کد خبر: 1261492
تاریخ انتشار : ۳۱ تير ۱۳۹۲ - ۱۰:۴۱
به قلم حجت‌الاسلام تقوی؛

انتشار تحليلی نو از شخصيت حضرت زهرا(س) در «قدر مخفی»

كتاب «قدر مخفی» تحليلی نو از شخصيت حضرت زهرا(س) است كه به قلم حجت‌الاسلام والمسلمين سيدمهدی تقوی و مريم‌السادات سمايی منتشر شده است.


گروه ادب: كتاب «قدر مخفی» تحليلی نو از شخصيت حضرت زهرا(س) است كه به قلم حجت‌الاسلام والمسلمين سيدمهدی تقوی و مريم‌السادات سمايی منتشر شده است.








به گزارش خبرگزاری بين‌المللی قرآن(ايكنا)، كتاب «قدر مخفی» اثری تحليلی از شخصيت و نقش حضرت فاطمه زهرا(س) در خلقت است كه حجت‌الاسلام والمسلمين سيدمهدی تقوی و مريم‌السادات سمايی اين موضوع مهم را مورد بحث و بررسی قرار داده‌اند.


مؤلفان اين اثر را در پنج فصل با عناوين لزوم شناخت حضرت فاطمه زهرا(س)، بحران بعد از پيامبر(ص)، مديريت بحران، ابعاد جهانی و مادر معنوی به نگارش درآورده‌اند و آنچه نويسندگان در پی آن بودند، تبيين برخی از ابعاد محوری نقش حضرت فاطمه(س) در هدايت بشر بوده است كه به نظر می‌رسد مورد غفلت بسياری از محققان و متصديان فرهنگی قرار گرفته و چنان كه بايد به اين موضوع پرداخته نشده است.


حجت‌الاسلام تقوی در مقدمه اين اثر بيان كرده است: «بدون شك مهمترين موجود عالم هستی انسان است و مهمترين امر برای اين موجود مسئله هدايت و سعادت اوست. همانطور كه در مورد ساير موجودات نيز اين مسئله بعد از خلقت و حيات ايشان رتبه اول اهميت را دارد.


با توجه به اينكه انسان محور همه موجودات عالم است و همه چيز تحت اراده و تسخير اوست، مسئله هدايت او نيز اهميت ويژه‌ای پيدا می‌كند. بنابراين خداوند متعال علاوه بر آيات تكوينی و تشريعی در آفاق و انفس، رسول باطنی و ظاهری را نيز برای هدايت انسان به كار گرفته است ... .


فرستادن صد و بيست و چهار هزار پيامبر و چهارده معصوم از سوی خداوند حكيم كه هيچ‌گاه زمين از وجود آنها خالی نبوده و نخواهد بود، نشان می‌دهد كه وجود هر يك از ايشان، يك ضرورت جدی برای هدايت بشر بوده و هست؛ به ويژه آن دسته از انبيا و اوليا كه قرآن جايگاهی فراتر از زمان و مكان برايشان قائل شده است.»


در بخشی از فصل اول با عنوان «حضرت فاطمه زهرا(س)، انسان كامل» می‌خوانيم: «حضرت فاطمه زهرا(س) يك انسان كامل است، يعنی انسانی كه همه ابعاد شخصيتی خود را رشد داده و به حداعلی رسيده است و در مسير كمال و تقريب الهی از هيچ كوششی دريغ نكرده و در نتيجه به تمام اهداف عاليه حيات خويش رسيده است. زهرای اطهر(س) به بالاترين مقاماتی كه يك انسان می‌تواند به آن برسد دست يافته و از ورای همه حجاب‌ها به وصال حق تعالی نائل شده است.


بنابراين برای شناخت اين بزرگوار بايد به همه اين ابعاد دقت بشود و نبايد تنها بُعد زن بودن ايشان كانون توجه قرار گيرد؛ آری لازم است كه از محبت و صفا و ساير عواطف سرشار حضرت زهرا(س) بهره بگيريم و بُعد عاطفی خود را اصلاح و تقويت كنيم، اما نبايد همه شخصيت اين بزرگوار را به اين بعد محدود كرده و از سياست و درايت و دانايی ايشان غافل ماند و بيشتر بايد تلاش كنيم از وجود مقدس فاطمه زهرا(س) درس‌ها و عبرت‌هايی عقلانی در ابعادی همچون مديريت و حسابگری و ...بگيريم.»


