بيمار مرگ مغزی، صحبت نمیكند، نمیبيند به هيچ يك از تحريكات خارجی پاسخی نمیدهد و بدون استفاده از دستگاه تنفس مصنوعی قادر به تنفس نخواهد بود و در ادامه اعضای ديگر از جمله: قلب، كبد و كليهها به تدريج از كار خواهند افتاد.
تصادفات رانندگی، وارد آمدن ضربه شديد به سر، سقوط از ارتقاع، غرق شدن در آب، مسموميتها، خونريزی داخل مغز و همچنين سكته مغزی از جمله علل و عواملی بودهاند كه موجب مرگ مغزی میشوند و در اين صورت، امكان بهبودی و برگشت بيمار مرگ مغزی به هيچ عنوان وجود ندارد و مواردی كه شنيده میشود بيمار مرگ مغزی بهبود يافتهاند در واقع مرگ مغزی نبودهاند.
تاييد مرگ مغزی و گرفتن رضايت، شناسايی و ارجاع مرگ مغزی، ارزيابی فرد اهدا كننده، مراقبت از عضو پيوندی و شناسايی گيرنده مناسب و برداشت و پيوند عضو يا بافت مربوط، مراحل مختلف اهدای عضو هستند و طبق قانون مصوبه همه بيمارستانها در سطح كشور موظف هستند تا موارد مرگ مغزی را بلافاصله به واحدهای فراهم آوری اعضای پيوندی اطلاع دهند.
كليه بيمارستانها كشور موظف هستند موارد وقوع مرگ مغزی را به مركز مديريت پيوند و بيماریهای خاص وزارت بهداشت درمان و آموزش پزشكی گزارش دهند تا مراتب توسط تيم تشخيصدهنده مرگ مغزی تاييد شود تا پس از مشخص شدن مرگ مغزی مراحل بعدی در صورت وصيت بيمار يا موافقت ولی ميت انجام شود.
وصيت بيمار در چارچوب قوانين مربوط میتواند به دو صورت كتبی يا شفاهی باشد و با اعلام كتبی يك نفر از وراث قانون قابل احراز است و متاسفانه در كشور ايران با بيشترين مرگ مغزی يعنی سالانه 3 تا 4 هزار نفر مرگ مغزی، كمترين اهدای عضو انجام میشود.
فعاليت نكردن بسياری از دانشگاههای كشور در زمينه كار روی بيمار مرگ مغزی مهمترين عامل كاهش آمار اهدای عضو در كشور است و از سوی ديگر بر اساس قانون وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكی، همه دانشگاهها در سطح كشور موظف به راه اندازی واحد فراهم آوری اعضای پيوندی بودهاند كه بسياری از دانشگاهها از اين قانون تبعيت نكردهاند و يا برخی دانشگاهها واحد فعالی ندارد.
به نظر میرسد كمبود عضو قابل پيوند از مهمترين مشكلات فرآيند پيوند عضو به بيماران نيازمند محسوب شود كه لازم است با گسترش فرهنگ اهدای عضو در سطح جامعه از سوی مسئولان نظام سلامت و كارشناسان مرتبط با فرآيند پيوند عضو، زمينه مناسبی برای تشويق مردم به اهدای عضو از فرد مرگ مغزی فراهم شود.
بعضی از اعضای بدن اساسی هستند و بدون آن زندگی كردن امكان پذير نيست پس طببيعی است كه جايز نيست انسان، قلب خود را اهدا كند و نيز نمیتواند عضوی را كه در زندگی ذاتی اجتماعی به آن نيازمند است به ديگری اهدا كند اما نسبت به اهدای اعضای بدن مرده اگر انسان وصيت كرده باشد كه پس از مرگش اعضای بدنش به شخصی ديگری داده شود شرعا جايز است.
بر وصی واجب است كه وصيت متوفی را عملی كند زيرا خداوند متعال در اين باره در آيه 81 سوره بقره میفرمايد: «فَمَن بَدَّلَهُ بَعْدَ مَا سَمِعَهُ فَإِنَّمَا إِثْمُهُ عَلَى الَّذِينَ یُبَدِّلُونَهُ إِنَّ اللّهَ سَمِيعٌ عَلِيمٌ: پس هر كس آن [وصيت] را بعد از شنيدنش تغيير دهد گناهش تنها بر [گردن] كسانى است كه آن را تغيير مىدهند آرى خدا شنواى داناست» پس خداوند از وصی میخواهد كه وصيت را به شكل الزامی اجرا كند.
انسانی يك عضو بدن خود را به انسان ديگر میبخشد اين كار از نظر احسان و ايثار يك ارزش اخلاقی به حساب میآيد و خداوند سبحان درباره آن در آيه 9 سوره حشر، میفرمايد: «وَیُؤْثِرُونَ عَلَى أَنفُسِهِمْ وَلَوْ كَانَ بِهِمْ خَصَاصَةٌ: و هر چند در خودشان احتياجى [مبرم] باشد آنها را بر خودشان مقدم مىدارند»
اگر چه عمل اهدای عضو فقط ارزش مادی ندارد ولی بعضی از فقها عقيده دارند انسان دريافت كننده عضو اهدايی بايد به اهدا كننده مبلغی را بدهد چرا كه شايد بدان نياز داشته باشد.