به گزارش خبرگزاری بينالمللی قرآن(ايكنا)، هر سال 20 مهرماه كه فرا میرسد، همه به تكاپو میافتند تا قرآنیترين شاعر يا شاعرترين حافظ قرآن ايران زمين را بيشتر از گذشته به خود و به دوستداران شعر و فرهنگ فارسی بشناسانند و هر يك به فراخور توانمندی و بضاعتی كه دارند به گوشهای از توانمندیهای شاعری كه شناخت شعرش شعور میخواهد، میپردازند.
شايد شناخت وجه قرآنی شاعری كه تمام شهرتش را مديون حافظ قرآن بودنش است، در وهله اول كاری آسان جلوه كند، اما زمانی كه تنها سند اثبات اين مدعا يك شاه بيت باشد، كار به مراتب سخت میشود.
ورود شاعری كه قرائتهای 14 گانه قرآن را از بر بود
مطمئناً اگر خواجه شمسالدين محمدبن بهاءالدّين شيرازی ملقب به حافظ شيرازی در ديوان 500 غزلی خود بيت كليدی «عشقت رسد به فرياد گر(ار) خود به سان حافظ/ قرآن ز بر بخواندی در چارده روايت»، را نمیآورد و اندكی خويشتنداری به خرج میداد، بسياری حالا نمیدانستند كه شاعر «صوفی» و «می» حافظ كل قرآن كريم آن هم نه به يك شيوه قرائت، بلكه 14 شيوه قرائت است.
هميشه اين سؤال در ذهن جستجوگر برخی وجود داشته است كه آيا واقعاً حافظ شيرازی، شاعری كه بايد تمام زمان خود را صرف بازی با كلمات و پادشاهی در اين سرزمين اختصاص دهد، حافط قرآن نيز بوده است و چگونه میشود كه همزمان با به بازی گرفتن كلام و كلمه، چهارده روايت متفاوت قرائت قرآن كريم را در ذهن خود جای داده باشد و آن را در يك تك بيت به اعلام همگانی برساند تا سند حافظ قرآن بودنش را در شعر خود مهر بزند.
مراد حافظ از بيان حافظ قرآن بودن در شعرش چه بود
حافظ شيرازی به دنبال چه چيزی بوده است، از بيان اين بيت شايد میخواسته به همه بگويد حافظ قرآن كريم آن هم نه يك نوع قرائت، بلكه 14 روايت مختلف است، يا اينكه بگويد حافظ قرآن كريم بودن كاری سخت و طاقت فرسا و نشدنی است كه به عنوان ضربالمثل از آن استفاده كرده است و يا تنها خواسته است از اغراقهای شاعرانه در اين بيت خود استفاده كند.
حال يك سؤال مطرح میشود اين 14 روايت اصلاً چه چيزی هستند كه شاعر برجسته ايرانی گام در راه از بر كردن آنها نهاده است.
قرائتهای هفتگانه و ...
پاسخ زمانی كه از سوی محمدرضا ستودهنيا، مديرگروه علوم قرآن و حديث دانشگاه اصفهان شنيده میشود، اندكی ساده میشود. وی میگويد: پس از زمان پيامبر(ص) به خاطر تعدد لهجهها در زبان عربی متن قرآن كريم به قرائتهای گوناگونی خوانده میشد و در قرن سوم و چهارم عدهای از عالمان علم قرائت، اين قرائتها را از آغاز تا انجام آن به رشته تحرير در آورده و ثبت و ضبط كردند، از ميان اين قرائات، هفت قرائت را به عنوان قرائتهای هفتگانه برگزيدند كه هر يك از اين قرائتها توسط دو راوی روايت شد، بنابر اين مجموع آن 14 روايت میشود كه اين روايتها در سراسر جهان اسلام به طور رسمی مورد تأييد قرار گرفته و در مكتبهای قرآنی تدريس میشد و حافظان قرآن اين روايتها را با توجه به توان خود میخواندند.
هنوز هم افرادی هستند كه 14 روايت قرآن را از بر باشند
وی در مورد اينكه آيا افرادی بودهاند كه روايتهای متعدد حفظ قرآن كريم را فراگرفته باشند نيز افزود: بعضی حافظان چيرهدست بودهاند كه تمام 14 روايت را حفظ كردهاند كه از جمله آنها میتوان به حافظ شيرازی اشاره كرد. در تاريخ اشخاص ديگری هم هستند كه 14 روايت قرآن را حفظ كرده باشند و در همين دوره معاصر نيز افرادی هستند كه از جمله آنها میتوان به استاد «تميم زعبی» اشاره كرد، در مصر، سوريه و برخی كشورهای عربی ديگر نيز حافظان قرآن كريم هستند كه قرآن را به 14 روايت حفظ كردهاند.
