گروه اجتماعی: رمضان تمام شد؛ گر چه برای برخی هرگز شروع نشده و برای برخی هرگز پايان نمیيابد؛ اما امتحانی بود بزرگ، برخی روسياه خدا شدند و برخی روسفيد دل.
رمضان، تو میروی و من میمانم با دعاهايی كه بيش از همه خود مانع اجابت آنها شدهام. با كوهی از ثوابها و اندوختههايی كه نتيجه گرسنگی 17 ساعته و تشنگی گرمای 42 درجه است كه به قول حضرت رسول(ص) در قيامت به مانند «كوه تهامه» بزرگ، نورانی و زيبا جلوه میكند اما يكباره فرو میريزد؛ به خاطر بداخلاقی و زائل كردن باورهای اعتقادی و حبط اعمالم.
من میمانم و قفلهای شكسته زبان كه غيبت كرد، تيرهای شيطانی نگاه كه نديدنیها را ديد، فكرهايی كه ناعاقلانه انديشيد، پاهايی كه ناعادلانه رفت، دستهايی كه نامهربانانه لمس كرد و كامی گشته و تشنه، اما اميدوار.
رمضان تو در حال اتمامی، اگر چه برای برخی حتی شروع نشده بودی و برای برخی، برای هميشه ماندهای و میمانی، برای برخی دغدغه چگونه خوردن بودی و برای برخی انديشه چگونه خوراندن. برای برخی وقاحت آشكارا نفی دستور الهی بودی و برای برخی مخفيانه احسان كردن، دعا كردن، گريه كردن، نماز شبخواندن، ركوع متفكرانه و سجده طولانی كردن.
بندگی كردن
تو چه قدر متفاوت بودهای برای ما. برخی عذر داشتند اما در ميان مردم حرمت الهی را نگه داشتند و چيزی نخوردند، برخی عذر نداشتند اما بغض داشتند. برخی غصه تمام شدنت را دارند و برخی سالهاست كه تمام شدهاند.
| برخی آنقدر لطيف شدند كه شديدترين تندبادهای گناه هم آنها را از جا نجنباند،اما برخی كه سخره شيطان شده بودند، گناه را به مسخره گرفتند و مرتكب شدند |
برخی آنقدر لطيف شدند كه شديدترين تندبادهای گناه هم آنها را از جا نجنباند، به يك تلنگر نماز، نيازشان جاری میشد و به يك صدای ياالله اشكشان لبريز. اما برخی ديگر كه سخره شيطان شده بودند، گناه را به مسخره گرفتند و مرتكب شدند.
رمضان تو میروی و من با تمام كارهای كرده و نكردهام، اميدوارم. اميدوارم به لحظهای گشايش از دريای رحمت بیانتهای الهی كه قطرههايش در تمام آسمان رمضان ريزان بود اما من چتر برداشتم. به دلی كه تلاش كردم بیمنت شاد كند، به نمازی كه سعی كردم فقط تو در آن باشی، به دعاهايی كه آخرين فردش خودم بودم و گاهی نبودم.
حتی اگر به دهان، اما روزه گرفتم چون تو خواستی
اميدوارم به دعای مادر، پدر، دوست و به اينكه حتی اگر ضعيف، ذليل، دستوپا شكسته، پرعيب، با قصور، نا اميد و ... بودم، اما حداقل حتی اگر به دهان، اما روزه گرفتم چون تو خواستی.
خدايا مرا ببخش برای اينكه نه آنی بودم كه میتوانستم و نه آنی شدم كه تو میخواستی. حقوق بر گردنم سنگينی میكند و تنها يك چراغ روشن است و آن محبت توست. محبتی كه نه شايستهاش هستم و نه لايقش اما تو خدايی و من بنده.
«مَوْلاىَ يا مَوْلاىَ اَنْتَ الْمَوْلى وَاَ نَا الْعَبْدُ وَهَلْ یَرْحَمُ الْعَبْدَ اِلا الْمَوْلى ؛ مولاى من ... تویى سرور و منم بنده و آيا رحم كند بر بنده جز سرور او ؟» «مَوْلاىَ يا مَوْلاىَ اَنْتَ الْمالِكُ وَاَ نَا الْمَمْلُوكُ وَهَلْ یَرْحَمُ الْمَمْلُوكَ اِلا الْمالِكُ؛ مولاى من اى مولاى من، تویى مالك و منم مملوك و آيا رحم كند بر مملوك جز مالك ؟» «مَوْلاىَ يا مَوْلاىَ اَنْتَ الْعَزيزُ وَاَ نَا الذَّليلُ وَهَلْ یَرْحَمُ الذَّليلَ اِلا الْعَزيزُ؛ مولاى من اى مولايم تویى عزتمند و منم خوار و ذليل و آيا رحم كند بر شخص خوار جز عزيز ؟» «مَوْلاىَ يا مَوْلاىَ اَنْتَ الْخالِقُ وَاَ نَا الْمَخْلُوقُ وَهَلْ یَرْحَمُ الْمَخْلُوقَ اِلا الْخالِقُ؛ مولاى من اى مولاى من تویى آفريدگار و منم آفريده و آيا رحم كند بر آفريده جز آفريدگار ؟» «وْلاىَ يا مَوْلاىَ اَنْتَ الْعَظيمُ وَاَ نَا الْحَقيرُ وَهَلْ یَرْحَمُ الْحَقيرَ اِلا الْعَظيمُ؛ مولاى من اى مولاى من تویى بزرگ و منم ناچيز و آيا رحم كند بر ناچيز جز بزرگ؟» ... (1)
رمضان؛ تو میروی و من میمانم به اميدی. اميد به رمضانی ديگر كه باز هم دربهای رحمت خداوند باز شود و همچنان كه خداوند منتظر هميشگی من است، من نيز منتظر او باشم.
-------------------------------------------------------------------------------------------
1. مناجات حضرت علی(ع) در مسجد كوفه