گروه اقتصاد: يكی از اثرات مخرب فقدان فرهنگ قرضالحسنه به انحراف كشيده شدن ثروت و پول افراد ثروتمند جامعه است كه عموماً در مسير تجملگرايی صرف خواهد شد؛ در صورتی كه میشود اين پول را به قرضالحسنه اختصاص داد و ضمن انجام امری معنوی برای قرضدهنده، نياز مادی قرضگيرنده را ضمن حفظ شأن انسانی او برطرف كرد.
حجتالاسلام والمسلمين علیاصغر هادوینيا، محقق و عضو هيئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامی در گفتوگو با خبرگزاری بينالمللی قرآن(ايكنا)، درباره چرايی وجود قرضالحسنه گفت: نهادهای پولی و مالی نقش مهمی در جابجايی منابع پولی و مالی دارند و از دو قسمت صاحبان و متقاضيان سرمايه تشكيل شدهاند. در واقع نهادهای مالی برای تهيه ساختار انگيزشی مناسب ايجاد شدهاند تا ساختار انگيزشی اين افراد را سامان بدهند و بتوانند تعادلی بين انگيزش اين دو گروه ايجاد كنند. متقاضيان اغلب برای رفع احتياجات مادی خود به دنبال كسب منابع مالی هستند و صاحبان پول معمولاً مازادهايی در منابع مالی و پولی خود به دست میآورند و به طريقی آن را در اختيار متقاضيان سرمايه قرار میدهند البته در اقتصاد متعارف اين افراد دنبال سود هستند.
وی افزود: مسئله بعد در اين رابطه بحث اقتصاد و معنويت است. اقتصاد متعارف اختصاص به نيازها و انگيزههای مادی انسان دارد و میتوانيم بگوييم در بعد معنوی، تئوری خاصی مطرح نكرده است و اين شايد بزرگترين و مهمترين مشكل اقتصاد متعارف باشد. در صورتی كه اقتصاد اسلامی به دنبال اين است كه علاوه بر نيازهای مادی انسان، نيازهای معنوی انسان نيز برطرف شود. به عبارت ديگر اقتصاد اسلامی انسان را صرفاً از جهات مادی نمینگرد، بلكه جنبههای معنوی زندگی انسان را نيز برای پاسخگويی به اين نيازهای معنوی در نظر میگيرد.
حجتالاسلام هادوینيا تصريح كرد: با توجه به اين دو مقدمه كه گفته شد، اگر بخواهيم به مبحث قرضالحسنه بپردازيم میتوانيم بگوييم قرضالحسنه، نيازهای معنوی هر دو گروه صاحبان و متقاضيان منابع مالی را برطرف میكند. برای روشن شدن بيشتر اين مسئله بايد هر دو گروه قرضدهندگان و قرضگيرندگان را در قرضالحسنه مورد بررسی قرار دهيم كه گروه قرضگيرندگان به دنبال رفع نياز مادی و معنوی خود و قرضدهندگان در پی توجه به نياز معنوی خود هستند.
نويسنده كتاب «معنويت و اقتصاد» گفت: به بيان سادهتر كسی كه نياز مادی دارد، دو راه بيشتر ندارد، يا صدقه بگيرد يعنی اينكه پول بلاعوض بگيرد تا احتياجش را برطرف كند يا اينكه مبلغی را به عنوان قرض بگيرد و متعهد شود تا در زمانی كه تعيين میشود، اين پول را برگرداند كه مسلماً گزينه اول، شأن و كرامت انسانی را مقداری خدشهدار میكند و گزينه دوم كه همان قرضالحسنه است اين كرامت را حفظ میكند. پس قرضالحسنه به غير از نيازهای مادی قرضگيرندگان، نيازهای معنوی آنها را نيز در نظر میگيرد.
وی اظهار كرد: در مورد قرضالحسنه آنطور كه از آيات و روايات استنباط میشود و با پرداختن به آن بهتر میتوان نقشش را تبيين كرد، مبحث قرضدهندگان است. اقتصاد متعارف بر اين باور بود كه زمانی كه رشد و توليد ثروت كند ديگر همه مشكلات حل شده است و به نظر میرسد كه در بعضی زمينهها انسانشناسی دقيقی مطرح نكرده است؛ در حالی كه شايد بتوان گفت در اقتصاد اسلامی اين انسانشناسی به صورت مطلوبی وجود دارد.
حجتالاسلام هادوینيا بيان كرد: از منظر اقتصاد اسلامی افراد وقتی غنی و ثروتمند میشوند و میتوانند نيازهای مادی خودشان را برطرف كنند، امكان اينكه با فعاليتهای اقتصادی به نيازهای معنوی خود توجه كنند را نيز دارند. به عبارتی نيازهای مادی معنای كمتری برای صاحبان پول و سرمايه پيدا میكنند و بالعكس نيازهای معنوی معنادارتر میشود و اين يعنی انسان ثروتمند هم میخواهد زندگیاش بعد معنوی داشته باشد و میخواهد نيازهای معنوی خودش را برطرف كند.
وی افزود: در اين راه مشكلی وجود دارد و آن اينكه فرد ثروتمند اگر بخواهد مال و ثروتش را به صورت كنترلنشده و مجانی ببخشد، ديگر نمیتواند كنترلی بر پولش داشته باشد. در روايات هم آمده است كه بسيار هستند كسانی كه صدقه میطلبند، اما مستحق صدقه نيستند و اين مسائل باعث میشود كه افراد توانگر از صدقه دادن و كارهای خير دست بردارند و اين باعث میشود تا نياز معنویشان برآورده نشود. بنابراين ثروتمندان جامعه نيز برای انجام كارهای خير و انساندوستانه، دغدغههايی دارند.
استاديار گروه اقتصاد پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامی همچنين قرضالحسنه را يكی از بهترين راههای كمك اقتصادی به نيازمندان دانست و تصريح كرد: بنابراين ثروتمندانی كه پايبند به اصول اخلاقی و معنوی هستند برای كمك به ديگران جهت توجه به بعد معنوی زندگی خود مسائلی دارند و قرضالحسنه میتواند يكی از بهترين گزينهها برای كمك مادی و معنوی اين افراد به نيازمندان باشد كه ضمن زير سؤال نبردن كرامت انسانی و برطرفكردن نياز مالی قرض گيرنده، نياز معنوی قرضدهنده را نيز پاسخ میگويد.
حجتالاسلام هادوینيا در پايان با نتيجهگيری اينكه قرضالحسنه بايد به يك فرهنگ اقتصادی و اجتماعی تبديل شود، افزود: بنابراين يكی از اثرات مخرب فقدان فرهنگ قرضالحسنه به انحراف كشيده شدن ثروت و پول افراد ثروتمند جامعه با صرف اين ثروت برای تجملگرايی است، در صورتی كه میشود اين پول به قرضالحسنه اختصاص يابد و ضمن انجام امری معنوی برای قرضدهنده، نياز مادی قرضگيرنده را ضمن حفظ شأن انسانی او برطرف كند.