفاده میكنيد و ميم بعدیاش متخصص است متخصص باشند از جوانهای متخصص استفاده میكنيد در كنار اين نيروهای با تجربه كه آنها تجربه اينها را بياموزند و در عين حال آن تحركی كه جوانان كه تعدادشان هم بسيار زياد است و اين گردش قدرت بين نخبگان بايد استمرار پيدا كند كسی اگر يك كاری بلد است نبايد آن فرد بازنشسته بشود و بعد از 120 سال از بين برود بلكه بايد اين تجربه را به جوانها منتقل بكند جوانهای تحصيلكرده ما كه تعدادشان هم زياد است و بيكار هم هستند حتماً بايد بهكار گرفته بشوند ليكن برای اداره يك امر بسيار مهمی كه حالا به همه ملت میشود بايد از افراد با تجربه بهعنوان مدير و سرپرست استفاده كرد و جوانها در كنار اينها هم موتور محركه باشند هم كار را بياموزند مطلب ديگر ميم ديگر اين است كه معتدل باشند يكی از مشكلات ما در سالهای بعد از انقلاب، افراطگرايی است پرهيز از افراطگرايی در دولتی كه ان شاءالله تشكيل خواهيم داد حتما هست و افراطگرايی آفت پيشرفت است و آفت آرامشی است كه مردم به آن نياز دارند مطلب بعد، ميم بعدی مشورتپذيری است اين طور نيست كه اين دولت عقل كل باشد بلكه در كشور هستند افرادی كه صاحب تجربهاند و خانهنشينند، چرا بايد افراد در تخصصهای مختلف چه سياسی چه فرهنگی چه صنعتی چه كشاورزی و چه بازرگانی و اقتصاد، اينها خانهنشين باشند و از وجودشان استفاده نشود اينها سرمايههای ملتند مهمترين سرمايه كشور ما بعد از توسعه، نيروهای كارآمد است ما بايد اين نيروهای كارآمد را بهكار بگيريم يا از تجربهشان و تخصصشان در مديريت يا از مشورتشان استفاده بكنيم.
مجری: شما در صحبتهايی كه در جريان رقابتهای انتخاباتی داريد بحث بازگشت به فرهنگ خودی را مطرح كرديد يعنی چه فرهنگ خودی يعنی سبك زندگی جديد؟
ولايتی: يك فلسفهای مرحوم علامه اقبال لاهوری دارد تحت عنوان فرهنگ خودی و بیخودی، بیخودی يعنی غريبه حالا اين با اصطلاح پاكستانیاش بهكار برده مرحوم علامه اقبال لاهوری، ملاحظه كنيد فرهنگ خودی يعنی ارزشهای ملی و دينی خودمان، احيای ارزشهای ملی و دينی خودمان اين تعيينكننده است و آن چيزی كه موجب بقای استقلال ما میشود همين است مرحوم شهيد مطهری به اين اشاره كردند و اين جزو واقعيتهای جامعه ماست كه اين مطلبی كه مقام معظم رهبری به عنوان تهاجم فرهنگی شبيخون فرهنگی ناتوی فرهنگی مطرح كردند اين يعنی چه؟ يعنی اينكه ما بايد برای مقابله با تهاجم فرهنگی بايد فرهنگ خودی را تقويت بكنيم كه فرهنگ دينی و ملی ماست و اگر اين طور شد استقلال ما و آزادگی ما و احيای تمدن اسلامی و ايرانی عملی خواهد بود.
مجری: يك موضوعی هم من ديدم در صحبت های شما مطرح می شد اينكه ما در واقع درمان رايگان را برای مردم در نظر می گيريم آيا اصلا واقعا با اين وضعيت اقتصادی اين ميسر است يا نيست؟
ولايتی: اين حتما جزو كارهای درازمدت است ملاحظه كنيد در برنامه پنجم پيشبينی كردند اگر برنامه پنجم خوب اجرا بشود در انتهای برنامه پنجم پولی كه از جيب مردم بابت درمان هزينه میشود به 30 درصد برسد الان بين 65 تا 70 درصد است يعنی شما دفترچه بيمه داريد میرويد به نزد پزشك يا داروخانه يا آزمايشگاه تقريباً 30 تا 35 درصد اين هزينه را بيمه پرداخت میكند ما و شما 65 تا 70 درصد از جيبمان پرداخت میكنيم اين معنايش اين نيست كه بيمه ما ناقص است پيشبينی شده در ماده 32 38 قانون برنامه پنجم كه بيمه يكپارچه سلامت ايران يا ايرانيان تأسيس بشود اين بيمههای ناقص جمع بشود و همه يك بيمه يكپارچه كارآمد باشد اگر در انتهای برنامه پنجم 30 درصد بايد هزينه از جيب پرداخت بشود در برنامه بعد و برنامههای بعد به جايی میرسيم كه با تعميم بيمه و كارآمد كردن بيمه عملاً پولی كه از جيب مردم پرداخت میشود تقريباً به صفر میرسد اين آن چيزی است كه بنده در برنامههای درازمدت وعدهاش را داده و با عمل كردن به قانون برنامه، اين عملی است.
مجری: و آخرين پرسش اينكه ما الان يك موضوع مهمی كه در كشور هست بحث استفاده از همه اقشار در جامعه، اشتغالزايی، اينها، برای اشتغالزايی طرح خاصی داريد؟
ولايتی: ملاحظه كنيد همانطور كه عرض كردم حمايت از توليد و مردمیكردن توليد باعث میشود كارگاههای كوچك، متوسط و كارخانههای بزرگ رونق بگيرد اگر ما از آنها حمايت كرديم اشتغالزايی جزو نتايج قهری اين حمايت از توليد و مردمی كردن توليد است.