همچنين در فصل دوم اين كتاب كه به بحران بعد از پيامبر(ص) می‌پردازد، در مطلبی با عنوان «احوال صحابی قبل از رحلت پيامبر(ص)» آمده است: «قبل از ورود به بحث اصلی بهتر است ابتدا با وضعيت صحابه در زمان حيات آن حضرت(س) آشنا شويم. بعد از ظهور اسلام در جزيرةالعرب طی مدت كوتاهی عرب‌های تازه‌مسلمان، مؤدب به آداب اسلامی شدند و چنان فضايلی كسب كردند كه دانشمندان امروز وقوع چنين تحول عميقی را ظرف اين مدت كوتاه بسان معجزه‌ای مثال‌زدنی می‌دانند كه حتی با امكانات عصر حاضر هم قابل دستيابی نيست.


عرب جاهلی كه دختران خود را زنده به گور می‌كردند، اكنون به حدی از ايمان و تقوی رسيده بودند كه جان و مال خود را در راه حفظ قرآن فدا می‌كردند و زنان‌شان مهريه ازدواج خود را آموزش سوره‌های آن قرار می‌دادند. براستی آيا انسان‌هايی اين چنين می‌توانند ظرف مدت چند روز از رحلت رسول خدا(ص) تا اين حد سقوط كنند كه اهانت به حضرت زهرا(س) و گذشتن از حق وی برايشان آسان باشد!


باور اين مسئله سخت است، اما حداقل چيزی كه می‌توان گفت اين است كه مشكل بزرگی كه تازه‌مسلمانان هنوز به آن دچار بودند، وجود نظام قبيله‌ای در جامعه بود؛ يعنی هنوز هم افراد قبيله به رؤسای خويش توجهی خاص نشان می‌دادند و از خود، رأی و عقيده مستقلی نداشتند.


و هنوز هم در ميان بسياری از قبايل، حمايت و تعصب عامل اصلی وحدت قبيله بود و افراد با شنيدن فرياد استغاثه يكی از افراد قبيله خود، به ياری او می‌شتافتند و در اين ميان آنچه مهم نبود، ظالم بودن يا مظلوميت بود. علاوه بر اين، بين قبايل رقابت شديدی وجود داشت و همين رقابت باعث اولين گام انحراف در سقيفه شد و موجب شد خشت بنا كج نهاده شود.»


همچنين در «احوال صحابی بعد از رحلت پيامبر(ص)» می‌خوانيم: «بعد از يك نگاه اجمالی به احوال صحابی در زمان حيات پيامبر(ص) اينك بايد توجهی خاص به احوال ايشان بعد از رحلت حضرت رسول(ص) داشته باشيم. با يك نگاه منطقی به سادگی روشن می‌شود كه همه اين مردم مسلمان نمی‌توانند به يكباره تغيير هويت داده و تبديل به دشمنان پيامبر(ص) و خانودان ايشان بشوند كه سعادت دنيا و آخرت را برای آنها به ارمغان آورده بودند. بنابراين لازم است مردم آن عصر را به جای دو جناح حق و باطل به سه گروه تقسيم كنيم، جريان روانی و اجتماعی آنها را بهتر تحليل كنيم و علت اين شكاف بزرگ در جامعه اسلامی را پيدا كنيم.


شايان ذكر است كه اين جريانات ريشه در زمان حيات پيامبر(ص) دارد و اين طور نيست كه بعد از رحلت ايشان به وجود آمده باشد؛ با اين تفاوت كه بعد از رحلت نبی اكرم(ص) خود را در عرصه‌های سياسی و اجتماعی بهتر نشان دادند كه چگونگی آن را در آينده توضيح خواهيم داد.»

captcha