وی در مورد دشواریهای حفظ قرآن كريم به روايتهای مختلف نيز گفت: اگر كسی حافظ كل قرآن كريم باشد، حفظ كردن روايتهای ديگر نياز به چند سال زحمت و يادگيری روايتها و قرائتهای ديگر دارد. اين پديدهای است كه تحت عنوان علم قرائات از ديرباز در جهان اسلام وجود داشته است و درحال حاضر هم در كشورهايی مانند مصر، تونس، مراكش رواج زيادی دارد. اگر چه در كشور ايران اين كم رنگتر بوده و به ندرت افرادی پيدا میشوند كه حافظ روايتهای مختلف باشند.
رايجترين شيوه قرائت قرآن
ستودهنيا در ادامه در مورد معروفترين و رايجترين روايت قرائت قرآن كريم نيز اظهار كرد: از اين ميان روايت «حفض» از «عاصم كوفی» يكی از رايجترين شيوههای قرائت است كه در كشورمان نيز رواج دارد، اين روايت رايجترين شيوه قرائت در تمام جهان اسلام به جز شمال آفريقا است، در شما آفريقا قرائت «نافع» به روايت «قانون» رايج است و در كشورهايی همچون الجزاير، مراكش، موريتانی و چند كشور ديگر قرائت «نافع» به روايت «ورش» شهرت دارد، در سودان نيز روايت «دوری» از «ابو عمرو بصری» رايج است.
اما شنيدن گوشههايی از توانمندیهای قرآنی حافظ شيرازی از سوی يك استاد برجسته ادبيات فارسی نيز خالی از لطف نخواهد بود، اسماعيل آذر، از اساتيد برجسته ادبيات ايران در مورد توانمندیهای قرآنی سرسلسله شاعران غزلسرای پارسی بر اين باور است كه حافظ آن قدر با قرآن زيسته و با قرآن خود را جاودان كرده است كه لسانالغيب لقب گرفته است، يعنی شخصيتی كه به غيب و به ماوارءالطبيعه متصل است. به نظر من وقتی حافظ غزلی میسروده تمام آيات قرآنی و احاديث نبوی(ص) پيش روی ايشان بوده است و اينها را در ذهن و روح خود لمس و ملاقات میكرده است.
به غير از حافظ چه كسانی هم شاعر و هم حافظ قرآن بودهاند
اسماعيل آذر در مورد اينكه به غير از حافظ، شاعر ديگری نيز بوده است كه حافظ قرآن باشد نيز گفت: لقب حافظ، لقبی است كه به بسياری از افراد ديگر نيز داده شده است كه حافظ افروغ و حافظ مراغی و خيلیهای ديگر از آن جملهاند، اما هيچ وقت ماندگاری لقبی كه به خواجه شيرازی داده شد، نبود.
اين استاد ادبيات فارسی يك جنبه ديگر از توانمندی حافظ را داشتن صدای خوش هنگام تلاوت قرآن دانست و عنوان كرد: به احتمال زياد چون حافظ صدای خوبی داشته و قرآن را با صدای خوبی تلاوت میكرده است و مسلط بر آيات مقدس قرآنی بوده به او هم اين لقب را دادهاند و همين ضامن بقاء و ضمانت ماندگاری خود و شعرش شده است.
تنها سند حافظ بودن «حافظ» بيت معروفش است
وی نيز همچون ديگران بر اين باور است كه سنديت حافظ قرآن بودن خواجه شيرازی در يك يا دو بيت آورده شده است و غير از آن سند تاريخی ديگری در دست نيست، اين استاد ادبيات نيز در سخنان خود به قراء سبعه و اشتهار دو قاری در هر يك از اين روشهای هفتگانه نيز اشارهای كرد.
اما با همه اينها بدون شك اگر به قصد كنكاش در ديوان غزليات حافظ شيرازی دست به تورقی بزنيم و اندك آشنايی با آيات شريفه قرآن و يا احاديث داشته باشيم، هر غزل و هر بيت از اين شاعر، آيهای و يا حديثی از احاديث نبوی(ص) را پيش روی ديدگان خواننده باز میكند. خواننده با خواندن هر غزل از غزليات حافظ با نشانهای از نشانهها و مضامين و مفاهيم قرآنی روبرو میشود.
هر بيت حافظ نماينده آيهای از قرآن كريم
اسماعيل آذر در اين مورد به برخی ابيات ديوان حافظ شيرازی و معادل قرآنی آن ابيات اشاره كرد و گفت: اگر نگاهی به اشعار حافظ بيندازيم، متوجه خواهيم شد كه اين كلمات تنها از زبان شخصی میتواند خارج شود كه قرآن را بداند و بخواند. مثلاً بيت «گر رنج پيشت آيد و گر راحت ای حكيم/ نسبت مكن به غيب كه اينها خدا كند» كه بيانگر آيه مباركه «وَإِن تُصِبْهُمْ حَسَنَةٌ یَقُولُواْ هَذِهِ مِنْ عِندِ اللّهِ وَإِن تُصِبْهُمْ سَیِّئَةٌ یَقُولُواْ هَذِهِ مِنْ عِندِكَ قُلْ كُلًّ مِّنْ عِندِ اللّه» است و يا در بيت «بر اين رواق زبرجد نوشتهاند به زر/ كه جز نكويی اهل كرم نخواهد ماند»؛ يعنی «إِنْ أَحْسَنتُمْ أَحْسَنتُمْ لِأَنفُسِكُمْ وَإِنْ أَسَأْتُمْ فَلَهَا فَإِذَا جَاء وَعْدُ الآخِرَةِ لِیَسُوؤُواْ وُجُوهَكُمْ....»، ممئناً سراسر ديوان حافظ پر است از آيههايی كه تنها يك حافظ قرآن میتواند به تبحر خاصی آنها را در ابياتی نغز بچيند.
اين استاد ادبيات فارسی خاطرنشان كرد: در مورد حافظ قرآن بودن خواجه حافظ شيرازی آن چه برای ما سند است، عمل خود حافظ است، از اينجا معلوم میشود كه اين شاعر توانمند حافظ قرآن نيز بوده است كه تمام غزلهايش به گونهای متمايل به قرآن و مفاهيم و مضامين قرآن كريم است و همين امر تثبيت كننده حافظ قرآن بودن ايشان است وگرنه هيچ سند تاريخی در اين زمينه وجود ندارد و هيچ سندی بهتر از خود شعر حافظ نيست، زيرا هم خودش گفته است و هم به آن عمل كرده است.
اسماعيل آذر اين را هم در پايان گفت كه شاعری ديگری در تاريخ ثبت نشده است كه در حافظ قرآن بودن توانسته باشد تنه به تنه حافظ شيرازی بزند.
غلامرضا شاهميوه، يكی ديگر از اساتيد قرآنی كشورمان در مورد حافظ شيرازی و حافظ 14 روايت قرآن بودنش بر اين باور است كه اين قراء چه افرادی بودهاند، در تاريخ مشخص نيست و ما هر چيزی كه از حافظ بودن قرآن كريم میدانيم اين است كه ايشان در يكی از ابيات خود به اين امر به طور مستقيم و در جاهای ديگر نيز غيرمستقيم اشاره كردهاند و خودش هم در جايی میگويد «هر چه دارم همه از دولت قرآن دارم».
وی همچنين معتقد است بايد در زمينه حافظ قرآن بودن اين شاعر در تاريخ كنكاش و بررسی صورت بگيرد تا ببينيم روايتهايی كه ايشان در مورد حفظ قرآن كريم ادعای آن را داشته است، چگونه بوده است و اين روايتها چه چيزهای بودهاند، البته همين كه به ايشان عنوان حافظ خطاب شده است، نشان دهنده تسلط ايشان بر حفظ قرآن كريم بوده است و ما چارهای جزء پذيرش اين امر به استناد ابيات ايشان نداريم.
با اين وجود برای همنشينهای شعر حافظ همين بس كه با خواندن شعری از اشعار ديوان اين شاعر توانمند تلنگری به ذهن انسان معاصر زده میشود و يادی از آيات مصحف شريف به ذهن متبادر میشود و همين میشود كه در خانه هر ايرانی اگر يك قرآن كريم باشد، بیشك يك ديوان اشعار حافظ شيرازی هم هست و در گوشه طاقچه يا لابهلای كتابهای دست نخورده و خاك گرفته كتابخانهها خودی نشان میدهد.
نديدم خوشتر از شعر تو حافظ/به قرآنی كه اندر سينه داری
صبح خيزی و سلامت طلبی چون حافظ/هر چه كردم همه از دولت قرآن كردم
حافظا میخور و رندی كن و خوش باش ولی/دام تزوير مكن چون دگران قرآن را